تاریخ درج خبر : 1392/10/21
کد خبر : ۱۸۳۳۱۰
+ تغییر اندازه نوشته -

سالهای سختی که بر استان ما گذشت!؟

سایت استان: سید مجید خرمی

استان کهگیلویه و بویراحمد بر دامنه های فقر خویش دامن کشیده و با تمامی زیبایی های خیره کننده خود،قامتی زار و نحیف دارد. پیشانی اش ازگرد روزگارپینه بسته و در پیری زودرس،چین و چروک دیده است. تپه های درد دیده و زخمی از دوران کهن برچهره اش نقش بسته و بکر بودنش ، بهانه ای برای عقب نگهداشتنش شده است. بودجه های برخی اداراتش بعد از پایان دوره مالی -از باب خوش مرامی-باز پس داده شده تا در استان های بابک و مرتضوی به اشاره ای فرو بنشیند.استان من ، “چوسان قدیم جمونگ!”است(ایالت ارگان) که هر تکه ای ازآن در مرحله ای از زمان ،از دسترس خارج شده ،تا لذت طرد شدن را به خوبی حس کند!” ببخشید که نام جمونگ را می برم – زیرا صداوسیما نتوانسته وظیفه معرفی شاخص های تاریخی وطن را به خوبی ایفا کند- آنگونه که در معرفی شاخص های محرومیت نیز سکوت اختیار کرده است” سهم استان من در اخبارویژه صداوسیمای کشوری نیزبه رخدادهای طبیعی و غیر منتظره هست ، آنگونه که هرچماقی بر سر این استان زده شده است از بیم “من هراسی” بوده است.

لباسی که برقامت استان من دوخته شده یا زیاد گشاد و فراخ است ،زیرا که “نداری” پدر فقیر سبب شده، تا سالهای سال باید در هرگوشه ای از استان شاهد بر جای ماندن پروژه های کوچکی باشیم که برای ما بزرگ تصور شده اند.جاده هایی که هرروز فاجعه ای را به وجود می آورد تا عقب ماندگی ما را در ذهن دیگران تجدید و تقویت کند.دانشگاههای ازادی که بزرگ می شوند تا دولتی ها زحمت کمتری به خود بدهند برای تولید دانشگاه علمی!و فرزندان ما که قانع تر می شوند برای بومی سازی دانشگاههایشان ؟! و این روند دورشدن از “دانشگاههای مادر”، روز به روز تقویت و سازکارآن به روزتر می شود!؟ ترفند دورنگهداشتن ما از داشته هایمان در سالهای گذشته ، خسارات زیادی را به بار داشته است.در حالی که منافع زیادی را برای دیگران به بار نشانده است. رود کارون از استان من سرچشمه می گیردو وقتی از دهانه غارون می گذرد، دیگر، بومی من نیست وآفریننده دشت های حاصلخیزخوزستان است ،آنگاه .دیگر پذیرای بچه های من دردانشگاه کشاورزی رامین اهواز نیست! رود مارون ،آفریننده سد مارون است .حتی ساکنین گذشته قوم من دراطراف بهبهان به سختی میتوانند در آن شغلی دست و پا کنند .جاده سراسری اهواز- شیراز از گچساران من میگذرد، ولی هیچ ماشن چهل ونهی بدون چشم غره پلیس بهبهان از تنگه تبعیض عبور نمی کند.پالایشگاه دهدشتم ، هندوانه سرکوچه احمدی نژاد را تولید می کند تا همیشه کمیسیون کشاورزی ،در دشت های سنندج به گردشگری استانی بپردازد! من خواب نیستم! تاراج روزهای رفته را می بینم.دردهایی که مرحله به مرحله مرا با تبعیض خو داده اند. سجاده مردمم قبل از همه پهن است و دعای آنها دیرتراز همه قبول می شود.آیا در نماز مردم استان من بوی ریاکاری وجود دارد؟

گاهی نیز این لباس بیش از حد تنگ است و زننده! لذت دیگران دورتر، از پدیده چماق هراسی ما زبانزد خاص و عام شده است. دیگران دورترچه بسا گستاخانه ، برخی رفتارهای مارا نقل محفل طنزمآبانه خود کرده اند.از دوستی شنیده ام که تعریف می کرد در شیراز مشغول به تدریس بوده و وقتی ولی دانش آموزتنبل برای دریافت نمره به مدرسه مراجعه کرده بود درخواست نمره ارفاقی برای فرزندش برای اخذ دیپلم می کند. مدیر گفت : بابا با این همه فوق ودکترا دیپلم به چه درد بچه ات می خورد ؟ و جوابش این بود که لااقل می تواند مدیر کل یکی از ادارات استان کهگیلویه و بویراحمد شود؟!وضعی که آموزش و پرورش ما سالها پذیرای چنین مدیر کلی بوده است !؟ وضعیت مدیریتی استان ما در سالهای گذشته ،بسان این بود که دهها مهندس پالایش زیر نظر فردی باشند که تازه دیپلم خود را از دبیرستان بزرگسالان اخذ کرده باشد!؟؟؟

اکنون که آن مرد رفت! وظیفه دولت امید و تدبیر شناسایی نقاط قوت و تقویت آنها و حذف نارسایی ها و مشکلات به جا مانده است.واین مساله بجر با حضور نیروهای تحصیلکرده ،عاقل ،جسور ،زیرک ،دلسوز و کاردان به مرحله اجرا در نخواهد آمد.

(مطلب منتشر شده نظر نویسنده محترم است و انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سید می‌گه:

    واقعا هرچه ما در استانهای هجوار از لریت مان افتخار می کردیو بزرگواری در مجلس ابروی لر را برد با منطقش که چماق بود .

  • لنده می‌گه:

    شتاب بی پایانی دراریکه قدرت استان وجود دارد.من نمیدانم چرا اصلاح طلبان نمی خواهند درک کنند که نبایستی این همه در مقابل اصولگرایان کوتاه بیاینددتاکب باید از ترس به پانها باج بدهند.چرا باید بزرگواری سخنران جلسات معارفه باشد

  • بیدارمغز می‌گه:

    با تشکر از سید عزیز که حرف دل مردم این دیار را به تحریر در اوردی امیدوارم روشنفکران این خطه وقتی بر صندلی مسولیت تکیه میزنند به فکر ما قبل ان باشند و برای پیشرفت استان تلاش نمایند وهیچگاه یاس ونوامیدی را اجازه ابراز وجود ندهند خدا میداند این استان نیروهای توانمندی دارد ولی همدلی بین انها کم است اگر از حسادت دوری ورزند فکر هاشون روی هم بگذارند این استان همه چیز دارد نفت/گردشگری / مهمان نوازی/ صنایع دستی /خاک خوب/ اب فرا وان که تا بحال مهار نشده / جنگل / و…………………………لعنت بر حسادت که هیچ رحمی در کارش نیست /با عرض پوزش از همه دوستداران استان ومملکت عزیز مان

  • پاقلعه می‌گه:

    آقای خرمی دعاکن که نرسدروزی که به سبب عملکردمدیران نیمه مدیرومحافظه کارونان به نرخ رورخور مجبورشوی بگویی دولت تدبیروفریب.اصلاشایداعتدال یعنی بی رنج وسختی که برسرسفره خون دل خوردگان سالهای جهنمی زحمت کشان اصلاحات نشستن.اعتدال یعنی ترس وباج دادن به افراطیونی که جزادعاچیزی ندارند.اعتدال یعنی تسلیم دربرابرکسانی که کاسب فتنه هستند وباچماق لری مترسکی برای مخالفان خادمی هستند.بله مخالفان خادمی.چون خادمی ازبازوان مرددبزرگواریست .ولی سرانجام روزی همه چیز شفاف میشود.
    حافظ چه نالی گروصل خواهی خون بایدت خورددرگاه وبیگاه

  • هاشمی می‌گه:

    ازسایت وزین ک.ب به خاطر انتشار مطالبی که دردهای استان را بیان می کند قدردانی میکنیم.

  • حسین می‌گه:

    چکیده ای از دردهای مردم استان .متشکر

  • م.حسن پور می‌گه:

    جانا سخن از زبان ما میگویی.ما هم مثل جنابعالی منتظر اقدامات دولت تدبیر وامید هستیم،اون هم دولتی که وزرایش بدلیل اقدام در تغییر مدیران هر روز باید شاهد کشیدن کارتهای زرد مجلسیون باشد.

200x208
200x208