تاریخ درج خبر : 1392/11/12
کد خبر : ۲۰۳۳۵۳
+ تغییر اندازه نوشته -

از سینمای “آبگوشتی” تا سینمای” ارزش ها”

سایت استان: سید علی اصغر تقوی

از همان سال های اولیه پیروزی انقلاب اسلامی موضوع سینما برای عده ای از متفکرین و صاحب نظران مسلمان از حساسیت ویژه ای برخوردار بود، برخی نیز با حضور در یک پایگاه فکری تحت عنوان حوزه هنر و اندیشه اسلامی و بویژه مجله سوره، فرصتی را فراهم کرده بودند تا به موضوع سینما از منظر علمی به خوبی پرداخته شود، صرف نظر از اتفاقاتی که بعدها در این حوزه ؛ سینمای انقلاب را دچار چالش های فکری از درون کرد، نباید از نظر دور بداریم که: فرصت خوبی فراهم شده بود تا به آراء ونظرات متفکرین و صاحب نظران مسلمان با تکیه بر آرمانهای امام راحل(ره)بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره سینما جامه عمل پوشانده شود وازطرفی با مطالعه و مداقه در افکار و اندیشه های بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام(ره) و مؤانست با اندیشه های ناب اسلامی راه رسیدن به ماهیت دیگرگونه از این مولود فلسفه وتمدن علمی غرب هموار گردیده و نیز فیلم سازمعاصر بداند که برای رسیدن به کمال، غایت لازم است و البته؛ غایت فیلم ساز مسلمان در تطبیق با غایات تمدن نوین غرب متفاوت است، و همین تفاوت است که مبنای اجتهاد در تکنولوژی ، هنر معاصر و بویژه سینماست.

80941573-5292154

بی تردید برای مسلمان ماندن ومسلمان زیستن باید تکنیک را به خدمت اسلام درآورد، هنرمند مسلمان برای رسیدن به این مهم ناچار است تا در تکنیک به مثابه هنر تصرف کرده از آن عبور نماید وبالاخره فرق حجاب تکنیک نموده و از آن برآید.

شاید آنچه گفته شد همه دغدغه صاحب نظران سینمای انقلاب برای طرح این نظریات ونگارش این مقالات در باب سینما نبود.اما یک نکته مهم و اساسی والبته مهمترین نکته در مباحث سینمایی ذکر همین نکات است که در این مقدمه رفته و در ادامه این مطلب نیز از پی می آید.

برای ادامه بحث از سینمای ایران با حفظ همین دغدغه ها در بررسی سینمای ایران پس از انقلاب لازم است تا خلاصه ای از تاریخچه و روزگار سینمای ایران را بازگو کنیم.در یک نگاه کلی به سینمای ایران باید بگویم که سینمای ایران از آغاز تا کنون، یعنی ازهمان سال 1309 که نخستین فیلم ایرانی به ثبت رسیده است، چند دوره را پشت سر گذاشته است،از سال 1309 تا 1316 که عمدتا پارسیان هندوستان به اسم ایران فیلم می ساختند را، دوره نخست سینمای ایران می نامند.

از 1316 تا 1327 که بطور کلی سینمای ایران به مدت 11 سال از تولیدات سینمایی مستقل به دور بوده است و در سال های بعد از آن تا اواسط دهه 40 تمام فعالیت سینمای ایران محدود و مشغول به همان پدیده فیلم فارسی سازی بود، درواقع آنچه در این دوران کمتر از هر موضوعی محل اعراب بود، اصل سینما و عناصر سینمایی و زیبایی شناختی سینما بود، این سینما؛ عمدتا از عواملی تشکیل شده بود که چندان تخصصی در سینما نداشتند و بجز صدابرداران و تصویربرداران، خبری از عوامل حرفه ای در این سینما نبود واساسا در همان فضای کافه ها و درمیان فواحش، با تمام فراز ونشیب هایش به تقلید از سینمای آن سوی مرزها شکل می گرفت این سینما کم کم به ورطه شبه روشنفکری غلتیده و تلاش می کرد تا با عرضه رفتارهایی خاص، اقشار فرهنگی و تحصیلکرده را نیز به از خودبیگانگی دعوت کند، فیلم نامه ها در این دوره، اغلب برداشتی ازفیلم های هندی،ترکی وعربی و در موارد محدودی نیز برداشتی از سینمای آمریکا بود.

iran-old21

از اواسط دهه 40 به دعوت و مساعدت برخی سازمانهای دولتی رژیم شاه و با هدایت (فرح دیبا)، نسخه ای از سینمای شبه روشنفکری در دستور کار جشنواره ای با عنوان “موج نو” قرار گرفت که این نیز چیزی افزون تر از شبه سینمایی که از آن باصطلاح “سینمای آبگوشتی” نیزیاد می کنند،نبود.

البته از این سینما تنها استثنائاتی از فیلم سازان فعال وحرفه ای برآمد که در سال های آخر رژیم پهلوی در بوجود امدن سینمای انقلاب نیز فعال بودند. مرحوم علی حاتمی، مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، ناصر تقوایی و بهرام بیضایی از جمله کارگردانان این سینما بودند که در سینمای پس از انقلاب هم آثار قابل توجهی را بجای گذارده اند.این موج نیز علی رغم جلسات و سمینارهایی که با حمایت رژیم در سال های منتهی به انقلاب برای نجات آن برگزار شد، نیز نتوانست سینمای ایران را به جایگاهی بالاتراز سینمای شبه روشنفکری و فیلم فارسی بنشاند، و سرانجام در سال 56 نیز شعله های این سینما بطورکلی به خاموشی گرایید.این یک وضعیت کلی از سینمای ایران قبل از انقلاب بود که البته در خلال بحث نیز بطور قطع بازگشت به برخی از این موارد در تحلیل سینمای انقلاب اجتناب ناپذیر خواهدبود….

ادامه دارد…

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • آزادی اصل اساسی هنر می‌گه:

    سلام به آشنای عزیز
    1- شما فرمودید که سینما چنین و چنان “نیست!” و بنده هم نگفته بودم که سینما باید چه باشد! اتفاقا اصل حرف بنده هم همین بود که بر عنصر “آزادی” در هنر و سینما تاکید داشتم و اینکه نمی شود مسیری الزام آور در هنر ایجاد نمود. اما مقاله فوق برای سینما ارزش هایی (آنهم نه در چارچوب تکنیک سینما و هنر) تعیین می کند و آنوقت هر اثری را که در چارچوبی غیر از چارچوب پیشنهادی ایشان باشد نفی وتحقیر می کند.
    2- سینما نیز همچون سایر هنرها رسانه/هنرمند/مخاطب/پیام و تکنیک دارد. هر اثر هنری می تواند بر مبنای آنچه تولید می کند قوانین هنری خودش را پی ریزی کند. آنچه شما از سینما می خواهید نیز یکی از “سینماهای ممکن” در این جهان اندیشه هاست.
    3- احمقانه است! بله احمقانه ست که (فکر کنیم سینما با خود هیچ محتوایی را القاء نمیکند…) در پاسخ به بنده این را فرمودید؟ خیر! بنده نیز محتوا را در سینما ضروری می دانم و هیچ فیلم بدون محتوایی را نگاه نمی کنم. اما چه محتوایی؟…خب! پاسخ این سوال دست من و شما نباید باشد. خود هنرمند است که در اینباره تصمیم میگیرد و مخاطب با میزان استقبال خود از اثر به قضاوت می نشیند. تاکید می کنم محتوا می بایست با آزادی جان بگیرد و نه با زور خودش را با “آنچه جنابعالی و یا بنده” دلمان می خواهد و یا درست تشخیص می دهیم منطبق سازد.
    4- آشنای عزیز. مبنای حرف بنده اینست؛ هنر سینما رسانه ای مستقل از سیاست و مذهب است. گرچه می تواند با آزادی و فراغت به تبلیغ و یا انتقاد از آنها نیز بپردازد. شاد باشید.

  • آشنا می‌گه:

    آزادی خواه عزیز بداند سینما مولود تمدن و فلسفه غرب است و در راستای فرهنگ اصیل ایرانی نیست. و اگر بگوییم سینما ابزاری است برای توسعه و تبلیغ فرهنگ ها آنوقت خود سینما را دست کم گرفته ایم آنچه نام سینما بر آن گذاشتنه اند تنها تکنیک نیست. آنچه در نظریه ای در باب سینمای انقلاب آمده است در مجموعه مقالاتی تحت عنوان” از سینمای موجود تا سینمای موعود” نوشته سید علی اصغر تقوی نشر سوره مهر چاپ92 آمده است که برای پاسخ بهتر ارجاع داده می شود.
    این مجموعه مقالات نقدی است بر تفکرات ناشی از مکتب تدوین و نظریه “سینما چشم” یا “سینما واقعیت” که در ایران از آن به سینما حقیقت یاد میشود. نقد تفکرات ناشی از تاثیر اندیشه هایدگر بر سینما و هنر در ایران از جمله مباحثی است که در بخشی از این کتاب تحت عنوان”نقد سینمای اشراقی” آمده است. اما بهتر است بدانیم سینما تنها تکنولوژی نیست که بتوانیم از آن به عنوان یک قالب یا ظرف سخن برانیم سینما آن ظرفی نیست که هر مظروفی را بپذیرد بطور مثال در آن محتوای دینی بریزیم و بشود سینمای دینی یا سینمای اسلامی…بسیار احمقانه است که فکر کنیم سینما با خود هیچ محتوایی را القاء نمیکند.شاید اگر با تخصص در این باره سخن بگوییم بتوانیم درک کنیم که ممکن است حرف ما یکی باشد اما چ کنیم که عناد نمیگذارد…براستی ما از کدام قبیله ایم؟

  • آزادی اصل اساسی هنر می‌گه:

    جناب آقای تقوی
    وقتی مقدمه تان را درباره “مبنای اجتهاد در تکنولوژی ، هنر معاصر و بویژه سینما” خواندم مابقی نتیجه گیری تان در مورد سینمای ایران از پیش برایم معلوم بود. چرا راه دور برویم؟! دارید می گویید آن که در گذشته بود “ّبد” است و “این” که من می گویم “خوب” است!
    حرف جنابعالی مگر غیر از اینست که چون “شما” و افرادی با دیدگاه شما “اینطور” به کلان زندگی و اجتماع نگاه میکنید, پس سینما نیز بایستی همچون سایر موضوعات زندگی در خدمت اندیشه های تان باشد؟ خب! این همان نگاه از موضع قدرت است که اصل اساسی هنر, یعنی “آزادی” را در نطفه خاموش می کند دوست عزیز.
    عبارت “سینمای آبگوشتی” عنوانی تحقیر آمیز است که به شالوده های سینمای ایران داده اید. حواستان نیست که بسیاری از آیین ها/باورها/ رسوم/زبان و پوشاک/روابط و ظرافت های فرهنگ ایرانی در دهه هایی که گذشت در همین آثار سینمایی برای همیشه ثبت و ماندگار شده اند.
    همین شما اگر بنا به مکان و زمان به دنیا آمدنتان, بودایی یا مسیحی و یا با دین و مذهب و مسلک دیگری به دنیا می آمدی, باز هم شبیه همین فرمایشات را (اما پیرو مرام و عقیده دیگری) بیان می کردی. اما این رسم انصاف نیست!
    بنده آن سینمایی را که بر اساس تفکراتِ از موضع قدرت, شبیه آنچه جنابعالی فرمودی ساخته شود “سینمای زور” نام می گذارم. صد البته این اظهار نظر که به معنای رد فرمایشات جنابعالی ست, به معنای تایید و یا رد هیچ ژانر و یا سبک سینمایی دیگری نیست و هر اثری را باید در جایگاه خود بررسی و نقد نمود. درود بر شما.

  • شریف می‌گه:

    انتقادات در حوزه سینما کم نیست مهم اینه که از فرصت پیش اومده در دولت جدید بتونیم حداکثر استفاده رو برای بهبود اوضاع سینما و رسیدن به سینمای ملی بکنیم….این انتظارات از دولت ها بیهوده است باید سینما ملی شود و مردم در اقدامات مردمی در اقبال به یک جریان تازه و مردمی در سینما می توانند تکلیف رابطه مردم و سینما را مشخص کنند..خوشبختانه با انقلاب دیجیتال فرصت فراهم هست تا هر فرد در خانه خودش و تنها با استفاده از گوشی موبایل یا یک دوربین معمولی فیلم بسازد و به سینمای ملی برای تحقق نهایی کمک کند پس بیش از انتقاد به سکوت مردم در برابر سینما بیاندیشیم و کاری کنیم که به قول”گدار” : سینما باید آن سنگی باشد که سکوت را میشکند.

  • ناظر باطرف می‌گه:

    دلیل فاصله مردم با سینما در حرکات روز ” سلام سینما” معلوم شد. و ملت فهیم نشان دادند که تنها به محتوای نازل فیلم ها معترض هستند و این فاصله هیچ ربطی به مفت بودن بلیط ندارد !!!!!!!!

  • شریف می‌گه:

    آقای ناشناس؟هه هه………چ نقد کارشناسی ارائه کردین..ای ول

  • ناشناس می‌گه:

    سینما سینماست آبگوشتی و غیر آبگوشتی نداره

    تفکری که فقط خود رو قبول داشته باشه و دیگران را نفی کند بسیار خطرناک و البته محکوم به شکست است

    • ناشناس می‌گه:

      معلومه که آبگوشتی و غیر آبگوشتی داره. همین سینمای آبگوشتی باعث فاصله مردم از سینما شده و بزگترین ضربه رو به سینما زده.

200x208
200x208