تاریخ درج خبر : 1392/11/05
کد خبر : ۱۹۶۶۴۷
+ تغییر اندازه نوشته -

جایگاه زن در جامعه امروز

سایت استان: سیده فروغ آرامش

ناپلئون میگوید اگرمیخواهید پیشرفت مملکتی را ارزیابی کنید به وضعیت زنان آن ملت بنگرید. این سخن کاملاً درست است. درهرجامعه ای زنان نیمی ازجمعیت راتشکیل می دهند. فعال یا منفعل بودن زنان درهرجامعه ای تاثیرتعیین کننده ای برآن جامعه دارد. درواقع نیمی از نمره قبولی هرملتی به نمره ی زنان آن ملت تعلق میگیرد. درممالک شرق، ایران از اولین کشورهایی بوده که درآن به حقوق زنان توجه شده است.

در دوران قدیم ،ایران شایدتنها کشوری بوده که زمامدار وپادشاه زن داشته است . ادبیات فارسی هم شاید تنها ادبیات و زبان زنده ای است که درآن ضمیرمؤنث و مذکر وجود ندارد.آیا این بدان معنی نیست که در ایران قدیم بین مرد و زن تفاوتی اساسی وجود نداشته است؟ دردوران معاصر هم ایران از اولین کشورهای شرقی است که زنان توانستند به حقوق سیاسی واجتماعی ومدنی و….. درحد مردان دست یابند. بتوانند انتخاب کنند و انتخاب شوند. به وزرات و وکالت دست یابند. درحالیکه دربسیاری ازکشورهای همسایه ،زنان هنوز حق رانندگی خودرو را هم ندارند. چه رسدبه حقوق سیاسی و…..

انقلاب پرافتخارمشروطه ، جامعه سنتی ایران را به سوی جامعه ی مدرن به پیش راند. هرچندزمان نسبتاً زیادی گذشت تا دولت مقتدر مرکزی بوجود آید که بتواند حکومتهای محلی را براندازد و عبورازسنت به مدرنیته را تحقق ببخشد. اما این کار مهم بالاخره صورت گرفت.

نگاه زن سنتی با مدرن به کلی متفاوت است. زن سنتی به آنچه که برایش تقسیم میشد قانع بود. خود را صاحب حق نمیدانست. بلکه فقط صاحب تکلیف میدانست .تکالیفی که باید به آن عمل میکرد. بدون اینکه بهره ای بخواهد از زندگی ببرد. ادای وظایف و عمل به تکالیف را برای او مهم ترین مسئله بود. همسربودن و مادرشدن ایده آل او. ولی درنگاه جدید و مدرن دیگر این گونه نیست . زن درجامعه مدرن امروزی ،میخواهدزندگی کند و ازهمه مواهب و نعمات زندگی بهره ببرد. سقف آرزوها وآمال مانندگذشته دیگرکوتاه نیست. اوخود را دیگردرحاشیه مرد و دنده چپ او نمی داند.حقوق اجتماعی و سیاسی و مدنی برابر با مرد میخواهد .بدون مشارکت فعال زنان، دیگر اداره جامعه امکان ندارد.تئوری هایی که زن را احساسی و مرد را عقلانی معرفی میکردند همه باطل شده اند. درست است که اوج نخبگان مرد معمولاً بیشتر از زنان است ومردان اوجی فراتر از زنان نشان داده اند اما درصدنخبگان مرد دیگر بیشترنیست.

ما به دورانی پای نهاده ایم که سخن از جنسیت گفتن به همان اندازه بی معنا و مهمل است که ازقومیت گفتن. درحوزه های مشترک کاری ، غالباً کارنامه زنان اگر بهتر از مردان نباشد پایین تر هم نیست . سابقاً اگرزنان تحت تاثیرتربیت های سنتی ، خودرا جنس دوم نامیده و باور به ارججیت جنس مرد داشتند، امروزچنین نیست.

حتی درسنین پایین، دختران عاقل تر و دارای ظرفیت فکری بالاتری نسبت به پسران همسن و سال خود هستند. منحنی رشد فکری و عقلی دختران با پسران متفاوت است.در سنین بالاتر قبلاً زن امکان رشد نداشت و زندانی محیط و جامعه ی خود بود وگرنه استعداد رشد و پیشرفتش کم از مرد نبود. زنده یاد پروین اعتصامی که ازبزرگترین شاعران معاصراست راجع به برداشتن موانع تحصیل و پیشرفت زن چنین سروده است :

پیش از این گویی در ایران زن که ایرانی نبود/ پیشه اش جزتیره روزی و پریشانی نبود
کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد /  کس چو زن در معبد سالوسی قربانی نبود
نوردانش را زچشم زن نهان می داشتند / این ندانستن زپستی یا گرانجانی نبود
……………………………………………………… ………………………………………………………
چشم و دل را پرده می بایست اما / از عفاف سنت پوسیده بنیاد مسلمانی نبود

و درجای دیگری هم میگوید:

زین چراغ معرفت کامروز اندر نزد ماست / شاهراه سعی و اقلیم سعادت روشن است
به که هردختر بداند قدر فکرخویش را / تا نگویدکس پسرهشیار و دخترکودن است

و همچنین در جای دیگر درباره برتری و رتبت زن و مرد چنین آورده است:

پستی نسوان ایران جمله از بی دانشی است / مرد یا زن برتری و رتبت از دانستن است

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • زهرا می‌گه:

    بحثهای جالبی درگرفته!
    عده ای با استناد به روایات و احادیث ظنی الصدور به اسلام و دین حمله برده اند!
    باید بگم اینچنین روایاتی بیشتر از افرادی چون معاویه و به اصطلاح علمایشان منشا گرفته اند نه از معصومین.
    عده ای از تفاسیر قرآن هم برخاسته از رای و نظر افراد ضعیف النفس و کوته بین هست نه معصومین و صاحبان خرد. جالبه که عالمان با تقوایمان هم در کتبی به تفصیل و مستند به نقد چنین سخنان سخیفی نپرداخته اند تا هزار و یک فایده آنرا ببینیم.
    عده ای از احکام و قوانین بر اساس موقعیت، درآمد و جایگاه اقتصادی خانمها در قرون گذشته بوده که حال نیاز به اجماعی متناسب شرایط روز دارد.
    اگر کشورهای اروپایی و آمریکا را نگاه کنیم باز صاحب منصبان کمی از خانمها می بینیم.
    50 نفر از 313 نفر (یا 256 نفر) صاحب منصبان حکومت حضرت مهدی از خانمها خواهند بود.
    عده ای از خانمها با توانمندیهای بالا و مختلف هستند. از هر خانمی نمی توان انتظار داشت که به فرزندآوری و تربیت صرف آنان بسنده کند و به آن افتخار کند.
    عده ای از خانمها زینب وار توان حضور در اجتماع و تربیت جمعی عظیم را علاوه بر فرزندان خود دارند.
    اللهم عجل لولیک الفرج

  • روهنده می‌گه:

    م .حسینی باسلام شمامی دانید که دیه زن درقرآن به صراحت آمده،اگربه خودت زحمت بدی کتابهای تفسیر درمورد دیه راهم مطالعه کنی متوجه می شوی که بایک حساب سرانگشتی حقوق زن ومرد مساوی است والبته متفاوت.اشکال نداره اگر اعتراض داری به قرآن ،ازاین من بعد وظایف زنان رامردها به عهده بگیرندومردها وظایف زنان راآن وقت دیه مرد رابه زن می دهیم ودیه زن را به مرد.ببخشید اگر هم به دستورات خدا اعتنا نمی کنید….ماکه کسی نیستیم بروید وباخدابجنگید…

  • سجاد می‌گه:

    آقای عماد ،شما متاسفانه خیلی عاجزی ،به اندازه ای که بجای پاسخ به کامنت حساب شده وعلمی ومستند جناب روهنده،دنبال مالک سند می گردی؟شهامت جناب روهنده ستودنی است،اماشما حرفی برای گفتن ندارید،چون باطل همیشه ذلیل است

  • روهنده می‌گه:

    آقای عماد باتقوی….اولا واردحاشیه شدند من مستند وعلمی وخیلی فنی درمورد دیه وشهادت دوزن نقدکردم ،اینکه این گفته واسناد ازکیست بحث دیگری است مهم این است که من ازاندیشمندان اسلامی مایه گذاشتم وبه قرآن که کلام خداست،این که منبع اسناد راعنوان نکردم شایدفراموش کردم.وعذرخواهی می کنم از صاحبان این سند.اما توازاخلاق حرف میزنی؟که نظریات منفی عده ای غربی راکه نگاه والدین به فرزند را نگاه جنسی می پندارندراجمع آوری می کنی ودرمقابل قرآن که کلام خداست بی شرمانه نگارش می کنی ،توکه دستور صریح قرآن رادرمورد دیه وشهادت دوزن به تمسخرگرفتی ،ازاخلاق حرف می زنی؟من مطلب دیگران رابه نام خود ثبت نکردم بلکه فقط ازگفته منطقی ،علمی وفنی بزرگان که برگرفته ازقرآن است را آوردم شاید به خود آیی.توکه بدون هیچ سندی مرابه حسادت ،تازه به دوران رسیده ،شهرت طلب ،زیاده خواه ،قدرت طلب وکم هوش متهم می کنی ،چطور ازاخلاق وادب حرف می زنی؟به نظر میرسد خود شما دنبال چنین خواسته هایی هستی ،وگرنه من بایک کامنت به چه جایگاهی می رسم؟….گذشته ازاین حرف ها:گفته های بی پایه واساس شما ونویسنده محترم مثل خاروخاشاکی است که روی آب نابسامان وبی هدف معلقند،اگرمبنا وسندی معتبر از اشخاص معتبر داری بگو…چرافرافکنی می کنی؟من ازشما یک سئوال دارم ،شما وامثالهم چه پیشنهادی برای ترقی واحقاق حقوق زن دارید؟ اصلا حقوق زن راتعریف کنید؟اگر شما دنبال تحقیر زنان نیستید چرافقط با حجاب وعفت زن مشکل دارید؟اگر راست می گوییدبدون ترویج برهنگی وبی بندوباری طرحی بیارید که زنان درسایه آن به عزت انسانی برسند ….درحالیکه اسلام هیچ مشکلی باترقی وکمال زن ندارد،اسلام نه فقط برای زن بلکه برای مردان نیز اوج پیشرفت وترقی راباحفظ شان انسانی توصیه می کند،اما شماها چی؟جزءسوءاستفاده ازبی بندوباری ولامذهب کردن جوامع هیچ آرزویی برای زنان ومردان ندارید…..ازخدامی خواهم اگر زمینه هدایت داری ،هدایتت کند وگرنه فردای قیامت ازتهمت های ناروایی که زدی نمی گذرم.

  • جواب فرخ نژاد می‌گه:

    این مملکت از زمانی به این مصیبت دچار شد که بیسوادانی چون سرکار شدید اساتید دانشگاهی اش.باید به حال دانشجویانش با چنین استادانی گریست.

  • واقع بین می‌گه:

    جناب عماد الاسلام تقوی.با سلام و شعف بسیار از این همه تیز بینی و دقت نظر و وسعت معلومات ،حیف از وقت شماست که صرف مناظره با آدمی پر ادعا و بی اطلاع از همه جا گردد.هنر آقای روهنده این بود که انجماد فکری اش باعث شد سرکار از خموشی به در
    آیید.بنویسید که حیف است شما خاموش باشید و امثال روهنده که بدبختانه تعدادشان کم نیست میدان داری کنند.که گفته اند :نور جهان دیده چو پنهان شود شب پره بازیگر میدان شود.

  • عماد تقوی می‌گه:

    ( اولامن باکسانی که اعتقادات دینی شان بامن همسونیست کاری ندارم چون اینان بامبانی دینی که به آنهااستنادمی کنم وباوردارم ظاهرامشکل دارند.امابدلیل پاسخ به این بیچاره گان وظیفه مسلمانی دانستم تاپاسخ دهم که انسانهای بی اطلاعی مسموم سم پاشی های انسان نماهای قلب آلوده نشوند، لذابااستنادبه منابع دینی چند سطری راذکرمی کنم )
    پاراگراف فوق ادعای جناب علامه بحرالعلوم روهنده میباشد که عزم برآن کرده تا با تکیه وبرخورداری ازعلوم بی پایان ودانش بیکران خود که دیگران بخاطر بی بهره بودن ازآن مرتب مورد تمسخر وسرکوفت توفنده جنابشان قرار داشته اند ؛ پاسخی دندان شکن داده تا انسانهای بی اطلاع به برکت ذخائرعلمی و اطلاعات همه جانبه ایشان ازخطرمسمومیت این سموم درامان باشند .
    اما هردو کامنت ایشان ؛ نعش بی جان نوشته نگون بخت دوتن از اساتید حوزه می باشد که آقای روهنده فاتحانه برآن نشسته ؛ بدون اینکه خودش درتالیف وتدوین آن نقشی داشته وزحمتی متحمل شده باشد!!!
    با کمال ناباوری آقای روهنده ؛ نتیجه تحقیات حجه الاسلام ابوالقاسم علیان نژادی درمورد دیه و مقاله شهادت زن و مرد ؛ اثر آیت الله عباس کعبی ( لینک هردو مقاله درپایان مطلب موجود هست و میتوان بامراجعه صحت آن را تائید نمود) را بدون ذکر و نامی از نویسنده اصلی ؛ بنام خود کپی کرده است که این عمل مصداق سرقت علمی و ادبی میباشد . ایشان حتی یک کلمه از آن را هم تغییر نداده و تمامی کلمات به کار رفته در مقالات مادر عینا در کامنتهای وی درج شده است ؛ حتی زحمت جا به جایی کلمات و یا تغییر عناوین را هم به خود نداده ( بعید میدانم حتی آن را هم خوانده باشد! ) و عنوان مقاله را نیز عینا از همان متون اصلی دریافت کرده است . بدون اینکه کوچکترین اشاره ای به منابع آن داشته باشد .
    بعید میدانم آقای روهنده با آن همه منم منم کردن ها ؛ مفهوم سرقت علمی و ادبی را کاملا درک نکرده باشد ! زیرا هر نوآموخته ای هم میداند که سرقت ادبی یک عمل غیر اخلاقی است چرا که هم از منظر دینی مورد کیفر می باشد و هم از منظر اجتماعی، عملی ناپسندیده به حساب آمده و جرم تلقی می گردد و شخصی که مرتکب این عمل میشود به لحاظ اینکه از کم سوادی شدیدی رنج میبرد و خود قادر به خلق نوشتجات مستقل نمیباشد، هر از گاهی‌ با سرقت نوشتجات و مطالب ازدیگران و انتشار آن به نام خود دنبال کسب اعتباری برای خویش میباشد معمولا سرقت ادبی‌ توسط افراد تازه به دوران رسیده و مبتدی برای دستیابی به منافع کوتاه مدت مانند شهرت طلبی، قدرت طلبی، زیاده خواهی و یا به جبران کم هوشی ؛حسادت و … انجام میشود .
    بدیهی است پرداختن به ابعاد آسیب های بالا رفتن از دیوار علمی دیگران و دستبرد زدن به طلای اندیشه ؛ اندیشمندان ؛ دراین تنگنا نمیگنجد ولی قطعا این عمل دور از مروت ؛ جوانمردی و انصاف میباشد .
    حال سوال اساسی اینست : از شخصی که ابتدائی ترین اصول اخلاقی و امانتداری راحتی نسبت به کسانی که سمت استاد ؛ مربی و پرورش دهنده فکری و عقیدتی او هستند را نادیده میگیرد ورعایت نمیکند ؛ چطور انتظار میرود حقوق زن را محترم بشمارد مگر رعایت حقوق زنان جزدرتضادبا منافع مردان خودخواه وزیاده طلب میباشد ؟

    دوست عزیز ؛ جهت اطلاع شما عرض شود در همان کشورهائی که از دید شما متهم به همه نوع فساد و بی اخلاقی شده اند ؛ سال گذشته در پی رسوایی سرقت علمی در تنظیم رساله دکتری در بیست سال پیش، پال اشمیت رئیس جمهور مجارستان، استعفای خود را تقدیم مجلس نمایندگان این کشور نمود و ازقدرت کناره گرفت این خبر را با برخی اخبار ناخوشایند وطنی خود مقایسه کنیم، ناگزیر از آنیم که بر روحیه تمکین گرایی، قانون پذیری، عدم لجاجت ورزی و دوری از حاشا و حاشیه روی مجاری ها و دیگر اتباع بلاد کفر(!)، حتی در افتضاحاتی از این دست نیز، غبطه بخوریم .
    لینک مقالات یاد شده :
    sadighi.ir/index.aspx?pid=99&articleid=29451
    و
    rajanews.com/detail.asp?id=177139‎

  • همشهری می‌گه:

    جناب روهنده من مقاله و تمام کامنت ها رو خوندم واقعا شما الان فکر میکنید بعد از اینهمه صغری و کبری چیدن ها جواب همه شبهات درمورد زن را داده اید . مگه مشکل فقط دیه هست که اینهمه زمین و زمان رو بهم دوخته اید بابا یه بار خطبه 80 نهج البلاغه رو بخون . چرا اینقدر به شعور مردم توهین میکنید و دیگه وقت این ماله کشی ها گذشته . اتفاقا شما باید جواب انهائی را بدهید که اعتقاداتشان با شما همسو نیست ؛ کسی که مثل شما فکر میکند که دیگر نیازی به جواب شما ندارد

  • م . حسینی می‌گه:

    با سلام و تشکر ازروشنگری های همه عزیزان خصوصا آقای عمادتقوی که حرف دل همه ما زن ها را با شجاعت زد من زیاد در حوزه زنان مطالعه داشتم و پیداست که شما نسبت به شان و جایگاه زن در اسلام اشراف کامل دارید چون تمام مواردی که بر شمردید همه یا نص صریح قرآن میباشد و یا سخنان پیامبر و ائمه شیعیان . و کاش شخصی پیدا میشد و یک به یک این شبهات رو مستدل جواب میداد . حاج آقا روهنده یکی از کتابهای درسی حوزه را اینجا کپی کرده اند که ثابت بشه دیه زن و مرد باهم برابر است باشه ما هم قبول میکنیم 2=1
    حاج آقا حداقل با همین استدلال مابقی ایرادات رو هم جواب بده

  • چرامی می‌گه:

    روشنگر بود و زیبا.مخصوصا کامنت عمادالدوله علی.یعنی عماد تقوی.که این سر از غار اصحاب کهف در آورده ها را خوب سر جایشان نشاند.عماد جان بنویس. حیف است ذوالفقار علی در نیام و زبان میرزا در کام.باور کنید عیب از مسلمانی ما نیست.کار از جای دیگر خراب است.الان هیچ نیستیم اما کارمان شده نازیدن به گذشته ای که دیگر وجود ندارد.کارمان شده محکوم کردن دیگران بر اساس تصوراتی موهوم.بیهوده نیست که آن فیلمبردار ابله میگوید بدترین ما بهتر از بهترین غیر ماست!! …. و …. را ببینید و لذت ببرید.

  • فرخ نژاد می‌گه:

    آقای عمادتقوی به نظرمی رسد افول تقوی شده ای…من یک روانشناسم 20 ساله که دربهترین دانشگاهها تدریس می کنم،کاری به بحث شما ندارم ،ازچینش الفاظ تهاجمی وترتب جملات بریده بریده ونیز اهانت غیراخلاقی وشتابزده ات به مخاطب نتیجه گرفتم که به نظرشما دچارخلع شخصیتی واختلالات روانی خفیف امامزمن هستیدوهستریکی که عنوان کردی گویا خودنیزدچارآن هستیدبهتره بجای مناظره خودت رادرمان کنی.من آدم تندرویی نیستم اماآنچه مسلم است اگرظلمی به زنان می شودبه خاطراین است که عده ای مثل شما حقوق زنان رادست آویزی برای خلع های اجتماعی وسیاسی قراردادندوگرنه دلسوز زنان نیستیدزیرابحث اختلاف جنسیتی یک حقیقت آشکار وانکارناپذیراست وقطعازن نمی تواند درجایگاه جنسیتی مرد قراربگیرد ،هماتطور که مرد نمی تواندتکلیف زن راانجام دهدلذابحث ومناظره ازطریق سایتها فرهنگ مخصوص خود راداردبنابراین سعی کنیم تادرموردچیزی تخصص نداریم اظهارنظرنکنیم…

  • روهنده می‌گه:

    چرا شهادت یک مرد با شهادت دو زن مساوی است؟
    پاسخ اجمالی

    احکام و قوانینی که از سوی خداوند برای بشریت وضع شده است مطابق نظام تکوین و حقایق جهان هستی و ساختار وجودی انسان است. از آنجا که ساختار وجود جسمی و روحی زن با مرد متفاوت است، وظایف، تکالیف و احکام این دو نیز مساوی نیست. یکی از تکالیف اداء شهادت در نزد قاضی است که باید مطابق واقع باشد و تحت تاثیر عواطف و احساسات و عوامل غیر واقعی نباشد تا حقی از کسی ضایع نشود. بدین جهت در بعضی موارد، اصلاً شهادت زن ها قبول نمی شود، همانطور که در بعضی موارد نیز اصلاً شهادت مردها قبول نمی شود و در بعضی موارد شهادت دو زن بجای یک مرد قبول می شود و…

    علاوه اینکه باید توجه داشت گواهی دادن یک وظیفه و مسئولیت است نه یک حق پس اگر شهادت برخی از افراد در دادگاه پذیرفته نشود، یا کم تر پذیرفته شود، گویای سهل تر بودن تکلیف و مسئولیت آنان است نه تضییع حقوق آنها.
    پاسخ تفصیلی

    توجه به نکاتی می تواند ما را در دستیابی به حقیقت، یاری رساند:

    1-در بسیاری از حقوق و جزائیات اسلام، مرد و زن با هم تفاوت هایی دارند. مثلاً اگر مردی مرتد شود با شرایطی حکم او قتل است ولی اگر زنی مرتد شود حکم او قتل نیست یا اسلام وظایفی را بر دوش مرد قرار داده که بر عهده زن قرار نداده است، و یا وظایفی برای زنان مقرر شده است که بر مردان مقرر نشده است. دلیل این تفاوت ها، متفاوت بودن مکانیسم خلقی زن و مرد است. زیرا روحیات و اخلاق زن و مرد یک جور نیست. بر این اساس توقعی که خداوند از زن دارد با توقعی که از مرد دارد یکی نیست. خداوند زن را برای امری خلق کرده و مرد را برای هدف دیگری آفریده است. این دو گرچه از یک جنس اند ولی هرگز با هم مساوی نیستند. بنا بر این عدالت اقتضاء می کند که وظایف و تکالیف آنان هم یکسان نباشد، چرا که اگر یکسان باشد خلاف عدالت پروردگار است.

    2- از نظر اسلام بحث اداء شهادت و اطلاع رسانی به قاضی، هرگز بمنزله یک امتیاز نیست، بلکه یک وظیفه و تکلیف و مسئوولیت است. یعنی برای این که حقوق دیگران پایمال نگردد، اسلام این وظیفه را بر عهده انسان هایی که از موارد اختلاف بین افراد اطلاع دقیق دارند، قرار داده است تا در حضور قاضی واقعیت را بیان کنند و به آن شهادت بدهند. به همین جهت قرآن کتمان شهادت را حرام اعلام نموده است.[1]

    پس اگر شهادت کسی در دادگاه پذیرفته نشود، یا کم‏تر پذیرفته شود، گویای سهل‏تر بودن تکلیف و مسئوولیت اوست، نه تضییع حق او.

    3- مسلما تکلیف اداء شهادت با خلقت و روحیات و نقش مرد و زن، ارتباط مستقیم دارد گرچه ربطی به نقص یکی و کمال دیگری ندارد. زیرا در بعضی موارد که شهادت مربوط به مسائل خاص زنان باشد اصلاً شهادت مردان مورد قبول نیست، چون اساسا مرد در آن موارد نمی تواند شاهد باشد. همانطوری که زنان را از شهادت در برخی امور دیگر معاف دانسته و آن را در انحصار مردان قرار داده، و در برخی امور شهادت دو زن را برابر با شهادت یک مرد قرار داده و پذیرفته است.

    همه این قوانین بر پایه حکمت و هماهنگی بین نظام تشریع با نظام تکوینی بنا نهاده شده است . و البته نظام تشریع، اگر برگرفته، منطبق و هماهنگ با نظام تکوینی نباشد، فاقد ارزش است. ارزش و توانمندی نظام تشریع به میزان انطباق آن با ظرفیت‏های وجودی موجود در نظام تکوینی است.

    در نظام تکوین بین زن و مرد از چند جهت تفاوت‏های زیادی وجود دارد:

    1- از جهت اعضا و جوارح: دو جنس زن و مرد در تمامی اعضا و جوارح با یکدیگر اختلاف دارند، چه اعضا و جوارحی که به عضو جنسی و تولید مثل مربوط است و چه غیر آن. رویش مو در بدن زن و مرد، چربی زیر پوست، بافت‏ها، ظرافت و ضخامت پوست، شکل و وزن حجمی استخوان‏ها، مقدار مواد آلی و کانی در استخوان‏ها، درشتی عضلات، زور بازو، شکل هندسی و حجم و وزن مغز، وزن قلب، ضربان نبض، فشار خون، حرارت بدن، میزان و تعداد تنفس در دقیقه، قد، وزن، ارتعاشات صوتی، ترشحات بدن، میزان گلبول‏های سفید و قرمز در خون، گنجایش و حجم ریه، و الگوی رشد جسمانی در آغاز از دو جنس نرینه و مادینه. خلاصه این که همه چیز در زن و مرد حتی در یک تار مو متفاوت است.
    2- از نظر احساسات، عواطف، تمایلات و اخلاق: طبق نظر روانشناسان، محبت، رفتار انفعالی، رفتار عاطفی و حمایت کننده، از ویژگی‏های زنانه است. در برابر این امور، پرخاشگری، استقلال، رقابت، سلطه و حاکمیت را از ویژگی‏های مردان بر شمرده‏اند.

    نیز گفته‏اند: داشتن دلی پر مهر و عاطفه و احساساتی آتشین، جلوه گری، دلربایی، آرایش گری، دوستدار پارچه و لباس و طلا و امور زینتی از خصائص زنان است.
    زن در تقلید، مدپرستی، تجمّل پرستی، خنده و گریه از مرد پیش قدم است
    زنان به جهت این که از نیروی احساس و عاطفه بیشتری بهره مندند، از صحنه‏های احساسی و عاطفی بیشتر متأثر می‏شوند و به هیجان می‏آیند.

    وقتی که در حوزه تکوین این ویژگی‏ها وجود دارد، در حوزه تشریع برای محکم کاری (به ویژه در اموری که مربوط به حقّ النّاس است) می‏بایست چاره‏ای اندیشیده شود، تا حقوق مردم در شهادت‏ها ضایع نگردد. در این جا سه صورت متصوّر است:

    الف- به جهت غلبه عاطفه، عفت و هیجانات در زنان که زمینه ساز فراموشی در برخی امور هیجانی است و هم چنین به این جهت که گفته شده زنان زودتر به حالت اطمینان در یک مسئله دست می‏یابند و زود باورند و راحت‏تر تحت تأثیر قرار می‏گیرند، بگوییم شهادت زنان فاقد ارزش است، تا حقوق از طریق شهادت زنان تضییع نگردد.

    این سخن ممکن است از جهت دیگر موجب تضییع حقوق دیگران شود و آن شهادت در مواردی است که آگاهی و اطلاع از آن در انحصار زنان است.

    ب- بگوییم در تمام موارد شهادت زنان همانند شهادت مردان است و به همان اندازه اعتبار دارد. این سخن موجب می‏شود که به جهت موارد مذکور از اعتبار قضا کاسته شود و به نوعی حقوق مردم تضییع گردد.
    ج- راه حل معتدل: خداوندی که انسان‏ها را آفرید و به همه اسرار نهفته آگاه است، فرموده در اموری که مربوط به حقوق مردم است (حق النّاس، نه حقّ اللَّه) به شهادت زنان ارزش و اعتبار داده شود، لیکن به جهت محکم کاری دو شاهد زن در اموری که یک شاهد مرد لازم است، یا چهار شاهد زن در اموری که دو شاهد مرد لازم است، با شرایطی، ارزش و اعتبار دارد.

    این راه حل و نظریه سوم که عین عدل و منطبق با نظام تکوین است،مورد قبول اسلام واقع شده است.

    3- در وقایع و رخدادهای کوچه و بازار، مردان بیشتر از زنان دست اندر کار هستند و بیشتر و بهتر در معرض اطلاع اند. فرض کنیم در خیابان دو نفر با هم دعوا می کنند و با چوب و چاقو و سنگ به جان یکدیگر افتاده اند. پس از چند دقیقه مردان اطراف آنان را گرفته و آنان را از یکدیگر جدا می کنند. این جا اگر قتلی یا جراحتی واقع شد مردان چون شاهد و ناظر بوده اند بهتر می توانند شهادت بدهند زیرا در این گونه وقایع زنان اصلاً حضور ندارند و اگر حضور داشته باشند خود را کنار می کشند یا مردان آنان را به عقب می رانند. از این رو پذیرفتن شهادت مردان و نپذیرفتن شهادت یک زن مسئله طبیعی است.

    4- پذیرفته شدن شهادت زن در همه مسائل و فراهم کردن زمینه حضور او در تمام محاکم قضایی برای اداء شهادت در کوچکترین اختلافاتی که بطور روز مره در جامعه اتفاق می افتد، نه تنها تکریم زن نیست، بلکه نوعی اهانت به مقام این موجود شریف و لطیفی است که وظایف بزرگتری را در جامعه بر عهده دارد.

  • روهنده می‌گه:

    خارج ازگود،توکه خارج ازگودی چراوزوز می کنی؟نان ایران می خوری وپارس آمریکا رامی زنی؟بیچاره برو اول فرق بین توسعه ورشد رایادبگیربعداظهارنظرکن…آمریکایی های فعلی اروپایی های سفیدندکه سرزمین آمریکاییهای اصیل راگرفتندوتمدن آنهابه اندازه قلعه های کهگیلویه وبویراحمدهم نیست،توسعه صنعتی واختراعات واکتشافات اگردرخدمت رشد انسانیت نباشندمی شوندبمب اتمی که درکمترازیک دقیقه جان هزاران انسان بی گناه رامی گیرند…..بهتراست بدانی تمام علوم غربی ثمره زحمات دانشمندان ایرانی است که به دلیل بی کفایتی سردمداران (پادشاهان)ایران درقبل ازرنسانس به دلیل تن پروری وهوس بازی آنان کتابهای گرانبهای ایرانیان دست اروپایی ها افتاد….الان هم عده ای به خاطر تن پروری وعیاشی حاضرندحتی عزت این مملکت رابه باددهند….

  • روهنده می‌گه:

    آقای رجبی یاخانم رجبی من به غارنشینی افتخارمی کنم تاباافرادبی منطقی چون تووامثال توسروکارداشته باشم تواگرشعورداری ،اگرمنطق داری،اگرحرف مستندداری بگو ،وگرنه بروبه مشق بی منطقی خوددیکته ای دیگرآغازکن….

  • روهنده می‌گه:

    اولامن باکسانی که اعتقادات دینی شان بامن همسونیست کاری ندارم چون اینان بامبانی دینی که به آنهااستنادمی کنم وباوردارم ظاهرامشکل دارند.امابدلیل پاسخ به این بیچاره گان وظیفه مسلمانی دانستم تاپاسخ دهم که انسانهای بی اطلاعی مسموم سم پاشی های انسان نماهای قلب آلوده نشوند، لذابااستنادبه منابع دینی چند سطری راذکرمی کنم

    فلسفه تنصیف دیه رنان

    شخصیّت زنان در طول تاریخ، همواره مورد بى مهرى قرار گرفته است.
    گاه زن بقدرى مظلوم واقع شده که حتّى به عنوان یک انسان مطرح نبوده، بلکه ابزار و وسیله اى براى کامجویى و خدمت به مرد و وجودى کاملاً وابسته به او بوده است، تا آنجا که در برخى اقوام، اگر مرد از دنیا مى رفت، زن را نیز زنده زنده در گور مردان قرار مى دادند! و خلاصه او را از حقوق اجتماعى و انسانى اش محروم مى نموده و اجازه پرداختن به انجام وظایفى که آفرینش بر عهده او نهاده نمى دادند!
    و گاه در لباس تجدّد و نوگرایى و آزادى زن، او را به انواع بى بند و باریها کشانده، آلت دست هوسهاى خود نموده، و شخصیّت انسانى او را در هم مى شکستند!
    هر دو گروه در طول تاریخ نسبت به شخصیّت زن بى حرمتى کرده، و او را تحقیر نموده اند. همانگونه که حضرت على(علیه السلام) در حدیث زیبایى فرمودند: «لاتَرَى الجاهِلَ اِلّا مُفرِطاً اَو مُفَرِّطاً; همواره انسان جاهل و نادان، افراط گر و یا تفریط کننده است».(1)
    موقعیّت زن در عصر و زمان ما
    اگرچه نشانه هایى از افکار گروه اوّل هنوز هم در ذهن و عملکرد بعضى از مردم وجود دارد، ولى این طرز تفکّر و عقیده در زمان ما طرفدارانى ندارد، امّا گروه دوّم در عصر و زمان ما در تلاش و فعالیّت زیادى هستند تا عقیده و تفکّر خود را رواج دهند. از جمله مسائلى که این گروه افراطى (درمسیر ترویج تفکر خود) مطرح کرده و می کنند, تساوی زن و مرد در مساله دیه است. آنها می گویند : (( چرا در اسلام دیه زن نصف دیه مرد است؟)), (( آیا این مساله با عدالت الهی سازگار است؟)) , (( آیا این حکم با کرامت انسانی زن می سازد)) , (( آیا دو برابر بودن دیه مردان به معنی دو برابر بودن شخصیت مردان نیست؟))
    دورنماى بحث
    براى روشن شدن پاسخ این سؤال، و بیان فلسفه این حکم حکیمانه اسلام، و قرار گرفتن زن در جایگاه شایسته خود، مباحث زیر لازم به نظر مى رسد:
    ـ تعریف دیه
    منظور از دیه «پول یا مالى است که بعنون جبران خسارت اقتصادى ناشى از فقدان مقتول در خانواده اش به اولیاء مقتول پرداخت مى شود، که مقدار آن در قتل خطاء محض و شبه عمد معیّن و مشخّص است ولى در قتل عمد بستگى به توافق طرفین دارد.
    ـ دیه زن از دیدگاه فقهاى اسلام
    حکم دیه زن از نظر فقهاى شیعه و اهل سنّت قطعى است، یعنى همه علماء اسلام معتقدند که دیه زن نصف دیه مرد (500 دینار) است، و هیچ یکى از فقها مخالفت نکرده اند.
    در اینجا توجّه شما را به کلمات چند تن از بزرگان فقها (اعمّ از شیعه و اهل سنّت) جلب مى نماییم.
    1ـ مرحوم صاحب جواهر ـ رضوان اللّه علیه ـ در اثر کم نظیر خود «جواهر الکلام» مى فرماید :
    «هیچ اختلاف و اشکالى ـ از جهت فتواى علماء و احادیث و روایات معصومین(علیهم السلام) نیست در این که دیه زن آزاد مسلمان، نصف دیه مرد آزاد مسلمان است، بلکه اجماع به هر دو قسم آن ـ هم محصّل و هم منقول ـ در این مسأله وجود دارد، و حکایت اجماع، مستفیض بلکه متواتر است، همان گونه که روایات مربوط به این موضوع چنین است، اضافه بر این باید گفت که نظر همه مسلمانان ـ چه شیعه و چه سنّى ـ همین است».
    ابن قدامه ـ یکى از فقهاى پر توان عامّه ـ در کتاب فقهى مشروحش بنام «المغنى» مى گوید:
    انجام دهند: یا نصف دیه کامل را به قاتل بدهند و سپس او را قصاص کنند، یا نصف دیه کامل (500 دینار) از قاتل بگیرند و او را آزاد کنند»(
    این روایت نیز صراحت دارد که دیه زن، نصف دیه مرد است.

    * * *

    ـ فلسفه تنصیف دیه زنان

    دیه بر خلاف تصوّر بعضى از مردم «خونبها» نیست! چون از نظر اسلام بهاى خون یک انسان هزاران برابر دیه، بلکه بیش از آن است، بلکه قرآن مجید ارزش خون یک انسان مظلوم بى گناه را با خون تمام مردم روى زمین یکسان و برابر دانسته است!
    «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْس اَوْ فَساد فِی الاَرْضِ فَکَانَّما قَتَلَ النّاس َ جَمیعاً»
    خون یک انسان برابر با خون همه انسانهاست و خون همه انسانها قابل ارزشگذارى نیست!
    بنابراین، تفسیر «دیه» به «خونبها» تفسیر صحیحى نیست.
    در اینجا این سؤال پیش مى آید که اگر دیه خونبها نیست پس چیست؟ آیا دیه نوعى مجازات است یا جبران خسارت اقتصادى که بر اثر فقدان مقتول حاصل مى شود؟
    در جواب مى گوییم: دیه هم مجازات است و هم جبران خسارت مالى; مجازات است براى این که قاتل احتیاط بیشترى کرده، و حواسش را جمع نموده، تا در آینده مرتکب چنین خطایى نشود. و جبران خسارت مالى است بدین جهت که با فقدان مقتول خلاء اقتصادى در خانواده اش ایجاد مى شود و دیه این خلاء مالى را پر مى کند. و از آنجا که خلاء اقتصادى ناشى از فقدان مردان به مراتب بیش از خلاء اقتصادى ناشى از فقدان زنان است، بدین جهت دیه زنان نصف دیه مردان است.
    امّا جواب تفصیلى: زن همانند مرد داراى ویژگیهاى سه گانه است.
    ویژگى انسانى و الهى، ویژگى علمى، فکرى و فرهنگى، و ویژگى اقتصادى

    الف)بُعد انسانى و الهى
    از این جهت (ویژگى الهى و انسانى) هیچ تفاوتى بین زن و مرد نیست، هر دو از این جهت در نزد خداوند یکسان هستند، هر دو مى توانند راه قرب الى اللّه را تا بى نهایت طى کنند; چون تکامل انسان محدود نیست.
    به همین جهت خطابها و آیاتى از قرآن مجید که در این موضوع وارد شده عام است و شامل زن و مرد هر دو مى شود; به نمونه هایى از آن توجّه بفرمایید.
    1ـ در آیات پایانى سوره فجر چنین آمده است:
    «یا اَیَّتُهَا النَّفسُ الْمُطْمَئِنّهُ ارجِعى اِلى رَبِّکِ راضَیَّهً مَرضِیَّهً فَادْخُلی فی عِبادی وَادْخُلی جَنَّتی; اى روح آرام یافته! به سوى پروردگارت باز گرد در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است، سپس در سلک بندگانم درآى، و در بهشتم وارد شو!»
    این آیات خطاب به زن و مرد است و اختصاص به یکى از آنها ندارد; چون
    تکامل یکى از ابعاد الهى و انسانى است که زن و مرد در آن مشترک و مساوى هستند.
    بنابراین، تمام انسانهایى که از سدّ نفس لوّامه گذشته اند (اعمّ از زن و مرد)، مشمول آیه هستند.
    2ـ در آیه 97 سوره نحل مى خوانیم:
    «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَر اَوْ اُنْثى وَ هُوَ مُؤمِنُ فَلَنُحیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ اَجْرَهُمْ بِاَحسَنِ ما کانُوا یَعمَلونَ; هر کس کار شایسته اى انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى که مؤمن است، او را به حیاتى پاک زنده مى داریم، و پاداش آنها را به بهترین اعمالى که انجام میدادند، خواهیم داد».
    این آیه تصریح مى کند که هرکس کار شایسته اى کند چه زن باشد و چه مرد مستحقّ پاداش است.
    3ـ در آیه 35 سوره احزاب آمده است:
    «إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصّادِقِینَ وَ الصّادِقاتِ وَ الصّابِرِینَ وَ الصّابِراتِ وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصّائِمِینَ وَ الصّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذّاکِرِینَ اللّهَ کَثِیراً وَ الذّاکِراتِ أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ مَغْفِرَهً وَ أَجْراً عَظِیماً;
    به یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن، و مردانى که بسیار به یاد خدا هستند و زنانى که بسیار یاد خدا مى کنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظیمى فراهم ساخته است».
    این آیه شریفه نیز تصریح مى کند که تفاوتى بین زن و مرد در بعد الهى نیست.
    این سه آیه، به عنوان نمونه بود، وگرنه آیاتى که دلالت بر مساوات زن و مرد در بعد الهى و انسانى دارد فراوان است.

    ب) بُعد علمى و فرهنگى
    از این جهت نیز تفاوتى بین زن و مرد نیست.
    اسلام فرا گرفتن علم و دانش را اختصاص به مردان نداده، بلکه آن را به همه مسلمانان (اعمّ از زن و مرد) توصیه نموده است، همانگونه که رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمودند:
    «طَلَبُ الْعِلمِ فَریضَهُ عَلى کُلِّ مُسْلِم وَ مُسْلِمَه; فراگیرى دانش بر هر زن و مرد مسلمانى لازم است».
    بنابراین، از نظر بعد علمى و فرهنگى نیز تفاوتى بین زن و مرد نیست.
    دراسلام تصریح شده است که بر زن نیز همانند مرد لازم است در فراگیرى دانش بکوشد.
    ثانیاً: بر فرض که چنین تصریحى وجود نداشت، منظور از کلمه «مسلم» مرد مسلمان نیست، بلکه جنس مسلمان است خواه زن باشد یا مرد; همانطور که در آیاتى از قرآن که فقط مردان مسلمان مخاطب هستند، همین مطلب گفته شده است که مراد جنس مسلمانان است نه مردان مسلمان; مثلاً در آیه شریفه: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوُا کُتِبَ عَلَیْکُمْ الصِّیامُ»گرچه مخاطب مردان هستند، ولى روزه اختصاص به آنها ندارد، بلکه بر تمام مسلمانان (چه زن و چه مرد) واجب است. و به تعبیر دیگر جنبه تغلیب دارد.
    نتیجه این که در کسب علم و دانش و بقیّه مسائل فرهنگى، تفاوتى بین زن و مرد نیست.
    ج) بُعد اقتصادى و مالى
    بر خلاف دو بُعد سابق، در این بُعد زن و مرد مساوى نیستند; یعنى بازدهى اقتصادى مرد، حتّى در عصر و زمان ما، و حتّى در جوامعى که هیچ دین و مذهبى حاکم نیست و مدّعى مساوات زن و مرد در همه امور هستند، بیش از بازدهى اقتصادى زن است. و این تفاوت بخاطر امور ذیل است و نباید واقعیّتها را با شعار واحساسات انکار کرد:
    1ـ زن طبیعتاً بخش مهمّى از زندگى خود را صرف ولادت فرزند و دوران قبل و بعد از آن مى کند، و طبق عرف و عادت در تمام جوامع انسانى مسئول تربیت فرزند است، دوران باردارى و شیردهى و تربیت فرزند، قسمتى از بهترین فرصتهاى زن را در ایّام جوانى مى گیرد. اگر هر زن و مردى لااقل 3فرزند داشته باشند(29) و هر مادرى بخواهد سه دوره باردارى و زایمان و تربیت کودک را طى کند، قسمت مهمّى از نیروى جوانى خود را باید صرف این سه دوره کند، علاوه بر این که هر تولّد قسمت قابل توجّهى از قدرت و توان زن را مى گیرد. این مسأله که جزء طبیعت زن و یک واقعیّت محسوب مى شود، از موانعى است که نمى گذارد زنان همچون مردان در عرصه کارهاى اقتصادى فعّال باشند.
    2ـ ساختمان جسمى زن و مرد با هم متفاوت است; ساختمان جسم مرد براى هر کارى، حتّى کارهاى خشن مناسب است، ولى ساختمان وجود زن براى بخشى از کارها آمادگى ندارد، و طبعاً زنان از قسمتى از فعا لّیتهاى اقتصادى بخاطر این مسأله محرومند.
    به همین دلیل حضور زنان در عرصه هاى اجتماعى و اقتصادى حتّى در کشورهاى مدّعى تساوى زن و مرد کمتر از مردان است.
    3ـ قطع نظر از مسائل بالا، اگر آمارهاى جهانى را بررسى کنیم، در مجموع حتّى در یک شهر، مردان بیشتر تولید کننده ثروت هستند تا زنان، حتّى در جوامعى که مدّعى مساوات هستند.
    نتیجه این که زن ومرد در بعد الهى و بعد فرهنگى مساوى هستند، ولى در بعد اقتصادى تفاوت دارند، به همین دلیل در اسلام هزینه زن بر عهده شوهر است.
    ونیز درست به همین جهت خلأ اقتصادى ناشى از فقدان یک مرد در خانواده، بیش از خلأ اقتصادى فقدان زن در خانواده است، به همین علت دیه مرد دو برابر دیه زن است.

    لذا قانون را نباید در زندگى یک فرد و چند فرد یا یک گروه خاص ملاحظه کرد، بلکه باید در مجموعه افراد جامعه لحاظ نمود، و شکّى نیست که مجموعه مردان جامعه ازمجموعه زنان فعّالترند. به تعبیر دیگر، فلسفه و حکمت احکام در غالب افراد وجود دارد نه در تمام افراد، ولى قانون نسبت به تمام افراد اجرا مى شود; حتّى افرادى که حکمت حکم در آنان وجود ندارد.در قوانین و مقرّرات عرفى نیز عین این مطلب حاکم است; مثلاً فلسفه ممنوع بودن عبور از چراغ قرمز آن است که تصادف یا بى نظمى رخ ندهد، حال اگر کسى به چراغ قرمز برسد در حالى که در هیچ یک از خیابانهاى اطراف اتومبیلى دیده نشود، آیا مى تواند بگوید چون فلسفه این حکم در مورد من وجود ندارد مى توانم از چراغ قرمز عبور کنم؟ به یقین اگر چنین استثنایى بوجود آید تمام حکم زیر سؤال خواهد رفت .

    وبایدبدانیم که : مسائل علمى را نمى توان با شعار و احساسات حل کرد! .
    به تعبیر دیگر، اگر جامعه اى را فرض کنیم که در آن هیچ ظلمى به زن نشده باشد، وهمه احکام اسلام دقیقاً عمل شود، باز هم در بعد اقتصادى بین زن و مرد تفاوت وجود خواهد داشت. مگر در جامعه کنونى ما چه کسى زنان را از فعّالیت اقتصادى منع کرده است؟ نمى توان انکار کرد آنها یک سلسله موانع طبیعى دارند، بنابراین تفاوت مذکور بین زن و مرد در بعد اقتصادى یک تفاوت طبیعى است، و ارتباطى با مسأله ظلم مرد بر زن در طول تاریخ ندارد، اگر چه ما منکر این ظلمها و مظلومیّت زنان نیستیم!
    آنچه مهم است عدالت است، و روشن است که مساوات همیشه با عدالت همسو نیست; بلکه در بعضى از امور مساوات عادلانه، در بعضى از امور ظلم است! مثلاً اگر معلّمى در پایان سال تحصیلى به همه دانش آموزان نمره مساوى بدهد، و هیچ تفاوتى بین کسى که زحمت کشیده ودیگرى که رنجى نبرده، نگذارد ظلم کرده است; چون مساوات در اینجا نوعى ظلم است.
    نمونه دیگر: شارع مقدّس اسلام درمسأله ارث مساوات قائل نشده، بلکه براى هر کسى مقدار خاصّى سهم الارث معیّن نموده است; چون مساوات در اینجا ظلم است و نباید به همه به یک اندازه ارث برسد، بلکه باید رابطه خویشاوندى میّت با ورثه سنجیده، و با توجّه به آن سهم الارث هر یک از ورثه مشخّص شود.
    در مورد ارث مرد و زن، که مرد دو برابر زن ارث مى برد، نیز چنین است.
    به روایت زیر، که در همین مورد سخن مى گوید، توجّه فرمایید:
    هشام بن سالم یکى از اصحاب ارزشمند امام صادق(علیه السلام) مى گوید: عبدالکریم ابن ابى العوجاء به محمّد بن على بن نعمان(مؤمن الطاق)، که مورد تأیید اصحاب رجال و داراى علمى سرشار ودر علم جدل بسیار ماهر بوده، گفت:
    «ما بالُ الْمَرأهِ الضَّعیفَهِ لَها سَهْمٌ واحِدٌ وَلِلرَّجُلِ الْقَوِىِّ المُوْسِرِ سَهْمانِ؟ قالَ: فَذَکَرْتُ ذلِکَ لاَبى عَبْدِاللّه(علیه السلام) فَقالَ: اَنْ لَیْسَ لَها عاقِلَهٌ وَلانَفَقَهٌ وَلاجِهادٌ، وَعَدَّ اَشْیاءَ غَیْرَ هذا، وَ هذا عَلَى الرِّجالِ فَلِذلِکَ جُعِلَ لَهُ سَهْمانِ وَلَها سَهْمٌ; چرا خداوند براى زن که انسان ضعیفى است یک سهم الارث قرار داده، ولى براى مرد که انسان قوى و (غالباً)توانمندى است دو سهم در نظر گرفته است؟ مؤمن الطّاق مى گوید: این مطلب را از امام صادق(علیه السلام)پرسیدم، حضرت فرمودند: علّتش این است که: مرد عهده دار ضمانت عاقله، نفقه و مخارج خانواده، جهاد (و مخارج آن) است. (امام چیزهاى دیگرى را نیز شمردند) ولى زن این مخارج را ندارد; به همین جهت سهم ارث مرد دو برابر زن مى باشد»
    در اینجا اگر مساوات قائل شویم و سهم زن و مرد یکسان باشد ظلم است. علاوه بر این، اگر دقّت کنیم زن در واقع سهم بیشترى مى برد; زیرا مرد یک سهم (از دو سهم خود) را خرج خود نموده، و بقیّه را خرج خانواده مى نماید. بنابراین، زن علاوه بر سهم خود از سهم مرد هم استفاده مى کند. پس در واقع زن سهم بیشترى مى برد!
    بنابراین، درمسأله ارث نه تنها ستمى بر زنها نشده، بلکه آنها از طرف شارع مقدّس حمایت شده اند. نتیجه این که مساوات همیشه برابر با عدالت نیست، بلکه گاهى از اوقات ظلم است.
    لذا نتیجه مى گیریم که تنصیف دیه زنان فلسفه اى روشن دارد، و آن این که خلأ اقتصادى ناشى از فقدان مرد، به مراتب بیشتر از خلأ اقتصادى حاصل از فقدان زن است، به همین جهت دیه مرد دو برابر دیه زن است.

    ـ محرومیّت از مناصب دلیل ضعف ایمان نیست
    سؤال: آیا تمام کسانى که از نظر اسلام از برخى مناصب محروم شده اند ضعیف الایمانند؟
    آیا نداشتن دیه مساوى مردان، یا معاف بودن از بعضى مناصب، دلیل بر ضعف ایمان و نقصان عقل زنان است؟
    پاسخ: در جواب این سوالات ودیگر سؤالات مشابه، توجّه به نکته ذیل لازم است:
    عهده دار شدن هر منصبى نیاز به شرایط مخصوص آن پُست و منصب را دارد، و اگر کسى آن شرایط را نداشت و آن منصب را به او ندادند، نه دلیل بر گنهکار بودن اوست، نه نشانه ضعف ایمانش مى باشد، و نه علامت بر نقصانى در عقل اوست.
    توضیح این که: بسیارى از مناصب حسّاس اجتماعى در دنیاى امروز شرایطى را مى طلبد. مثلاً در تمام دنیا براى کسى که مى خواهد عهده دار منصب قضاوت شود حدّاقل و حدّاکثر سن، معیّن مى کنندو به کسانى که کمتر از آن سن داشته باشند، یا سن آنها بالاتر از سنّ معیّنى باشد این پست را نمى دهند; چون اگر زیر حدّاقل سن باشد پختگى و تجربه کافى را ندارد، و اگر بالاتر از حدّاکثر لازم باشد صبر و حوصله کافى براى امر خطیر قضاوت را نخواهد داشت. بنابراین کسانى که داراى آن سن مخصوص نیستند، نه ضعف الایمانند و نه ناقص العقل و نه گنهکار! همچنین کسى که مى خواهد خلبان شود باید قامت او به اندازه مخصوصى باشد و کسانى که قد آنها کوتاهتر از اندازه مخصوص است نمى توانند وارد این حرفه شوند; چون داراى این شرط نیستند، نه این که نقصى در عقل آنها یا ضعفى در ایمان آنها باشد.
    خلاصه این که هر کارى شرطى را مى طلبد و تنها کسانى مى توانند عهده دار آن شوند که واجد آن شرط باشند، و کسانى که واجد آن نباشند نمى توانند عهده دار آن شوند. و این دلیل بر نقص و ضعفى در آنان نیست.

    ـ خلاصه و نتیجه بحث
    از مجموع بحث هاى گذشته نتیجه مى گیریم که:
    اوّلا: دیه زنان تا یک سوّم دیه کامل بامردان برابر و مساوى است، و از یک سوّم به بالا نصف مى شود.
    ثانیاً: این مطلب ازنظر روایات اسلامى و فقهاء و دانشمندان همه فرقه هاى اسلامى مورد اتّفاق و اجماع است.
    ثالثاً: این حکم الهى فلسفه روشنى دارد که به طور خلاصه عبارت است از این که خلأ اقتصادى ناشى از فقدان مرد در خانواده و اجتماع، بیش از خلأ فقدان زنان است، به همین جهت دیه مردان دو برابر دیه زنان است.
    رابعاً: معاف بودن زنان از بعضى مناصب اجتماعى دلیل برنقصى در عقل یا ایمان آنها نیست.
    خامساً: زنان در بُعد الهى و علمى و امکان قرب الى اللّه و نیز دستیابى به مدارج علمى تفاوتى با مردان ندارد.

    ـ توصیه اى به همه زنان جامعه اسلامى
    اسلام زنان را از نهایت محرومیّت به اوج عزّت رسانید، و آنها را که قبل از اسلام حتّى حق حیات و زیستن نداشتند، مقامى والا بخشید. تاریخ مى گوید نه تنها در جامعه عرب جاهلى این گونه مسائل رواج داشت; بلکه در مناطق دیگر جهان نیز وضع زنان چندان بهتر از این نبود، و محرومترین قشر جامعه بشرى به شمار مى رفتند، تا آنجاکه حتّى در بشریّت آنان نیز تردید مى شد! این ظلم و ستم در سایه تعلیمات اسلام به حمداللّه برچیده شد، و اگر بعضى از مردان مسلمان به وظیفه خود در برابر زنان عمل نمى کنند، ربطى به اسلام ندارد.
    قدردانى و شکر گزارى در برابر این نعمت بزرگ به این است که به شعارهاى انحرافى و وسوسه هاى خنّاثان گوش فرا ندهند، و از وظائفى که خداوند براى آنها مقرّر داشته است سرنپیچند، و بدانند که منحرف ساختن زنان یا مردان از وظائف اصلیشان نه تنها خدمتى به آنها نیست; بلکه خیانتى است آشکار.
    در پایان از خداوند بزرگ مى خواهیم که توفیق درک بیشتر احکام اسلام را به همه ما عنایت فرماید، و ما را در راه پاسدارى ونگهبانى و عمل به آن موفّق بدارد.

    وَ آخِرُ دَعْونا اَنِ الْحَمْدُ لِللّهِ رَبِّ الْعالَمینَ
    پایان

  • ناشناس می‌گه:

    مستفیض شدیم خانم آرامش.درود بر شما و عماد تقوی.و زن شاغل

  • رجبی می‌گه:

    جناب عماد تقوی .محشر بود.واقعا دمت گرم.خوب این غارنشین را سر جایش نشاندی.

  • عمادتقوی می‌گه:

    اتهامات هیستریک وحقیرانه آقای دوهنده نسبت به زن متمدن ومدرن و قلم فرسائی مشمئزکننده و سرهم بندی لاطائلاعاتی بی پایه و اساس با ژستی عالمانه و مدعی علامه گری و فیلسوفی درجهت تحمیل هرنوع توهین و تحقیر و نابرابری درخصوص نیمی از جمعیت زنده وفعال جامعه ؛ ریشه در باورها و اعتقادات مذهبی ایشان داشته و مشروعیت و قانونیتش را ازآن میگیرد .

    ازدیدگاه ایشان و همفکرانشان ؛ زن پرهیزکار و موردتائیدخداوندعالمیان ؛ زن خوب و فرمانبرو پارساست .!!!

    زنی است که ازسوی شیطان وسوسه نشود ؛ دم از انسان بودن و حقوق برابر نزند ؛ مطیع و فرمانبرو کنیز شوهرش باشد ؛ به آپارتاید جنسی گردن نهد وبپذیرد که مردان بر زنان سرورند زیرا خداوند گروهی را برگروه دیگر سرور و رهبر قرار داده است ؛ باید بداند که ازمردکمتراست و مرد به دلیل آن که خرجش را میدهد مالک اوست .
    و بداند که کشتزارمرد لقب دارد و مرد میتواند هرطورکه بخواهد با او نکاح کند .
    باید آرامش مردان بوسیله زنان را هدف خلقت زن بداند .
    یک زن مسلمان باید بپذیرد که شوهرش حق دارد 4 زن داشته باشد .
    شوهرش در صورت نافرمانی میتواند اورا کتک بزند ؛ولی در صورتی که از نافرمانی و طغیان شوهرخود ترس داشت ؛ مصالحه و از بعضی حقوق خود گذشت کند .
    می شود در جنگ او را بعنوان یک کالا به غنیمت گرفت و با او نکاح کرد .
    از منظر ایشان ؛ زنان عقل و ایمانشان ناقص است ؛ مشورت با آنان اشتباه بزرگ است ؛ سست عهد و غیر قابل اعتماد هستند . از زنهای بد باید ترسید و از خوبان آنها حذر کرد ؛ درکارهای نیکو از آنان اطاعت نکرد تادرکارزشت طمعی نورزند .
    ایمان زنان ناقص ودلیل نقصان ایمان زنان ؛ بازنشست آنان در روزهای قاعدگی است
    باید پذیرفت شهادت دو زن برابر یک مرد است و دلیل آن نیز نقصان عقول آنها میباشد .
    باید بپذیرد برخورداری زن از سهم الارث ناقص و نصف سهم الارث مردان باشد .
    باید پذیرفت خونبهای قتل زن مسلمان خواه این قتل عمدی صورت گرفته باشد خواه غیر عمد ؛ 50 شتر است درصورتی که خونبهای قطع بیضه چپ یک مردمسلمان 66 شتر است .
    بایدپذیرفت که حتی حاملگی و دردزایمان ؛ نیزمجازاتی است از طرف خداوند .
    و صد ها مورد مشابه دیگر که در منابع مورد تائید آقایان به وفور آمده است … براستی که برچنین باور و عقیده هائی جزمالیخولیا وجنون زن ستیزی چه نامی میتوان نهاد !!!

    پر واضح است که این افراد چنانچه سخنی ناموفق باقته های ذهنی و رسوبات فکری خویش بشنوند پیرهن پاره کرده و یقه دریده و بر طبل زوار در رفته “جایگاه و مقام ایده آل و بی نظیر زن در اسلام” کوبیده و آسمان و ریسمان بهم بافته و سراسر پریشان گوئی کنند ودل خوش دارند که از اعتقادات خود دفاع میکنند ولی بی پایه و اساس بودن ادعاهایشان را بوضوح و روشنی هرچه تمامتر میتوان دید و با همه وجود لمس کرد .

  • بیخبر می‌گه:

    مقاله خوبی بود. دستتان درد نکند. برادر روهنده عفت زنان غربی کمتر از زنان ما نیست. آنجا زن شوهر دار به شوهرش خیانت پنهانی نمیکند.ولی در جامعه ما تا دلت بخواهد از این موارد هست.

  • خارج از گود می‌گه:

    با درود به خانم آرامش بخاطر احساس مسئولیت و تعهدشان. جناب روهنده !! شما از غرب و تمدن غرب فقط برهنگی را فهمیده اید؟؟تمدن غرب بخصوص امریکا چکیده و مدل توسعه یافته تمدن بشری است.این همه اختراعات و اکتشافات که بیهوده به وجود نیامده.53 کشور اسلامی کنونی به اندازه سویس فسقلی در تمدن کنونی بشر سهمی ندارتد.هندوستان یک کشور بود.قسمت اسلامی اش جدا شد.حالا هند کجاست و پاکستان و بنگلادش کجایند؟؟اینکه در اسلام زن میتواند بخاطر شیر دادن بچه از شوهرش مزد بگیرد بخاطر احترام زن نیست .به این خاطر است که زن حقی بر بچه تدارد.بچه مال پدر است و جد پدری اش.زن نمیتواند ادعای بچه را بکند.مرد میتواند چهار زن رسمی و هزاران زن صیغه ای داشته باشد.زن حتی حق طلاق هم ندارد.این حقوق زن در اسلام است.باز هم اشکال از مسلماتی ماست؟؟؟

  • دوست می‌گه:

    مطلبتون بد نبود.در حد یک مقاله بسیار آماتور و مبتدی.
    تعجب میکنم اینهمه به به و آفرین واسه همینه.و اینهمه کل کل و بهم تاختن برای چه؟نوشتن خوبه ولی اگه غرض خودنشان دادن و تعداد طرفداران رو نشون دادن نباشه.

  • سیده فروغ آرامش می‌گه:

    با سلام به خوانندگان عزیز.التفات شما عزیزان باعث دلگرمی فراوانم شد.بزودی به مناسبت سالگرد درگذشت فروغ فرخزاد،مقاله ای دررابطه باحضور فرهنگی زن در تاریخ ایران تقدیمتان میکنم.من هم بر این باورم که روشنگری فرهنگی رسالت اصلی ماست.از سیاست زدگی و شعار زدگی بیزارم.از کامنت نویسان محترم فقط دو نفر را میشناسم.هیچ دوستی به به و چه چه برای من ننوشته .من هم از این کمبودها ندارم.خداوند همه ما را عاقبت به خیر گرداند.

  • روهنده می‌گه:

    پاسخ به شما(زن)که فرمودید شما (یعنی من )درجامعه نیستم ….بله آن دسته ازمردانی که به زن نگاه منفی دارند بازبخاطرآنست زن رانمی شناسن وجایگاهش رانمی فهمند.خانم محترم اشکال ازبی توجهی به دستورات دین است ،دراسلام زن حتی برای پخت غذا وکمترین فعالیت درخانه حتی فرموده که می تواند ازمرد دستمزد بگیرد،زن حتی برای شیردان می تواند دستمزد بگیردبه احترامی به زن دراسلام هیچ جایی ندارد.متاسفانه ما راه راگم کردیم ،درواقع بهترین سند برای دفاع از جایگاه زن استفاده ازدستورات اسلام است.من مثالی بزنم حضرت امام خمینی (ره)گاهی تایک ساعت سرسفره منتظر می مان تاهمسرش حاضرشود،پس بی حرمتی به زن ازمجراهایی نشات می گیرد که بااسلام هیچ سنختی ندارد.مردی که حاضراست درخانه بماند یادنبال تفریح برود وزنش دربوتیک ها ،وسایر اصناف ،بازار و….بخاطر تامین زنگی غرورش خدشه دارشود مرد نیست نرینه ای است بی غیرت.زن یعنی اعتبار وآبروی خانواده ،زن موتورمحرکه جامعه بشری است،زن شیرازه عزتمندی اجتماع است…..

  • روهنده می‌گه:

    من عرض کردم تهرانی نیستی نگفتم تهران زندگی نمی کنی درتهران افرادزیادی ازنقاط مختلف زندگی می کنند منظورمن واضح بود .توداری کلی گویی می کنی چون معنی کلی رامتاسفانه بلدنیستی،اینکه اعتیاد وفقربیداد می کندیعنی شماهم معتادی؟خواهشامنطقی باش اگه دوستداری جدل کنی ومواضع کوکورانه بگیری من نیستم.شما ازسیدجمال دیگه چه بلدی؟زمانی که سید جمال زندگی می کرد ایران شاهنشاهی بودودین درپستوی خانه هازندان بود.امامن منکرناهنجاری وفقر وفسادواعتیادنیستم،من عرض کردم فاصله گرفتن ازمبانی اسلامی وتوجه به فرهنگ غرب همه مشکلاتی است که دامن گیر ماشده،غرب فاکتوردارد….که دنیااین رافهمیده چطور تونفهمیدی ؟پس این ادعاهابی مبنایی ندارد .یک سئوال ازت دارم :شمادنال چه می گردی ؟دفاع ازغرب ،دفاع ازبی بندوباری ویاقائل به برهنگی هستی؟اگه تو آدم منطقی هستی پس یاازالفاظ رکیک بکارمی بری یاباسفسطه حرف مرامفت می پنداری،اگرحرف داری منطقی بگو ومستند .یامصداق…چون قافیه تنگ آید شاعربه جفنگ آید؟من ازتمدن ایران واسلام به نیکی زیادکردم توچرادل درد گرفتی؟اگرپیرونگاه غربی پس بروکه درغرب حلوا خیرات می کنند.درضمن من عامیانه می گویم چون ساد ه است بی غش ؟کتاب های صادق هدایت بهت تزریق شده؟ازکدامین چشمه سمی سیراب شده ای؟یه کم توجه کن منمی گویم مبنای دین ما بهترین پشتوانه برای انسانیت چه زن وچه مرد است اگرجایی به جایگاه زن بی احترامی شده نتیجه عدم توجه به دستورات اسلام است .بروببین منشاءحقوق بشر غربی هاازکجاآمده؟توونویسنده محترماگرواقعا نگران جایگاه حقیقی زن هستیدچراازفاکتورها ومبناهای درست استفاده نمی کنید؟شمافکر می کنید اگراززن حجاب راگرفتید یعنی زن رابرهنه وارداجتماع کردید اورابه جایگاهش رساندید؟نه عزیزم زن کرامت می خواهدنه بستری برای سوءاستفاده موجودات نر.زن باید درخانه سروری کند ودرجامعه باحفظ حریم انسانی خودمدارج علمی و……راطی کند.اماشما قائل به این نیستید چون فکرمی کنید برای ترقی دادن زن ورسیده به جایگاه حقیقی اش بایداورابرهنه کرد……متاسفم برای شما وامثال شما.زنان ایرانی ازصدرتاریخ وبلکه باورود اسلام همیشه باعزت وسربلندی قهرمان پرور بودندبدون آنکه عفت خود راکناربگذارنداگرچنین نبود کشف حجاب رضاشاه اتفاق نمی افتاد ،بروسفرنامه همفر جاسوس انگلیس درایران راکه به عنوان توریست وارد کشورشد مطالعه کن که می گوید:تاموقعی که چیزی بنام چادر وحجاب درمیان زنان ایرانی است این جامعه شکست نمی خورد…..به خودآی…..

  • بئاتریس می‌گه:

    خانم آرامش .درود برشما و کار ارزشمندتان.به این حاشیه ها اهمیت ندهید.حاشیه سازان حسودانی بیمار و ابله اند.که نه دوستی شان ارزشی دارد و نه دشمنی شان اهمیتی.شما سعدی وار کار خویش کنید .بگذارید این مدعیان ابله هم سخن خویش گویند.حسادت و در پوستین خلق افتادن ،عاقبتی ندارد.اگر داشته باشد هم جز رسوائی نتیجه ای ندارد.مصادیقش فراوان است.مقاله دیگری بنویسید تا خوانندگان بی بهره نمانند.به امید درخشش بیشتر شما و قلمتان در آینده .موفق باشید.

  • احمد از تهران می‌گه:

    جناب روهنده .جنابعالی نه غرب را خوب میشناسی نه از تمدن ایران و اسلام چیزی فهمیده ای .یک مشت حرفهای تکراری و نخ نما شده را که رسانه های داخلی به خوردت داده اند داری بیان میکنی.سید جمال 130 سال پیش اعتراف کرد که اسلام در غرب بیش از جوامع مسلمان وجود دارد.دروغ و بی اخلاقی و ریاکاری در کشور ما از همه جای دنیا بیشتر است.فقر و اعتیاد و فحشا در کشور ما بیداد میکند.در کدام کشور غربی به اندازه ما دروغ حاکم است؟؟کلی گوئی و حرف مفت زدن که هنر نیست .من در تهران زندگی میکنم .نویسنده را هم نمی شناسم.این استنباطهای مسخره را هم کنار بگذار .

  • روهنده می‌گه:

    آقای به اصطلاح احمد ازتهران اولا تهرانی هایی که من می شناسم باادبیات بی ادبانه هیچ سنخیتی ندارند،تهرانی های اصیل آنقد ریشه دارومتمدن هستندکه امکان ندارداینگونه مضحک والبته غیراخلاقی حرف بزنند.امافکر می کنم تهرانی که نیستی هیچ بانویسنده……داری.مادرمقابل غرب کم نمی آوریم این شمائیدکه کم آوردید چون من پایبند به دوتمدن باماهیتی غنی هستم یکی تمدن ایرانی ودیگری تمدن اسلام.درتمدن ایران اگرادعا می کنی چیزی بلدی بروشاهنامه فردوسی رابخوان ببین جایگاه زن وخانواده ایرانی چگونه بود؟کاملا باادعای افرادی که دم از تمدن ایرانی می زنند کاملا متفاوت است،درتمدن اسلام که زن زیباترین جایگاه رادارد تاجایی که پیامبر درفراق حضرت خدیجه (س) آن سال راسال عام الحزن قرارداده.اگرمن وامثال توبه دستورات دینی عمل نمی کنیم این مشکل من وتو است.اگرمی گویم غرب ،چون درغرب ودردکترین غرب خداوند عملا حذف شده درجایی که خداحذف بشود انسانیت می میرد ،من بااکثرکشورهای اروپایی ارتباط دارم وازنزدیک مشاهده می کنم.امامن به زن بدون حجاب اهانت نمی کنم توبرداشت مریض حالی داری.توادعامی کنی آمارفساددرغرب کمتراست آدم حسابی اصلا درکشورهای غربی چیزی بنام عفت وجود ندارد،غربی ها حتی همجنس بازی راقانون کردند،توواقعاایرانی هستی؟بروببین بهرام گور وقتی بانجابت دخترایرانی روبرومیشود متحیر می شود.توگفتی غرب باعث شد که انسان باحقوق آشناشود بیچاره غرب دربن بست حقوق اولیه انسان ها غرق شده این امثال شماهاییدکه لقمه های قی شده غربی هارابرای خود دیکته گرفتید.توهنوز معنی دیه باخسارت بامجازات رانفهمیدی ،اگرالفبای دیه رامی دانستی اینگونه حرف نمی زدی.اگرواقعا آدم مغرضی نیستی برومطالعه کن درمورد دیه بعد بیاقضاوت کن…اینکه هیچ تمدنی بی فسادنیست درسته اما اشکال کجاست؟اشکال از من وتوست که برای ساخت تمدن بجای فرمان برداری ازشرع ودستورات دین افسارخود رابدست کنوانسیون های فئودال ها ،سرمایه داران وپیروان عرفان ها وادیان کاذب ودروغین دادیم.اما اینکه نجابت به پوشش نیست نسبیاست:اولاشماوقتی یک زن ویایک مرد عریان رادراماکن عمومی می بینیدچه فکر می کنید ؟حتما باخود می گویید به به چه انسان های بانجابتی …آره؟ووقتی یک انسان (زن ومرد)باپوشش مناسب می بینید می گویید چه انسان های بی بندوباری ؟آره قطعا چنین نیست.اصلی هست بنام اصل برائت یعنی وقتی یک خانم محجبه (چادریاپوشش مناسب)اصل برنجابت است مگرخلاف آن ثابت شود واگرزنی دیدید باهفت قلم آرایش ونازوکرشمه ولباس های بدن نما ومحرک…..اصل برفساداست مگرخلافش ثابت شود……بنابرین نه پوشش به تنهایی نشانه نجابت است ونه عدم پوشش ولی چنانچه زن بانجابتی بابدحجابی ویابی حجاب درجامعه رفت وآمد کند…..؟….آمارفساددرجامعه مااصلا قابل مقایسه باغربی ها نیست چون درغرب اصلا چیزی بنام ارزش وحریم که بتواندزن رافقط برای مردش اختصاص دهد نیست…..اگردرجامعه ما هم فسادی باشد بخاطرنفوذ فرهنگ ابتذال غرب است وفاصله ای که مابادستورات دین گرفتیم.زنان ایرانی ومردان ایرانی نجیب ترین انسان های روی زمینند…..

  • همشهری می‌گه:

    خانم ارامش لطفا به دوستهاتون توصیه نکنید کامنتهای به به و چه چه براتون بذارن چون این ترفندها قدیمی شده.مقاله تون برای بالا بردن عزت نفس خانمهای ما و حقی که ازشون خورده شده خیلی خوبه ولی واقعیت اینه که مطالب شما به لحاظ تاریخی و علمی سندیت نداره.

  • احمد از تهران می‌گه:

    جناب روهنده اینقدر روضه خوانی نفرمائید.طوری نویسنده را زیر سوال برده اید که گوئی جامعه شناس نابغه ای هستید.طوری از اسلام سخن میگوئید که گوئی غیر از شما کسی اسم اسلام را هم نشنیده.در جوامع استبدادی شرق هر موقع که در زمینه حقوق بشر استدلال کم می آورند به غرب حمله میکنند.تمدن غرب باعث شد که انسان با حقوق خود آشنا شود. هیچ تمدنی بی فساد نیست. در جامعه ما دیه یک زن دانشمند نصف دیه یک مرد احمق است.جان یک زن فرهیخته به اندازه بیضه چپ یک مرد ابله هم نیست .سلاطین عثمانی و صفوی و………….. هم حرمسراها ساختند.بنام اسلام هر کار خواستند کردند.نویسنده خیلی سنجیده سخن گفته و عالمانه تحلیل کرده .شما این شعارهای عامیانه را کنار بگذارید.حجاب واقعی زن اندیشه و نجابت اوست. لباس حجاب نمیشود.بسیاری از زنهای فاسد در جامعه ما بهترین پوشش را دارند.اینقدر ظاهربین و سطحی نباشید.بروید آمار و ارقام فسادهای مختلف را در کشور خودمان ببینید و با کشورهای غربی مقایسه اش کنید.آنوقت بیائید نظریه پردازی کنید.

  • روهنده.... می‌گه:

    باسلام خدمت شما.نویسنده گرامی؛اینکه دغدغه داریدتامباداحقوق زن درجامعه فراموش بشه ستودنی است البته اگرواقعاحسن نیت داری که انشاا…اینجور باشد.؟اولا اگرجایگاه زن رادرتاریخ ایران زیر سوال بردی درسته چون دراوستا زن لگد مال شده…سندخواستی می فرستم.اگردرادبیات فارسی ضمیر مونث نیست این بدان معنانیست که فرقی بین زن ومرد نیست بلکه بخاطر ساختارزبن فارسی است پس خواهشادرکاری که تخصص نداری نظریه پردازی نکن.ثانیا قیدکلمه زن ومردحکایت از این است که دوجنس متفاوت هستند.زن ومرد مساویند اماحقوقی متفاوت دارند،اصطلاح زن سنتی ومدرنیته درواقع ازهمان دسته نگاه های غلطی است که وارد جامعه انسانی شده وزائیده نگاه مسموم فمنیسم است،همان ایده ای که زن راهم اززنانگی دورکرد وهم انسان بودن راازاوگرفت،همان اید ه ای که زن رابه عنوان کالای محرکی برای فروش محصولات صنعتی کشورهای اروپایی ازقبل از دوران رنسانس وبعد ازآن وتاکنون.زن ودرواقع به محض خلقت حقوق دارد وزن قرن های متمادی باهم فرقی ندارد فرق درنگاه غلط ماست .حقوق وجایگاه زن دراسلام کامل ودقیق آمده ،فاصله گرفتن ازدستورات اسلام است که زنان رالگد مال می کند .شماتاریخ اسلام رامرورکن ،درهیچ فرهنگی ومکتبی جایگاهی برای زن مترقی تر جایگاه او دراسلام نمی بینید.البته اگرنگاهتان مدرن نباشد.چون درنگاه مدرن به زن ،زن یاموجودی ماده است برای هوس رانی موجودی نر بنام مرد ویا کالایی محرک برای تحریک مشتری برای بازارهای مختلف جوامع مادی.بالاترین سقف عزت وسربلنی برای زن مادربودن است…جایگاهی که جامعه انسانی درپرتوآن سزاواربهشت می شودنه جایگاهی که زن درآن عروسکی است مزین برای جامعه مجودات نر وهرزه.بله درجامعه فعلی هم راه برای فعالیت اجتماعی زن فراوان است ومجاز.وزیر یاوکیل شدن برای زن افتخارنیست بلکه افتخاززن موقعی است وظیفه ذاتی و فلسفه خلقتش که همان مادری است به درستی احیاء شود.خواهشا به بهانه دفاع اززن بیرق عزت ،عفت وسربلندی راازوجود این موجود مبارک پایین نیارید.بروید فکرکنید چراغرب باحجاب زن مخالف است؟ببینیدچرارضاشاه کشف حجاب رادربرنامه راهبردی به عنوان کلید پیروزی برجامعه ایرانی قرارداد؟؟؟زن گنجینه ای است که باید چون گنجینه نگهداری شود.مساوی بودن حقوق زن رادرمعدلات ریاضی بحث ارث مطالعه کن بعد ببین هنوز هم زن ومرد حقوقشان مساوی نیست؟یاتعریف شما اززن همان تعریفی است که درکنوانسیون زنان درغرب است؟………………..موفق باشید

    • زن می‌گه:

      درود برشما پس همین نگاه مترقی …… به زن است که جامعه ما اینقد ….. زده دراین جامعه نیستید یا دقت نمیکنید که زنان این مملکت چقدر تنزل پیدا کرده اند.چرا مردان دراین جامعه اینقد بادید منفی به زن نگاه میکنند .ایا بنظرشما زنان حق حضور درجامعه رو ندارند

  • سامان کرم نیا می‌گه:

    سلام ضمن آرزوی پیروزی و موفقیت برای شما ،
    این بیت شعر سروده پروین اعتصامی نیست:(به که هردختر بداند قدر فکرخویش را
    تا نگویدکس پسرهشیار و دخترکودن است)

    اصل شعر:

    {پروین اعتصامی:
    به که هر دختر بداند قدر علم آموختن
    تا نگوید کس، پسر هشیار و دختر کودن است
    زن ز تحصیل هنر شد شهره در هر کشوری
    بر نکرد از ما کسی زین خواب بیدردی سری
    از چه نسوان از حقوق خویشتن بی‌بهره‌اند
    نام این قوم از چه، دور افتاده از هر دفتری
    دامن مادر، نخست آموزگار کودک است
    طفل دانشور، کجا پرورده نادان مادری
    با چنین درماندگی، از ماه و پروین بگذریم
    گر که ما را باشد از فضل و ادب، بال و پری

  • بیسواد می‌گه:

    این استاد علامه نوظهور و محقق امور زنان بفرمایند کدام موارد از موضوعات مقاله مستند نیست.اینها که موارد پیش پا افتاده و مشهوری هستند.

  • سهیلا -ی می‌گه:

    مقاله خوبی بود .از زنان بیشتر بنویسید.

  • بهنوش می‌گه:

    واقعا بهترین مقاله ای بوده که تا حالا راجع به زن در سایتهای استانی نوشته شده است.از خانم آرامش تشکر میکنیم.امیدواریم به نوشتن این نوع مقالات ادامه دهند.

  • بئاتریس می‌گه:

    همه آنچه در مقاله آمده مستند و بر اساس مسلمات تاریخی است.کدام مورد غیر مستند است جناب استاد بحرالعلوم؟؟!!لابد تحقیقات شما خیلی عمیق بوده که به این موارد ساده برنخورده اید!!!؟؟

  • استاد می‌گه:

    خانم لطفا منابع اطلاعاتی تون رو بیارید.نمیشه مطلبی رو بنویسید وبرید.من خودم روی موضوع زن کار کردم و به این مطالب بر نخوردم.ظاهرا تحلیلهای خودتونه و از منابع موثف نیست.به دوستهاتون هم بگید اینقدر براتون کامنت احسنت و تبریک ننویسند بدون اینکه از محتوای موضوع و سندیت اون اطلاعی داشته باشند

  • لعلی صفائی می‌گه:

    دست مریزاد. عالی بود و کم نظیر.موضوع جالب بود و تحلیل عمیق و بسیار زیبا.

  • سهیلا نیک اقبال می‌گه:

    درود. عالی بود کاش روزی فرابرسد که زن ومرد دراین جامعه به دیده مساوی نگریسته شود.

  • لامیان می‌گه:

    پر معنا ، جالب ،بسیار نکته سنج.موفق باشید.

  • دقیق می‌گه:

    در جواب خواننده بدفهمی که خود را دوست فروغ خانم معرفی کرده فقط میگویم متن را با دقت بخواند تا منظور ایشان را درک کند و بفهمد.اگر مغرض نبود خود را معرفی میکرد.نقد کردن که مشکلی ندارد.

  • سینا می‌گه:

    بسیار مفید و خواندنی بود. امیدواریم ادامه یابد

  • فردوس جعفری می‌گه:

    خیلی جالب بود اما به نظر من اگر زنان مطرح ایرانی را مثال می زدید تا از افتخارات آنان بدانیم بهتر بود

  • باعرض ادب واحترام خدمت سیده خانم ارامش .به امید ارزوی موفقیت در ارائه مقالات ونوشته های بیشتروبهتر0 عالی بود .ادامه دهید

  • شمس می‌گه:

    آموزنده بود.دستتان درد نکند

  • رحیمی بویراحمدی می‌گه:

    درود
    مطالب موضوعی نگارنده بسیار پر محتوا و نکات مثبت آن در باره رعایت عدالت اجتماعی و فردی به خوبی اشاره شده است…

  • دوست سیده فروغ می‌گه:

    سیده خانوم بزرگوار چرا اینقد کلی گویی آخه؟
    یعنی زندگی کردن زنان به معنای حضور این چنینی در جامعه است؟ یعنی مادر بودن سقف کوتاهی است که امروز زنان با خروج از این سقف به زندگی رسیدن؟ یعنی اشتغال تنها راه حضور زنان در جامعه است؟
    رفیق
    تعریف ما از اجتماعی شدن و زندگی چیه مگه؟
    کلی نکته دارم سر این دستنوشته ات رفیق شفیق
    نقدا به سوالام فکر کن تا بعد ایشالا…

  • مینا سجادی می‌گه:

    با سلام خدمت نگارنده عزیز. واقعا لذت بردم از طرح این موضوعات.من هم نمیدانستم که فقط زبان فارسی ضمیر مونث و مذکر ندارد.این موضوع نشانه بلوغ فکری ایرانیان قدیم بوده.چشم به راه نوشته های پربار دیگری از این نویسنده گرامی هستیم.

  • سید ه فروغ می‌گه:

    خانم شادیخواه عزیز از لطف شما سپاسگذارم،چشم اار این ببعد با نوشته های بیشتری در خدمتتون هستم

  • مهین شادیخواه می‌گه:

    با درود فراوان به خانم آرامش .تا حالا دقت نکرده بودم که زبان فارسی ضمیر مونث و مذکر ندارد. حالا هم به ایرانی بودنم افتخار میکنم هم به زبان شیرین فارسی.بهترین مقاله ای است که تا حالا یک خانم فرهیخته در سایت استانی نوشته است.فروغ جان بیشتر بنویس.منتظر نوشته های دیگرت هستیم

  • یک زن شاغل می‌گه:

    عرض خسته نباشید خدمت نگارنده
    من به عنوان یکی از زن های شاغل این جامعه نیاز دیدم این نکته رو بگم که بله ما زنان در اتفاقات جامعه به دلیل حضورمان در کنار مردان و اشتغال اکثریتمان، تاثیر به سزایی در تحولات جامعه داریم وتقریبا اشتغال یکی از ضروریات خانم ها شده که جامعه از مدرنیته عقب نمونه ولی متاسفانه در این میون کمی در حق خانم ها ظلم هم شده، چرا که انگار مدرنیته فقط برای خانم ها بوده و نتایج آن فقط به سود مردها شده،زیرا در درون اکثر خانه ها هنوز همان سنت های صدها سال پیش حکمفرماست و مرد خانه،مرد خانه است و مشارکتی در امور خانه ندارد و یا خیلی کم، چرا که آقایان جاهایی که منفعتی برایشان باشد تمدن و پیشرفت را پذیرفته اند و جاهایی که باعث زحمتشان شده آنرا رد کرده اند و این موجب شده زن الان نسبت به زن قبل از مشروطه کمی متفاوت باشد، در خانه همان است بعلاوه یک انسان معادل یک مرد در جامعه بیرون و این متاسفانه فقط گرفتارشان کرده و با افتخار اسمش را پیشرفت میگذاریم. حقوق ما وقتی برابر میشود که در همه لحظه ها حقوق یکسان باشد! حتی کم نیستند خانم هاییکه اجازه داشتن کارت حساب خود را ندارند و… این گزیده ای بود از مشاهداتم در جامعه ما چه استانمان و چه دیگر نقاط کشور که هر چه دیدم همین بود با کمی کم و زیاد کردن.
    زنان متمدن شدند و مردان پذیرفتند ولی خود نخواستند کمی متمدن شوند و این باعث شد جلو رشد تمدن زنان در نقطه ای معلوم گرفته شده و ثابت بماند.

  • بیطرف می‌گه:

    بسیار جالب و منطقی بود .مطالبی اساسی و واقعی بود.از خانم فروغ آرامش بسیار سپاسگزاریم.از سایت استان هم میخواهیم که مبادرت به انتشار این نوع مقالات بنماید.مقالات اجتماعی و فرهنگی بیشتر مورد نیاز است تا سیاسی و ……..

200x208
200x208