تاریخ درج خبر : 1392/10/22
کد خبر : ۱۸۴۸۰۶
+ تغییر اندازه نوشته -

وضعیت قرمز؛ اصلاحات در آی سی یو

سایت استان: عادل ضربی

(جولان دورگه ها )

منطقواری و لاواری

… دو واژه ی جدید که به تازگی در ادبیات سیاسی شهرستانهای کهگیلویه ، بهمئی ، لنده و چرام رواج یافته است و معرّف دوستانی است که نیمی از اصلاحات و نیمی از اصولگرایی را به ارث برده اند.

b

خدای ناکرده قصد توهین به شعور مخاطبان عزیز را ندارم. اما لازم به ذکر است عرض نمایم دو بخش ابتدایی این دو کلمه برگرفته از نام دو رهبر سیاسی جریان اصلاحات و بخش دوم مشترک در هر دو کلمه برگرفته از نام رهبر اصولگرایی در شهرستان کهگیلویه است . بر این اساس :

منطقواری بفرما ، لاواری بنشین ، اصلاحات بِتَمَرگ.

بلوای عجیبی در شهر تدبیر و امید رخ داده است . انگار گوهر صداقت خریداری ندارد. اگر از نگارنده دلایل محکمه پسند می خواهید تا پایان مطلب با ما همراه باشید.

از زمان استقلال سیاسی شهرستان گچساران و واگذاری قیمومیت سیاسی شهرستان کهگیلویه که بعدها شهرستانهای بهمئی، چرام و لنده به آن اضافه گردید می بایست نماینده ای مستقل از این شهرستانها راهی بهارستان می شد. نزاع دیرینه ی اصولگرایی و نیروهای خط امامی که از خرداد 76 با نام اصلاحات مشق سیاست می نمود همواره این چهار شهرستان را محل تاخت و تازی نمود که طی آن هر جریان فکری تلاش می کرد اسب چموش سیاست را رام نماید و با جلب حداکثری آراء مردمی بر اریکه ی بهارستان تکیه زند. گفتمان اصولگرایی با پیروی از اصل دیرینه ی خود یعنی تبعیت از بزرگان خود، همواره با کنار گذاشتن اختلافات ، با نامزد واحدی در کورس سیاست صف آرایی می کرد. اما جریان اصلاحات با پشت پا زدن به خرد و عقلانیت که سنگ بنای این جریان فکری بوده منازعات و اختلافات درون ساختاری خود را گسترش داد . در نتیجه اردوگاه آنان چنان شکاف عمیقی برداشت که با عنایت به بافت قومی و قبیله ای این چهارشهرستان ، تا نسلها امکان رفو و ترمیم این شکاف وجود ندارد. در یک سو جریانی وابسته به جبهه مشارکت و در سوی دیگر جریانی منتسب به مجمع روحانیون مبارز. جریان رقیب از این شکاف حداکثر بهره وری را داشت . القصه سرجمع 55 یا 60 درصدی آراء اصلاح طلبان به قول قدیمی ها به باد فنا می رفت . البته الگوی چنین اختلافی در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 نیز رقم خورد و آن شد که نباید می شد.

ما در اینجا در صدد پاتولوژی ( آسیب شناسی ) این اختلافات نیستیم . بلکه برای تنویر افکار خوانندگان گرامی به آن اشاره گردید. اما در این دست به دست شدن حاکمیت مرکزی ( دولت ها ) و سلطه ی بی چون و چرای جریان رقیب در شهرستان ، عده ای از داعیه داران اصلاحات بنا به دلایلی از جمله تعصیات قومی ، مصالح شخصی ، ترس از ادامه ی همراهی جریان اصلاحات و … یک شبه اندوخته ی فکری خود را به حراج گذاشتند و به دامن رقیب غلطیدند. اما عده ای قلیل با پشتوانه ی اندیشه ی خلل ناپذیر خود بر اصول اصلاحات پای فشردند و با تحمل مصائب ، فردایی روشن را انتظار می کشیدند.
اینک فردای روشن رقم خورد و دولت تدبیر و امید بنا به تعهد اخلاقی و سیاسی که به جریان اصلاحات داشت ، بخش عظیمی از حاکمیت اجرایی خود را به اصلاحات سپرد. اما گویا شب سیاه صابران اصلاحات پایانی ندارد. زیرا مدیران سطوح میانی دولت در استان ما ، کلید را به دو گروه منطقواری و لاواری داده یا خواهند داد و دست رد به سینه کسانی زده اند که ثابت قدم گام برداشته اند. و مصداق ضرب المثلی شده که در ادبیات فولکلور قوم لر که می گوید : بیغار کِه ملا نظر که ….

عجیب تر آنکه رهبران دو انشعاب اصلاحات در شهرستان یا موضع سکوت و گاهی تایید را انتخاب کرده اند . بیراه نگفته اند که هر انقلاب و جریان فکری ، فرزندان اصیل خود را می بلعد . نعش و لاشه ی این عزیزان بی ادعا، ریلی شده است برای درشکه ی تاریخ گفتمان اصلاحات.

اما این درشکه چه آرام و سنگین می گذرد. چرا ؟ زیرا در این درشکه کسانی لمیده اند که خوردند و خُسبیدند و ساختند و سرما و گرما نچشیدند. خدایا مددی …

والله مع الصابرین

(مطلب منتشر شده نظر نویسنده محترم است و انتشار آن در سایت استان به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نمی باشد)

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ايمان می‌گه:

    آقای ضربی!
    از متن و محتوای مطلبتان اولین چیزی که نمود می کند عامیانه بودن و تعصب و به عبارت لری خودمونی ( غصه و دلی ) آن است. همین مطلب شما نشان از آن دارد که عمر به ظاهر اصلاح طلبی تان چندان قد نمی کشد. یه سوال دارم خدمتت :
    جریان اصلاح طلبی در شهرستان که به نظر شما 60 ٪ می باشد چطور بوجود آمد؟
    از اسب افتادی ولی سعی کن از اصل نیفتی آقای ضربی!
    شما خوب میدانی که آقای منطقیان شخصبت محترم و با ارزشی هستن اما وجودشان در عرصه ی انتخابات های سابق، محصول اختلاف تاجگردون و لاهوتی بود که بعد ها شخص بهرام به آقای لاهوتی گفتن که من منطقیان و برقک و اینا رو که نمیشناختم تو اونا رو به من معرفی کردی. زمانی که برقک بخشدار باشت شد آقای تاجگردون گفت من هر نظری لاهوتی روی اشخاص بدهد می پذیرم و روی حرفش حرف نمیزنم. بگذریم… میگی جریان اصلاح طلبی! درج مطلب شما بخاطر انتصاب آقای مرادی به عنون فرماندار لنده بود. آقای ضربی انتظار دارین فرماندار لنده کی باشن؟ 200 رای در مقابل 7000 رای؟ بس کنید از این همه نفاق این همه دسیسه چینی بس کنید…
    این جا شکری هست که چندین مگسانند / یا بوالعجبی کاین همه صاحب هوسانند

  • احمد می‌گه:

    آقای ضربی میشه خودتون را معرفی کنید؟رزومه سیاسی شما تاریک است چرا؟زیرا مملوّ است از شعارهایی که علیه اصلاحات دادید.ای بوق چی کرنا به دست مگر یادتان رفت که شعار میدادی مرگ بر منتظری؟کجای شما عدالت است؟هیکل و تمام وجودتان نامتعادل و متناقض است.میدانی اکنون کارت چیه؟همچون ویروسی مخرّب دنبال بیمار کردن نیروهای اصلاحاتی هستی.برودکتر خودتو درمان کن که مجبورت نکنند که مرگ مصنوعی را انتخاب کنید وروانه تیمارستان شوید.من هم از لنده شما خبر دارم.پیکره اصلاحات لنده در سراسر استان زبانزد عام وخاص بود امامثل میکروب مسری کم کم داری بیمارش می کنی و دوستان را از هم می پاشونی. خداهدایتتون کند.چرا به خود اجازه تعرض و هتک حرمت به پیش کسوتان سیاست در سطح استان را میدهی.واقعاً عددی نیستی.میدانم که شبها هم بیداری میدونی چرا ؟چون آدم بیمار که خواب نداره خواب را از سر دیگران هم می بره.دوستانم در لنده ،بادانش و بامرام وبزرگندوبدان که تو از اونا نیستی. اونایی که قبولت دارند مثل خودت کم دارن.میدانی که در این نظام جانداری چون نظام مقدس جای ناپاکان نیست.بقیه را هم آلوده مکن.از خدا می خوام که هدایتتون کند و از صاحب نظرانی چون لاهوتی و منطقیان استدعا دارم توراببخشندکه می بخشند زیرا بزرگ اند.همین معلم کلاس اول بودن هم برازنده شما نیست. آقای تقوی فرد،ریاست محترم آموزش و پرورش نذار چنین افرادی بذرهای سالم و نونهالان مردم پاک طیبی را منافق با بیارن .توراخدامذار.زیاد نوشتم چون احساس می کنی که با این حرفا بزرگ میشی. تیشه به ریشه خودت ودوستانت مزن

  • محمد از لنده می‌گه:

    خود شما هم از همون 50-60 درصد بوده اید.
    حالا که وقت ان شد مدیرا رو مشخص کنند این وری شدید؟

  • اینده نگر می‌گه:

    به اعتقاد بنده هم اصلاحیون بویر احمد وهم اصلاحیون کهگیلویه مظلوم واقع شده اند البته اصلاحیون معتدل فعلا حرف اخر را تاجگردون میزنه

  • کلید شکست می‌گه:

    چند سوال از نگارنده:
    1-شما چرا 8 سال گذشته یک کلمه نقد نزدید و اگر زدید ادرسشو بدید تا ما بخوانیم.

    2-مگر خودتان نبودید که باب قومیت و فامیلی با بعضی از کارکنان ستادی اداره را باز کردید و حتی براشون مقاله و ……می نوشتید و از هر اصولگرایی بیشتر امتیاز کسب نمودید پس چرا نان به نرخ روز می خورید؟

    3-اگر ممکنه شناسنامه خود را اسکن و در همین سایت بزنید ببینم رای دادید یا نه!

    4-خودتون را بیشتر معرفی کنید ببینم کجایی هستی و با لنده ایها چه نسبتی دارید؟

    5-چرا این همه تقلا می کنید که خودتو اصلاح طلب معرفی کنید و واقعا چند رای برای اصلاح طلبان دارید ؟

    راستی اسم جدیدتون مبارک(نامتعادل منفی)

  • علی می‌گه:

    لطف می کنید بفرمایید آقای لاهوتی به کدامیک از لیدرهایش گفتند که به بزرگواری رای دهند؟ حتی اگر توانستید یک نفر را هم مستند اسم بیاورید که بگوید لاهوتی همچین خواسته ای ازش داشت.
    -آقای رستاد را از قبل انتخابات ایشان موضع داشت در موردش و قبولش نداشت پس از طرف آقای منطقیان به صحنه آمد و ایشان هم خودش پیگیرش هر چند لیدرهای آقای لاهوتی حامیان اصلی و سخنرانان ایشان بودند و در تمام سخنرانی های ایشان برادر لاهوتی مهندس لاهوتی همراه ایشان بودند و برای ایشان سخنرانی می کرد.
    از لیدرهای آقای منطقیان 10 نفر اصلی نام ببرید که از رستاد حمایت و سخنرانی کردند.
    -متن سخنرانی آقای لاهوتی را در آن جلسه بخوانید سپس اظهار نظر بفرمایید شما سال هاست جز این مطلب چیز دیگری بر زبانتان نیست در عین حال که سراسر پرید از اشتباهات مهلک سیاسی و قوم گرایی، ایشان در آن جلسه از جبهه مشارکت و مجاهدین و سیاست هایشان انتقاد داشت و تندروهایشان و نفوذی های که در آن احزاب رخنه کرده بودند تذکر دادند و بحث همیشه ایشان بود نه مال آن روزها بلکه همواره بر این اعتقادند و نتیجه اش را درید در به وجود آمدن 8 سال مهلک اخیر.و در ادامه که بحث استفاده لاهوتی از این سخنرانی برای تایید صلاحیت بهره برداری کردید و بی انصافی و تعصبی برخورد کردید در عین حالی که لاهوتی کمتر از 48 ساعت بعد از آن جلسه بیانیه دادند و مطالب را روشن بیان کردند پس سفسطه و متعصبانه و مغرضانه نظر ندهید.
    بیش از 60درصد نیروهای فرمانداری از نیروهای لاهوتی هستند پس انتصاب هر کسی می تواند به ایشان نزدیک باشد.و لزوم لابی گری نمی باشد و مانند کعبه آمالاتان نیست که انگار کارمند استانداری است و هر روز در راهروها می چرخد.

  • علی می‌گه:

    نامتعادل منفی نه عادل ضربی

    در ابتدای صفحه که اسم و فامیل شما را دیدم و به معنی آن فکر کردم جالب بود چون فکر می کردم عادلید و پسوند ضرب را هم یدک می کشید خوشحال شدم که هم عادلید و عدالتتون رو هم ضرب کردید و مضاعف عادلید اما به انتهای متن که رسیدم احساس کردم نامتعادل منفی برازنده تر است برای شما،چرا؟
    1-بی نهایت تهمت و افترا زدید و متناقض و حرمت نگه نداشتید حتی به پاس معلمی شان و خوشنامی شان، متنی نوشتید کاملا به دور از واقعیات سیاسی-شخصیتی و تفکری و جامعه شناسی منطقه ای-انتخاباتی و شاید منافقانه با اهداف خاص…..
    2- جوری از 55 و 60 درصد به آرای به فنا رفته صحبت می کنید و غصه می خورید انگار ناف این مردمان را با اصلاحات و چپ خط امامی و بقیه آرا هم از ازل و تا ابد بر خط اصولگرایی بودند.اگر در تمام استان را بگردید(با وجودی که سیاسی ترین و بیشترین آرا با تفکر حزبی در حوزه سیاسی کهگیلویه است) به جرات رای های با تفکر حزبی(اصلاحات-محافظه کار) آن از 20 درصد متجاوز نیست که نظرم کمتر از این درصد هم هست.گردان و چرخان بودن افراد متنفذ و لیدرهای پست طلب گواه حرف هایم و درصد ارایه شده است.مثال های فراوان هست در همان زادگاهتان لنده
    3-اگر به جریان اصلاحات و پویا و سرشار از نیروهای تحصیل کرده ی و استخوان خورد کرده ی سیاست و مجهز به علم سیاست و سیاستمداری به شیوه نوین آن اعتقاد دارید و وفادار به این جریان و تضارب آرا و شایسته سالاری و نخبه گرایی را معتقید پس باید از وجود چند کاندیدایی نهراسید چه بسا خشنود شوید(نمونه های فراوان منطقه ای و استانی و کشوری در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس و شورا وجود دارد از چند کاندیدایی یک جریان پس مختص ما تنها نیست) حتی اگر شکست های مقطعی و موضعی و برای دو یا سه دور بخورند.زیرا معتقدم این شکست ها زمینه ی پیروزی های دراز مدت خواهد شد و همیشه همه ی تفکرات باید در معرض قضاوت مردم قرار گیرند تا امتحان پس دهند و ماهیتشان معلوم گردد تا برای همیشه محو شوند….
    4-پیرو تفکر اصلاح طلبی نمی دانمتان زیرا تفکر اصلاحات در عمق و وجود و گفتارتان نهادینه نشده است و اعتقادی ندارید، حتی اگر همیشه کاندیدا و رای هایتان به سبد اصلاحات بوده باشد، اگر اشتباه می کنم این طرز فکر و کلامتان نبود،طرز تفکر شما کاملا محافظه کارانه است و در بهترین شرایط که اصلاح طلب بخوانمتان در کلامتان بوی منفعت طلبی و روحیه اقتدار گرایی و در حاکمیت ماندن به هر روش و ابزار و پیروزی هر شخصی با هر نیتی نهفته است و این تفکر محافظه کارانه است و آدم را یاد اصل اصیل و اساسی محافطه کاران( هدف وسیله را توجیه می کند) می اندازد. : این قسمتی از متن و تفکرتان هست:”گفتمان اصولگرایی با پیروی از اصل دیرینه ی خود یعنی تبعیت از بزرگان خود، همواره با کنار گذاشتن اختلافات ، با نامزد واحدی در کورس سیاست صف آرایی می کرد. اما جریان اصلاحات با پشت پا زدن به خرد و عقلانیت که سنگ بنای این جریان فکری بوده منازعات و اختلافات درون ساختاری خود را گسترش داد” . باز هم در تحلیلتان اشتباه گفتید و طبق اهداف خاصی که دارید از تخریب آقایان، تعقل وانصاف و مرور انتخابات گذشته در هر سطحی را نادیده گرفتید و تعدد کاندیداهای محافظه کار را در انتخابات های مختلف منطقه ای-کشوری(ریاست جمهوری-مجلس-شورا) که همه اتفاقا در دهه ی اخیر بوده اند را نادیده گرفتید پس اقتدراگرایان هم که در مسند اجرایی و قدرت که قرار گرفتند دچار انشعابات مختلف گردیدند.زیبایی و تعقل و پویایی و اصلا واژه اصلاحات هدفش از بین بردن دستور از بالا و لابی گری افراد متنفذ و پذیرفتن بی چون و چرا بوده.
    5- پیرو اصلاحات نمی دانمتان و اهداف خاصی در این مطلب می ببینم که دو جنبه دارد ابتدا منافقانه و معرفی کاندیدای که می دانید هیچ گاه پیروز نمی گردند حتی اگر این آقایان در صحنه نباشند(مثال:انتخابات 86 که رستاد به اصطلاح و به یک شبه اصلاحاتی شده بر موج احساسات و تنفر مردم از رد صلاحیت سوار شد و کاندیدایی ضعیف روبروی او بوده باز هم نتوانست پیروز گردد) و دیگری که مدت ها مسکوت بود و دوباره شروع گردید(گذر از لاهوتی و منطقیان)این بحث بارها مطرح گردید و بی جواب پایان پذیرفت زیرا گزینه ی دیگری و مورد قبول دو گروه و مورد احترام مردم و شخص رای آور فرا طایفه ای-منطقه ای موجود نیست پس باید یکی از این دو نفر انتخاب گردند تا اشخاصی ساخته شوند و رشد داده شوند.ما هم منتظر ظهور افراد بالقوه و بالفعل دیگر با نیات و تفکر ناب اصلاحاتی هستیم در آینده ولی نه کسانی که یک شبه ظهور کردند بدون زحمت و شناخت و با نیت هایی کذایی.(گر تو بهتر می زنی بستان بزن)و گزینه معرفی بفرما و نظرسنجی بفرما
    6-کدامیک از کسانی که نام بردید نیم اصلاحاتی اند و نیم دیگرشان اصولگرا و با تعصبات قومی و در ارتباط با آقای بزرگواری و غلتیده در دامن رقیبان خواهشا نام ببرید با ذکر مثال و مستند؟
    7-آقای موحد و یا بزرگواری چه اصولی را رعایت کردند از اصولگرایی که حالا به نام رهبر اصولگرایی آنها را خطاب می فرمایید جز اینکه؟موحد در زمان خاتمی بیشترین دیدار و رانت و استفاده را از اطرافیان آقای خاتمی بردند به گواه کروبی و موسوی لاری و محتشمی پور و ….
    و جمله خاتمی در جواب نامه(82) سراسر گلایه و انتقاد لاهوتی از خاتمی:(ایشان هر روز پشت سر من می آمد و نماز می خواند و ارتباط گسترده ای داشت)(دیدار لاهوتی با کروبی(84) به دعوت محتشمی پور:هنگامی که لاهوتی گلایه ها و مصایب و اتفاقات انتخابات های گذشته و مسولین را برای ایشان توضیح داد آقای محتشمی پور به کروبی گفتند عرق شرمتان را پاک کنید به خاطر آن همه کمک های مالی و پاترول هایی که برای آیات عظام منطقه می فرستادید برای کمک انتخاباتی برای موحد اصلاح طلب)و و و و و و
    8-آقای بزرگواری بسیاری از لیدر های به اصطلاح اصلاح طلب(منفعت طلب-قومیت طلب-پست طلب) را جذب کردند هنگامیکه انتخابات دو قطبی و طایفه ای تر شد، از خود بپرسید از کدام انشعاب اصلاحات و لیدرهای نزدیک به کدامیک از سران اصلاحات شهرستان بودند؟و پست های طایفه ای نثار لیدرهای چه کسانی شدند با افتخار؟ پس بسیار هتاکانه و بی انصافی و ناعادلانه و با اهداف خاص است هر دو را با پسوند واری می خوانید.وگرنه آگاه به مسایلید.
    9- این بخشی از متن شماست:”عده ای از داعیه داران اصلاحات بنا به دلایلی از جمله تعصبات قومی ، مصالح شخصی ، ترس از ادامه ی همراهی جریان اصلاحات و … یک شبه اندوخته ی فکری خود را به حراج گذاشتند و به دامن رقیب غلطیدند. اما عده ای قلیل با پشتوانه ی اندیشه ی خلل ناپذیر خود بر اصول اصلاحات پای فشردند و با تحمل مصائب ، فردایی روشن را انتظار می کشیدند.
    میشه این دو گروه خودفروخته به دلیل مصالح شخصی شان و قومی شان که یک شبه اندوخته ی فکری خود را فروخته و آن گروه بر اصول اصلاحات پای فشارنده را معرفی بفرمایید؟برای شناختن این صابرین
    10- مطلب شما بسیار متناقض و فرافکنانه است: شما در تیترتان نوشتید دورگه ها-سپس می فرمایید رهبران اصلاحات-یکی مشارکتی و دیگری روحانیون مبارز(هر دو مشارکتی بودند و لاهوتی روحانیون مبارز هم از ایشان حمایت کرد به گواه پوسترهایشان)-جای دیگری نالان از عدم کنار گذاشتن اختلافات و خواستار اتحادید با مثال همانند محافظه کاران- و در پایان بسیار متناقض و خصمانه و کینه وار در نتیجه و پیام مطلبتان می فرمایید”اما این درشکه چه آرام و سنگین می گذرد. چرا ؟ زیرا در این درشکه کسانی لمیده اند که خوردند و خُسبیدند و ساختند و سرما و گرما نچشیدند. خدایا مددی
    11- بزرگی در دید مردم است نه به شکست است و نه پیروزی.با این بحث ها ره به هیچ جایی نمی برید جز نام ناعادلی برای خود و همانند گذشتگان که همچین مطالبی را مطرح کردند، عذر خواهی و پشیمانی.
    12-کاش نقد واقعی و به دور از نیات و دشمنی باشد.اگر نقد واقعی و بی غرضانه و محترمانه و بدون تعصب در این سال ها انجام می شد و یا همه خواستار جوابگویی از طرفین در مسایل و انتخاب های سیاسی و غیره می شدیم این مسایل خیلی سال پیش حل می شد.

  • ناشناس می‌گه:

    الکی جو را متشنج نکنید جناب ضربی
    مگر آقای مرادی فرماندار لنده از نیروهای آقای لاهوتی نیست؟!!

    • ناشناس لنده ای می‌گه:

      البته خود آقای فرماندار مصداق لاواری هستند. یعنی ضمن اینکه نیروی آقای لاهوتی بودن در انتخابات قبل از بزرگواری دعوت و برای ایشون سخنرانی کردند

    • سوقی می‌گه:

      نچ

  • ناشناس می‌گه:

    جناب آقای
    آقای لاهوتی اصلاح طلب نیست و خود ایشان این مطلب را قبلا به صراحت در یک جمع دانشجویی اعلام کرده
    در رقابت انتخاباتی مجلس بین آقایان رستاد و بزرگواری هم ایشان نه تنها از کاندید اصلاحات حمایت نکرد بلکه به تعدادی از لیدرهای خود حمایت از بزرگواری را توصیه کرد

  • یک قدم جلوتر را ببین می‌گه:

    با تشکر از پاتولوژی علمی نویسنده محترم
    این مطالب لازم است تا آنهایی که از اینده تا نوک بینی خود خود را می بینند بیدار شوند. چقدر سردرگمی در انتخاب و انتصاب، چقدر سست اراده بودن در انتخاب اصلح، اینقدر زمان را قربانی کردند که پذیرای هر تصمیم آن ها هستیم. اگر قرار است رضایت مندی مردم ایجاد شود پس چرا این همه تردید می کنید و برای انتخاب افراد دقت و سرعت به خرج نمی دهید. بعضی جاها که سوزن گیر می کند و فقط افراد خاصی از اصلاحات را می بینید که همین خود زمینه افت است. فردا را باید ساخت نباید منظر معچزه بود.

  • مندیر انتظار می‌گه:

    متاسفانه درحوزه انتخاباتی کهگیلویه مهمتراز همه جیزدو رهبراصلاحات هردو منافع شخصی رو به منافع حزبی ترجیح میدن وتازمانی که هردوی آنها ازطرف هواداران موردبی مهری قرار نگیرن همجنان در آی سیو حواهیم ماند..هرجند ک لاوارای اگه تک وتنها هم باشه همجنان به لابیگریش ادامه میده که نمونش همی روز جمعه بودکه ………………….

200x208
200x208