تاریخ درج خبر : 1392/11/03
کد خبر : ۱۹۴۵۱۶
+ تغییر اندازه نوشته -

یک روز خیلی خوب در شهر سرسبز و خوش آب و هوای دوگنبدان !!!

سایت استان: خدیجه مظاهر پور

امروز تصمیم گرفتم گردش کوچکی در شهر دوگنبدان داشته باشم تا شهر خودم رو از زوایای بهتری از نزدیک ببینم . البته در اصل چند جایی کار داشتم که از قبل تصمیم داشتم به اونجاها برم. بنابراین عازم سفر و گردش چند ساعته خود در دوگنبدان شدم . اوّلین چیزی که در حین مسیر توجّهم رو به خودش جلب کرد درختهای وسط خیابون ها بود که با فاصله های زیاد از هم کاشته شده بودند. با خودم گفتم : اگر شهرداری درختهای بیشتری توی خیابون ها کاشته بود ، شهر خیلی سرسبزتر به نظر میومد و مثل الان بیابونی و کویری نبود ، به خاطر همین یکی از مقاصد امروزم رو شهرداری در نظر گرفتم که برم و پیشنهادم رو به مسئولین شهرداری اعلام کنم . توی راه که داشتم می رفتم چشمم به چند تا جوون با موهای سیخ سیخی و سر و وضع عجیب غریب افتاد ، می دونستم این شکل و قیافه و سر و وضع در اصل اختراع شیطان پرستان آمریکاییه ! ولی بچه های 25-15 ساله گچسارانی فکر می کنند مده و کلاس داره و احتمالاً باید تقلید از شبکه های غربی و ماهواره ای باشه . ولی چرا غربی ها از ما تقلید نمی کنند؟ تمدن کهن ما که خیلی اصیل تر از اون تازه به عرصه اومده های غربیه ! پس چرا ما اعتماد به نفس مون اینقدر پایینه و اونها اعتماد به نفسشون اینقدر بالاست ؟ مشکل از خودمونه که خودمون رو خیلی دست کم می گیریم ! البته حرف حق رو آدم از هر جایی بشنوه باید قبول کنه و آداب و رسوم هزاران ساله رو اگر اشتباه باشه باید کنار گذاشت مثل نظام شاهنشاهی و دیکتا توری و خان و رعیتی که چون اشتباه بود کنار گذاشته شد ولی خداییش این فرهنگ مبتذل و بی شناسنامه غربی چیه که وارد فرهنگ اصیل ما شده ؟!

21012

در مسیر گشت و گذار از محله های لبنان و کیامرثی سر درآوردم که خونه هاشون رو روی تپه و سراشیبی و پستی و بلندی ساخته بودند که ماشین فقط تا پایین محله روی سطح زمین می تونست بره و بقیه راه رو باید پیاده می رفتم . بیچاره اونهایی که خونه هاشون اون بالا بود ، حتماً برای رفت و آمد و خرید و اسباب کشی خیلی دردسر داشتن.

یکی ساکن شمال تهرانه ، یکی هم ساکن محله سادات و لبنان و کیامرثی ! آیا واقعاً این دو گروه همدیگه رو درک می کنند؟ به نظر من که نه ! مگه میشه کسی تا چیزی رو با پوست و گوشت و استخون حس نکرده باشه بتونه بفهمه و درک کنه ؟! هر چی هم بگن درک می کنیم دروغ میگن !

از تپه های کیامرثی اومدم پایین و به خیابان مدرس غربی رسیدم . چشمم به تابلوی دفتر ارتباط مردمی آقای تاجگردون خورد . نگاهی انداختم و دیدم در دفتر بازه . یک بار قبلاً می خواستم برم دفترشون، بسته بود ، ولی این دفعه باز بود . رفتم داخل ، می خواستم اگر بشه یه وقتی با آقای تاجگردون در مورد دلایل عدم توسعه و محرومیت گچساران و همینطور نحوه تنظیم بودجه کشور صحبت کنم و از اونجایی که از بودجه و اقتصاد زیاد سر در نمی یارم ببینم چه جوریه که بودجه استان ما همیشه کمه و بودجه بعضی استانها اینقدر زیاده ! و بگم کاش نماینده های استان ما هم یک استعفای نمایشی ترتیب داده بودند تا دولت بودجه بیشتری رو به استان ما اختصاص بده . البته خب شاید مخالفت با دولت برای بعدها و آینده شون بد می شد . ولی دولت باید خودش عادل و منصف باشه و نذاره کار به جایی بکشه که نماینده های استان ها اینجوری واکنش نشون بدن نسبت به بی عدالتی که در حق شهر و استانشون می شه . به هر حال خوزستانی ها که توی بودجه 93 کلی خوش به حالشون شد ! ولی کسانی که توی دفتر بودند گفتند که آقای تاجگردون این مدت گچساران نمیاد و سؤالاتم رو از طریق ایمیل ازشون بپرسم . از دفتر آقای تاجگردون اومدم بیرون و به ادامه سفرم پرداختم . سر راهم رفتم خدمات کامپیوتری که دوستم اونجا کار می کرد . توی خدمات کامپیوتری یکی از مشتریها یک دختر دانشجوی دانشگاه …. بود که داشت با صدای بلند با موبایل حرف می زد و می گفت که استاد قبلی مبلغ کمتری برای نمره قبولی ازش گرفته و این یکی داره گرون حساب می کنه ! بعد که صحبتش با موبایل تمام شد شروع کرد به درد و دل کردن با هر کسی که به حرفهاش گوش بده . با شنیدن حرفهای دختر دانشجو ، احساس خجالت و شرمندگی کردم ، چون به هر حال من هم دانشگاه تدریس می کردم ولی خدا رو شکر که توی اون دانشگاه تدریس نمی کنم . یاد دانشجویی خودم و کلاسهامون با دکتر زیبا کلام – دکتر لاریجانی و دکتر بهشتی افتادم که تحت هیچ شرایطی نمره الکی به کسی نمی دادن ولی اینجا نمره رو توی ترازو وزن می کنن و می فروشن به آدم ! لابد قیمت نمره درس های عملی هم گرونتر از درس های تئوریه !

از اونجا هم اومدم بیرون و کم کم به شهرداری رسیدم . رفتم داخل و ایده ام رو درمورد درختکاری خیابون ها با مسئول مربوطه در میون گذاشتم ولی از ایده ام زیاد استقبالی نشد و گفتن خیابون ها که خیلی سرسبزه و مشکلی نداره ! فضای شهر بیابونی نیست و قابل رقابت با جنگلهای شماله ! در مورد کانال بدون حفاظ ایستگاه کارکنان هم که از سه سال پیش تا حالا چند بار به خاطرش رفتم شهرداری ، صحبت کردم و ایشون گفتند که بعد از اتمام پروژه زیرگذر این مسأله هم حتماً حل خواهد شد .

بعد از اینکه از شهرداری اومدم بیرون ، با خودم آرزو کردم که امیدوارم دیگه برای طرح مشکلات شهر نرم توی ادارات مختلف و از مسؤلین خواهش کنم که تو رو خدا به فکر شهر خودتون باشید و نذارید شهر و استانمون نماد توسعه نیافتگی و محرومیت باشه !

از شهرداری به سمت پارک نفت سابق و بوستان شهداء فعلی رفتم . سر قبر شهدای گمنام ، خیلی دلم گرفت . به نظرم اونجا جای مناسبی برای شهداء نبود ، جایی که محل تجمع معتادها و اراذل و اوباش و محل برپایی نمایشگاههای بهاره و پاییزه کالاست ! به هر حال نظر عقلاء و خرد جمعی بر این بوده . حتماً یک چیزی می دونستن که من نمی دونم .

کمی جلوتر از بوستان شهداء ، طرفهای شرکت نفت نوشته بسیار بزرگی توجهم رو به خودش جلب کرد . نوشته بود : “به بام نفتی ایران خوش آمدید” . یادمه طرف کارکنان جاده پازنان هم دیده بودم نوشته بود : “به پنجمین ابر مخزن نفتی جهان خوش آمدید” . پس گچساران هم بام نفتی ایران و هم پنجمین ابر مخزن نفتی جهانه ! پس شهر ما باید یکی از ثروتمندترین شهرهای جهان باشه ولی به نظرم در واقعیت یکی از فقیرترین شهرهای جهان باشه ! ما گچسارانی ها دلمون رو خوش کردیم به اینکه پنجمین ابر مخزن نفتی جهان هستیم . اسم شهر و یا نماینده مون رو برای چند لحظه توی تلویزیون بیارن و یا عزاداری ماه محرم شهرمون رو توی تلویزیون نشون بدن ، اون هم نه به سبک معمول و مرسوم شهرمون ، چون قراره توی تلویزیون مراسم شهرمون رو نشون بدن ، باید سبک مرسوم شهر و منطقه مون رو مخفی کنیم و وانمود کنیم که مراسم مون جور دیگه ایه ! خب هر منطقه ای یک جور مراسم و آداب و رسومی داره ! تازه مراسم ماه محرم بقیه شهرهای ایران رو که تلوزیون نشون می داد به سبک معمول و محلی خودشون بود… ولی نشون دادن شهر و نماینده و مراسم ماه محرم توی تلویزیون که برای مردم آب و نون نمیشه !

دیگه حوصله ادامه دادن به گردشگری رو نداشتم و راه برگشت رو در پیش گرفتم .

از سمت بازار کپری ها اومدم بالا ، سر راهم کلی آشغال و صندوقهای خالی میوه و گوجه و سیب زمینی و بادمجون ریخته بود . همیشه این وضع رو دیدم . اطراف کتابخانه ارشاد هم علفزار بزرگی سبز شده بود که منظره خیلی بدی رو درست کرده بود . این منظره رو هم همیشه دیدم . جمع کردن آشغالها و بریدن علفزارها که بودجه خاصی نمی خواد ، به جای بودجه به چیزهای دیگری احتیاج داره ! رسیدم به زیرگذر که چند ساله شده کابوس شب گچسارانی ها . البته چند روزیه که دارن سریعتر از قبل کار می کنند ! اگر این زیرگذر قرار بود توی تهران ساخته بشه ، شش ماه نشده ساخته شده بود ، ولی اینجا …
دیگه کم کم دارم می رسم خونه . امروز زیاد روز خوبی نبود ، فردا هم روز خداست . شاید فردا روز بهتری باشه .

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • قاصدک می‌گه:

    درود
    جای عوامل سریال سریال مسافران حسابی خالی اما دوستمون به جناب <>بزرگ هم می نوشتن چیزی لزش در نمیومد<<از زمین به بهترین شنونده زرگ برزگ

    گچساران شهری ست که ادمها ان را بام نفتی زمین می دانند اما نفتش را لوله کشی کرده بلوطهای ….را ابیاری می کنند…از نفت گچساران ادمهای دیگر نقاط روزگار خوشی دارند…وجوانها از بیکاری ونداری موهای تن وسرشان سیخ سیخ می شود واز صبح تا شب بی هیچ امیدی خیابان نوردی می کنند…
    زرگا

    محله هایی عجیب دارند روی تپه بنا شده وبسیار دیدنی هستند..فیلم همراه گزارش فرستاده می شود…تماس فرت….

  • مردی از دیار باتولی می‌گه:

    با سلام
    خوشحالم میبینم مردم شهرم براشون مهمه که پیشرفت شهرشونو ببینن و آبادانی گچساران رو یکی از اهدافشون میدونن )تشکر ویژه از سرکار خانم مظاهر پور(
    همین جای بسی امید رو به ما میده که همچنان جهت پیشرفت و سروسامان دادن شهرمون گامهای مثبتی برداریم.
    این خودش یک فرهنگ و هویت اصیل رو میطلبه.
    امیدوارم که جهت آبادانی شهرمون گچساران تا جایی پیش بریم که زبان زد عام وخاص شویم.
    امیدوارم که مسولین نیز بدون فوت وقت گامی موثر جهت آباد کردن گچساران و رفع بیکاری جوانان این شهرستان که یکی از بزرگترین دغدغه های هر خانواده جهت اشتغال جوانانشان میباشد بردارند.به امید فردایی درخشان تر.

  • فرزندشهید می‌گه:

    باسلام جناب استاندار وآقای دکترتاجگردون دست مریضادبابت انتخاب بجاوشایسته جناب آقای مهندس لدنی نژادمدیرکل آبفای شهری

  • گچسارانی می‌گه:

    احسنت بر شجاعت و شهامت و درایت و زیرکی شما که بسیار زیرکانه مشکلات گچساران رو عنوان کردید.احسنت و افرین بر هوش و خرد شما

  • محمد حسن جهانگیری می‌گه:

    آرزوی موفقیت برای مهندس نیکبخت دارم ایشان بسیار با اخلاق وبسیار کاردان است این انتخاب را برای همدانیها هم تبریک میگویم

  • حرف حق می‌گه:

    سر کار خانم مظاهر پور خوب نوشتی و واقعیت را نوشتی ولی کاش موهای جوانان را با موجهای انتقاد بحق شما از وضعیت نا بسامان شهر گچساران قاطی نمی کردید.سالهاست که استان ما فقط وفقط هندوانه زیر بغل هست وگر نه (نومش ومانه تومش وتهرانیل)دودش و بوی گاز ترشش نصیب استان ماست ولی اسکناسهای بسیارش نوش جان دیگران شده .

  • ناشناس می‌گه:

    درود . اینکه مشکلات شهرتون رو گفتی خوب بود ولی این رابدان که همان تمدن چندهزارساله بود که برغربیها تاثیر گذاشت اونا خیلی مطالب مانند قانون رو از ماگرفتند بی انصافیست که گذشته درخشان ایران رو نفی کنین خصوصا اگر دانشجوی دکتر زیباکلام بودید باید اطلاعاتتون خیلی بیشترازینا باشه. موهای سیخ دلیل بر نفی تاریخ پربار گذشته ایران نیست دلیل روباید در بی هویتی امروز جستجو کرد.

  • ناشناس می‌گه:

    دوست عزیزی که میگی حتما خواب دیدی عجب اب و هوایی مث اینکه شما خوابی وحواست نیست یا شایدم ادبیاتت خیلی ضعیه چون این کنایه است نه جمله خبری…

  • باب اسفنجی می‌گه:

    فکر کنم تب داری

  • ناشناس می‌گه:

    مزخرف بود…

  • آرزو غلامی می‌گه:

    ضمن تشکر از مطلب شما لارم است راجع به استعفای نمایندگان در سهم خواهی از بودجه مواردی را اشاره کنم. بعد از 8 سال تاخیر در تحویل لایحه بودجه توسط دولت احمدی نژاد، امسال لایحه بودجه به موقع به مجلس تحویل داده شد تا مجلس بتواند با داشتن زمان مناسب آنرا بررسی و تصویب کند ولی گویی مجلس نشینان به تصویب بودجه در دقیقه 90 عادت کرده اند. و امسال با استعفای دسته جمعی برخی نمایندگان تصویب بودجه با چالش مواجه شد.
    اما نکته مهم این است که بسیاری از کارشناسان اقتصادی با دفاع از بودجه ریزی دولت یازدهم این بودجه را با واقعیت های کنونی اقتصاد ایران همگون خوانده اند و در این بین، قهر و استفای برخی نمایندگان هم نتوانست در اراده دولت “فن گرا” یازدهم خللی وارد کند. چرا که با توجه به میراث بر جای مانده از 8 سال دولت احمدی نژاد نمی توان از بودجه سال 93 انتظار معجزه داشت.
    جالب است که در بودجه انقباضی دولت یازدهم سهم وزارت آمورش و پرورش و وزارت بهداشت بیشترین افزایش، و سهم وزارت دفاع بیشترین کاهش را داشته. دولت آقای روحانی بر خلاف محمود احمدی نژاد به امور فرهنگی و اجتماعی توجه بیشتری دارد و از بودجه نظامی کاسته است.
    از طرفی لازم است یادآور شوم که استعفای نمایندگان بجز سنگ اندازی پیش پای دولت آقای روحانی تبلیغ خوبی برای برای دور بعد انتخابات مجلس هم می باشد!
    مهمترین ویژگی مثبت بودجه 93 این است که در هزینه های جاری، انقباضی و در هزینه های عمرانی انضباطی است و این همان چیزی است که از یک دولت عقل گرا انتظار میرود
    پس چندان از اینکه نماینده شهرتان تهدید به استعفا نکرده است ناخرسند نباشید.

  • مرضبه می‌گه:

    مهم محتوای مطلبه حالا میخواد اسمش مقاله باشه یا داستان یا قصه یا خاطره یا هر چیز دیگه ناشناس عزیز

  • ناشناس می‌گه:

    عجب سرسبزی و عجب آب و هوایی احتمالا خواب دیدی حواست نیست

  • ناشناس می‌گه:

    ما نفهمیدم خاطره بود یا داستان ولی اصلا به مقاله شبیه نیست.

  • بیطرف می‌گه:

    غر بیها از کدام اکتشاف و اختراع ما تقلید کنند ؟؟سیصد سال است که بود و نبود ما تاثیری در تمدن جهانی ندارد.

  • ناشناس می‌گه:

    ما میگیم مقاله ولی بیشتر شبیه قصه است.

  • دوست می‌گه:

    خنده دار تر از این مطلب ندیده بودم. اصلا مقاله بود این؟

  • ناشناس می‌گه:

    ای ولا حرف دل مردم گچساران رو زدین….

200x208
200x208