تاریخ درج خبر : 1392/10/20
کد خبر : ۱۸۲۸۴۹
+ تغییر اندازه نوشته -

“امیرکبیر؛ شهید اصلاحات”

سایت استان: سیده فرزانه آرامش

در تاریخ این مرز و بوم کم نبوده اند کسانی که بابت اندیشه و منش اصلاح طلبانه خود تاوان های گزافی پرداخته اند , میرزا تقی خان امیر کبیر یکی از درخشان ترین این چهره هاست . امیر, مسلمانی متعبد, دولتمردی وطن پرست وسیاستمداری اصلاح طلب بود که جان خویش را بر سر پیشرفت و اعتلای ایران گذاشت ,از این جهت نامش تا همیشه چون ستاره ای برتارک جنبش اصلاح طلبی ایران خواهد درخشید.

ابرمرد سیاست ایران در دوران کوتاه صدارتش (کمتر ار چهار سال) هم در سیاست خارجی و هم در سیاست داخلی طرحی نو درانداخت , در سیاست خارجی به توفیق زیادی در جهت قطع ید استعمار روس و انگلیس از کشور و کاهش دخالت و نفوذ آن دو قدرت استعماری در امور داخلی کشور دست یافت , در سیاست داخلی نیز گامهای بلندی در اصلاح امور سیاسی , اقتصادی ,فرهنگی, مالی و امنیتی کشوراستبداد زده برداشت.

طبیعی بود که نه استعمار خارجی و نه استبداد نخبه کش داخلی وجود چنین شخصیت مقتدری را برنتابند .از آنسو نارضایتی درباریان از اقدامات فراگیر اصلاحی امیرکبیر , حسادت رجال نالایق و ورشکسته ای چون آقا خان نوری به موفقیت ها و محبوبیت روزافزون امیرکبیر و از همه مهمتر تحریکات مهدعلیا همه دست به دست هم داده و زمینه را برای حذف این سیاستمدار نخبه آماده کردند . در این میان وساطت های عزت الدوله (همسر امیرکبیر و خواهر تنی ناصرالدین شاه ) هم سودی نبخشید,شاه مستبد تحت تأثیر وسوسه های مهدعلیا ابتدا امیر کبیر را از وزارت و پس از همه ی مشاغل دولتی عزل و به کاشان تبعید نمود وعاقبت هم حکم قتل این نادره ی زمان را صادر کرد,این حکم ننگین در روز جمعه 20 دی ماه 1230 شمسی به اجرا درآمد و حاجب الدوله امیر را در حمام فین کاشان خفه کرده و به قتل رساند و ملتی را از برکت وجود او محروم کرد ,هرچند که نام و اندیشه مترقی او تا همیشه در خاطر میهن دوستان زنده است.

در سالگشت شهادت این بزرگمرد شایسته است با شعر زنده یاد فریدون مشیری قلم را لختی بگریانم:

رمیده از عطش سرخ آفتاب کویر،
غریب و خسته رسیدم به قتلگاه امیر
زمان، هنوز همان شرمسار بهت زده،
زمین، هنوز همین سخت جان لال شده،
جهان هنوز همان دست بسته تقدیر!
هنوز، نفرین می بارد از درو دیوار.
هنوز، نفرت از پادشاه بد کردار.
هنوز وحشت از جانیان آدمخوار!
هنوز لعنت بر بانیان آن تزویر.
هنوز دست صنوبر به استغاثه بلند،
هنوز بید پریشیده سر فکنده به زیر،
هنوزهمهمه سروها که ” ای جلاد!
مزن! مکش! چه کنی؟ های ؟!
ای پلید شریر!
چگونه تیغ زنی بر برهنه در حمام؟!
چگونه تیر گشایی به شیر در زنجیر!؟
هنوز، آب، به سرخی زند که در رگ جوی،
هنوز،
هنوز،
هنوز،
به قطره قطره گلگونه، رنگ میگیرد،
از آنچه گرم چکید از رگ امیر کبیر.
نه خون، که عشق به آزادگی، شرف، انسان،
نه خون، که داروی غم های مردم ایران.
نه خون، که جوهر سیال دانش و تدبیر.
هنوز زاری آب،
هنوزناله باد،
هنوز گوش کر آسمان، فسونگر پیر.
هنوز منتظرانیم تا ز گرمابه
برون خرامی، ای آفتاب عالم گیر.
نشیمن تو نه این کنج محنت آباد است.
تو را ز کنگره عرش می زنند صفیر!
به اسب و پیل چه نازی؟ که رخ به خون شستند،
درین سراچه ماتم، پیاده، شاه، وزیر!
چون او دوباره بیاید کسی؟
محال ….. محال،
هزاران سال بمانی اگر،
چه دیر….
چه دیر….!

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ایمان می‌گه:

    مطلب شما بانو آرامش بسیار به جا بود . یاد و خاطره این بزرگ مرد همیشه در دلهایمان خواهد ماند….

  • حمید صفایی می‌گه:

    در162مین سالگرد شهادت امیر کببرخواندن “قبله عالم”اثر درخشان دکتر عباس امانت باترجمه حسن کامشاد خالی از لطف نیست.

  • حمید صفایی می‌گه:

    خطه فراهان هر ص 100سال یک انسان بزرگ و توسعه باور به ایران معرفی کرده که متاسفانه قدر هیچکدام انطور که باید شناخته نشد . قاءم مقام فراهانی، امیر کبیر و محسن صفایی فراهانی

  • سهیلا نیک اقبال می‌گه:

    فرقی نداره رگش رو زدن یا خفش کردند مهم اینست که دراین مملکتی که اینهمه پیشینه تاریخی درخشانی قبل از ورود اعراب داریم در هزاره اخیر متاسفانه اصلاحات واصلاح طلبی به نتیجه نرسیده ونخواهد رسید. هنوز هم خیلیها مانند امیر زبانشان را از حلقومشان بیرون میکشند .

  • دوست می‌گه:

    خانم مورخ .در همین شعری که نوشتی هم گفته که به چاقو به جانش افتادن.نه اینکه خفه اش کنن. را دوباره بخوانش

  • یاسوجی می‌گه:

    امیر کبیر فرزند ایران
    فراتر از اصلاحات بالاتر از اصولگرا
    حداقل منفعت طلب نبود ولی این دو گروه اصول و اصلاح منفعت طلبند

  • ناصری می‌گه:

    امیر را رگ زدند. او را خفه نکردند

  • یک دوست می‌گه:

    از خانم آرامش تشکر میکنم بخاطر مقاله شون.ولی من نمیدونم چرا کامنتها اینقدر افراطیه.
    یه متن ساده مثل این متن رو تا حد بالا ستایش میکنیم .اینهمه افراط و تفریط تا کی؟
    بیشتر از اون چیزی که نویسنده نوشته در مدح خود نویسنده دوستان کامنت گذاشتن.و تشکر کردن.درمقاله قبلی ایشون هم همین اتفاق افتاد.

  • ص.رامیان می‌گه:

    “هر کس از این حکایت بتواند دانست که این چه بزرگان بوده اند.و همگان برفته اند و از ایشان این نام نیکو یادگار مانده است.” (تاریخ بیهقی ) شوربختانه این مملکت از حسنک وزیر تا قائم مقام و امیر و مصدق و …همیشه دچار نخبه کشی بوده است و همیشه هم گردن این و اون انداخته ایم و رفتارهای جامعه ی سفله پرور خویش را مورد مطالعه و پژوهش واقعی قرار نداده ایم . امید که دلسوزانی هم چون حضرتعالی که قلم و بیان شیوایی دارید بتوانید روشنگر نسلهای گریزان از تاریخ این سرزمین جاوید باشید. در وصف همین امیر بزرگوار واتسون نویسنده انگلیسی نوشته است: “در میان همه ی رجال مشرق زمین و زمامداران ایران که نامشان در تاریخ ثبت است،میزا تقی خان امیر نظام بی همتاست،دیوجانوس روز روشن با چراغ در پی او می گشت .به حقیقت سزاوار است که به عنوان اشرف مخلوقات به شمار آید،بزرگوار مردی بود.” ولی نظامهای نا صواب داخلی والبته با چاشنی خارجی خوشحال از بردار و سنگ زدن حسنک،قتل قائم مقام و امیر کبیر و زندانی کردن مصدق و…. ما را از پیشرفت وترقی باز داشتند. و به راستی شعری که برای دکتر مصدق سروده اند برای همه ی ای بزرگان صادق است . کسی که در اینجا غنوده است
    هزار سال در تولد خویش تعجیل داشت
    او معاصر خویش نبود
    وکاسه ی سفالین فکرش گنجایش خرد دورانش را نداشت
    و جسم بیمارش توان پیمودن را
    دریغا که با اشک شوق آمدی
    و در منجلاب سفاهت رفتی

    درود بر شما بانو اندیشمند و فکور

  • حميد می‌گه:

    درود برشما خانم ارامش که واقعا هرلقبی شایسته شما می باشد لذا اطلاعات شما درتمامی زمینه ها کامل وقابل تحسین است اکثر مقاله نویس ها فقط دریک یا دومورد اطلاعات دارند ولی شما درتمامی موارد

200x208
200x208