تاریخ درج خبر : 1392/10/11
کد خبر : ۱۷۴۳۰۶
+ تغییر اندازه نوشته -

“یک قـــرن صلـــح”

سایت استان: امیررضا سالمیان

روز 24 آذرسال 92 شهرستان کهگیلویه شاهد یکی از تاریخی ترین روزهای خود بود روزی که مردم قدر شناس استان یکی از مردان نامی خود از تبار بزرگان و دلیر مردان را بر دستان خود و همراه با چشمان اشکبار به آغوش خاک سپردند پیامهای اخلاقی و اجتماعی فراوانی را از این اجتماع عظیم انسانی میتوان دریافت نمود پیامهایی که جدا از شکوه و عظمت بی نظیر این مراسم که به گواه حاضران در تاریخ کهگیلویه بی بدیل بود.
حکایت از زندگی سرشار از موفقیت حاج شیروان کاظمی داشت. بدون تردید سیل خروشان جمعیت بدون سازماندهی و به صورت خود جوش در این گردهمایی عظیم حضور پیدا کردند که در یک جمله می توان از علاقه قبلی مردم به این مرد بزرگ و نامی به عنوان قدرتمندترین و بارزترین دلایل حضور پرشکوه و خلق حماسه مردمی نام برد آنچنانکه همگان میدانند زندگی حاج شیروان کاظمی مملو بود از نوع دوستی و صلح طلبی و اصلاح اختلافات محلی که قلم و ادبیات نگارنده از بیان حق مطلب ناتوان است حاج شیروان کاظمی مردی بودکه حدود یک قرن زندگی باعزت خود را صرف به عینیت رساندن صفات گفته شده نمود درتمام زندگانی ایشان کمترین نقطه تاریکی وجود نداردهرچه هست نورانیت است و روشنایی چنین رفتارها و صفات پهلوانانه برازنده قبای بزرگمنش مردان مقتدر تاریخ است ایشان فردی بودکه همواره درحال تلاش و کوشش بود گاهی در جلسات و مجالس مشغول اصلاح امور بین مردم و گاهی مشغول کار برروی زمین های زراعی خود بود علی رغم کهولت سن کماکان با عشق و امید به آینده و در اوج سرزندگی بعنوان یک کشاورز نمونه، خستگی ناپذیر نشان میداد . دفاع از حقوق مردم از اولویت های زندگی این مرد بزرگ بود که شواهد و مصادیق این امر دفاع از حقوق سادات علائی در منطقه سردسیری نرماب و نیز دفاع از حقوق طائفه طاس احمدی در دهدشت قدیم بود. ایشان در زمینه اثبات حقانیت و رعایت عدل و انصاف حتی از حقوق مسلم خود و خانواده اش نیزعدول نمودند که از ذکر مصادیق به جهت پاره ای شرایط خود داری می نمایم . همانگونه که همگان اذعان دارند ایشان ید طولایی در ایجاد صلح و سازش بین طوایف و قبایل مختلف داشتند که همین امراز مشخصه های بارز زندگی این مرد جاودانه بود ایشان بارها از دست فرمانداران محترم شهرستان کهگیلویه نشان لیاقت صلح دریافت نمودند ، چه بسیار موارد نزاع و درگیری که برای حل و فصل آنها نیروهای امنیتی شهرستان و استان دست به دامن حاج شیروان می شدند و اگر نبود نفوذ کلام و درایت ایشان چه بسا فجایع تأسف باری به بار می آمد عملکرد ایشان مصداق آیه شریف إنًَما المؤُمِنُونَ إخوَهٌ فَأصلِحُوا بَینَ اَخَوَیَکُم و أتًَقُوا اللهَ لَعَلَمُ تَرحمُونَ- (حجرات آیه 10 ) بود ایشان در اواخر عمر پر برکت خود و در حالی که در بستر بیماری بودند نیز دست از صلح طلبی بر نداشتند و گویی که عطش سیری ناپذیری به بر قراری دوستی و برادری بین همنوعانش داشت به گونه ای که در آخرین روزهای عمر پربرکتشان در بخش Icu بیمارستان دهدشت برای قاضی و دادستان شهر پیغامی مبنی بر به تأخیر انداختن اجرای حکم یکی از محکومین برای ایجاد صلح و سازش فرستادند ولی چه حیف که اجل مهلت نداد.حاج شیروان کاظمی مصلحی بود بدون تشکیلات اداری مورخی بود دانشگاه نرفته ، مردم نگار و جامعه شناسی آموزش ندیده ،اصلاحات ارضی بدون ابلاغ و دانایی بود که شاهنامه را از برداشت ادبیات نویسنده از بیان جامع زوایای زندگی سراسر افتخار این مرد بزرگ ناتوان است . لذا با ذکر جمله تو خودبخوان حدیث مفصل از این مجمل مطلب را خاتمه میدهم.

در پایان لازم میدانم از طرف خانواده حاج شیروان کاظمی از تمامی مردم شریف استان کهگیلویه و بویراحمد واستانهای هم جوار کمال تشکر و قدردانی را بنمایم.
سرانجام در روز پنج شنبه 92/9/21 مقارن با اذان ظهر مرد دوست داشتنی ازتبار بزرگان پس از یک قرن زندگی باعزت و برکت درحالی که مردم شریف استان را دربهت و حسرت جاودانه فروبرد برای همیشه چشم از جهان فروبست
عمر بسیار بباید پدر پیر فلک را /  تا دگر ما در گیتی چو تو فرزند بزاید

روحش شاد یادش گرامی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مسعود می‌گه:

    از اونجایی که افتخار آشنایی با آقای دکتر سالمیان چندیست که نصیبم شده، باید بدون تعارف بگم که ایشون یکی از صادق ترین افرادی هستن که در این شهر میشناسم و اصلا هم اهل مبالغه نیستن. ایشون به شهردار شدن نیاز نداشتن….شهر ما به ایشون نیاز داشته و داره. امیدوارم در اینده ی نزدیک شاهد تأثیرگذاری افکار اشخاصی همانند ایشون در شهر کوچکمان باشیم.

    آقای نرماب هم بسیار محترمانه اعتراضشون رو مطرح نمودن که خود جناب دکتر سالمیان جواب دادن. بنظرم در کامنت آقای نرماب به کسی توهین نشد.

  • سي سختي می‌گه:

    چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است…
    بزرگی این ادمو اصلا نمیشه انکار کرد..چیزیه که مشخص…من فقط اسم این ادمو شنیدم ولی رفتارو برخورده مردم نشون داد که هر چی بگی کم گفتی

  • نرماب می‌گه:

    دوستان عزیز که از اظهار نظر من ناراحت شدید منظور حقیر تحقیر نبوده من بیشتر از همه شما که نوشته اید با ایشان همنشین بودم واحترام ایشان وخانوادشون رو دارم ولی دوستان وقتی زیاد از حد موضوعی مطرح بشه قضیه عکس جواب میده هر چند تبلیغات …….. رو نباید برا شلوغ کردن مراسم دست کم بگیریم که در نوع خود رقابتی بود با …..ولی خدا رو شاهد میگیرم شاهد اعتراضهایی از بعضی ها بودم که نسبت به دکتر ارام ودکتر سالمیان وبقیه طاس احمدیها مطرح شدکه بر خود واجب دیدم که به اطلاعشون برسونم که یه کم ,کم کم وبا فاصله حداقل !که از نزدیک با ایشان درمیان خواهم گذاشت.

  • سالمیان می‌گه:

    با سلام خدمت دوست گرامی ردیف 13 وبا تشکر از جنابعالی بابت مطالعه متن و انتقادشما،خداراشاهدمیگیرم که در اظهاراتم سعی در مبالغه نداشته ام .من نزدیک 10 سال است که افتخار آشنایی نزدیک با مرحوم را دارم.هروقت محضر ایشان بودم از رفتارها وبرخوردهای ایشان درس می گرفتم.شک ندارم اگر شما هم مثل من دنبال یافتن راهی به سوی زندگی بهترومثمرثمرمی بودید که حتما هستید از رفتارهای ایشان الگوبرداری می کردید.به هر حال نباید فراموش کنیم که جامعه در برخی جهات از سمت وسوی صحیح منحرف شده وبه قول شاعر((ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی/این ره که تومی روی به ترکستان است))به هر حال واکاوی دلیل استقبال مردم میتوان پاسخ خیلی از ابهامات را بدهد.به قول معروف سطح آگاهی مردم بالاست و رفتارها وبرخوردهای اکثریت آنها قابل تامل می باشد

  • سالمیان می‌گه:

    خدمت دوست گرامی ردیف 12سلام وعرض ادب دارم .ستایش من از ایشان مربوط به مسایل وارتباطات خانوادگی نیست.شهر ما افراد سرشناس کم ندارد بعنوان مثال من در جایگاهی که قرار دارم در حدتوان خود وبا تمام فشارهای موجوددر گرامیداشت مقام استاد حسین پناهی وثبت آثارماندگار برای ایشان فروگذارنکرده ام

  • ناشناس می‌گه:

    با سلام به همه…به قول یکی از دوستانمون لیاید تخضی به موضوع نگاه کنیم و پا را حیطه صورت برهانیم…بارها اسم حاج شیروان را شنیده ام اما هر بار به یه دلیلی…گاهی بدلیل مصلح بودن گاهی بدلیل پوست اندازی بین دو حکومت شاه و امام..گاه بدلیل چهار راه معروفش! و گاه های دیگر…خدمت جناب سالمیان میتونم بپرسم خواستگاه کلمه قهرمانی و قهرمانی پروری کجا بوده؟چطور بوده؟که صفات پهلوانیو گمشده ما میداند…چرا هنوز بعد از چند هزار سال از زندگی ادمی ما هنوز درگیر خرافاتیم؟چرا مقاله دکتر سالمیان فارغ از هر گونه چهارچوبه و فقط مدح است و ثنا…جناب اشکوه بسار مردایی بودن که حداقلش در حد حاج شیروان بودن….چرا گفتن حقیقت توسط نرماب شما را گزید و منطقی جوابش را ندادید…پس جناب اقای ارام جمع کن بساط مبالغه را…

  • فراری می‌گه:

    کاش شهر ما نیز شاعری نویسنده ای دانشمندی… می داشت تا دوستان تحصیل کرده و صاحب قلم آنقدر دستشان تهی نمی ماند که مجبور باشند افراد صاحب نام خانواده و روستایشان را آنقدر ستایش کنند که آدم به دانش و سواد خودشان شک کنه

  • سالمیان می‌گه:

    درراستای نظر دوست عزیز ردیف دهم باید عرض کنم تا زمانی که سیاست زدگی بر انتخاب شایسته مدیران سایه افکنده خیلی برای نظرات افرادی چون من گوش شنوایی نیست .والا حتما جنابعالی شاهد بودید در انتخابات شورای شهر مجموعه دانشگاه تمام قد از جناب دکتر حجت خواه حمایت کردند ولی متاسفانه به دلیل گفته شده در ابتدای عرایضم و نیز تنها بودن دکتر حجت خواه در شورای شهر، تمام برنامه ها وراهکارهای ما برای خروج دهدشت از بن بست همه جانبه ای که گرفتار آن شده در نطفه خفه شد.((گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من / آنچه البته به جایی نرسدفریاداست))

  • ساکن دهدشت فرا سنتی می‌گه:

    جناب آقای سالمیان شما چرا؟! از شما انتظار بیشتری میره ،این چه رسمی هستش تو دهدشت هر روز و هر شب فاتحه خوانی ،شغل پدر مادرامون شده و حالا شما هم دس بردار نیستید ،نقدی چیزی ک به شهرمون کمک کنه بنویسید

  • علی می‌گه:

    اقایان دکتر ارام.و دکتر سالمیان. کاش یه مطلب تخصصی مینوشتید. خدا ان. مرحوم را رحمت کنه. اما اغراق چرا. برای مطرح شدن راههای دیگری هم هست.

  • سالمیان می‌گه:

    دوست عزیز ردیف دوم که به عملکرد من انتقاد وارد کرده ای ،ضمن احترامی که برای نظرشما قائلم باید عرض کنم صفات پهلوانی مردان بزرگ ،گمشده زندگی روزمره امروز ماست بنابراین یادآوری این صفات می تواند تلنگری باشد برای قرارگیری ما در مسیر صحیح زندگی

    • نرماب می‌گه:

      دکتر عزیز با ارزوی موفقیت روز افزون برای شما ومانای قلمتون!د وست دارم از نزدیک دلایل اعتراضم رو خدمتتون عرض کنم وقتی حقیر رو شناختید به بی اساس نبودن اعتراضم پی خواهید برد

  • سالمیان می‌گه:

    جناب اسلام پرور از اظهار لطف جنابعالی متشکرم

  • سامان اشکوه می‌گه:

    اقای نرماب از شما تعجب میکنم که چرا این حرف را میزنید؟ ایشون یکی از بهترین وبزرگترین کدخداهای بویراحمد ودهدشت میباشن ودر طول عمربا برکتشون بارهاوبارها درگیری های قومی وقبیله ای بین طوایف را کوتاه کردند وباعث صلح وسازش بین اقوام وطوایف بودند.درواقع ایشون سفیر صلح به مکتب نرفته ی استان ما بود ودربزرگی اش همین بس که همه از او به احترام یاد میکنند ومراسم باشکوهش گویای محبوبیت ایشون در بین مردم است.
    سعدیا مردنکونام نمیرد هرگز/مرده انست که نامش به نکویی نبرند

  • نرمابی می‌گه:

    نرماب محترم اولا”این توهین که کردی نشان از بی ادبی بودن جنابعالی است . وعقده حقارت. حتما ” این عقده حقارت ناشی ازصدمه ای است که یااز طاس احمدیها داری یاخانواده کاظمی نرمابی . چون شما وخانواده ات در میان نرمابیها جایگاهی ندارید براساس کینه ای که از قبل در تو ریشه دوانده به چنین توهینی دست زدید . ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست . عرز خود میبری زحمت ما میداری.

    • نرماب می‌گه:

      اتفاقا نرمابی عزیز زمانی که بخاطر اختلافات بین طایفه ای سالهای قبل کسی از شما سراغی از ایشون نمیگرفت حقیر بیشتر از همه ی شما احترام ایشان را داشتم وتنها جایی که احساس ارامش میکردند خونه ی ما بود پس اینچنین اتش گرفتن نشان از ادب شماست ؟یا انفجاری بودن

  • اسلام پرور می‌گه:

    ما مردم دهدشت منتظر بودیم که مهندش سالمیان بشه شهردار و این شهر را از فلاکت و سومدیریت نجات بده اما متاسفانه عده ای معلوم الحال این فرصت را از دهدشت گرفتند

  • نرماب می‌گه:

    مه د طاس احمدیل ول ایکنن !نرمابیل خشون وهوششون رته!
    همه دونن بزرگ بی روحشش شاد !اما هر چیزی زیادیش نخوبه

  • محمد می‌گه:

    روحش شاد یادش گرامی ای کاش اندک مردمانی چنین شهامتی در اتصال حلقه ها به یکدیگر را داشتند تا استان ما از این حالت خارج میشد

200x208
200x208