تاریخ درج خبر : 1392/11/05
کد خبر : ۱۹۱۶۷۲
+ تغییر اندازه نوشته -

نگاهی به تاثیر جوک های قومیتی در جامعه

سایت استان: آرزو غلامی

فرهنگ جوک‌خوانی به معنای عباراتی کوتاه که درون مایه‌ی طنز دارد و موجب خنده می‌شود مدت‌هاست که در جامعه رواج دارد. بی شک لطیفه در قالب عبارتی معنی‌دار که اسباب شادی را فراهم کند هیچ ایرادی ندارد. نشانه‌های بذله‌گوییِ محتوایی در تاریخ کشورمان بی‌شمار است. دلقکان در گذشته با بذله‌گویی و لطیفه نقش زبان انتقادی جامعه را بازی می‌کردند. مثلاَمبارک که اکنون به یکی از نمادهای هنرهای نمایشی و عروسک گردانی ایران زمین بدل شده است در گذشته با زبان طنز و ظاهری متفاوت هر آن‌چه را که مردم عادی نمی توانستند به صاحب منصبان منتقل کنند به آن‌ها می گفت. لطایف نظم و نثر هم در ادبیات ما بی‌شمار است. پندهایی که می خنداند و می آموزاند.

71047_698

اما همین عبارات مفرح می‌تواند به گونه‌ای ساخته و پرداخته شود که تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین معایب یک جامعه و تهدیدی خاموش نسبت به دوستی و اتحاد یک کشور شود.

نمی توان انکار کرد که سونامی جوک های قومیتی که سبب رنجش تعداد قابل توجهی از هموطنان می‌شود اکنون بخشی از فرهنگ جامعه ایران است. به گونه‌ای که الزاماً در ساخت و انتقال جوک‌های قومیتی قصد دشمنی و تحقیر وجود ندارد، بلکه آن‌قدر رواج پیدا کرده است که امری عادی و روزمره  تلقی می‌شود. می‌توان علل و ریشه این پدیده ناهنجار فرهنگی را با بررسی جامعه‌شناسانه و تاریخی مورد پژوهش قرارداد که بی تردید اهمیت و وسعت این بحث در این نوشتار نمی گنجد. اما به شکل مختصر تاثیر مساله زبان، غلبه نگاه نژادپرستانه در فرهنگ ایرانی، تاثیر تکنولوژی بر این موضوع و ساختار جغرافیایی و سیاسی کشور با تنوع قابل توجه فرهنگی و زبانی در شکل گیری این پدیده مخرب مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

به واقع دلیل خندیدن به نگرشِ اغراق گونه‌ی فرهنگ و شیوه زندگی گروهی که ساکنان اصیل کشورمان هستند چیست؟ بی تردید هر شخصی که سوژه‌ی یکی از جوک‌های قومیتی قرار می‌گیرد در درون احساس رنج و نفرت خواهد کرد. ولی چرا رنجش افراد دلیل کافی برای توقف این موج ضد ارزش نیست؟

1- عدم درک متقابل از زبان و گویش

در ایران سه قومیت بزرگ ترک، لر و کرد و همچنین شهرها و استان‌هایی که زبانی منحصر به خود را دارند زندگی می‌کنند. زبان از دید زبان شناسان فقط یک ابزار ارتباطی ساده نیست. بلکه بخشی از تفکر و احساس است.ابزاری که تمایز ارتباط با دیگر زبان‌ها را ایجاد می کند. در واقع جامعه نیازمند رسیدن به فرهنگِ درکِ متقابل از زبان متفاوت است. به این معنی که قومیت ترک، لر، کرد یا گویش مازنی، گیلکی و بسیاری از گویش‌های دیگر مفاهیم را با زبان و گویشی مستقل از زبان فارسی منتقل می کنند و فرهنگی که ناشی از این گویش و زبان است منحصر به آن شهر یا قوم است. پس باید این تلقی از فرهنگ وجود داشته باشد که عدم آشنایی با یک زبان و فرهنگ به معنی نامتعارف بودن آن فرهنگ نیست.

 همه‌ی افراد نمی توانند از یک نوع سبک زندگی، رنگ، فرهنگ،ساختار فکر و عقیده پیروی کنند. این مشکلی یک‌سویه نیست. به همان نسبت قومیت‌ها نیز در برخورد با یک فارسی زبان این تمایز را حل نمی کنند و ابتدا درک متقابل و به دنبال آن احترام متقابل کم رنگ می شود.

2- شیوع جک های قومیتی

متاسفانه رد و بدل شدن جوک‌هایی که حرمت و شان گروهی را به تاراج می‌برد، در میان قومیت ها یا شهرهایی که موضوع این جوک ها هستند نیز بسیار رواج دارد. به عنوان مثال لر زبان‌های بختیاری، لر زبان‌های لرستان را به سخره می‌گرند یا بر عکس. در خطه شمال کشور شهرهای کوچک و نزدیک به هم به شکلی از فرهنگ و شیوه‌ی زندگی یک‌دیگر سخن می‌گویند که گویی از مردم کشور همسایه حرف می‌زنند. در حالی که آن‌قدر شهرها به هم نزدیک هستند که نمی‌توان مرز دو شهر را تشخیص داد. دو مورد ذکر شده فقط مثال‌هایی از این معضل جامعه است. در تمامی شهرها و روستاهای ایران می توان این نگرش را مشاهده کرد. اگرچه این نگرش تنها منحصر به کشور ایران نیست و در دیگر کشورها نیز به چشم می خورد. اما در کشورمان این امرمعیاری از تمدن، پیشرفت و توانایی  سازش افراد در یک جامعه است.

3- رابطه مرکز و شهرستان ها

با یک بررسی ساده می‌توان به این نتیجه رسید که عمده‌ی جوک‌های توهین‌آمیز قومیتی از زبان مرکزنشینان است. به عبارتی دیگر این پدیده هجومی از شهرهای بزرگ‌تر به شهرهای کوچک‌تر است. خواه آنکه پایتخت‌نشینان در مورد دیگر شهرستان‌ها و قومیت‌ها جوک بگویند یا مراکز هر استان در مورد شهرستان‌های تابع آن استان. شاید دلیل این امر عدم توازن امکانات فرهنگی، رفاهی و اقتصادی در کشور باشد. روستائیان در صدد مهاجرت به شهرها هستند و شهرستانی‌ها در تلاش برای مهاجرت به شهرهای بزرگتر. این باور غلط در جامعه که مرکزنشینان فرهنگی برتر دارند در کنار فرصت‌های شغلی و مشارکت در اجتماع انگیزه مهاجرت را تقویت می‌کند.بنابراین نگاه خودبرتربینی از شهرهای بزرگ‌تر به سمت کوچک‌تر و از ساکنان تهران به سوی دیگر شهرها و قومیت ها روانه است.

4- ضعف شخصیت

معمولاَ وقتی فردی بی‌دلیل به دیگری توهین می‌کند و دست به تحقیر و تخریب شخصیت دیگری می‌زند ناخودآگاه در تلاش است که خود را در جایگاه برتری قرار دهد. به‌دست آوردن احساس بزرگ بودن با تلاش در کوچک دیدن دیگران شیوه‌ی ناپسندی است. حال آن‌که فرهنگ چهارچوب مشخص ندارد و اصطلاح بی‌فرهنگ از دید جامعه‌شناسی اصطلاحی غلط است. می‌توان به عنوان مثال جامعه‌ای را که مردم، زباله های‌شان را از شیشه ماشین به خیابان پرت نمی‌کنند را نمودی از فرهنگ درست دانست. ولی بی‌تردید نمی‌توان برای تشخیص فرهنگ، خصیصه‌هایی مانند ساده‌بودن، زود‌‌فریب خوردن، خسیس بودن و دیگر مضمون‌های جوک‌های مورد بحث را معیار قرار داد.

5- ایرانی ها مردمی نژاد پرست هستند

ما مردمی نژادپرست هستیم. نژادپرستی ایرانی‌ها در برخورد با دیگر کشورهای همسایه نیز تایید این خصیصه است. به عنوان مثال نگرش و ادبیات مردم ایران در مورد کشورهای عربی رفتاری نژادپرستانه است. این‌که همواره فرهنگ اعراب را نسبت به تمدن و فرهنگ ایران حقیر و پست معرفی می‌کند و نام ایشان را با پسوندهای ناپسند به زبان می آورند حیرت آور است. این در حالی است که ایده‌آل مسافرت ایرانی‌ها، سفر به کشورهای حوزه خلیج فارس است و کمتر شنیده‌ایم در این سفرها با عادات زشت و ضد ارزش در جامعه اعراب مواجه شوند.

در ایران حتی نسبت به کشورهای فارسی زبان مانند افغانستان و تاجیکستان و پاکستان هم ذره‌ای احساس برابری وجود ندارد. این امر اما زمانی جلوه‌ی نادرستش را به خوبی نشان می‌دهد که از زبان یک تبعه غیر ایرانی دشواری های زندگی در ایران را بشنویم. فارسی زبانان کشورهای همسایه نیز پس از مهاجرت، دوران زندگی‌شان در ایران را مانند کابوسی تلخ به زبان می‌آورند. در کوچه و خیابان با چنان لحن و نگاهی با افغان‌ها برخورد می‌شود که گویی عده‌ای خلافکار پا به مدینه فاضله‌ای گذاشته‌اند که از هرگونه زشتی و پلیدی به‌دور است. (در این مورد در مقابل انتقادهاحاضر به بحث و تبادل نظر با منتقدان هستم.)

6- ورود تکنولوژی

ورود تکنولوژی در زمینه ارتباطات در جامعه ایران در کنار تمامی آثار مفید و تاثیرگذاری که در زندگی روزمره دارد، آثاری مخرب را نیز به همراه داشت. این از معایب پدیده نوظهور تکنولوژی است که کنترل و حفظ سلامت آن بسیار دشوار و گاهی ناممکن است. در این زمینه فرستادن پیامک‌های جوک به صورت گسترده در تلفنهای همراه و فضای مجازی اینترنت امری رایج است. رواجی که به سختی می توان ترمزی برایش قرار داد. اگرچه اساس اندیشه و نگرش افراد به این امر باید تغییر کند. اگر نه منع ارسال و دریافت پیام غیرممکن است.

7- آتش زیر خاکستر

تکرار این عادت غلط فرهنگی تا چه زمان باید ادامه پیدا کند؟ بی تردید این معضل اکنون آتشی است زیر خاکستر، آتشی که شخصیت، فرهنگ، حرمت و عزت نفس افراد را از درون می‌سوزاند و زمانی رنجش‌ها عیان خواهند شد که نه در قالب جوک و طنز و کنایه، بلکه شاهد برخورد و پرخاش‌های مستقیم در جامعه باشیم. هر چیز رایج را نباید کورکورانه پذیرفت و از آن پیروی کرد. هر فرد قدرت تامل و تفکر دارد و حداقل می تواند هم‌ذات پنداری کند. این ضد فرهنگ تا اندازه‌ای در جامعه رواج پیدا کرده است که قانع کردن افراد بر نادرست بودن این رفتار بسیار دشوار است. ولی اگر از کسانی که این جوک ها را می‌سازند یا به عنوان مصرف‌کننده فرهنگی به آن می‌خندند بپرسید که آیا مصداقی از این جوک ها را در شخصیت آن شهر یا قوم دیده است یا نه هیچ توضیحی ندارد. به عبارتی گروهی متهم به عادات و فرهنگ نادرست می‌شوند که در واقع از آن عاری هستند یا اگر نشانه‌هایی باشد در حد رفتارهای متعارف است. زیرا در دوره ای زندگی می‌کنیم که حتی تاثیر خانواده در شکل‌گیری شخصیت افراد به حداقل رسیده است و عمدتاَ رسانه ها تاثیر غیرقابل انکاری دارند. از طرفی در زمان ارتباطات و اطلاعات صحبت از دهکده جهانی است و فرهنگ ها در هم عجین شدند و پرواضح است که نمی‌توان افراد را به‌واسطه این‌که اهل کدام شهر یا کشور هستند پیش داوری کرد. جامعه‌ای که برای هموطنان زلزله زده‌اش جوک بسازد و عده‌ای به آن بخندند جامعه‌ی خطرناکی است.

 این بحث بسیار وسیع و مفصل است و اهل رسانه در تغییر این فرهنگ غلط تاثیر بسزایی دارند و باید بیش از این به آن پرداخت. علت و راه درمان این تب مزمن باید از طرف جامعه شناسان مورد پژوهش واقع شود و پیش از آن‌که تخریب شخصیت، خرد و عزت افراد به بهانه خندیدن، هزینه فرهنگی جبران ناپذیری برجای بگذار از فرهنگ گفتاری و نوشتاری جامعه حذف شود.

ادامه دارد….

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • Fatemeh می‌گه:

    لر و ترک و … همه ایرانی هستیم. پس وقتی یه قوم مورد تمسخر قرار میگیرن یعنی همه ی ایران مورد تمسخر قرار گرفته. حتی خود اون شخصی که اینا رو به عنوان جک پخش میکنه. نمیدونم چرا برامون مهم نیست شخصیتمون کوچیک بشه. حتی اگه به دست خودمون باشه.

  • داریوش می‌گه:

    سلام
    بسیار زیبا بود.
    من دست به قلم خوبی ندارم. اما کلمه آشنا هستم و اهل تفکر و اندیشه حول مسائل اجتماعی.
    باید بگویم : جانا سخن از زبان (دل ما ، اندیشه ی ما )ما می گویی!!!
    سپاس

  • سیروس شایانی می‌گه:

    احساس مسئولیت و تعهددر برابر آنچه می خواهیم بنویسیم،بگوییم بشنویم ،ببینیم،استفاده کنیم و انتقال دهیم خیلی مهم است،واین زمانی مهم تر می شود که در عرصه عمومی باشد،جک های قومیتی و غیر قومیتی عمدتا بدون تامل و تفکر عمیق و در نظر گرفتن تبعات آن پخش می شود ،به شخصیت افراد یا مجموعه ای که این اعمال را انجام می دهند نگاه کنید ،اکثرا برای تمامیت خواهی،نفی وجود دیگران،تحقیر و سررزنش دیگران و تاثیرگذاری زودگذر بر مخاطب است ، دامنه این کار آن قدر وسیع است که حتی در سطح ملی نیز رسانه های جمعی ما این کار را انجام می دهند،غافل از اینکه :ای بسا ظلمی که بینی در کسان#خوی تو باشد دریشان ای فلان….

  • سعادت آقایی می‌گه:

    باسلام شروع خوبی بود …………….

  • مینا می‌گه:

    با عرض سلام
    امید به خواندن مطالب اجتماعی و موشکافانه بیشتر از جانب شما دوست گرامی.

  • سلام
    از اینکه به این درد پنهان و بیماری مزمن فضای فرهنگی کشورمان پرداخته اید بسیار متشکرم. به نظرم جای پرداختن به علل و عوامل بیشتری برای این موضوع هست که امید است رها نشود.

  • لایقی حیات می‌گه:

    من در عجبم چرا اگه افرادی که به دلایلی پیامکهایی ارسال می کنند تا لرهای عزیز را مورد تمسخر قرار دهند بجای اینکه مورد سرزنش قرار گیرند همان پیامکا توسط هم استانی های ما هم رد و بدل می شوند ؟ چرا ما نباید فرهنگ سازی کنیم ؟ چرا باید خودمان را و صداقت و اصیل بودن خودمان را زیر سؤال ببریم ؟ مطمئنا اگر به خود آییم و این کار ناپسند را کنار بگذاریم و برخورد جدی با ارسال کنندگان این پیامکها داشته باشیم دیگر پیامکی علیه ما ارسال نخواهد شد .

  • زاگرس می‌گه:

    باسلام مطالبتون خیلی عالی بود.به نظر من بسیاری از این جوکا اصیل بودن بعضی این اقوام است که بعضیا خوش ندارن اصالتشونو ببینند.

  • میثم می‌گه:

    دمت گرم آرزو با این مطلبت…..

  • ایمان می‌گه:

    تصویر آن …. در عکس بالای صفحه همچون خراشی بر رخ ایران و روح ماست . بانو غلامی از شما درخواست دارم.به حرمت نیاکانمان و شهیدان در راه میهن این عکس را عوض کنید. .از شما سپاسگذار می شویم .

  • سامان کرم نیا می‌گه:

    سلام
    به موضوع مهمی پرداخته اید.
    سپاس

  • اردوان جهان کهن می‌گه:

    خوب بوب موید باشید

  • میلاد می‌گه:

    بیشتر حرفاتون درسته.
    ولی این رو بدونید که بیشتر جوکها از پایتخت صهیونیستی ایران که تو مدار 33 درجه هست . ینی تهران ، ساخته میشن و به استانهای دیگه فرستاده و پخش میشن. بیشتر این پایتخت نشینها هستن که به اقوام ایرانی توهین میکنن. در حالی که اصن چیزی برای مسخره کردن و خندیدن وجود نداره. تو بیشتر جوکها نیازی نیس که اولش گفته بشه فلان قومیت بود که اینکارو کرد. در حالی که گفته میشه. ولی اگه گفته نشه فرقی نخواهد کرد. پس نتیجه میگیریم که این جوکها از طرف باندهائی و گروهک های خاص ساخته میشه و به دست یه مشت نادون تو سطح کشور پخش میشه. به جرأت میشه گفت که بیشتر اونائی که برای این جوکها میخندن آدمای به ظاهر تحصیل کرده و مثلا وطن پرست هستن:|

  • م.مرتضوی می‌گه:

    سلام.بسیارمطالب ارزشمندی بود برای سرکارخانم غلامی آرزوی توفیق روزافزون وسلامتی داریم

  • ناهيد می‌گه:

    خیلی زیبا بیان کردید …لذت بردیم،موفق باشید.

  • مجتبی -ع می‌گه:

    یک کلام میگویم این استعداد را در وجود حضرت عالیه می بینم ک بتوانی در عرصه ی کشوری هم مطرح شوی.جالب بود مبحثون

  • ... می‌گه:

    خیلی ربط نداره ولی یه مدت ه شبکه آموزش ساعت 9 یه برنامه به اسم قندپهلو پخش میکنه که قول میدم هر کس پاش بشینه پانیه ثابت این برنامه طنز میشه. طنز فاخر که میگن اینه…
    روحانی مچکریم

  • ق.یزدانی می‌گه:

    درودبه خانم غلامی.موضوع بکری را انتخاب کردیدخوب هم روش کارکردیدوبه زیبایی هم پردازش شده.البته نواقصاتی هم دارد.شهریاردرآن شعرمشهور:الاتهرانیاانصاف می کن…تویی یامن به خوبی به این معضل پرداخته است.که میتوان در دیوانش به آن نگریست درهرحال جای تشکر دارد.

  • ارمین می‌گه:

    بسیار سپاس گذار از نگاه ریز بین شما.موضوع جالب و قابل تامل است.امید وارم ادامه بدین

  • ehsan می‌گه:

    همه این موارد ناشی از ناآگاهی و نبود عنصری به نام عقلانیت در جامعه هست

  • اسحاق آقایی می‌گه:

    متاسفانه صداوسیمای مراکز در به تمسخر گرفتن لهجهای اقوام ایرانی گوی سبقت را از همه ربوده است

  • اردوان می‌گه:

    ای همه کلی گویی یعنی چه؟لااقل یا یه تیتر دیه انتخاب بکردی یا سی قسم راسی یه تاثیرشه هم بگفتی!قرار نی هر مطلبی شور دراز بو یا چارتا اصطلاح منش قالب کنن،حرفی سی گفتن داشته بو!

  • باب اسفنجی می‌گه:

    جالب بود …..موفق باشید

  • عالی بود… زنده باشید

  • خلیلی می‌گه:

    با سلام موضوع خوب است اما جای کار و تحقیق بیشتری دارد به نظر میرسد خود این کامنت ها نیز به پخته شدن تحقیق شما کمک میکند موفق باشید(روابط عمومی امور عشایر استان اصفهان)

  • امیر می‌گه:

    خانم غلامی به موضوع خوبی پرداختید هر چند تنها اخلاق محوری و ایده ال گرایی صرفا به معنای رجحان فرهنگی نیست هستند جوامعی که به صورت روزمره کلمات بسیارزشتی در مکالماتشون بکار میبرن ولی جزء ان دسته از کشورهایی پیشرفته از لحاظ فرهنگی به حساب میان.
    موضوع دیگری که فکر میکنم شما می بایست به ان توجه کنید ابنه که حجم این مقاله و مقالات پیشین شما خیلی متاسفانه سبب رنجش خاطر خوانندگان میشه و خواننده ناگزیر مبکنه برخی از مطالب رو حذف کنه بهتر به این موضوع توجه کنید

    • غلامی می‌گه:

      با احترام به انتقاد شما، در مورد حجم مطالب ناگزیر به توضیح هستم که جمع آوردن نظر مثبت تمامی خوانندگان غیر ممکن است. با این وجود سعی میکنم تا جایی که امکان دارد مختصر بنویسم و معتقدم که در مطالبم تکرارگویی به چشم نمی خورد و حذف یک بخش از دید من، موجب نقص مطلب میشود. اتفاقاً در این مقاله تا جایی مختصر و اشاره وار به تیترها پرداختم که در نظرات به این موضوع اشاره شده است که “این مطلب جای بیشتری برای کار و تحقیق دارد”.

  • فرحناز عزیزی می‌گه:

    با تشکر از سرکار خانم غلامی که بسیار زیبا یکی از اسیبهای جامعه ما رو بیان کردند !در مدارس چه دانش اموزان مستعد وبا هوش مهاجری که قربانی این گونه رفتارها شده اند امیدوارم شاهد حذف شدن چنین اخلاقهای در جامعه باشیم وانسانیت انسانها را محترم بشماریم
    ارزوی توفیق وسربلندی برای شما!

  • سوفیا می‌گه:

    این مطلب بیش از آن که اجتماعی باشد اخلاقی ست، از شما ممنونم سرکارخانم آرزو غلامی… امید دارم که با تکرار چنین مطالبی ناخوشایندی های دل آزار از این سرزمین عزیز رخت بربندد
    “روزی ما دوباره کبوترهایمان را خواهیم یافت
    … روزی که کمترین سرود، بوسه است
    … و هر انسان
    برای هر انسان
    برادری ست
    … و قلب برای زندگی بس است…

  • غلامی می‌گه:

    بکار بردن ترکیب “زبان لری” به معنی اطلاق سیستم قراردادی منظم از آواها یا نشانه های کلامی و نوشتار در تعریف دقیق “زبان” نبود. علی ای حال تذکر شما بجاست و درس تر می بود که به جای زبان لری گویش لری نوشته می شد.

  • غلامی می‌گه:

    زبان لُری توسط مردم ساکن و مهاجر منطقه بزرگی در غرب و جنوب ایران، حداقل از نیمه جنوبی استان همدان، لرستان، خوزستان، ایلام، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، استان فارس، استان بوشهر و استان اصفهان تکلم می‌شود. این زبان در کنار فارسی به شاخه جنوبی زبان‌های ایرانی غربی تعلق دارند. [۴][۵] گویش‌های لری خود به دو گروه متمایز متناظر با تمایز بین لر بزرگ و لر کوچک تقسیم می‌شوند. [۶]

    این گویش‌ها نزدیک‌ترین گویش‌های ایرانی به زبان فارسی هستند.[۷] زبان لری همانند زبان فارسی نواده‌ای از زبان پارسی میانه است [۸] و واژه‌های آن همانندی بسیاری با فارسی دارد.[۸]. ریشه زبانهای ایرانی لری-بختیاری مانند زبان فارسی به پارسی میانه(پهلوی ساسانی) و از طریق پارسی میانه به پارسی باستان(زبان هخامنشیان) برمی‌گردد.[۹]
    ویژگی‌های زبان لری نشان می‌دهد که چیرگی زبان‌های ایرانی در منطقه کنونی لرستان در تاریخ باستان از سوی ناحیه پارس صورت گرفته و نه از سوی ناحیه ماد.[۱۰][۱۱] زبان‌شناسانی دیگر لری را یک پیوستار زبانی از گویش‌های ایرانی جنوب غربی بین گونه‌های فارسی و کردی دانسته‌اند،[۱۲] [پیوند مرده] که میان مردم لُر در غرب و جنوب غرب ایران رایج است و خود از سه گویش جدا تشکیل می‌شود که عبارتند از گویش لری خرم‌آبادی، بختیاری و لری جنوبی (کهگیلویه و ممسنی و بویراحمدی) و در دو سوی پیوستار با انواعی از زبان‌های کردی و فارسی شانه به شانه‌است.[۱۲]به عبارت دقیق تر این خانواده یک گروه جدا اما مرتبط از چند زیر گروه پیوسته از ایلات و طوایف است، شناخته شده‌ترین این گروهها عبارتند از لر کوچک و بختیاری، بویراحمد، کهگیلویه و ممسنی (چهار گروه اخیر لر بزرگ را تشکیل می‌دهند.
    (از ویکی پدیا، دانشنامه آزاد)

  • احمد می‌گه:

    لری زبان نیست لهجه هم نیست بلکه تنها یک نوع گویش است

  • سید مصطفی عبدالهی می‌گه:

    بسیار زیبا و بجا نوشته اید متاسفانه این موضوع یک اپیدمی سراسری می باشد.

  • سیاوش.ا می‌گه:

    باعرض سلام.مقاله بسیار زیبای هست.ولی قسمت مربوط به برخوردبامهاجران از بعد اقتصادی کار بسیار بجای هست

    • غلامی می‌گه:

      در فضای مختصر این صفحه امکان پاسخ به اشاره شما دشوار است به طور مختصر: آنچه که مورد انتقاد اینجانب است برخورد نامناسب مردم با مهاجران است که پشتوانه سیاسی و اقتصادی ندارد که اگر اینطور بود افغان ها به عنوان کارگر بر سر ساختمان ها و امثال آن کار نمی کردند. در این رابطه مقاله بعدی بنده را در همین سایت مطالعه بفرمایید.

      • سید مصطفی عبدالهی می‌گه:

        با سلام از لحاظ عاطفی شما درست میفرمایید ولی مسائلی این مهاجرین که اکثراً از قشر بیسواد جامعه افغانی هستند بوجود آورده اند که فقط یک مورد آن ازداوج با خانواده های آسیب پذیر جامعه و تعداد زیادی بچه متولد شده و والد از کشور فرار کرده و رفته! حالا تعدادی بچه بی سرپرست و بی شناسنامه در خانواده هایی سطح پایین از جامعه که خودشان هزاران مشکل لاینحل دارند رها شده و به عبارتی هر بچه یک بمب عمل نشده در جامعه ما ، فردی که نه هویتی دارد نه شناسنامه ای نه بیمه و…………………………..

        • غلامی می‌گه:

          جناب آقای عبدالهی اتفاقاً به این موضوع از دید عاطفی نگاه نفرمایید. بنده هم از جنبه عاطفی خیل کثیر ایرانیان را نژادپرست خطاب نکردم.
          در مورد اشاره شما مربوط به ازدواج های غیرقانونی و فرزند حاصل از آن وصلت هم اقدام بی پشتوانه ای است که از جانب ایرانیان نیز واقع می شود.
          روی صحبت من اما افغان هایی است که به صورت کاملا قانونی وارد ایران شدند و بیش از 20 یا 30 سال است که در ایران ساکن هستند و قوانین ما به این گروه تابعیت ایران را اطلاق نمی کند و مشکلاتی که بخاطر زندگی در ایران تحمل می کنند علاوه بر نواقص قانونی مربوط به رفتار نامناسب مردم عادی هم هست. آنچه که شما می فرمایید یکی از مشکلات حضور افغان های مهاجر در ایران است، اما بی تردید دلیل کافی برای پیشداوری و رفتار نژادپرستانه مردم نمی تواند باشد.

200x208
200x208