تاریخ درج خبر : 1392/10/29
کد خبر : ۱۹۱۶۵۷
+ تغییر اندازه نوشته -

چالش ها و فرصت ها در گذار از سنت به مدرنیته

سایت استان: محمد کاظم کریم نژادی

ملت ها و جوامع توسعه نیافته ویادر حال توسعه همواره و همیشه درگیر و درگیرودار یک چالش و معظل بوده و هستند و آن گذر از سنت به مدرنیته است که چون این تغییر و تبدیل محصول دو رویارویی بزرگ است که اولی محصول جامعه و آداب و رسوم اجتماعی خودشان است و محصول دوم که همان مدرنیته است محصول جوامع غربی است: این رویارویی و تغییر مستلزم مقابله توسعه یافتگان اجتماعی و فرهنگی آن جامعه با مقاومت عمومی توده است البته همواره چنین مقاومتی در چنین بخش هایی از جامعه همانند مقاومت سرکردگان مدعی روشنفکری اجتماعی و فرهنگی نیست زیرا چنین جوامعی در زمان فعلی نه فرهنگ و آداب مناسبی درباره هویت و من نوعی در خود سراغ دارند و نه در اندیشه حفظ آن هستند.

در زمان های قدیم و نه چندان دور و پس از عبور غرب از سطح مدرنیته و نیز انباشت محصول و سرمایه، محصول برتر صادراتی آنها اندیشه مدرنیته کردن بود که به بهانه استعمار ملل گوناگون به اشاعه ی آن می پرداختند. و چون می دانستند که اجرای چنین برنامه هایی بدون جبر و به زمان نیاز دارد در صدد جذب طبقه حاکم بودند. و در زمان های فعلی که آگاهی همه ی آحاد از توسعه و ترقی بیشتر شده محصول وارداتی خود را مدرنیته قرار داده اند در حالیکه کالاها و اندیشه ی فعلی آنها بسیار ازسطحجریان مدرنیزاسیون و مکانیزاسیون فراتر رفته و همین هم موجب ایجاد چالش ها و شکاف های کاذب در مسیرهای توسعه و پیشرفت عادیجوامع گردیده است. مسلما در شرایط کنونی رسیدن به سطح مقبولیت اجتماعی یا همان مشروعیت در میان سایر ملل جهان مستلزم پذیرفتن سطوح مختلف مدرنیته است که هزینه ها و امتیازات خاص خود را نیز در پی دارد اما این جوامع هموارهچنین برچسب هایی همراه خود خواهند داشت که به یاد داشته باشند تمدن و زندگی برتر را از کی آموختند وباید همیشه منتظر بمانند تا چیزهای بهتری بدست آورند و ملتمسانه و با بخشیدن منابع و امتیازات خود به ملل غربی چیزهای قبلی که آنها نمی خواهند یا به دردشان نمی خورد را به بهایی گزاف خریداری کنند. اینگونه است که جوامع ما فرهنگ و آداب و رسومی سنتی دارند و ابزار و فنونی پست مدرن بر آنها وارد می شود و با شیوه های مدرن از این ابزارها و روش ها استفاده میکنند. اما این وضعیت در جامعه و بخصوص استان ما اسفناک بارتر است آنها نه تنها اندیشه و آداب و رسوم بومی خود را حفظ و به کار می گیرند بلکه همه گونه ابزار و شیوه و فنون در اجتماع های خود وارد می کنند و بدون اینکه فرهنگ استفاده از ابزاری را شناسایی یا بررسی کنند که شاید نیازی به حذف آن کالا یا ابزار باشد در همه جا به دنبال و جستجوی وسایل رفاهی و سرگرمی خود می پردازند و سپس متناسب با سطح زندگی و رسوم خود با آن برخورد می کنند . در واقع عامل پدیدآیی این بحران ها ، بکارگیری و استفاده از این ابزارها و شیوه ها نیست بلکه چنین شرایطی موجب بحران ها و آسیب های فراوان اجتماعی و ارتباطی در سطح خانواده ها و اجتماع های گوناگون جامعه گردیده استکه مواردی از جمله متناسب نبودن این امکانات و ابزارها با سطح شغل و سواد وهمچنین بیگانه شدن نسل های قدیمی درمیان نسل جوان و یا به اصطلاح شکاف نسل ها را میتوان نام برد.

بنابرین نباید تقصیر را بر گردن مردم انداخت چرا که این یک روند طبیعی است که به صورت جبری، مردم را با خود روبرو کرده و این مستلزم یک مدیریت منطقه ای فرهنگی واجماع نظر مسئولین و هماهنگی آنها در جهت همفکری برای مقابله با این بحران ها است که قطعا باید مدیران کلان استانی و حتی کشوری به چاره جویی در این باره بپردازند. این گونه برنامه های راهبردی باید هدف اصلی برنامه ریزی در سطوح استانی و کشوری باشد نه برنامه های جاری و گردش اداری، که این خود در واقع مهمترین چالش در کشورهای در حال توسعه است. چرا که برنامه های جاری و اداری باید چندین دهه پس از مدرنیته واقعی اداری در کشورها و بخصوص در مناطق محروم خاص آنها صورت بگیرد. اما این نظام و سازمان اداری «وبری »مخصوص جوامعی است که فعالیت ها و فعالین اجتماعی آنها متشکل از همه افراد جامعه و در بالاترین سطح خود باشدو دولت هم میبایست نقش اجرایی اداری در جریان این فعالیت ها داشته باشد تا مردم بتوانند بهتر به فعالیت بپردازند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سهراب کمالی می‌گه:

    با سلام تشکر میکنم از مقاله ی بسیار عالیه شما.
    اگر ما بتوانیم همراه با دنیای مدرنیته به پیش برویم و به روز باشیم این یک امتیاز است.
    و در مواردی نیز میبایست پا را از سنت فرا نهاده ،نه به این معنی که گذشته خویش را فراموش کنیم.
    مثلا ما میتوانیم در حالیکه سوار بر یک ماشین خارجی هستیم از یک آهنگ زیبای لری هم لذت ببریم….

    • کریم نژادی می‌گه:

      سلام به دوست عزیز
      شما آهنگ لری رو نماد سنت گرای توصیف کردی و این به لحاظ موسیقی شناسی اشتباهه چرا که موسیقی لری یا موسیقی هر گویش دیگه را میشه به شکل های سنتی-پاپ یا حتی رپ و راک اجرا کرد که کاملا با ایدئولوژی های مدرنیسم و پست مدرنیسم مطابق باشه و موسیقی هر گویش جزو فرهنگ آن گویش محسوب میشه و میشه آن را با اندیشه های مدرن اجرا و یا تحلیل و آنالیز کرد.

  • سلامی می‌گه:

    سلام به دوست جوان. واقعاااا جالب بود ولی این معضل نه فقط در استان ما بلکه در کشور یا بسیاری از کشورها بیداد میکنه. همان قصه” تو مو میبینی و من پیچش مو …” واقعا ما فقط اسم مدرنیته و پست مدرن رو شنیدیم و فقط تظاهر به آن میکنیم

  • مهندس می‌گه:

    خوب بود مطلبو نگرفتم

  • خردمند می‌گه:

    با سلام و درود بر استاد بزرگ
    واقعا آموزنده بود امیدوارم تداوم داشته باشد

200x208
200x208