تاریخ درج خبر : 1392/11/05
کد خبر : ۱۹۶۵۴۱
+ تغییر اندازه نوشته -

شناسنامه اصلاح طلبی

سایت استان: (به درخواست نویسنده نام محفوظ است)

اگر بخواهیم واکاوی کنیم وآسیب شناسی کنیم که چرا جریان اصلاحات علیرغم داشنن پشتوانه آرای مردمی بالای ۲۰ میلیون نفر در دو دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی چرا منجر به شکست و پیروزی آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ شد.و با یک نگاه تحلیل محتوایی و جامعه شناختی به تبلیغات کاندیداها در آن مقطع داشته باشیم به این نتیجه می رسیم که احمدی نژاد با شعار و علم مبارزه با اشرافی گری توانست آرای توده ای از مردم و به قول خودش مستضعفان و قشر آسیب پذیر جامعه را به نفع خود در صندوقها جمع اوری کند.

یادم می آید در یکی از مناظره های تلویزیونی انتخابات سال ۸۴که نماینده آقای هاشمی رفسنجانی با نماینده آقای احمدی نزاد مناظره داشتند وقتی نماینده اقای هاشمی (مرعشی)عنوان کرد: نقل از مضمون که رییس جمهور می بایست پرستیژ وقیافه رییس جمهور داشته باشد. همین نقطه عطفی در انتخابات سال ۸۴ شد و بعد از آن بود که شعار کلیدی و صد البته تاثیر گذار آقای احمدی نژاد تحت عنوان (( من به نوکری مردم افتخار می کنم و قیافه ام به درد نوکری مردم که می خورد.))شکل گرفت و باعث پیروزی وی در انتخابات شده بود.این مقدمه را گفتم که اشاره ای داشته باشم به اینکه جریان اصلاحات وقت دچار نوعی اشرافی گری و آقا زدگی دردرون خود و دور شدن از توده ها و عموم مردم شده بود.

اصلاحات که از اندیشه های ناب اسلامی ریشه دوانده و به اعتقاد نگارنده به خاطر همین تفکرات ناب و اصیل اسلامی و شیعه بوده که باعث اقبال عمومی از اصلاحات و اندیشه های نظیر تفکر عقلانی،آزادی اندیشه و… شده است دچار افراط گرایی در بخشی از زمینه ها از جمله فاصله گرفتن از عوام شد.اما حالا که بعد از ۸سال دولت آقای احمدی نژاد مردم به شکل تعدیل شده و نسخه جدیدی از اصلاحات تحت عنوان تفکر اعتدالی رای داده اند و به تاسی از شعار دولت اعتدال که شعار تدبیر و امید می باشد مجددا بارقه ای از امید در دل مردم شکل گرفته وامیدوار به حل مشکلات به جای مانده از ۸ سال گذشته می باشد،عده ای از دوستان اصلاحاتی ومدیران دولت اصلاحات در حال برگشت به مسندها و مسئولیتها می باشند و اصطلاحات انتقال آرام قدرت در حال شکل گرفتن است و این را به فال نیک می گیریم که یک اتفاق میمون و مبارک می باشد.اما این جریان و تمامی سردمداران باید به هوش باشند و دچار مشکلات وآسیبهای گذشته که نقد آن رفت نشوند. دچار قبیله گرایی وقشری گری نشوند. شاید سوال شود که چرا این حقیر به این مسایل اشاره می کنم. جواب این است که احساس می شود که در استان ما این جریان دچار نوعی اشرافی گری و انحصار طلبی شده و اینکه بعضی از دوستان احساس می کنند که سند اصلاحات به نام آنها خورده و هر کس خارج از زنجیره آنها باشد غیر خودی است و به اصطلاح خودشان شناسنامه اصلاحاتی ندارند.اما هوشیار باشیم که این نوع تفکر یک نوع تفکر به مانند سم است برای اصلاحات ودقیقا مصداق محافظه کاری و اقتدارطلبی است که اساس شکل گیری اصلاحات وذات و خمیر مایه اندیشه اصلاح طلبی برای مبارزه با این تفکر شکل گرفت. تفکر اصلاح طلبی قایم به شخص نیست و حتی قایم به گروه نیست بلکه تفکری ناب است که مخالف هر نوع قبیله گرایی ،قشری نگری و بخشی نگری به مسایل است. تفکر اصلاح طلبی بیش از انکه به یک عده گروه،حزب، و یا افراد خاصی منتسب باشد یک جنبش اجتماعی است و می دانید که در متون رسمی علوم اجتماعی تعریف جنبش اجتماعی به شکل زیر آمده‌است: (هر گونه کوشش جمعی برای پیش برد منافع مشترک با تامین هدف اصلی از طریق عملی جمعی خارج از حوزه نهادهای رسمی است). و جنبش اصلاحات به انواع ویژه ای از از نابرابری ،بی عدالتی،وتبعیض توجه نشان می دهد با توجه به این اهداف در مقابل ساختاری که در ادبیات سیاسی به محافظه کار،اقتدارطلب و…مصطلح شده قرار گرفت.

این بزرگواران که به لطف دولت اصلاحات آقای خاتمی توانسته اند منصب و سمتی برای خود دست وپا کنند و حتی از قبل آن نیز یک اسم وشهرتی دست پیدا کنند، احساس می شود دچار نوعی غرور کاذب و انحصارگرایی شده اند.در طول ۸ سال گذشته که در مسایل سیاسی به دلایلی مشارکت سیاسی نداشته اند مشارکت به این معنی که وقتی احزاب جریان اصلاحات نتوانسته اند به صورت مشخص و تعربف شده در دو دوره انتخابات مجلس کاندید شاخص و واحدی که مورد اجماع اصلاح طلبان باشد در حوزه های انتخاباتی استان داشته باشند(به استثنای گچساران) به نوعی این دوستان خانه نشین بوده اند و عرض کردم که این خانه نشینی به خاطر محدودیتهایی بود که یا ناشی از عدم رغبت این بزرگواران با توجه به شرایط سیاسی حاکم بر جامعه یامحدودیتهایی بوده که نظام به خاطر ساختارشکنی و عبور این افراد از خطوط قرمز برای انها قایل شده است. اما جالب است گروهی از طیف جریان اصلاحات که در سطوح و لایه های پایینی قرار داشتند در این چند سال حفظ سنگر نموده اند و با هر تلاش و کوششی که بود توانستند نام اصلاحات را زنده نگهدارند و مخصوصا در انتخابات ریاست جمهوری با فعال نمودن و تشکیل ستادهای کاندیداهای منتسب به جریان اصلاحات خود را در معرض سیبل حملات جریان مخالف قرار نمودند و مانند جان سپار و فدایی صف اول عمل کردند حالا از طریق همین دوستان متهم می‌شوند که شناسنامه اصلاح طلبی ندارند نمیدانم این بزرگواران این چند سال کجا دفتر صدور شناسنامه اصلاحاتی صادر می کردند که مراجعه شود و شناسنامه گرفت چرا اطلاع رسانی نشده و فراخوانی نشد برای گرفتن شناسنامه اصلاح طلبی!! مگه شما باید چند صد هزار نفری که به دولت اعتدال و یا قبل از آن به دولت اصلاحات رای دادند بشناسید یا قبل ازآن باید با شما اعلام بیعت می کردند که اگر این باشد که عین قبیله گرایی و انحصار طلبی است. مگر نه این است که عده ای از همین دوستان وقتی از پیروزی کاندید منتسب به جریان اصلاحات در انتخابات اخیر ناامید شده بودند تبری جستند و برای کاندیداهای دیگر فعالیت می کردند و تمایل نشان داده اند.

امیدوارم که این بزرگواران به هوش باشند و باعث ظهور پدیده احمدی نژاد دیگری در سطح ملی و یا استانی نباشند ونماد دیگری از مبارزه با اشرافیت و انحصار طلبی را با عملکردشون باعث نگردند.

منبع:نویدفردا

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • علی می‌گه:

    برادر عزیز شما که می فرمایید این 8 سال سکوت کردند اصلا واقعیت ندارد.در انتخابات ریاست جمهوری 84 مجلس 86 حضور داشتند در انتخابات ریاست جمهوری 88 حضور داشتند.انتخابات مجلس 90 تحریم بود در کل کشور اگر واقعن تفکری و دغدغه ای داری که باید در این میادین بوده باشی و اگر تشریف داشتی حتما مشاهده می کردی کسانی را که با زبان بی زبانی داری تخریب می کنی و متاسفانه کسی پیام متن شما رو معدود کسانی گرفتند و جواب های خوبی هم دادند.
    این جمله رو در جواب شما می گم‏(سخنرانی لاهوتی در مسجد امام صادق در حمایت از میر حسین و مذمت احمدی نژاد که بر مسندی تکیه زد که کوروش و داریوش و فراهانی ها و کریم خان ها و خاتمی ها تکیه زدند )””شوک بد پوز تیله نها من چال عقابی‏”‏‏”‏
    قصد و غرض از ذکر جمله بالا: جایگاهی که این آقایان دارند شایسته هر کسی نیست و قطعن بصیرت و منش و مرام و ثباتی داشتند که لایقند.
    هر جریان و یا گروهی باید رهبر و مرام نامه ای و حداقلی داشته باشد برای جریان سازی و انسان سازی و هرگاه شخصی یک سری مسایل را رعایت و یا بر روی تفکرش پایبند بود قطعن شناسنامه هم خود به خود صادر می شود احتیاجی به رجوع حضوری ندارد و مردم و جریان و طیف فکری همچین سندی به اسم شما می زند به مانند بزرگان جریان و جناح…
    وجود رهبر برای جلوگیری از افراط و تفریط،جلوگیری از نفوذ آدم های بی تفکر و بی ریشه و منفعت طلب گردان،حضور یا عدم حضور،انسجام و نظم مخصوصن در گروهی که همه اجازه اظهار نظر و احساس منیت به واسطه آرادی و تحصیلات و جایگاه شخصیتی-اجتماعی-چه بسا طایفه ای دارند آیا الزامی و واجب نیست، شناسایی و رشد دادن به نیروهای با استعداد و وفادار را چو کسی مشخص و معرفی گرداند‏(ا نگار یادتان رفت چند نفر به واسطه ای در مسیر تهران در حال رفت و آمد بودند برای استاندار شدن‏)‏.و اگر غیر از این در دنیا و تمام حزب و گروها سراغ دارید بفرمایید.

  • اصلاح‌طلب بی شناسنامه می‌گه:

    سلام خدمت دوستی که اگر جوی به گفته هایش ایمان داشت واگر اندکی شهامت که لازمه حضور در فعالیت سیاسی ست نامش را پنهان نمیکرد،دوست گرامی من هم بی شناسنامه ام. اما درست گفته اند که به گفته بنگرید نه به گوینده، اما خوب بنگر کسی که از این حد اقلهاهم دور است حاضر نیست نامش را بگویدبی شک در فعالیتهای سیاسی وجود شناسنامه ضروریست. عیب دقیقا همینجاست که متاسفانه افراد هر روز شناسنامه عوض میکنند وبرترازمن وشما در هر دولتی صاحب عنوان میشوند، مشکل از بی شناسنامه گی ست که هویت سیاسی اخلاقی ما پنهان می ماند. کسانی که با نام یا بی نام بر مطالبتان مهر تایید میزنند اگر یک ماه کار سیاسی میکردند کورکورانه تاییدت نمی کردند. لطفابفرماییدوسندارایه نمایید چه کسانی وکجاگفته اند این قباله به نام ماست؟البته که کسانی که تا دیروز باانحصارطلبآن نردعشق می باختند وجرات دم بر آوردن نداشتند قصد دارن چون پیاز قاطی میوه هاشوند.النهایه،بدان واگاه باش که برای فعالیت سیاسی شناسنامه ضروریست اینجا دقیقا بر عکس است اول گوینده مهم است وبعد گفته! چرا که شاید هر شیاد سفسطه کاری بتواند بی نگاهی به سابقه اش نبض جامعه را در دست گیرد در کار سیاسی شناسنامه حرف اول است.اما یک سوال از همه آنانکه دیر آمده وزودمیخواهند بروند، به راستی چراابن هشت سال سراغ جلسات را نمی گرفتید دنبال چه بوده هستید؟ چرا دنبال اثبات اصلاح طلبی خویش بر نیامدید؟ پس بگوییدچه می خواهید؟

  • یک اصلاح طلب شناسنامه دار می‌گه:

    بله واقعا”من هم با خانم آرزو غلامی موافقم….نمیدونم اینهمه تلاش برای یافتن هویت شما برای چییه…..کاش این تلاش ها برای درک حرفاتون صورت میگرفت…

  • آرزو غلامی می‌گه:

    نویسنده محترم از این همه تلاشِ خوانندگان برای بیرون کشیدن نام شما از مطلبتان در حیرتم!
    اینجانب با بسیاری از گفته هایتان موافقم. و از اینکه مطلب شما را خواندم خوشحال شدم. با مطالعه مقالات و اخبار این سایت و دیگر سایت های استان من هم متوجه این تب اصلاح طلبی شدم… مهم نیست که من نوعی یا شما چه گرایش حزبی داریم. مهم این است که چطور واقعیت را تحلیل بکنیم. در دوره ی 8 سال محمود احمدی نژاد تا حدی افراط و تفریط در جامعه حاکم شد که ساختار سیاسی به هم خورد. و انزوای گسترده اصلاحات را به دنبال داشت. حال اما میدان در اختیار ایشان است. و اصلاحات تبدیل به موجی خروشان شده است. موجی که اگر چه آبادانی در پی دارد اما هشدارِ ویرانی هم می تواند باشد.
    زمانی امکان ضبط و نگهداری وقایع وجود نداشت و این مثل معروف مصداق داشت که تاریخ تکرار می شود. اما در این زمان تاریخ نباید تکرار شود. فراموش نکنیم که در سال 84 مردم با روی باز به احمدی نژاد رای دادند. و این کسب آرا صرفا ناشی از چیدمان انتخاباتی نبود. اکنون با خواندن اخبار و مقالات استان هر روز بیشتر به این نتیجه میرسم که از دید عامی هر کس با اصلاحات نیست، علیه ایشان است. هر مدیر کارآمد و کاردان را در جرگه اصلاحات قرار می دهند و بر سرش دعواست!
    در این زمان آقای روحانی شعار بجایی برگزید، اعتدال و میانه روی. مهم این است که امور مملکت به دست متخصصین سپرده شود. در این صورت باید به آنها اعتماد کرد. که اگر اینطور نباشد، مردمی عامی در تمامی امور متخصص و متفکر می شوند. فراموش نکنیم که احمدی نژاد معرف اصولگرایان نبود بلکه اشتباه اصولگرایان بود. اشتباهی که ناشی از ورود عوام به سیاست بود. اشتباهی که دیگر تکرار نخواهد شد. . .

  • شهروند می‌گه:

    با سلام خدمت نگارنده بزرگوار به عرض جنابعالی برسانم در جامعه هر گاه اصلاح طلب ویا اصول گرا اصل مردم را به فراموشی سپردند مردم به انها واکنش نشان دادند متاسفانه در دو سال پایان خدمت دولت دکتر احمدی نزاد مسولین تکیه زده بر صندلی ریاست فقط بفکر دوستان و بستگان خود بودند که نتیجه ان بی اعتمادی مردم به اصول گرایی ودادن رای به اعتدال بود اما نکته جالب توجه این است که در اغاز دولت اعتدال مسولین انتخاب شده همان کاری را میکنند که در پایان دولت احمدی نزاد اتفاق افتاد این شعار که استفاده از نیروهای توانمند و شایسته در همین ابتدا جای خود را به دوستان و بستگان داده که این خطری بزرگ و افتی خاموش اما در عین حال بسیار مخرب دولتی موفق است که مسولین ان از شایسته ترین و توانمند ترین افراد جامعه استفاده نماید در استان ما متاسفانه هر جناحی برنده شود کاری به توانایی کمتر دارد بیشتر به خط وباند سیاسی کار دارد و این همان افت است واین را هم بدانید افراد کم توان کاری اما پرتوان گفتاری و دو مولا در استان ما هر خط وباندی حاکم شود ورود پیدا میکنند این افت اصلی است دلسوزان نباید اجازه عرض اندام به این طیف دهد دلسوزان به جامعه در هردو جناح بسار زیاد است اگر بخواهید بدانید اینها کجا هستند چه داشتند قبلا و حالا چه دارند سرمایه های انها در اقصا نقاط این مرکز شهر قد برافراشته اند اینها چیزهای است که با چشم میبینیم خیلی از موارد انها با چشم قابل دیدن نیست با………….. قابل تشخیص است

  • ... می‌گه:

    این مطلب یقین دارم به قلم آقای عادل ضربی است.جناب آقای آرام چرا مطلب دوم آقای ضربی رو بر روی سایت نگذاشتید در حالی که کبنا نیوز گذاشته یا …

  • ناشناس می‌گه:

    این بنده خدا اگه خیلی شناسنامه داره چرا بازهم نامش را مخفی میکنه تادیگران قضاوت کنندسند اصلیه یاجعلیه!

    • یک اصلاح طلب شناسنامه دار می‌گه:

      متاسفانه ما عادت کردیم که به جای شنیدن حرف حساب وانتقادات….زود برچسب بزنیم…دوست من از قدیم گنتند دوسته که گریه می اندازدت پس بیاییم بجای اینکه نگاهمون به مخفی بودن اسم ایشون باشه حرف حسابشو بشنویم!!!!!

200x208
200x208