تاریخ درج خبر : 1392/02/24
کد خبر : ۲۰۸۲۲
+ تغییر اندازه نوشته -

غربت علوم انسانی در مدیریت جامعه

واقعیت این است که فضای فکری در جامعه‌ ما غیر تخصصی و صحبت کردن و نظر دادن کار بسیار دشواری شده است. مثلاً بسیاری از کسانی که تحصیلات فنی دارند، در حوزه‌های سیاست خارجی اظهار نظر می‌کنند و افرادی با تحصیلات غیر علوم انسانی و مشاغل گوناگون، صرفاً با خواندن روزنامه و شنیدن اخبار، به اظهارنظر قاطع در مباحثی می‌پردازند که اصلاً تخصصی در آن ندارند. شغل اساتید علوم سیاسی و جامعه شناسی هم بررسی عملکرد پزشکان و مهندسین در صحنه اقتصادی و سیاسی شده است.
عده‌ای هستند که درباره روسیه، اروپا، آمریکا،چین، اتحادیه اروپا، تاریخ، مسایل فرهنگی، سیاست داخلی و … اظهارنظر می‌کنند، در حالی که صرفاً مواد خام و اطلاعات دارند و به روشها و نظریه‌های علوم انسانی که بسیار پیچیده هستند مجهز نیستند. این در حالی است که همه می‌دانیم که انسانها هرچه بیشتر بدانند، کمتر حرف می‌زنند. به جز ایران و پاکستان و چند کشور همسایه، جهان با علوم انسانی مدیریت می‌شود. در حالی که در ایران اکثریت قاطع مدیران یا مهندسی خوانده‌اند یا پزشکی. در کشوری که تحصیل ملاک اظهارنظر و استنباط نیست طبعاً افرادی مانند اساتید جامعه شناسی و علوم سیاسی و حقوق…. باید شکر کنند که پس از سالها تحصیل و تدریس، می‌توانند در دانشگاه درس بدهند.
امروزه کسانی که کارشان شناخت مسائل سیاسی و بین المللی است، طبعاً در حاشیه زندگی می کنند. باید گفت هر کس که چند کتاب ترجمه شده را مطالعه کرد، نمی توان متخصص مسائل بین المللی قلمداد نمود. در کشورهای توسعه یافته و صنعتی، بنا به ضرورت و اهمیت موضوع و سختی شناخت، باهوش ترین و بهترین دانشجویان در علوم انسانی تحصیل می کنند ولی در کشور ما شرایط متفاوت است.
به نظر می رسد مقصر اصلی این اتفاق دانشگاهها هستند. اگر اقتصاددانان، جامعه‌شناسان، و سیاست‌خوانده‌ها، تشکلهای حرفه‌ای داشتند وبه این روش اعتراض می‌کردند شاید این فضا کمی تغییر می‌کرد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208