تاریخ درج خبر : 1392/10/16
کد خبر : ۱۷۹۵۵۸
+ تغییر اندازه نوشته -

“کیفیت را فدای کمیت نکنیم”

سایت استان: خدیجه مظاهرپور

از سال 1312 که دانشگاه تهران بعنوان اولین دانشگاه ایران توسط رضاخان تاسیس شد تا کنون که 80 سال از آن می گذرد ،دانشگاه های بیشماری با رویش قارچ گونه از اطراف و اکناف ایران در شهر های کوچک و بزرگ با اسامی مختلفی مثل :دانشگاه دولتی،پیام نور،غیر انتفاعی،آزاد،علمی کاربردی و … سر برآوردند.

در گذشته تا همین چند سال اخیر،لازمه ورود به دانشگاه گذشتن از سد آزمونی سخت و دشوار به نام کنکور بود و از هر 10 نفر ،یک نفر می توانست در دانشگاه قبول شود و به تحصیل علم بپردازد. در آن سالها فقط شایستگان به دانشگاه راه می یافتند و دانشگاه جای هر کسی نبود ولی چند سالی است که ورود به دانشگاه دیگر سختی های گذشته را ندارد و هر کسی بدون تلاش و استعداد و سواد علمی لازم و تنها با داشتن پول میتواند مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا داشته باشد. مدرکی که بخشی از هویت و زندگی او میشود و همه جا ازآن با القاب و عناوین مختلف: دکتر،مهندس و استاد استفاده میکند و کلی هم ادعای فضل و کمال میکند!

لیسانسه ای را میشناسم که نمی دانست مستطیل چند ظلع دارد! دانشجوی دکترایی را میشناسم که ترجمه فارسی کلمه پیش پا افتاده انگلیسی evidence را نمی دانست! اساتیدی را در دانشگاه های آزاد میشناسم که با دادن شماره حساب بانکی خود به دانشجو و واریز پول به حسابشان از طرف دانشجو، به او نمره قبولی میدهند! دندانپزشکی را در گچساران میشناسم که برای یکی از بیمارانش دندانی کاشت که بعد از چند ماه کنده شد ولی بیمار همان دندان را در یک جای معتبر کاشت و سالهاست کنده نشده است! دندانپزشک دیگری را نیز میشناسم که به جای کشیدن دندان فاسد بیمار خود به اشتباه دندان سالم او را کشید! پزشکی را میشناسم که با تشخیص اشتباه خود برای بیمار مبتلا به میگرن، عینک نزدیک بینی تجویز کرد!

در رتبه بندی علمی دانشگاه های کشور معمولا دانشگاه های تهران، علوم پزشکی تهران، صنعتی شریف، تربیت مدرس، علم وصنعت و امیر کبیر در رده های اول کشور قرار میگیرند و در رتبه بندی علمی دانشگاه های جهان نیز معمولا دانشگاه های هاروارد، استنفورد، ماساچوست، کمبریج، اکسفورد و کالیفرنیا به عنوان برترین دانشگاه های جهان معرفی میشوند.

در رتبه بندی دانشگاه های جهان، دانشگاه تهران در رده 474، دانشگاه صنعتی شریف در رده 546، دانشگاه تربیت مدرس در رده 855، دانشگاه علم و صنعت در رده 924 و دانشگاه امیرکبیر در رده 932 جهان قرار گرفت.

در این رتبه بندی دانشگاه آزاد یاسوج در رتبه پنج رقمی 11338و دانشگاه آزاد گچساران نیز در در رتبه پنج رقمی 13424 جهان قرار گرفته است.

بهترین دانشگاه ایران در رده 474 جهان قرار میگیرد!

البته این رتبه بندی ها هر چند وقت یکبار تغییر پیدا میکند و رتبه علمی دانشگاه ها بالاتر یا پایینتر می آید ولی آنچه واضح و روشن است این است که هیچ کدام از دانشگاه های ایران در بین سیصد دانشگاه برتر جهان نیست، در حالیکه اکثر دانشگاه های برتر جهان متعلق به کشور آمریکاست. آمریکا که از خود نخبه و نابغه و دانشمند ندارد. اصولا آمریکایی ها آدم های نخبه و نابغه ای نیستند (پنج قرن پیش که کلاً کشور آمریکا وجود خارجی نداشت در حالیکه هزاران سال از قدمت و تاریخ ایران میگذرد) و رتبه اول تا nام برترین دانشگاه های جهان و پیشرفت سریعشان در این مدت کوتاه را به لطف دانشمندان و نوابغ مهاجر کشورهای آسیایی و جهان سوم و سایر کشورها به دست آورده اند که بسیاری از این نوابغ نیز ایرانی هستند. (به طور کلی فلسفه و ساختار و اساس کشور آمریکا بر پایه مهاجرت بیگانگان به این سرزمین شکل گرفته است). ما ایرانی ها نخبه و دانشمند و فرهیخته و تیزهوش کم نداریم ولی بسیاری از نخبگان ما بعد از تحصیل در دانشگاه های تراز اول جهان به دلایل مختلفی مثل کسب جایگاه و زندگی بهتر یا خودباختگی و خودفروختگی و غرب زدگی یا رسیدن به آزادی موهوم یا غصب شدن جایگاه ارزشمندشان توسط آقازادگان بیسواد و بی کفایت، ساکن دیار فرنگ شده اند و اگر آنها در وطن خود ساکن بودند کمک بزرگی به پیشرفت شهر و کشور خود می کردند و شاید دانشگاه های ما نیز خود هاروارد و کمبریجی دیگر میشد.

به راستی هدف از تاسیس دانشگاه چیست؟ هدف از تاسیس دانشگاه های بی کیفیت چیست؟ هدف از تأسیس دانشگاه آزاد چیست؟ آیا همه باید دانشجو شوند؟ آیا همه باید مدرک لیسانس و بالاتر را به هر قیمتی که شده بگیرند؟ آیا فارغ التحصلان دانشگاه های بی کیفیت، سواد علمی لازم برای ورود به عرصه کار و اجتماع را دارند؟ آیا برای این همه فارغ التحصیل، شغل و بازار کار وجود دارد؟ آیا رشد فله ای و بی حساب و کتاب و بدون ترمز جامعه علمی کشور که به واقع کیفیتی دربر ندارند باعث پیشرفت و توسعه کشور می شود؟! آیا مؤسسین و بانیان دانشگاه هایی که مدرک دانشگاهی را در ازای پرداخت پول اعطاء می کنند به این فکر کرده اند که اصولا هدف از تأسیس دانشگاه چیست؟ آیا علم خریدنی است و میتوان آن را با پول خرید و فروش کرد؟ آیا هر انسان بیاستعدادی میتواند دانشجو شود؟ آیا پزشکی که از این دانشگاه ها مدرک خود را میگیرد می تواند شفای جان بیمار شود یا بلای جان او میشود؟! هر انسان عاقلی میداند که هر چه کمیت بالاتر برود کیفیت پایین میاید.

دولت های عزیزی که تاکنون بر سر کار آمده اند مسلما هدفی جز سعادت مردم و کشور خود نداشته و ندارند (کیست که نخواهد وطنش آباد و سربلند باشد و با احترام و افتخار از وطن خود یاد کند؟)

ولی به رغم تمام کوشش های که برای پیشرفت و توسعه کشورمان با صدق و خلوص نیت انجام داده اند، در برخی مسائل هنوز به یک راه حل درست و منسجم و منطقی نرسیده اند و به اشتباه خود در برخی سیاست هایشان اعتراف کرده اند. مثل شعار” فرزند کمتر زندگی بهتر” که حالا جای خود را به شعار “فرزند بیشتر زندگی بهتر” داده است! در این بین مردم بیگناه به عنوان موش آزمایشگاهی ابزار آزمایش دولتمردان قرار میگیرند تا سرانجام این بزرگواران به راه حل و جواب درست نائل آیند! ولی معقول تر این است که به جای آزمون و خطا و هدر دادن وقت و زندگی خود و مردم، از تجربیات و اندوخته ها و راه حل های کشورهای موفق در این زمینه استفاده کنند. به نظر میرسد تأسیس دانشگاه های گوناگون با کیفیت پایین در کشور نیز از همان سیاست های غلط باشد که بعد ها شاهد عذر خواهی و طلب مغفرت خواستن مسئولین از خداوند و مردم خواهیم بود.

در جامعه ای که افراد کم تدبیر و کم صلاحیت و علم فروش، صلاح امور کشور را در دست بگیرند، توسعه و پیشرفتی حاصل نخواهد شد و نتیجه اش می شود شهری مثل گچساران و استانی مثل استان کهگیلویه و بویراحمد که در همه آمارهای توسعه و پیشرفت در رده آخر قرار میگیرد!

بیاییم به خاطر خودمان هم که شده، کیفیت را فدای کمیت نکنیم!

*مدرس دانشگاه

(مطلب منتشر شده نظر نویسنده محترم است و انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • اسماعیل عبداله پور می‌گه:

    با تشکر از این استاد محترم
    حرف های دل من را زدید بنده دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد بندرعباس هستم وا اسفا به حال این دانشگاه و بقیه دانشگاههای مشابه .این دانشگاهها موسسه مالی اعتباری هستن نه دانشگاه . مسئولین محترم خجالت بکشید . کسی را می شناسم که می گفت دانشجوی دانشگاه آزاد نجف باد اصفهان هستم نه سر کلاس می روم و نه امتحان . دسته چک با خودم میبرم و بابت هر درسی 50 تا 100 تومان چک می کشم . مسئولین آب بشید برید زیر زمین . مملکت را نابود کردید .

  • یاسوجی می‌گه:

    آفرین به گچسارانی ها
    فکر نمی کردم استاد دانشگاهی این دغدغه را داشته باشد
    مورد بعد: لعنت به این نظام آموزشی

  • مرضبه می‌گه:

    خواهشا خانم مظاهرپور رو با ………… مقایسه نکنید چون قیاس مع الفارقه.مطالب………… همیشه بی سر و ته ولی ابشون کاملا واضحه مطلبشون.خانم مظاهرپور دانشگاه تهران درس خونده ولی ………. دانشگاه ازاد. فاصله بین این دو نفر از زمین تا اسمونه بنابراین این دو نفر رو خواهشا با هم مقایسه نکنید

  • محمد می‌گه:

    عزیزم ابشون خیلی وقت قبل از خانم حسینی مقالاتشون توی سایتهاب خبری منتشر میشد.بر عکس خانم حسینی از ایشون یاد گرفتند و بعد از ایشون شروع به نوشتن مطلب کردن.من مقالات ایشون رو از پارسال تا حالا در سایت کبنا نیوز میخونم. ضمنا ایشون کاندیدای شورای شهر گچساران هم بودن عزیزم.اگر نمی دونی بدون

  • ببه می‌گه:

    خدا بدونم چکارت کنه خانم بهاره حسینی که اینترنت و سایت رو نشون بانوان عزیز کردید،بابا بیخیال برید آشپزی کنید

  • محمد می‌گه:

    بسیار عالی بود.افرین بر شما

  • رسايي نسب می‌گه:

    جانا سخن از دل ما می گویی
    مدتی بود تصمیم داشتم مقاله ای در این مقوله بنویسم که شما زحمتش را کشیدید . حالا کم و زیاد و اختلافش بماند که اصل درد مشترک است.
    در ابتدا ضمن موافقت کلی با شما، لازم می دانم از کسانی که مهاجرت و زندگی و کار در خارج از ایران را به ماندن ترجیح داده اند دفاعی کنم که شما یکی از دلایل آن را خودباختگی و بدتر از آن خودفروختگی! در برابر غرب دانسته اید. به نظر شما هر فرد حق تعیین مسیرزندگی و محل سکونت و کار خود را ندارد ؟ اتفاقا بیشتر این افراد بواسطه اعتماد و اتکا به دانش خود انسانهای ضعیفی نیستند و بر مبنای تشخیص که عمدتا هم درست است چنین تصمیمی می گیرند و خودباختگی در برابر هیچ کس و هیچ چیز ندارند. بهتر است دلیل مساله را در جای دیگر بجوییم و مثل همیشه گناه را گردن مردم نیندازیم.
    مثالی عینی از وضعیت اسفبار کسب علم و دانش و مهمتر از همه مدرک! دانشگاهی عرض کنم : چند وقت قبل نوشته های ریزی دست یکی از دوستان دیدم، سراغ گرفتم ، با خنده پاسخ داد که راهنمای امتحان است، همان تقلب سابق! چون تاکیداتی بر دین و نظام و … داشت از او در مورد این تناقض سوال کردم که این کار اخلاقی و حرفه ای و شرعی نیست، چه پاسخی داری؟ مجددا با خنده جواب داد این که دیگر عادی است . تازه من زحمت تقلب را می کشم بقیه که حتی سرجلسه نیامده نمره 18-19 می گیرند باید پاسخگو باشند!؟و نمونه های بسیار و شاید بدتر از این که شما صد البته بواسطه محیط کاری خود بهتر از ما مطلعید. دیده و شنیده ام سخنرانی دکتر! مهندس! استاد! در رسانه ها که از چگونگی تحصیل و اخذ مدرکش اطلاع دارم . نکته غم انگیزتر اینجاست این افراد بواسطه عدم پایبندی به حداقلهای اخلاقی که حاضر شده اند تحت هر شرایطی و به هر شیوه کسب مدرک نمایند در ادامه راه نیز همین شیوه ماکیاولی گشاینده قفلها ودرهای پیش رویشان می شود و بناگاه چنین افراد کم سواد و فارغ از تعهد واقعی سر از مدیریتها و … در می آورند.
    متاسفانه ساختار و سیستم حاکم بر تمامی امور و ارکان اداری و اجرایی کشور دچار بیماری شده است. در این بین افرادی که بخواهند خلاف جهت شنا کنند و انتظار یا تلاش برای راستی و درستی سیستمها داشته باشند باعث تعجب شده و گاه مورد تمسخرقرار می گیرند. در مورد دلایلی که باعث ایجاد و تشدید این سیستم آموزشی بی دروپیکر شده است است عرض کنم که متاسفانه چون بسیاری از مسئولین و صاحب منصبان، خود از این شرایط پیش آمده استفاده و بهتر عرض کنم، سو استفاده کرده اند و مدرکی زیر بغل زده اند و می زنند حاضر به حل و فصل واقعی ماجرا نیستند. برخی نیز که در این بلبشو خود صاحب مجوز و دانشگاه شده اند و به این راحتی حاضر به عقب نشینی از سوداگری خود نمی شوند. گروه عمده ای از به اصطلاح دانشجویان نیز به صرف تجربه محیط دانشگاه و اخذ مدرکی که آنها را جهت احراز سمت و شغل و … مجاز می سازد سخت مدافع این سیستم مبتنی بر پول و پارتی هستند.برخی مدرسین که احتمالا خود به همین شیو ها عنوان استاد و مدرس را تصاحب کرده اند باعث تحریک و ترغیب بیشتر محصلین در این سیستم بیمار و آسیب زا می شوند. گروهی از سیاسیون نیز به عنوان مسکن آنی برای سرگرم شدن جوانان و یا صرفا برای تهیه و تحویل آمار و عدد از بالارفتن میانگین تحصیلات و تحصیلکردگان و … بر ادامه و بسط این سیاست خطرناک اصرار می ورزند.
    بواقع برای حل این مشکل نیاز به اراده بالادستی قوی و واقعی برای لغو مجوز بسیاری از دانشگاهها و رشته ها است تا این پوسته ظاهری و ظواهر بی مایه و پشتوانه شکسته شود .همچنین مدرسین محترم باید با حفظ عزت نفس حاضر و رعایت اخلاق حرفه ای حاضر به حضور در چنین بازی بی برنده ای نشوند و با جدیت در امر آموزش و قاطعیت – نه سخت گیری بی مورد – در برگزاری آزمونها و تعیین نمرات راه را بر این مسائل و موارد ببندند. فرهنگ اخلاقی و ایمانی محصلین هم باید در حدی باشد که برای کسب نمره دست به هر راه و روشی نزنند و ارزش خود در وهله اول و منزلت دانش را در مرتبه بعد قدر بدانند.
    امیدوارم به حضور فردی چون دکتر فرجی دانا در راس وزارتخانه علوم شاهد تغییرات بنیادی و آکادمیک شدن محیط دانشگاهها به معنای واقعی باشیم (البته اگر کارتهای زرد و قرمز مجال دهند)

    عاقل آن است که اندیشه کند فردا را

  • سيسختي می‌گه:

    ضمن تشکر از نکارنده محترم یکی از اهداف بنهان رشد دانشکاه های به قول شما فله ای تأخیر در سن کار هزاران جوان جویای شغل ومنزلت اجتماعی است که دولت ان را دنبال میکند . زیرا دولتهای حال وکذشته به دلیل عدم مدیریت صحیح و مشکلات وبعضی هم به دلیل بی کفایتی ، نتوانستند مشکل اشتغال را درجامعه حل کنند بنابراین هدف غایی صدور مجوز برای این نوع دانشکاه ها از جمله أزاد ، بیام نور . علمی کاربردی ها ، درواقع حل موقتی اشتغال جوانان است که به نوعی میتوان کفت بخشی از مردم درواقع سرکارند ، حالا تااین جوونا بخوان بیان واًرد دنیای کار بشوند یه جند سالی طول میکشه ، به قول معروف از این ستون به أون ستون فرجه . بخشی معتاد میشن ، بخشی میمیرن ، بخشی هم سنشون بالا میره دیکه به درد نمیخورن ، بخش اندکی هم ممکنه کار براشون بیدا بشه

  • عباس می‌گه:

    در جامعه ای که افراد کم تدبیر و کم صلاحیت و علم فروش، صلاح امور کشور را در دست بگیرند، توسعه و پیشرفتی حاصل نخواهد شد.

  • قیصری تراب می‌گه:

    ای کاش همه مدرسین واستادان دانشگاهها این طرز وتفکررامیداشتند.ودانشگاههادرفکرعلم میبودند.نه درفکراینکه ترم بعددانشجوی بیشتری میداشتند.بیاییداستادان مدرسین معلمین ونهضت سواداموزی ازاین تاریخ به فکربارعلمی فرزندان مملکت باشید.ممنونم سرکارخانم مظاهرپورخداوندتوفیقت دهد.

200x208
200x208