تاریخ درج خبر : 1392/11/08
کد خبر : ۱۹۸۹۱۸
+ تغییر اندازه نوشته -

زورگیرها و زیرمیزی بگیرها

سایت استان: علی محقق

سال گذشته ماجرای زورگیرهای جوان خیابان کریمخان تهران به مدد فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی عالم گیرشد و به لطف دوربین‌های مداربسته این چهارجوان خشن به سرعت دستگیر شدند. اعضای این باند خشن بچه محل بودند و در اعترافات خود- راست یا دروغ – مدعی شدند که برای تامین پول عمل مادرِ بیمار یکی از اعضای گروه دست به زورگیری می‌زدند. به فاصله کوتاهی پس از برگزاری جلسات دادگاه دو عضو اصلی باند اعدام شدند و دو تن دیگر راهی زندان شدند. زورگیرها اما همچنان در خیابان‌ها جولان می‌دهند و صفحات حوادث روزنامه‌ها همه روزه پر است از خبرهایی که از افزایش این پدیده خطرناک حکایت دارد.

به موازات رشد سونامی‌وار باندهای زورگیر و تبهکاری‌های خیابانی دیگر، خبرها حکایت از پدیده اجتماعی زشت دیگری دارد که روز به روز ابعاد تازه ای به خود می‌گیرد. این یکی اما نه در خیابان که پشت میزهایی درون ساختمان‌ها و در مراکزی رسمی و نیمه رسمی در جریان است و عوامل آن نه جوانان خشن و بی پول که به روایتی مرفه ترین قشر جامعه هستند.

این روزها در خیابان افزایش هول‌انگیز زورگیری‌ها امان مردم را بریده است و در مراکز درمانی و مطب پزشکان پیشنهادهای بیشرمانه پرداخت زیرمیزی، امان بیماران را. زورگیرها همگی موتور سوارند و زیرمیزی‌بگیرها عمدتا شاسی بلند سوار می‌شوند، آن یکی بالای شهر می‌نشیند و این یکی جنوب شهر. زورگیر خود را «عاقبت فرار از مدرسه» معرفی می‌کند و زیرمیزی بگیر محترم، به فرهیختگی و تخصص و دانش خود می‌نازد و به گفته یکی از اعضای کمیسیون بهداشت مجلس در جواب سین جیم‌های مسئولان نظارتی می‌گوید که «همین است که هست، می‌خواهید بخواهید، نمی‌خواهید هم از کشور می‌روم!»

نکته جالب اینکه هر دو گروه هم دور زدن قانون و فرار از قواعد اجتماعی و اخذ پول زور و پول زیرمیز را حق خود می‌دانند. آن یکی جوان کم سواد و فقیری است که به جایی نرسیده و شغلی ندارد و به جای رجوع به خود، عصیانگر شده و داشته‌های دیگران را حق از دست رفته خود می‌داند و با این خیال خام قمه و چاقو به دست در خیابان به دنبال آن می‌گردد. آقای پزشک نسبتا محترم و زیرمیزی گیر هم با رجوع به داشته‌های آکادمیک و تجربی خود و سال‌ها تحصیل و تخصص، تعرفه رسمی و قانونی را کمتر از حق واقعی خود می‌داند و طبیعتا مطالبه نا متعارف موسوم به زیر میزی را حقی واقعی می‌نامد.
از قضا هر دو گروه هم با چاقو سرو کاردارند و مدعی پنجه طلا بودن در صنف خود هستند. اگر رهگذر نگون‌بخت دست به جیب نشود، زورگیر دست به چاقو می‌برد. این یکی اما به شرطی دست به چاقو می‌برد که بیمارش دست به جیب شود. آن یکی به هر چقدر که قربانی‌اش داشته باشد رضایت می‌دهد. پزشک نامدار و خوش‌اشتها اما برای خودش نرخ میلیونی دارد و اصلا کاری به موجودی جیب بیمار و تعرفه بیمارستان ندارد. آن یکی اگر رهگذر در برابر پول دادن مقاومت کند، تیزی می‌کشد و قربانی خود را چاقو خورده و خونین گوشه خیابان رها می‌کند تا بمیرد. این یکی هم، اگر بیمار بدحال پول و حساب بانکی پر و پیمان نداشته باشد به امان خدا رهایش می‌کند، مُرد هم مُرد، احتمالا چندان اهمیتی ندارد!

شک نداریم که به نسبت کل جوانان کشور، تعداد جوانان هنجار شکن و زورگیر اصلا قابل توجه نیست. به نسبت تعداد پزشکان شریف کشور هم، تعداد پزشکان زیرمیزی بگیر به هیچ وجه رقم بالایی نیست و به چشم نمی‌آید. اما این روزها، زورگیرها جامعه و خیابان را برای پدران، مادران، خواهران و برادرانمان ناامن کرده اند. به موازات آن پول‌های بی حساب و خارج از تعرفه و بیمه‌ای‌ که برخی پزشکان مطالبه می‌کنند، هراس خانواده‌ها را از بیماری عزیزان خود دو چندان کرده است. چرا که باید هم درد بیماری را به جان بخرند و هم درد بی پولی را.

در هر حال، بیش از یک سال از ماجرای زورگیرهای خیابان کریمخان گذشت، اما معلوم نشد آن جوان خشن درباره بیماری و هزینه عمل مادرش راست می‌گفت یا دروغ. اگر راست گفته باشد، معلوم نشد بعدها چه بر سر مادرش آمد. احتمالا آن جا هم پای یک پزشک زیرمیزی بگیر درمیان بود.

واقعیت این است که زورگیرها و زیرمیزی بگیرها اگرچه فرسنگ‌ها ازهم فاصله دارند، اما هر دو مولود یک جامعه هستند و شاید محصول یک مدیریت. مدیریتی که می‌خواست جهان را مدیریت کند، اما اقتصاد و اجتماع محله و جامعه خودش را هم به امان خدا رها کرد…

*سرمقاله ابتکار- سه شنبه 8 بهمن92

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • صفا می‌گه:

    چه گویم که ناگفتم بهتراست….زیرمیزی بگیرها بهتربگم کاسبانی ویاتاجرانی که باسلامت انسان تجارت می کنند.پزشکانی که طبیب نیستند….البته درمیان جامعه پزشکی طبیبانی ارزشمند تلاش می کنند.کسانی بنام طبیب باپول وامکانات این مملکت وبرخی هم بااستفاده از بورسیه بااعتبار بیت المال مدرک پزشکی گرفتنداماآ راتبدیل به شاه کلیدی کردند تافقیر وغنی رحم نکنند ومتاسفانه دولت هم هیچ اقدامی علیه این پزشکان تاجرصفت نمی کند،من آماری دارم که 80درصدزنانی که باعمل جراحی برای تولدنوزادشان روبرو می شوند نیازی به جراحی ندارن اما پزشک بخاطر منافع خودش چاقوبدست ایستاده وبنام طبابت جلادی می کند…همه دست اندرکاران نظام پزشکی ازکم وکیف این پدیده شوم که آبروی جامعه پزشکی رابرده باخبرند ،پس چرااقدامی نمی کنند؟بالاخره یاخود ذینع هستن یاناتوان….ولی روزی خداوندسبحان حق این مردم مظلوم رااز پزشکان تاجرمی گیرد…البته بلانسبت تجارمحترم….

  • تلنگر می‌گه:

    جناب محقق؛ نان به نرخ روز خوردن روزنامه ابتکار برای ما که روزنامه ها را حرفه ای دنبال میکنیم مشهود است.تیترهای روزنامه ابتکار در سال 84 و 85 به دفاع جانانه از محمود احمدی نژاد بود و حالا که دولت عوض شده سیاست و خط فکری شما هم عوض شده.
    تشکر برای درج این کامنت.

  • هموطن می‌گه:

    جناب محقق به موضوع خوبی اشاره کردید، هفته قبل یه لیست تو خبرگزاریها اومد که مخفف اسامی پزشکان متخلف بود و واقعا متحیر شدیم وقتی فهمیدیم برخی پزشکان از همین پولای زیر میزی و تخلفای دیگه ماهی بیش از یک میلیارد تومان درآمدشونه و این پولا همه از جیب بیچاره مردم بیرون مییاد و همین مردم دارن دودوتا چهارتا میکنن که پولاشون رو چه جوری تا سر برج برسونن

  • شاهی سوق می‌گه:

    جناب آقای محقق دست میرزاده
    آنکه از فقر و جهل تیغ میکشد دردش قابل تحمل است اما آنکه از علم و غنا و سوگند (سقراط) دست از تیغ میکشد جای بسی درد و تاسف………

  • امین می‌گه:

    بسیار مقاله خوبی است. واقعا بدور از شان و اعتبار جامعه پزشکی ماست که از افرادی که محتاج نان شبشان هستند زیر میزی بگیرند. حالا با ثروتمندان اگر توافقی طی کنند ایرادی ندارد

  • محسن می‌گه:

    واقعاتمام مطالبتون عین واقعیت بودازنحوه ی نگارشتون ومقایسه بی بدیلتون درمورد این دوپدیده زشت تشکر می کنم دست مریزاد

  • زرین می‌گه:

    این چه استغناست یارب وین چه طائر حکمت است
    کاین همه درد نهان هست و مجال آه نیست

  • سحر می‌گه:

    عالی بود . شنیدن واقعیت تلخ است ، اما آنچه به جایی نرسد فریاد است

  • سحر می‌گه:

    عالی بود .

  • راوی می‌گه:

    نویسنده مقاله لطفا قاطی نکنید.این قدر دزدی در دستگاههای دولتی می شود >مثلا مگانهای کنفرانس عدم تعهد و پرداختهای سازمان تامین اجتماعی>.اگر یک عمل جراحی بکنید با کوچکترین عارضه بیمار شکایت می کند.دولت هیچ پرداختی هم به پزشکان نمی کند .بی انصافی است و مقایسهای نا بجا

200x208
200x208