تاریخ درج خبر : 1392/10/11
کد خبر : ۱۷۴۴۲۶
+ تغییر اندازه نوشته -

«وقف»میراث ماندگار

سایت استان: سیده فریده آرامش

سزد آن که ماند پس از او به جای /  پل و خانی و خان و مهمان سرای
وز آن کس که خیری بماند روان/  دمادم رسد رحمتش بر روان(1)

سنت حسنه ی «وقف »بارزترین تجلّی احساسات انسانی و بشردوستانه است که از دیرباز به اشکال گوناگون در تاریخ بشر وجود داشته و نقش مهمی در جهت بهبود وضع رفاه عمومی ,خدمات درمانی و رشد و گسترش علم و فرهنگ و… ایفا نموده است. «وقف» در لغت به معنای ایستادن,اقامت کردن,حبس کردن ملک یا مستغلی در راه خداست و «وقف کردن » به معنای منحصرکردن کسی یا چیزی ,زمین,ملک یا مستغلی در راه خداست. (2)ماده 55 قانون مدنی در تعریف حقوقی (وقف) چنین آورده است :(وقف عبارتست از اینکه عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود ,منظوراز حبس نمودن عین مال ,نگاه داشتن عین مال از نقل و انتقال و همچنین از تصرفاتی که موجب تلف عین گردد زیرا مقصود از وقف,انتفاع همیشگی موقوف علیهم از مال موقوفه است,بدین جهت هم آن را وقف گفته اند ,منظور از تسبیل منافع ,واگذاری منافع در راه خداوند و امور خیریه و اجتماعی می باشد.) (3)

«وقف » را به عام و خاص تقسیم کرده اند.منظور از وقف عام ,وقفی است که مقصود از آن امور خیریه است ومخصوص طبقه یا شخص خاصی نیست مانند وقف بر فقرا,وقف بربیماران ,بر طلابو بر مدارس و مساجد.در مقابل آن وقف خاص است و آن وقفی است که مخصوص دسته معین و خاصی است مانند وقف بر اولاد یا افراد و یا طبقه ی خاصی از مردم.
( پیشینه ی وقف در ایران به پیش از اسلام و به اواخر شاهنشاهی ساسانی بر می گردد.در آن دوران بنیادهای نیکوکاری به منظور رستگاری روان در ایران بنا شدند که درآمد آن صرف کمک به تنگدستان و احداث تآسیسات عام المنفعه می شد.)(4)

درباره ی خاستگاه اسلامی آن,در قرآن آیه ای که به طور مشخص و مستقیم به «وقف » اشاره شده باشد ,نیافتم اما به موارد متعددی از توصیه به تعاون ,انفاق,صدقه و … برخوردم که بی مناسبت با روح «وقف » نیست.مانند:
«لن تنالوا البرّ حتی تنفقوا من شیٍ فان الله به علیم شما هرگز به مقام نیکوکاران و خاصان خدا نخواهید رسید ,مگر که از آن چه دوست دارید و بسیار محبوب است در راه خدا انفاق کنید و هرچه انفاق کنید خدا بر آن اگاه است.» سوره آل عمران,آیه 92

و یا :«المال و البنون زینه الحیوه و الباقیات صالحات خیر عند ربک ثواباٌ و خیر آملاٌ» :مال و فرزندان آرایش زندگانی جهان اند و لکن ,اعمال صالح که تا قیامت باقی است,نزد پروردگار بسی بهتر و نیکوتر است. سوره ی کهف آیه 46

پیداست که مصداق «باقیات صالحات »همان «وقف» است.

در کتب حدیث ,چندین مورد حدیث در مورد وقف ثبت شده است ,هرچند در هیچ مورد لفظ «وقف»به صراحت نیامده است.مثلاٌ در بحارالانوار از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که :
«اذا مات ابن آدم انقطع عمله الاّ من ثلاث:صدقه جاریه,او علم ینتفع به او ولد صالح سیستغفر له» :وقتی آدم بمیرد ,پرونده ی عمل وی بسته می شود مگر در سه مورد :صدقه جاریه,علمی که از آن نفعی برده شود و فرزند صالحی که برایش دعا کند.(5)منظور از «صدقه جاریه »همان «وقف» است.

در تاریخ اسلام اولین واقف حضرت رسول (ص)بود واولین موقوفات : مسجد قبا,مسجدالنبی و باغهای هفتگانه.در میان ایمه حضرت امیر(ع) بیشترین موقوفه ها را داشته اند و وقف نامه های متعددی از ایشان به یادگار مانده است.در «مناقب»آمده است که :«حضرت علی(ع) در «ینبع» صد چشمه درآورد و برای حاجیان وقف فرمود و چاه هایی در راه کوفه و مکه حفر کرد و مسجد فتح را در مدینه و مسجدی را در مقابل قبر حمزه(ع) و در میقات و بصره بنا کرد.»(6)

در ایران پس از اسلام «وقف» با اقبال مواجه شد.ناصرخسرو اندیشمند قرن چهارم در سفرنامه موارد زیادی از املاک موقوفه را ذکر کرده است.ابوالفضل بیهقی نیز در اثر ماندگار خود «تاریخ بیهقی»به موقوفات بی شمار بزرگان و توانگران عصر غزنوی اشاره کرده است.

«در زمان خلفای عباسی ,آل بویه,غزنویان ,سلجوقیان و تیموریان چه در ایران و چه در خارج از ایران موقوفاتی به وسیله ی شاهان و وزرای آنان پیدا شد که درآمد این موقوفات صرف امور عام المنفعه یا دستگیری فقرا و ابناء سبیل می شد یا به مصرف ساختن پل ,حمام,بیمارستان,مدرسه,جاده و غیره می رسید که از آن جمله می توان بیمارستان معروف عضدی را در بغداد و دانشگاه های نظامیه بغداد و نیشابور را نام برد.

در دوره تیموریان املاک وقفی توسعه یافته ودر انحصار یک شهر و روستا قرار گرفت به طوری که در خراسان ,اصفهان,تبریز و شیراز ,کاروان سراهایی به وجود آمد و مساجد ,حمام ها و مدارس بسیار از همین موقوفات ساخته شد تا حتی پس از دوره ی تیموریان در عصر صفویه هم شاهان و بزرگان این سلسله موقوفات بی شماری را به وجود آوردند.»(7)

در دوره افشاریه در مقایسه با دوره های دیگر اقدام قابل توجهی در این زمینه صورت نگرفت اما از دوره زندیه به بعد املاک وقفی دگربار احیا شد.مسجد و بازار وکیل در شیراز مربوط به همین دوره اند.از املاک موقوفه ی عهد قاجار, مسجد سپهسالار ,مسجد شاه و مدرسه شیخ عبدالحسین در تهران را می توان نام برد.

ادبیات در طول تاریخ نقش ارزنده ای در نهادینه کردن این سنت حسنه ایفا کرده است.«وقف» از همان آغاز در آثار عارفان ,شاعران و نویسندگان جلوه خاصی داشته است.نجم الدین رازی صاحب مرصادالعباد ,ابوسعید ابوالخیر ,ناصرخسرو ,غزالی ,انوری,عطار,خاقانی,سنایی,مولانا,خواجو,سعدی,حافظ و صایب تبریزی همه اشاراتی به این سنت پسندیده داشته اند .

امروزه روز با توجه به نقش ازرشمند نهاد «وقف» در توسعه مدنی ,اجتماعی, علمی و فرهنگی ,لازم است که در این باره فرهنگ سازی و اطلاع رسانی بهینه صورت گیرد و بستر مناسب جهت مشارکت افراد نیک اندیش و نیکوکار آماده گردد.

در همین راستا و در آستانه هفته ی «وقف» بر خود لازم میدانم از واقف بزرگ شهرمان مرحوم محمد حسین خان طاهری بویراحمدی یاد کنم. بنده به روح بلند ایشان درود میفرستم و مناعت طبع و سخاوت ایشان را در وقف بخش بزرگی از املاکشان ,می ستایم.از آنجا که گذاشتن نام واقف بر موقوفات از دیرباز سنتی رایج بوده است ,«از نظامیه ها گرفته که به نام خواجه نظام الملک نامگذاری شده تا ربع رشیدی در تبریز که مزین به نام شیخ رشیدالدین فضل الله است تا بیمارستان خلیلی و نمازی در شیراز که به نام واقفین نیکوکارشان نامیده شده اند »شایسته است که متولیان امر با نامگذاری حداقل یکی از موقوفات مرحوم طاهری بویراحمدی به نام ایشان هم حق شناسی خود و همشهریان را نسبت به کار نیک ایشان ابراز نمایند و هم گامی در جهت تشویق و ترغیب دیگردولتمندان خیر شهرمان بردارند.
سخنم را با کلام شیرین شیخ اجل سعدی شیرازی آغاز کردم و با کلام او به پایان می برم:

بس بگردید و بگردد روزگار /  دل به دنیا در نبندد هوشیار
ای که دستت می رسد کاری بکن /  بیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
آنچه دیدی بر قرار خود نماند / وین چه بینی هم نماند برقرار
دیر و زود این شکل و شخص نازنین /  خاک خواهد بودن و خاکش غبار
نام نیکو گر بماند ز آدمی /  به کزو ماند سرای زرنگار(8)

منابع:
1-سعدی,مصلح الدین عبدا…,بوستان,تهران,خوارزمی,چاپ دوم.
2-معین,محمد,فرهنگ فارسی,تهران,امیرکبیر,جلد چهارم.
3-قانون مدنی,مصوب1307.
4-دریایی,تورج,شاهنشاهی ساسانی,ترجمه ی مرتضی ثاقبی فر,تهران,ققنوس,چاپ اول.
5-مجلسی,بحارالانوار,جلد دوم.
6-شهر آشوب,مناقب,جلد دوم.
7-مصطفوی جمالی,مینودخت,وقف در ایران,مشهد,آستان قدس.
8-سعدی,مصلح الدین عبدا…,کلیات,تهران,ناهید,چاپ اول.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • حجه الاسلام کافی می‌گه:

    وقف باید چیزی حلال و بدون شبهه باشد.بخشش خوانین را نمی توان وقف نامید.

  • عبدالکریم می‌گه:

    سباس اذ خ0 .آرامش که نیکو نوشتند مسولان به فکر باشید

  • همشهری می‌گه:

    باتشکر از خواهر بزرگوارم؛ سرکار خانم فرزانه آرامش؛ وقتی مطلبتان را خواندم یک بیت شعر در ذهنم تداعی شد:‏ تو نیکی میکن و در دجله انداز / که ایزد در بیابان دهدت باز

  • عباس تشکری می‌گه:

    با سلام و درود فراوان بر خانم آرامش
    نوشته شما تلنگری بود تا در راستای تخصصی و با مخروط دید خود(معماری) در قالب جستار و مقاله ای سیر و تحول شکل گیری شهر را در قالب سنت دیرینه “وقف” بررسی کنم. شاید که همین آداب و مبانی منجر به رونق پرشکوه معماری ایرانی از دخمه ها تا مصطبه ها و از سرداب ها تا اب انبارها و از کاروانسراها تا حمام ها و بازارها…. شده است. و شاید هم عدم توجه به موضوع مطرح شده و همه ی ارزشهای اخلاقی و انسانی منجر به شکل گیری کلان شهرهای امروزی به صورت متراکم و عدم فضا و سرانه نفس کش در سامانه شهری ما شده است.
    شاد و غمین، خرابه و آباد شهر من / جمع شگفتی آور اضداد شهر من

    گر آشکار و گر که نهان است شهر من/ در چشم من بهشت جهان است شهر من

  • بادر می‌گه:

    دراین مقاله بنده متوجه شدم که اقای محمد حسین خان بویراحمدی موقوفاتی داشته اند اما درکلیت مقاله جندان جیز عجیبی که مایه تحسین باشد مشاهده نکردید (با عذرخواهی از نکارنده ) اما کامنت های دوستان اغلب همراه بود با اغراق ، که کاها موجب دلزدکی هم میشود، شاید یکی از دلایل این نوع کفتار مبالغه امیز، حضور معدود زنان درعرصه رسانه های استان می باشد که اینکونه موجب مسرت همجنسان نویسنده واقع کردیده است . درنهایت خانم ارامش به دلیل مشی اصلاحطلبی از دید ما دارای احترام فوق العاده میباشد.

  • مسافر می‌گه:

    با درایتی که این خانم « فرزانه» واندیشمند در این نوشتار به کار برده به ضرس قاطع اکثر مخاطبین را به« آرامش » رسانده و به مفهوم واقعی وقف ، واقف نموده است. درود بر این سیده

  • ناشناس می‌گه:

    چو خواهی که نامت بود جاودان
    مکن نام نیک بزرگان نهان
    همین نقش بر خوان پس از عهد خویش
    که دیدی پس از عهد شاهان پیش
    همین کام و ناز و طرب داشتند
    به آخر برفتند و بگذاشتند
    یکی نام نیکو ببرد از جهان
    یکی رسم بد ماند از او جاودان

    خدا رحمت کند محمد حسین خان طاهری را که هم در زمان حیات و هم پس از وفاتش اینچنین نام نیک از خود برجای گذاشت. واز شما خانم نویسنده به خاطر این تذکر به جا و به موقع سپاس بیکران را دارم.

  • م-ع می‌گه:

    سرکا خانم آرامش – باسلام مطلب بسیار زیبا و پر از معنای شما راخواندیم و بر خود لازم میدانیم ضمن سپاسگزاری از شما که بدون هیچگونه ترسی آنچه را که واقعیت بوده به اطلاع مردم فهیم استان رسانده ایدنکاتی را به اطلاع برسانم .آنچه را که بنده می خواستم بنویسم آقای شهرام مرتضوی در چند جمله شیوا بیان نموده اند ((مرقومه خانم آرامش شیوا ،روان ،بدرایت و آمیخته به اندکی چاشنی شجاعت نگاشته شده است.او می کوشد تا با تلفیق”اعتقادات مذهبی”،روح سیال انسانیت” و “ادبیات غنی پارسی” به مسولیت انسان بودن اش جامه ی عمل بپوشاند ،سنت حسنه ی “وقف” را گوشزد کند و پرده از آلزایمر مردمانش بردارد.اما وقتی تاریخ را ورق می زند به مردی تنها اما سخاوتمند به نام “محمد حسین خان طاهری بویراحمدی” برمی خورد که علیرغم موقوفات متعدد،”زورمداران” ما خست ورزیده اند و با همان عینک ته استکانی تنگ نظری های مرسوم آن دوران(گذار انقلاب) نام این واقف بزرگ را گرامی نداشته اند و این خود “زشتی” و “سیاهی” ماهاست)) ملاحظه فرمودید که متاسفانه تفکرات تنگ نظرانه افرادی کوته فکر مانع از بیان واقعیات حتی در طول سالها ی متمادی در استان شده است واین افراد با با نگرششان به مسائل مثبته جاری و حتی اعتقادات مذهبی و آنچه را که اولیاء الهی و ائمه معصومین بارها و بارها در قالب احادیث اعلام فرموده اند صرفا بدلیل آنکه واقف هم کیش آنان نبوده به نوعی سرپوش گذاشته و هر چند خودشان میدانند که این عمل دارای اجر الهی بسیار بزرک نزد خداوند است آنرا بی اهمیت جلوه دهند – این در حالی است که : کوچکترین حرکتشان را بزرگنمایی و با بوق و کرنا به رخ مردم می کشانند . لذا بر مسئولین استانی واجب است که بخاطر ارج نهادن به همت والای این بزرگ مردان و بزرگ زنان و گسترش فرهنگ وقف در همه شهرهای استان مکانهای وقف شده را با نام آنان مزین نموده و با اینکار به همه احاد مردم بفهماند که هر کس خدمتی به فقرا و محرومین و حتی اغنیا بنماید از هر قشر و صنفی باشد مورد احترام خواهد بود . در چنین صورتی است که فرهنگ احترا م به آنانی که دلشان برای مردم می سوزد جا افتاده و فرزندانمان یاد خواهند گرفت که در صورت انجام چنین اقداماتی مورد تکریم قرار خواهند گرفت – شاید یکی از دلائل عمده و مهم برهم خوردن تعادلات روحی و روانی در استان و کشور و خصوصا رفتارهای جوانان ما تاثیر گذر از یک دوره انتقالی بوده که همه آنچه بعنوان حسنات در روابط اجتماعی بود به یکباره بهم خورد و تا آمدند این روابط را بر اصولی جدید و مترقی تر بنیان نهند بازه زمانی مهمی را از دست دادندکه نتیجه آن ایجاد چالش های اجتماعی بود و به الحمد الله با حضور فرهیختگان به فضای فرهنگی کشور به سمت و سوئی پیش می رویم که یا همه چیز به حالت عادی و مرسوم خود بر می گردد و یا اینکه دیگران همطراز آنان خواهند شد

  • رضا محمدیان می‌گه:

    بسیار عالی بود

  • ماهور می‌گه:

    درود بر شما استاد فرزانه.مقاله شما را خواندم و بار دیگر به اعجاز قلم شما ایمان آوردم. به خوبی حق مطلب را بیان کردید ,استان ما به فرزند خردمندی چون شما افتخار میکند.باشد که این تذکر بجای شما که خواست قلبیه همه ماست مورد توجه مسءولین اوقاف و امور خیریه قرار گیرد

  • فردیس می‌گه:

    خواهرم قلمت روان باد
    با خواندن این مقاله نکته ای بر سایر نکاتی که تا کنون از شما آموخته ام افزوده شد,حقیقتأ نمی دانستم سابقه وقف به ایران پیش از اسلام می رسد. دانش اندکم مدیون فرزانگی شماست.
    من هم درود میفرستم بر روان پاک محمدحسین خان طاهری و همه واقفین نیکوکار ایران زمین.

  • دهقان می‌گه:

    پاسخ به حقیقت
    دوست عزیز جهت اطلاعتان عرض کنم که خانم آرامش دانش آموخته ی دانشگاه علامه طباطبایی (معتبرترین دانشگاه علوم انسانی خاور میانه)است و از محضر اساتید طراز اولی چون میر جلال الدین کزازی ,سیروس شمیسا,سعید حمیدیان,اصغر دادبه,کوروش صفوی و مهدخت معین کسب علم کرده است.ایشان کارشناس ارشد ادبیات فارسی و از دبیران نمونه استان می باشد. جنابعالی نیز بهتر است ابتدا اصول بدیهی نگارش را فرا بگیرید سپس دیگران را متهم به ناتوانی در چیدن کلمات بکنید.

  • ایزدیار می‌گه:

    درود براین ازادگی وقدر شناسی وقلم وبیان زیبا وشیوای نگارنده فرزانه این گفتار.بایسته است بزرگداشت نیکی هاوسنت های نیک.تاالگوشوند برای همگان.سپاس ازچنین فرزانگانی که برای زنده نگه داشت این فضیلت ها تلاش می کنند.درباب بزرگداشت سنت نیکوی ایرانی اسلامی وقف بهترین کار اینست که ازبزرگمردانی چون”زنده یادمحمد حسین خان طاهری بویراحمدی”که ازپیش گامان درانجام این کار نیک بوده اند یاد شود.وکمترین قدرشناسی این است که نام نیکشان براین موقوفات درج شود.تامشوقی برای دیگر نیکجویان باشد. ازسرکارخانم سیده فرزانه آرامش فرهنگی محترم برای روشنگری وقلم زیبایشان سپاسگذاری کرده وبرایشان آرزوی توفیق دارم.

  • اشنا می‌گه:

    خیلی هم اموزنده بود برفرض که اینطور باشه وهمه ی کامنتای تاییدی رویه نفر بذاره. ایا این از ارزش کار نویسنده کم میکنه؟ معلومه بیماری پس تا دیرنشده به یه روانپزشک مراجعه کن لطفا .

  • سیده فروغ می‌گه:

    نوشته ات سرشار از واقعیت،مشحون از اعتقاد و منطق که در زرورقی زیبا از ادب و متانت پیچیده شده است.قدر شناسی را قدر نهادی ما هم توتم شما “قلمتان” را قدر می نهیم.

  • شهرام مرتضوی می‌گه:

    مرقومه خانم آرامش شیوا ،روان ،با درایت و آمیخته به اندکی چاشنی شجاعت نگاشته شده است.او می کوشد تا با تلفیق”اعتقادات مذهبی”،روح سیال انسانیت” و “ادبیات غنی پارسی” به مسولیت انسان بودن اش جامه ی عمل بپوشاند ،سنت حسنه ی “وقف” را گوشزد کند و پرده از آلزایمر مردمانش بردارد.اما وقتی تاریخ را ورق می زند به مردی تنها اما سخاوتمند به نام “محمد حسین خان طاهری بویراحمدی” برمی خورد که علیرغم موقوفات متعدد،”زورمداران” ما خست ورزیده اند و با همان عینک ته استکانی تنگ نظری های مرسوم آن دوران(گذار انقلاب) نام این واقف بزرگ را گرامی نداشته اند و این خود “زشتی” و “سیاهی” ماهاست.
    “خیال کژ به کار کژ گواهی است/ سیاهی هر کجا باشد سیاهی است.”
    در این واکاوی،نویسنده،مشت را نمونه خروار گرفته و به مدد مسوولیت روشنگری که در خود احساس می کند،فریاد می زند تا بر این سنت غلط “نابینایی،بد بینی(بد دیدن) و کج بینی ما لاک غلط گیرد و موهبت “قدردانی و قدرشناسی را در ما بیدار کند.گرچه در “نفیر” او “اعتراض” از وضع موجود موج می زند ،اما در کنه نوشتارش قاعده “بی مرزی” روح انسانی و اخلاق ورزی “بی مرز” و “مرض” به چشم می آید.
    اما باور کنید،تاریخ ما همین است؛ با تمام زشتی و زیباییهایش،اگر به زشتی هایش واقفیم ،به زیباییهایش نیز عالم باشیم و قدر نهیم.
    وحقیقت این است،زنده یاد محمد حسین خان طاهری بویراحمدی ،مردی سخاوتمند بود که موقوفات زیادی از خود برجای گذاشت و این حقیقت، قلب نمی شود،چه آنکه مولایمان شیر بیشه تحقیق،حضرت علی(ع) می فرماید:حقیقت را با آدمها نشناسید،آدمها را با حقیقت بشناسید.

  • جیران می‌گه:

    قلمت را می بوسم شهبانوی ادبیات کهگیلویه وبویراحمد .روز وقف بود مقاله شما به موقع وسروقت به چاپ رسید درضمن کسی که کاری با نیت الهی انجام میدهدبدون شک نیاز ندارد که انرا در بوق و کرناگذارد چون ایزد منان بر تمام امور واقف است

  • فروغ فهلیانی می‌گه:

    درود خدا بر شما بانوی بزرگوار مرحوم محمدحسین خان زمانی که اموال خود را وقف نمود شاید دراین فکر هم نبود که چیزی به نامش شود چون کسی که کاری برای رضای خداوند برای هم نوعان انجام میدهد ونیت خدایی و خیرخواهانه باشد دراین فکرنیست که جایی به نامش شود ولی وظیفه اخلاقی و انسانی ماست که این کار را انجام دهیم به پاس خدماتش .یادش گرامی باد

  • سهیلا نیک اقبال می‌گه:

    درود برخانم ارامش همفکر وهمکار بسیار زیبابود

  • سهیلا نیک اقبال می‌گه:

    درود بر خانم ارامش همکار و همفکر بسیار شیوا وبلیغ سخن گفتید

  • مجید دشمن زیاری می‌گه:

    درود بر شما -بااین قلم شیوا -مقاله ای بود علمی -حقوفی و تاریخی که قسمت تاریخی ان بسیار به دلم نشست

  • سروش می‌گه:

    همه مطالبش برایم تازگی داشت.خانم ارامش برنکته ی دقیقی انگشت گذاشته اند .امیدوارم مسولین اوقاف به این پیشنهاد شایسته واخلاقی عمل کنند…

  • باران می‌گه:

    واقعا تاسفبار است که مسولین اوقاف تا کنون از چنین مورد مهمی غفلت نموده اند.نامگذاری یک موقوفه به نام واقف از هزارتا سخنرانی وسمینار درتشویق افراد موثرتر است . با اروزی توفیق برای سرکار خانم ارامش…

  • سروش می‌گه:

    همه مطالبش برایم تازگی داشت.خانم ارامش برنکنه دقیقی انگشت گذاشته اند. امیدوارم مسولین اوقاف به این پیشنهاد شایسته واخلاقی عمل کنند…

  • حمید می‌گه:

    محقق بزرگوارشما نگران کامنت های بانام مستعار نباشیدلطف کنید جواب ندهیدزیراشمادرمورد فردی قضاوت نموده ای که سالهاست دستش از دنیا کوتاه شده وحتی فرزندانش واقارب درجه یک ایشان هیچ مسولیتی تدارندکه شما به خاطر قدرت انها نوشته باشی فقط برای رضای خدا وتشویق مردم به وقف چنین مقاله ای را زده اید

  • سید علی می‌گه:

    خانم ارامش امیدوارم با این مطلب شما مسوولین کار نیک این خیر را ارج نهند

  • سعید می‌گه:

    با تشکر از مقاله شیوا و روان خانم آرامش
    من امروز در ورودی آبشار اسامی موقفین رو دیدم که مرحوم محمد حسین خان طاهری بویر احمدی 6 هکتار زمین در بهترین نقاط شهر را وقف نموده اند.واقعا سزاوار نیست که نام آن مرحوم بزرگ در سردر هیچ یک از آن ها نباشد.

  • علی می‌گه:

    ممنونم از سرکار خانم آرامش
    اگه این نامگذاری صورت میگرفت عالی میشد .با تشکر

  • ناشناس می‌گه:

    معلومه که همه کامنت های تاییدی را یک نفرمینویسه.نویسنده هم خوب میدونه…..

    • سعید می‌گه:

      آقا یا خانم نا شناس
      متاسفانه معلومه تا حالا نه کتابی مطالعه کردی و نه از تاریخ چیزی میدونی وگرنه این حرف رو نمیزدی . اتفاقا این مقاله رو خیلی ها ازش اطلاع ندارند وگرنه کامنت ها ی تاییدی بسیار بود و تجلیل از سرکار خانم آرامش هم بسیار بیشتر .

  • سیده فرزانه آرامش می‌گه:

    از لطف دوستان ندیده ام : حمید,محمد,حق گو,شوکران,بینا,نیم تاج,پریسا,زرین تاج,شاهزاده,شاهپور سپاسگذارم.
    دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ؟ ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد

  • سیده فرزانه آرامش می‌گه:

    پاسخ به حقیقت
    سلام دوست عزیز , در بخشش عنوان پروفسور به بنده بسیار دست و دلبازی نموده اید و گوی سبقت را از مرحوم محمدحسین خان ربوده اید , بنده فقط یک دبیر ساده ام! و اما بنده هر جا مطلبی از کسی آورده ام منبع آن را هم ذکر کرده ام و این امر در پژوهش نه تنها عیب نیست که به اعتبار یک پژوهش می افزاید. اگر حرف دیگری دارید در خدمت هستم
    فردا که پیشگاه «حقیقت» شود پدید شرمنده رهرویی که عمل بر مجاز کرد

  • سیده فرزانه آرامش می‌گه:

    پاسخ به لاله
    ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر , والله متوجه منظورت نشدم !

  • سیده فرزانه آرامش می‌گه:

    پاسخ به مهمان
    قدمت بر چشم مهمان عزیز.با سپاس از اینکه بنده را«روشنفکر »دانسته اید هرچند نیک می دانم که چنین عنوانی از سر چون منی زیاد است. و اما بزرگوار کجای سخنم بوی مداحی میداد ؟! من کار نیک یک نیکوکار را ستودم فرقی هم به حالم نداشت که آن فاعل کار نیک محمدحسین خان طاهری باشد یا شیخ حسن جوری!مقایسه ای داشتم بین خودم که دل بخشیدن یک وجب خاک را در یاشقول آباد هم ندارم با فرد دریا دلی که با گشاده دستی بیمارستان شهیدبهشتی,استادیوم تختی ,هلال احمر,بهزیستی,مدرسه ی راهنمایی فرهنگیان,مسجد صاحب الزمان و مسجد امام حسن و … را به طوع و رغبت وقف کرده است ,به نظر شما حق ندارم چنین کسی را تحسین کنم؟ ضمنآ مدح گویان غالبآ مدح قدرت را می گویند نه مدح کسی که دستش از دنیا کوتاه است و طبقه اجتماعی اش دیگر در ساختار اجتماعی و سیاسی محلی از اعراب ندارد. من فقط :
    غلام همت آن نازنینم که کار خیر بی روی و ریا کرد

  • سیده فرزانه آرامش می‌گه:

    در جواب مسافر
    سلام و سپاس از الطاف بیکرانتان
    سفرت به خیر اما تو و دوستی خدا را / چو ازین کویر وحشت به سلامتی گذشتی /به شکوفه ها , به باران برسان سلام ما را…

    • مجید دشمن زیاری می‌گه:

      قلمت مانا سرکار خانم ارامش مقاله ای بود بسیار زیبا -حقوقی وتاریخی که بخش تاریخی ان فوق العاده به دلم نشست چون هیچ اطلاعی نداشتم که محمدحسین خان این چنین سخاوتمندانه مال دنیا رابه هم نوعان بخشید روحش شاد

  • زرین تاج می‌گه:

    با تشکر از خانم آرامش ممنون از پیشنهاد خوب شما سرکار خانم.انشا اله که مسئولین به نام گذاری یکی از این اماکن وقف شده به نام ایشان( مرحوم محمدحسین خان طاهری) اقدام نمایند

  • پریسا سیاهپور می‌گه:

    با تشکر و قدر دانی از سرکار خانم آرامش امید است که به پیشنهاد بجا و شایسته آن خواهر ارجمند ، متولیان و دولتمردان توجه خاص نموده و نام مرحوم محمد حسین خان طاهری بویراحمدی را در یکی از مکان هایی که آن زنده یاد وقف نموده است اعلام و ثبت نمایند تا دیگران و نسل آینده بدانند و بفهمند که چه کسانی سخاوتمندانه ملک خود را برای رفاه و سلامتی و بهداشت مردم وقف نموده اند

  • حقیقت می‌گه:

    نه یه موقع کم بیاری خانم پروفسور،هر کی ندونه ما که می دونیم که شما دوتا کلمه فارسی رو جفت هم بچینید،پس خواهشا متن های اونور و اینور رو کپی نکن

    • ش می‌گه:

      دوست محترم ( تحت عنوان حقیقت )
      این از همان رفتارهای زشتی است که تا کم می آوریم فورا به دیگران می پرانیم و می خواهیم کسانی را که توانایشان از ما بیشتر بوده از میدان بدر کنیم – مثل مشهوری است که میگه بیضا را نیست هفت خر که هست – بنابراین این گوی واین هم میدان

  • شاهپور می‌گه:

    درودبرشماسیده فرزانه ارامش که بدون کوچکترین چشم داشتی واقعیت رابیان فر مودیدخدارحمت کند پدر ومادرت راکه چنین فرزندی راپرورش داده

  • شاهزاده می‌گه:

    با درود بر نویسنده مقاله استادفرزانه ارامش ایا به راستی اگر این املاک به جز محمدحسین خان طاهری بویراحمدی توسط شخص دیگری وقف می شدمسولین به راحتی از ان می گذشتند ویاهفته ها در صداوسیما باخانواده واقف گزارش تهیه نمی کردند.البته هدف وقف ما برای این دنیا نبوده که بخواهیم درکمرکات کشور ووزارت خانه هااز ان امتیاز بگیریم.اگر پیشنهاد نامگذاری نموده ایم خواستیم دیگران تشویق شوند.ویاخواستیم کسانی که درمساجد شهرمان ویادربیمارستان شهید بهشتی ویادانش اموزانی که درمدرسه کورش قدیم ویاورزشکارانی که در استادیوم ورزشی تختی به نوعی به انها خدمتی شده است حداقل بدانند واقف کیست

  • نیم تاچ می‌گه:

    درودبراستاد بزرگوارخانم فرزانه ارامش که باقلم شیواواندیشه بالا ومنطقی خویش ادای واقعیت نمودند

  • حمید می‌گه:

    درپاسخ به مهمان خوانین احتیاج به مداحی ندارندایشان واقعیت رابیان کرده اندپرونده خوانین برای افرادروشنفکراشکاراست ضمنا جهت اکاهی شما ودیگران محمدحسین خان طاهری بویراحمدی واقف نمونه کشور است

  • لاله می‌گه:

    سرکار خانم آرامش شما از میدونید وقف شده ؟؟؟ شاید هم مالکان اسمش رو گذاشتن وقف برای توجیه خودشون

  • بینا می‌گه:

    عالی بود.

  • شوکران می‌گه:

    جونم من نفست !!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • حقکو می‌گه:

    انقدردرموردوقف خوب بیان فرمودید که می دانم مسولین اوقاف اینقدر اطلاع نداشتند باید ازامثال شما استفاده کرددرچنین مسولیتهایی

  • محمد می‌گه:

    واقعادرموردادبیات واطلاعات عمومی ایشان هرچه بنویسیم کم است درودبی پایان برشما باد

  • حمید می‌گه:

    درودبرنویسنده محترم که انقدرخوب ورسادرمورد وقف توضیع دادندکه ازنظربارعلمی درحدعلمای بزرگ کشور میباشداینکونه مقاله هاخواندنی هستندکه بایدوقت راپای ان کذاشت

  • ا می‌گه:

    ای وای……

  • مهمان می‌گه:

    مداح خوانین شده ای خانم روشنفکر!!!!!!

  • مسافر می‌گه:

    درود بر بانو سیده فرزانه آرامش با قلم شیوا و تفکرات ویژه اش. مانا وپاینده باشی.

200x208
200x208