تاریخ درج خبر : 1392/11/14
کد خبر : ۲۰۵۱۹۳
+ تغییر اندازه نوشته -

قرار بود آن مرد رفته باشد

fazlollah-yari

سایت استان: فضل الله یاری

( احمدی نژاد بازی در دولت روحانی )

در روزهای پس از پایان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در همین ستون نوشته بودم که اگر چه او رفته است اما باید مواظب حضور دوباره وی از طریق رفتارهای مسئولان فعلی بود. رفتارهایی که اصرار هشت ساله احمدی نژاد بر تکرارشان، آنها را به صورت رویه ای برای حکومت داری د…ر آورده بود. احمدی نژاد بسیاری از امور زیر بنایی اداره کشور را معطل گذاشته بود و آن رفتارها را به عنوان شیوه ای از حکومت داری تقویت می‌کرد و در این راه رسانه ملی و تریبون‌های رسمی نیز با امکانات بیت المال برای این مهم (!) بسیج شده بودند.

از ادا و اطوارهای عجیب در سفرهای استانی گرفته تا عزل و نصب‌های ناگهانی و محیر العقول (که بیشتر به بند بازی و شمشیر بازی می‌مانست) همه و همه به گونه ای روایت می‌شد که کارتون سازان و فیلمسازان از رفتار «رابین هود» به جهانیان نشان داده بودند. اصلاً برای کسی عجیب نبود که رئیس جمهور کشور ساعت یازده صبح بیاید پشت تریبون و رو به جمعیتی که صبح زود از ادارات و مدارس به آنجا آورده شده بودند بگوید:”از کی اومدین ؟ ساعت 11، ساعت 10، ساعت 9، ساعت 8، ساعت 7، ساعت 6 و…”
عزل نماینده دیپلماسی کشور در سفر خارجی و به تحقیر آمیزترین شکل آن، در سکوت تایید آمیز همین رسانه‌ها و تریبون ها، امری عادی و گاه قاطع نیز تلقی می‌شد. تأیید تصمیمی که نیم ساعت پیش تکذیب آن از سوی مقامات رسمی دولت اعلام شده بود موضوع عجیبی به شمار نمی‌رفت. در این میان هرچه آن «خسرو» می‌کرد«شیرین» بود و عین وصواب. از آن سو منتقدان این رفتارها، نفوذی دشمن و عده ای عقده ای ارزیابی می‌شدند که از سوی بیگانگان برای تضعیف دولت مردمی و رئیس جمهور ساده زیست سازماندهی شده بودند.

در انتخابات 24 خرداد 92 اما مردم گزینه ای را انتخاب کردند که بیشترین فاصله را با آن نوع مدیریت داشت و تلاش می‌کرد که هیچ کدام از ویژگی‌های” آن مرد” را نداشته باشد. پس از روی کار آمدن دولت جدید، دولتمردان تازه کار نیز به مردم نوید می‌دادند که” آن مرد رفته است” و از آن روز مردمان زیان دیده و خسته از تصمیمات و رفتارهای آن مرد نیز شادمان از آن که تیرشان به خطا نرفته، رفتارهای دولتمردان جدید را رصد می کنند.

اگر چه مدت کوتاهی از عمر دولت یازدهم گذشته و ارزیابی این مدت و نمره دادن به دولتمردان چندان منصفانه نیست، اما ظهور برخی از رفتارهای ناپسند هشت سال گذشته اگر با تذکر مواجه نشود، بی تردید سرخوردگی مردم امیدوار به بهبود اوضاع را سبب خواهد شد.

پس می‌توان از منظر یک دلسوز منافع ملی و دولت جدید به آنها اشاره کرد. چند هفته پیش در سفر استانی دکتر روحانی به استان خوزستان صحنه‌هایی دیده شد که گویی”حقه مهر بدان مهر و نشان است که بود”.همان مردم، همان ماشین ها، همان دویدن‌ها و دست تکان دادن‌ها بود، با این تفاوت که به جای رئیس جمهوری با کت و شلوار و کاپشن، مردی ملبس به لباس روحانیت ایستاده بود. در باب این رفتار البته در همان روزها بسیاری از دلسوزان تذکر داده بودند و در این جا تنها به یک یاد آوری بسنده می‌شود.

اما اتفاقات رسانه ای، منتهی به کناره گیری دکتر محمد علی نجفی از ریاست سازمان میراث فرهنگی از همان جنس بود که در دولت احمدی نژاد بارها رخ داده بود. به یاد بیاورید تکذیب کناره گیری نجفی از میراث فرهنگی را، هم از سوی دولتی‌ها و هم از سوی خودش؛ آن را بگذارید در کنار خبر رسمی کناره گیری نجفی و پذیرش آن از سوی رئیس جمهور به فاصله یک نیم روز. حالا کمی به عقب بر گردید و ببینید از این دست اتفاقات چند بار در دولت احمدی نژاد رخ داد. مثلاً حرف و حدیث‌ها پیرامون بر کناری خانم وحید دستجردی وزیر بهداشت آن روزها را به یاد آورید. بعد تکذیب قاطعانه معاون اول رئیس جمهور را بگذارید کنار آن. رحیمی چشم در چشم خبر نگاران گفته بود:” تا آقای احمدی نژاد هست خانم وحید دستجردی هم هست”. اما یک هفته بعد احمدی نژاد بود و مرضیه وحید دستجردی نبود. آن روزها هیچ کس تکذیبیه‌های پیاپی مقامات دولتی را باور نمی‌کرد. تکذیب و انکار، خود دلیلی محکم بود که نشان می‌داد حتماً خبری هست و این بی اعتباری پدید نیامد، مگر به آن دلیل که خود دولتمردان به اعتبار گفته‌ها و تصمیمات خود پشت پا می‌زدند و در حقیقت در منظر رسانه‌ها سخنان خود را تکذیب می‌کردند.

ماجرای تکذیب و تائید کناره گیری دکتر محمد علی نجفی به هر دلیل که رخ داده باشد و پشت پرده آن هر چه که باشد فرقی نمی‌کند. آنچه مردم مشاهده کردند نقض گفته‌های مسئولان به فاصله یک نیم روز بود و این خطری جدی است برای مسئولانی که در چهار یا هشت سال آینده، مخالفان سرسختی خواهد داشت که می‌توانند از پر کاهی ضعیف رشته کوهی از مشکلات بسازند.

روشهای ناپسند مدیریت در هشت سال گذشته نمایندگانی در میان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری 92 داشت که مردم به آنها جواب «نه» دادند. به کار بردن هر کدام از آن روشها از سوی مردان کابینه یازدهم بدون تردید نمره ای منفی در کارنامه دولت خواهد بود که با پاسخ مردم مواجه خواهد شد. پس بر دولتی ها، به ویژه رئیس جمهور، است که جلوی اتخاذ روشهای گذشته را بگیرند. بهتر است روحانی راهروهای ساختمان ریاست جمهوری و وزارت خانه‌های دولت اش را خوب بگردد، نکند روح آن مرد هنوز در آنجا پرسه بزند؛ زیرا به اعتبار رایی که مردم دادند قرار بود آن مرد رفته باشد.

*سرمقاله ابتکار-  یکشنبه 13 بهمن 92

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سوگلی می‌گه:

    می گم این یاری ودیدار مگه تلفن هم را ندارند.دلدار میگه یاری میگه

  • دیدار می‌گه:

    یاری عزیز
    البته در دفعات قبل که در باره مقاله ات نوشتم نمی خواستم مصدع اوقات شده و زحمت نوشتن پاسخ را بر شما تحمیل کنم . هر چند که در دنیای دیجیتال امروز ، یکی از راه های فرار از مونولوگ – تک گویی، چیزی مثل تک خوری که در نزد جوانمردان ننگ است – همین کاری است که شما انجام داده ای و بی منت پاسخ چون منی را داده ای. البته دانستن نظر دیگران ولو بی سوادان و کم سوادان حق همه است.
    دوست داشتم لینک نقد های دیگرت را هم ببینم اگر به نشانی didar@chapar.in برایم بفرستی
    می دانم که نقد جریان های سیاسی ، و خصوصا نقدهای جدی، در زمان حضور دولت ها معمولا سخت تر است تا در زمان پایان دوره مدیریت آن ها
    و دور از جان شما ، احتمالا نقد های اصحاب قلم لزوما ترواشات ذهنی روزمره آنان نیست بلکه گاهی با سفارشات رسانه ای ،ذهن ها مواج شده و به تحلیل وقایع می پردازند.
    با کمال تواضع در مقابل تو دوست عزیز امیدوارم که تحلیل های شما در همان زمان قدرت یافتن دولت ها و بدون سفارش رسانه ها باشد. تا از دو آفت کرنش در مقابل آن ها که خودمان روی کار می آوریمشان (مانند آن که فرزند خود را رستم نامیده بود و جرات نمی کرد صدایش کند) و نگرانی از عدم سفارش مقاله بعدی به دور باشی .
    قربانت
    محتاج دعا

  • خوش باور می‌گه:

    برنویسنده وبرکامنت گذاران سلام .مردم ایران دوموقع عزیزند .یک بارراهپیمایی 22بهمن ودیگری ایام انتخابات .ودیگر هیچ تا چندسال دیگر ومائیم که کفشهایی خریدم که هر چند سال یک بار پا می کنیم .دنبال ماشین رئیس جمهور دویدن .واین افتخار که نفر اول رای بدهیم.

  • یاری می‌گه:

    دیدار عزیز ممنون که وقت می گذاری من عادت به جواب دادن به واکنش نوشته هایم ندارم. اما فکر می کنم خواننده ای مانند شما ارزش این کار را دارد.
    1- یک نوشته که مثلا روز شنبه نوشته شده نمی تواند به اتفاقات روزهای بعد هم واکنش نشان دهد. اتفاقاتی که فکر می کنی من نادیده گرفته ام بعد از نوشتن این مطلب رخ داده.
    2- منی که به یک اقدام احمدی نژادی کوچک دولت روحانی انتقاد دارم شک نکن که به اقدامات بزرگتری که از همان جنس باشند انتقادات شدیدتری دارم. مثل حسود خواندن منتقدان. کم سواد خواندن مخالفان(اگرچه در مواردی نشان داده اند که کم سوادند) .
    این واکنش من را دفاع کردن از نوشته ام و خودم ندانید.بیشتر توضیح ابهاماتی است که فکر می کنم نتوانسته ام در یادداشتم از عهده آن برایم. همین. موفق باشید.

  • دیدار می‌گه:

    راستی یادم رفت که ازت تو یاری عزیز بپرسم که آیا جنس این جمله را که فردی سخنان مخالفین را به خاطر حسود بودن آن ها بداند ، از جنس جملات خاله زنکی می بینی یا نه
    اگر می بینی به معاون اول محترم بگو این جمله مال خانم هاست نه مال آقایان
    قربانت
    کسی که نه آمده و نه می آید

  • دیدار می‌گه:

    یاری عزیز
    من نوشته ات را خواندم ولی تعجبم از این بود که در جایی که باید به موضوع اساسی تحقیر و کشته شدن مردم بپردازی موضوع رفتن آقای نجفی آن هم به خاطر شباهت آن با رفتار رییس جمهور سابق ذهن تو را آزار می دهد.
    صاحب فکر آزاد مسئله اصلی را می بیند نه مسئله سوپر فرعی را
    خواستم بدانی که مشکل مردانی که می آیند و می روند ما هستیم که می مانیم
    مایی که در پس ذهنمان تفکر تاج و پرسپولیسی شدیدی خود نمایی می کند. تفکر قبیله گرا . لطفا یک بار دیگر مطلب خودت را بخوان ببین این طور نیست؟

  • دیدار می‌گه:

    یاری عزیز
    اگر در ابتدای سخنم بگویم آن مرد نرفته شاید تعجب کنی
    خودت بهتر می دانی مردی که آمد با 7 دهم رای بیشتر از 50 درصد آمد
    رقیب او هم آن مرد نبود که رفت بلکه مردانی بودند که همه می خواستند بیایند و همه بر علیه آن مرد که رفت سخن گفتند و نوشتند و فیلم ساختند
    مردم هم آمدند و به همه آن ها که آمده بودند رای دادند ولی یکی از آن ها که در مسابقه آمدن شرکت کرده بود رای بیشتری آورد.
    فقط میدانم که نام رییس جمهور هر چه باشد ، ما مردم آن را انتخاب می کنیم . و همان طور که تند روی های آن مرد رفته را قبول نداریم. بی عرضه گی ها و نادانی افرادی که با اندیشه کپونیسم می خواهند مردم را در صف های طولانی زیر دست و پا بیندازند و بکشند هم غلط است.
    اگر عیب رییس رفته قبلی به چشمان مبارکت جلوه کرده هتاکی رییس آمده جدید هم که هرمخالفی را بی سواد و کم سواد می بیند را هم ببین
    من نگرانم که دولت مطلوب تو در آینده به دولت بی عرضه گان هتاک لقب گیرد.
    ای دوست عزیز و ای یاری مهربان اگر خواستی غسل کنی بیا و درست و حسابی غسل کن هم از اشکالات آن مرد رفته و هم از هر مردی که آمده و خواهد آمد . و در دوره بعد وقتی آمدی برای رای دادن به کسی رای بده که این ایرادها را در او نبینی
    بدان که سیاست مداران ما در همه دوران ها از داشتن طرفداران نادان و بله و قربان گو به کژ راهه رفته اند
    تا من و تو با این افکار مطلق گرا خودمان را روشنفکر می دانیم شاید کسی بیاید ولی کسی نمی رود
    قربانت
    یکی از آن ها که می توانی آمدن او را نادیده بگیری

    • یاری می‌گه:

      دیدار عزیز.میبینی که نادیده گرفته نشدی.
      از نوشته ات این برداشت را دارم که فقط عنوان مطلب را خوانده ای و گرنه می دانستی که این نوشته من انتقاد از دولت روحانی است که چرا رفتاری مانند آن مرد دارد.

  • ازاهواز می‌گه:

    مزخرف گفتین…..

  • جليلي می‌گه:

    سلام
    یادمان باشد اگر احمدی نژاد رفته لیکن احمدی نژاد درونمان با گوشت وپوست واستخوانمان به تعبیری در تار وپود وجودمان تنیده شده وبه این سادگی جدا نمی شود ،بهتر است در این زمستان خشکیده با همان باران نم نم احمدی نژاد وجودمان را غسل دهیم ،باشد که رستگار شویم .

  • مستقل می‌گه:

    درست گفتید.

  • دلواپس می‌گه:

    یاری جان شما نگران چی هستی .تا بود همین بود .27دی زمانی که شاه رفت جمعیت زیادی صف کشیده بودندوبوسه بر دستان او می زدند .امروز نیز همان لبها بوسه بر دستان دیگری می زنند انگار این لبان هستند که ساخته شدند که فقط بوسه بر دستان بزنند.امادوری از انصاف نیست که بگویم دیروز ما صف کشیده می ایستادیم تاشاه ردشودومابردستان او بوسه بزنیم .ولی حالاسراسیمه باید دنبال ماشین انها بدویم تا شایددستمان به ماشینشان بخوردواگرخیلی خوش شانس باشیم دستان انها را نیز لمس کنم ،چه وقتهایی است که لنگ کفشمان هم ازپایمان در می اید و زیر دست وپاها گم می شوید واگر بخواهیم ان را برداریم باید جان خود را فدا کنیم

    • ناشناس می‌گه:

      دلواپس جان سلام
      دلواپس نباش
      هرچند من هم با این دویدنها مخالفم
      هرچند دین ما هم این بوسه زدنها را نمیپسندد
      هرچند بوسیدن بوسیدن است
      ولی آن زمان اگر دست شاه را میبوسیدند، از روی خاری بود و از روی ترس از جایگاه شاه و نیز از روی چاپلوسی
      نه اینکه در میان این بوسه زن ها چاپلوس وجود ندارد
      نه اینکه این بوسه زدن ها چاپلوسی ایجاد نمیکند
      ولی این مردم هستند که از روی ارادت به مسئول مملکت اسلامی و از روی محبت به خدمتگذار به دین به سمت او نزدیک میشود
      من این کارها را نمیکنم ولی با مقایسه هایت مخالفم مخالف.

  • لیزه می‌گه:

    قرار بود آن مرد رفته باشد و… اما قرار بی قرار زیرا به عقیده ی متفکران اسلامی زبانم لال حتی موقع رفتن هم روح از بدن جدا می شود و ممکن است همه جا پرسه بزند پس واقعا باید همه مراقب باشند !!!

200x208
200x208