تاریخ درج خبر : 1392/11/20
کد خبر : ۲۱۰۹۷۳
+ تغییر اندازه نوشته -

زنان و مشارکت سیاسی بعد از انقلاب

سایت استان: سیده فرزانه آرامش

سخن از زن و حقوقش از موضوعات حساسیت زا و چالش برانگیزی است که معمولأ با واکنش و مقاومت جامعه ی مرد سالار مواجه شده است .از آنجا که شرط اساسی برای رسیدن به توسعه پایدار و متوازن ,بهره گیری از همه امکانات انسانی است در سی و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب این پرسش مطرح است که : امروزه جایگاه زنان در ساختار سیاسی و مدیریتی و فرهنگی کشور کجاست؟ و آیا اصولأ این جایگاه متناسب با شأن و تواناییهای علمی و سیاسی و اجتماعی این قشر عظیم است؟

جواب های متعدد و گاهأ متناقض در این خصوص در دو نگاه کلی قابل جمع است:

1-نگاهی که معتقد است انقلاب اسلامی زن را در همه ی عرصه ها از حضیض نکبت به اوج عزت رسانده است.این نگاه که بیشتر ریشه در باورها و اندیشه های بنیادگرایانه و تلقی خاصی از دین دارد ,هرگونه تغییر در وضعیت زنان را زنگ خطر و در حکم متلاشی شدن نهاد خانواده می داند و بر همین اساس از هرگونه مانع تراشی در این خصوص کوتاهی نمی کند.

2-در مقابل ,نگاه دوم بر این باور است که موقعیت فعلی زنان به هیچ وجه متناسب با شعارها و برنامه های عدالت محور و دموکراتیک نیست. زن در سالهای پس از اتقلاب به تدریج از متن جامعه به حاشیه رانده شده و اراده قوی از سوی سیاست ورزان در جهت خانه نشین کردن زنان اعمال شده است. این نگاه قائل به این است که وجود قوانین مدنی تبعیض آمیز , حاکمیت نگرش سنتی برخاسته از پارادایم مردم سالاری ,ایجاد محدودیت ها بر سر فعالیت های مدنی زنان همه و همه نشان از این واقعیت دارد که انقلاب اسلامی و حکومت به عنوان سدی در مسیر ارتقای موقعیت زنان قرار داشته است .

بدون اینکه قصد دفاع یا رد هیچ یک از نظرات یادشده را داشته باشم (چون در هر دو مورد نیازمند به مطالعه دقیق و تحلیل چندجانبه و پیچیده ای در روابط اجتماعی هستیم) بر آنم تا نیم نگاهی به موقعیت زنان به عنوان نیمی از جمعیت کشور در سه دهه اخیر و سهم آنان در مشارکت سیاسی کشور داشته باشم.

آنچه مسلم است این است که روند آگاهی در زنان در چند دهه اخیر در همه جهان رو به رشد بوده است.کاستلز در این خصوص می گوید :«ابعاد دگرگون شدن آگاهی زنان و ارزشهای اجتماعی در اکثر جوامع آن هم در کمتر از سه دهه شگفت انگیز است , تحول فرایند جامعه پذیری جنسیتی در زمینه ی حضور زنان در عرصه های عمومی با هدف کسب موقعیت های بالاتر اجتماعی با گسترش تحصیلات به ویژه در سطح آموزش عالی در میان زنان تشدید شده است؛هرچند تغییر چندان متناسب با آن در زمینه ی حضور و مشارکت مردان در عرصه های خصوصی و تقسیم کار جنسیتی دیده نشده است .»

نظر کاستلز شاید بیشتر از همه جای دنیا درباره جامعه ایران صادق باشد .زن ایرانی در چند دهه اخیر همه توان خود را در جهت تغییر و ارتقای موقعیت خویش به کار گرفته است.این پیشرفت در بعضی از ساحتها حقأ چشمگیر است بر اساس سرشماری سال 1385 بیشتر از 81% زنان ایرانی بالای 6 سال باسواد هستند . بر همین اساس میزان باسوادی زنان نسبت به کل باسوادان 46\5% بوده که طی سه دهه ی گذشته این نسبت 10\2% افزایش داشته است .در سال 1385 تعداد کارکنان زن آموزش و پرورش بیش از نیم میلیون نفر بوده که نسبت به سه دهه گذشته 397\3% افزایش داشته است.در حال حاضر بیش از 50% کارکنان این وزارتخانه را زنان تشکیل می دهند.مطابق آمار خبرگزاری دانشجویان 54% دانشجویان کشور را زنان تشکیل می دهند و 62% پذیرفته شد گان کنکور زن هستند.

در عرصه ی فرهنگ و هنر نیز زنان گامهای بلندی برداشته اند ,بعضی از زنان نویسنده و هنرمند حتی موفق به دریافت جوایز بین المللی هم شده اند .بر اساس گزارش مرکز آمار ,تعداد کتابهای منتشره توسط زنان نویسنده 5613 نسخه ,تعداد زنان صاحب قلم و صاحب اثر 2811 نفر , تعداد آثار زنان فیلمساز 268 مورد بوده است .تعداد زنان مؤلف از 358 به 1309 نفر در فاصله ی سالهای 76 تا 80 و تعداد ناشران زن در این مدت از 66 به 103 و تعداد مترجمان از 214 به 708 نفر افزایش یافته است.

همانطور که کاستلز اشاره کرده در ایران نیز با وجود دستاوردها و پیبشرفت های علمی و فرهنگی زنان در چند دهه اخیر مشارکت آنان در سطوح بالای مدیریتی و قانونگذاری بسیار پایین بوده است. هرچند در همه این سالها نگاه حاکمیت به زن نگاه یکسانی نبوده به عنوان مثال نگاه به زن در بدو انقلاب با زمان استقرار و بازسازی و نیز نگاه دولت اصلاحات با نگاه دولت احمدی نژاد در این خصوص متفاوت بوده با این وجود رنگ و بوی نگاه سنتی در همه این نگاهها حاکم بوده است.

به عنوان مثال پس از انقلاب تنها یک زن و یک بار به مقام وزارت رسیده است (مرضیه وحید دستجردی). سهم زنان در دولت حتی در دولت های اصلاحات و تدبیر و امید تنها یکی دو معاونت بوده است .پس از انقلاب هیچ زنی به سفارت برگزیده نشد حال اینکه در سالهای پایانی حکومت پهلوی سفیر ایران در دانمارک یک زن بوده است (مهرانگیز دولتشاهی سفیر و نماینده سه دوره مجلس) . قانون اساسی جمهوری اسلامی به زنان حتی اجازه کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری را نداده است .میزان حضور زنان در مجلس شورای اسلامی هیچ گاه از 5\4% تجاوز نکرده است.این حضور کمرنگ از مجلس ششم به بعد سیر نزولی هم داشته است ,حال اینکه در سال 1354 میزان حضور زنان در مجلس شورای ملی 5\7% بوده است !

ناگفته نماند مشارکت سیاسی زنان نه تنها در ایران که در همه جای جهان رقمی پایین است .بنابر گزارش سازمان ملل در سال 2001 در همه دنیا زنان فقط 7\15% کرسی های پارلمان را اشغال کرده اند,اما طی سالهای اخیر اقبال عمومی در جهان در خصوص حضور زنان در حال افزایش است .در کنگره امریکا 71 نماینده زن حضور دارد در حالیکه این رقم در سال 1984 فقط 25 نفر بوده است؛ برای اولین بار در تاریخ امریکا یک زن به عنوان رییس مجلس نمایندگان امریکا انتخاب شده است (نانسی پلوسی) و حتی تمایل به انتخاب یک زن به عنوان رییس جمهور در امریکا دیده می شود .همچنین 50% مقامهای ارشد وزارت خارجه امریکا در اختیار زنان است؛همین رویکرد در بسیاری از کشورهای اروپایی نیز دیده می شود . انتخاب یک زن به عنوان صدراعظم آلمان ,کاندیداتوری یک زن به عنوان رییس جمهور فرانسه و انتخاب هفت زن وزیر در کابینه ی فرانسه برای بار اول روی داده است.تعداد بالای نمایندگان و وزرای زن در کشورهای اسکاندیناوی هم از رویکردی جدی برای انتخاب زنان به عنوان سیاستگر حکایت دارد که جای تحلیل و تأمل دارد .

نکته ی تأسف برانگیز اینجاست که نه فقط در امریکا و اروپا بلکه در افغانستان نیز مشارکت سیاسی زنان بیش از ایران است!! زنان در افغانستان 3 وزیر در کابینه و 69 نماینده در مجلس دارند و وزارت امور زنان مستقلأ به زنان و مسائل آنان می پردازد. گزارش مجمع جهانی اقتصاد در این خصوص تکان دهنده است:«جایگاه ایران در بین 115 کشور جهان در سال 2006 از لحاظ توسعه جنسیتی 108 است و از جهت شاخص توانمندی سیاسی در بین 115 کشور جهان رتبه ی 109 را به خود اختصاص داده است. نسبت حضور زنان به مردان در مجالس قانون گذاری , میزان حضور زنان در مشاغل وزارتی و سالهای ریاست زنان در مقایسه با مردان تعیین کننده ی شاخص توانمندی سیاسی است .»

نظر شما درباره این حساب سرانگشتی چیست؟ آیا جامعه ی ما حق برابر زنان و مردان را در مشارکت همه جانبه به رسمیت شناخته است؟ آیا زنان در جمهوری اسلامی به حقوق شهروندی و مدنی خود رسیده یا اصلأ در این زمینه ها نسبت به پیش از انقلاب پیشرفتی داشته اند؟ به نظر شما سقف شیشه ای نگاه جنسیتی چگونه باید شکسته شود ؟

فهرست منابع:

1-ماشینی ,فریده,موقعیت زنان ایران ,نشریه ی آیین ,بهمن و اسفند 87 ,شماره 19 و 20
2-ماشینی ,فریده,زنان و نو اندیشی دینی ,آیین ,مهر 1385,شماره 40
3-کاستلز,امانوئل,ترجمه حسن چاوشیان ,عصر اطلاعات,تهران,طرح نو
4- مدیر مرکز آمار و اطلاعات شورای فرهنگی,25اجتماعی زنان ,1384,خبرگزاری دانشجویان ایران ,تهران
5-نتایج اولیه سرشماری کشوری ,سال 1385 ,مرکز آمار ایران ,سازمان مدیریت و برنامه ریزی ,دفتر انتشارات و اطلاع رسانی
6-گزارش توسعه جنسیتی,مجمع جهانی اقتصاد,مجله زنان,تیر 1386

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • باقری می‌گه:

    خیلی خندیدیم……………!!!!باز هم بنویسید.

  • اشنا می‌گه:

    مستدل ومتقن بود . موفق باشید.

  • بویراحمدی می‌گه:

    این تعریفها خیلی مسخره است.شنیده ایم که ……………..!!!!!

  • ابوطالب صادقی می‌گه:

    با سلام خدمت سرکار خانم آرامش
    مقاله آماری شما تامل بر انگیز است و امید که تلنگری بر انیشمندان به حاشیه رانده و در حاشیه مانده باشد تا قلم برگیرند و درد های بومی زنان جامعه پیرامونمان را برشمرده و در هر باب به نقد آن برخیزند و اما میدانی و می دانیم که درد جامعه ما تعداد کرسی های قدرت و مدیریت تسهیم شده عادلانه و ناعادلانه میان مردان و یا عدم تخصیص آن به زنان نیست که درد از رواج بی عدالتی در سطوح مختلف جامعه پیرامون اعم از زن و مرد است که گه گاه خود نسبت به آن سکوت و یا نادانسته در ان شراکت و همراهی می کنیم .

  • امراله نصرالهی می‌گه:

    با سلام خدمت خانم آرامش
    از وسوسه ی ابلیس/تا زادن این رنج/انسان این آمیزه ی نامعتدل خاک و خدا /قربانی عشق ممنوع هواست /وقتی که بله را گفت/بی آن که گلی چیده باشد

  • سهیلا نیک اقبال می‌گه:

    درود برشما بسیار جالب بود/
    به امید روزی که زن ومرد دراین مملکت یکسان دیده شوند.

  • عزیزی می‌گه:

    خوب می نویسی و از خوبانی/ قدر مجموعۀ گل مرغ سحر داند و بس. استان ما به شما افتخار می کنه/

  • فریده باقری می‌گه:

    خانم آرامش خسته نباشید لذت بردم اگر با دقت بیشتری از حقوق زنان دفاع کنید تاثیر بزرگتری دارد ما اماده ایم در کنار شما و با محوریت شما در چارچوب جمهوری اسلامی و شرع مقدس از زنان دفاع کنیم خداوند به شما توفیق بدهد

  • باوی می‌گه:

    خداوکیلی چی نوشتی؟

  • ناشناس می‌گه:

    متاسفانه زنان استان ما هنوز چیزی از خودشان نشان نداده اند.

  • نان دوست می‌گه:

    ول کنید این حرفا را را.فکر نان باش که خربزه آبه.

  • فرزانه آرامش می‌گه:

    در جواب ارداویراف
    وعلیکم السلام
    1-صحیح می فرمایید , «مردم سالاری» اشتباه تایپی بوده صحیح آن «مرد سالاری» است.
    2-بنده و خیلی های دیگر نیز بر آنند که «رجال» لزومآ به معنای «مردان» نیست اما تفسیر شورای نگهبان با نطر من و شما مغایر است .
    تنها شاخص مشارکت سیاسی را حضور در مجلس فرض نگرفته ام بلکه از مجلس و دولت به عنوان بارزترین جلوه حضور سیاسی یاد کرده ام.
    3-بنده گفته ام حضور زنان در مجلس از دور ششم به بعد سیر نزولی داشته است ,برای اثبات این امر آمار زنان حاضر در مجالس نه گانه را در زیر می آورم ,خوانندگان خود قضاوت بفرمایند سیر صعودی است یا نزولی :
    در ادوار اول و دوم و سوم 4نفر ,چهارم 9 نفر,پنچم 14 نفر,ششم 13 نفر,هفتم 13 نفر ,هشتم 8 نفر,نهم 9 نفر.
    از توجه تان سپاسگزارم.

  • مهمان می‌گه:

    کامنت شهرام مرتضوی چراغی روشن است در پیش پای زنان کشور ما که میخواهند بطور سریع و ناگهانی از سنت به مدرنیته روی آورند.سرعت را فدای دقت کرده اند.اولین کاری که زنان ما بعد از پیادشدن از هواپیما در فرودگاههای خارج از کشور میکنند ” کشف حجاب” است! چرا؟؟؟آیا روشنفکری زنان ما فقط الگوبرداری پوشش از غرب است؟؟ آیا نوع پوشش فعلی زنان و دختران ما تحریک کننده و فساد آور نیست؟ زنان ما باید اولین مطلع راه و روش خود را مطابق با معیارهای اسلام تنظیم کنند. متأسفانه تجدد خواهی در این قشر ظریف شاید موجبات آوارگی وبی خانمانی و…و همچنین سردرگمی وسرگردانی را فراهم آورد. بسیار مشاهده می شود که بدون اینکه زنان ما اندک اطلاعی از آزادی داشته باشند هم خود را باخته اند و هم زندگی مشترکشان را از دست داده اند. آزادی که اکنون در بین قشرجوان و پویای ما وجود دارد وآنان خواهان آزادیهای بیشترند، آزادی نیست بلکه ولنگاری ست و رفتار این قشر خارج از شریعت است.

  • امین می‌گه:

    حال نداشتم بخونمش. اگه کمتر بود برا خواننده هم جذاب تر بود.

  • هادی از شیراز می‌گه:

    مراحل تکامل جوامع انسانی مادر سالاری -بدر سالاری-عشق سالاری.مادر سالاری منقرض شده-بدر سالاری در حال انقراض است ولی با توجه به نتیجه ی محتوم این گذار منطقی-فمنیست درتسریع این روند نقش مثبت را دارد یا کندکننده؟

  • ناشناس می‌گه:

    خودت هم نمیدانی چه نوشته ای.

  • شهرام مرتضوی می‌گه:

    با سپاس خدمت سرکار خانم آرامش و خامه ی پرمایه ایشان که مستند،مستدل،پر مغز و بدون اطاله کلام،واکاوی هایش،دردهایش و دغدغه هایش را مکتوب می کند تا “زن ستیزی” تاریخ ما مکتوم نماند.او سعی دارد با ارائه ی آمار به “جنبش” زنان هویت دهد اما او خود نیز می داند که در برابرش آینده ای مبهم،با تصاویری در هم از “نقش” زن در جامعه صحنه آرایی می کند.او در عین ناامیدی نومیدانه ،امیدوار است که چینش و بینش در خصوص زنان و فرصت های شغلی شان دستخوش تلاطم و طوفان شود و این نامساوی در برابر مرد به تساوی تبدیل شود،گو اینکه حقیر معتقدم تساوی شرط احقاق حقوق نیست بل تناسب سنجه ای عادلانه تر است تا بتوان میزان تضییع حقوق زنان را اندازه گرفت و جزم به جبران مافات کرد..

    چندصباحی است که پرسش خرد جمعی،حول و حوش زنان و جایگاه و حق و حقوق شان جا خوش کرده است و نظرگاههای متفاوت و گهگاه متعارض و متناقض و متضادی رصد می شود و همین تکثر(پلورالیسم) نشان از به جایی این پرسش و کنکاش در این زمان است..

    زنان در جامعه ایران در پرتگاهی عمیق مردد مانده اند، دل در گرو سنت دارند و پایبند ترقی و مظاهر تمدن نوین شده اند،نه پای سنت شکنی دارند و نه دل برگشتن،مات و مبهوت مانده اند، گاهی اسیر فمنیسم افراطی شده اند و خانه و کاشانه بر باد داده اند و گاهی چنان در تعلیق سنت گرفتار مانده اند که آزادی و آزادگی خود به فراموشی سپرده اند،در این ستیزه، زنان ما با هویت های عاریه ای به جنگ با وهم خودشان رفته اند و این است که جان خسته و درمانده ،راه به جایی نبرده، به نسخه ی وسترنیزه شده زن غربی ایمان می آورند و “حق” را در فمنیسم افراطی می جویند.زن ایرانی می بایست نسبتش را با جامعه،خانواده،مظاهر تمدن،مرد،سنت،شریعت و… مشخص کند،سپس عزم حرکت کند تا در باتلاقی از تلافی جویی با مردان تلف نشوند. (باتلاقی که عزت شان در آن به صلیب کشیده می شود و سود و ظفری عاید زنان نمی کند) و اما بی راه نیست بپنداریم ،مردانی که شاید در تهییج این حس تلافی جویانه و واکنش هیستریک زنان به دلیل افراط در “تضییع حقوق اولیه” زنان مقصر اصلی این ستیزه بی سرانجام باشند.من در برابر همه زنانی که برای “آزادگی” نوع خود و نه “آزادی” که حق اعطا شده خداوند است به همه فارغ از جنسیت شان ، مبارزه می کنند سرتعظیم فرود می آورم و به روح بزرگشان صد درود می فرستم.

  • حمیراض می‌گه:

    خانم آرامش دست شما درد نکنه که حرف دل ما زنها را میزنی مخصوصا ما که در این استان زیر بار دهها ستم بودیم صدای ما باش و درد ما را بگویید خیلی خوب می نویسی اگر ممکنه بیشتر با شما اشنا بشم

  • ارداویراف می‌گه:

    سلام/ در شماره ی 2 پارادایم مردم سالاری اشتباه تایپیه حتماً. پارادایم مردسالاری منظورتون بوده قطعاً. تعریفی از مشارکت سیاسی نداده اید. مقاله فاقد انسجام است. راجع به کلیت این موضوع حرف دارم! رجال در قانون اساسی لزوماً به معنای مردان نیست. حضور زنان به عنوان نماینده ی مجلس را که شاخص مشارکت سیاسی فرض گرفته اید (اگر چه جای بحث داره)، پس از مجلس ششم کماً سیر نزولی نداشته و…. در اینکه بانوی روشنفکر، آگاه و قابلی هستید شک ندارم، امیدوارم مسؤولین با قدرشناسی، از توانمندی شما در جایگاه مناسب استفاده کنند؛ و نکات انتقادی من چیزی از ارزش مقاله و شأن روشنگری شما نمی کاهد. با پوزش از بابت فشرده(جنگی) نوشتن من. زنده باشید و شاد. منتظر مقالات بعدی شما هستیم.

  • اکرم سعادت می‌گه:

    درود بر شما سرکار خانم آرامش،مروری بر مشاهدات عینی بانضمام آمار و اطلاعات موجود در خصوص مشارکت سیاسی زنان،حوزه فعالیت و حیطه اختیارات آنان در سالهای پس از انقلاب گویای تغییرات شایانی نیست.عرصه عمومی همچنان مردانه است و در این فضا جایی برای مانور زنان وجود ندارد.که این واقعیات این نظر را تایید میکند که مشارکت زنان در انقلاب اسلامی،بازتاب پیروی و تبعیت آنان از مردان بوده و وجه مستقلی برای مشارکت زنان در نظر گرفته نمیشود.

  • روح اله درخشی می‌گه:

    سرکارخانم آرامش با سلام واحترام
    دین طریقت است نه شریعت وماورای این دو، حقیقت است . دین امری فطری است و فطرت بشر بر آزادی استوار است وهرگونه مانع تراشی بر سر راه آزادی ، پتانسیل های بالقوه و خلاقیت بشر خلاف حقیقت وشریعت وطریقت است. آزادی در دین ، متعارف ومتناسب با شایستگی های بشر در رسیدن به مقام حقیقی خود تعریف شده است اما تاریخ روایت می کند که جان مایه تمام خسران های بشر خاصه جنس زن درتمام اعصار و تمام حکومت ها ، نگاه ایدئولوژیک به نوع انسان است. نگاه ایدئولوژیک به هر چیزی – خواه انسان ، خواه آفرینشهای انسان مثل هنر ، فرهنگ و یا اصلا علم و… باعث محو یا تغییر در تمام و یا قسمتی از کل آن چیز می شود. این نگاه ایدئولوژیک می تواند دینی باشد ومی تواند دینی نباشد .وقتی استالین آخماتوا – شاعر زن روسی – را درکولاگ به بیگاری می کشد ویا به تبعید می فرستد فقط به ایدئولوژی کمونیسم بی خدا می اندیشد. وقتی ژاندارک فرانسوی در برابر حکم کلیسا به نام دین اعدام می شود باز می بینیم نگاه ایدئولوژیک کلیساست که به نام دین سعی در به قالب ریختن اصالت انسان( زن ) برای به کرسی نشاندن منویات خود را دارد. متاسفانه افت وخیز ها وافول تدریجی مقام اجتماعی و ، نه شخصیت زن ، هم در سایه نگاه ایدئولوژیک وجهان بینی مسقف ، به تابویی فرهنگی تبدیل شده است که البته این تابو در بستر حرکت غیر همگام وجزیره ای جنس زن در دنیای مدرن هر روز شکسته تر می شود و تا هویدا شدن تندیس اصیل وجوهر اصلی زن از پای نخواهد نشست . مطمئنا آنانی که به سبکی محافظه کارانه با ایجاد موانعی بر سر راه زن به بهانه های مختلف سعی در کنترل حقیقت زن و به زندان بردن اصالت این موجود ظریف دارند هیچگاه در ارتقای انسان به مقام انسانیت و دینداری سهمی ندارند چرا که هیچکس جز خداوند متعال نمی تواند میزان و قالبی برای حقیقت انسان تعیین کند.بنابراین تا نگاه ایدئولوژیک بر سر زن سنگینی می کند ، زن هیچگاه به مقام اصلی خود دست نخواهد یافت و برا پیروزی در این راه به مبارزه ای اندیشمندانه بر مبنای عقل و فارغ از احساسات غیر منطقی روی آورد. به نظر من آمار وارقام برای نشان دادن میزان پیروزی وشکست زن در ایران و جهان نمی تواند از آلام زن بکاهد وهم نمی تواند ارزش بی نظیر زن در به آرامش رساندن انسان وجهان را به تصویر بکشد. فقط یک مثال برای بزرگی زن در تمام اعصار کافیست. همین چند روز پیش بود که یک زن در مقابل دیدگان جهانیان پشت تریبون به خبرنگاران گفت: گروه 1+5 به ریاست من ، دقت کنید، به ریاست من ( اشتون ) در مورد ایران و انرژی هسته ای آن تصمیم می گیریم .نتیجه آن شد که در تاریخ ایران بی نظیر بود وقرارداد ژنو حاصل شد. یادآوری می کنم که این زن اهل آن طرف آبهاست. همان طرف که در ادبیات افراطیون به سرزمین کفر مشهور است. عجبا! یک زن از سرزمین کفر! ما را ازیک تلاطم ده ساله به سمت صلح سوق داد. زن زن است وبی نظیر، اما آیا این طرف آب یا آن طرف آب تقسیم بندی ایدئولوژیک است ؟. من می گویم عقلانیت ایرانی وسکانداری یک زن به نام(اشتون) این نتیجه بی نظیر را رقم زد.شما چه می گویید؟

  • یک شهروند می‌گه:

    مهمان عزیز!
    شما فرمودید که بعد از انقلاب میدان برای زنان باز بوده. از دو حالت خارج نیست؛
    الف- منظورتان این بوده که میدان (آنطور که دولت صلاح میدانسته) برای زن ها باز بوده. که این خودش مردسالاری و خودخواهی ست.
    ب- منظورتان این بوده که میدان بصورت واثعی برای زنان با اندیشه ها و سلایق گوناگون باز بوده که مواردی را در رد حرفتان اشاره می کنم؛
    1- ندادن حق فضاوت به زنان که ناشی از عدم درک انسانی از شان انسانی زن دارد.
    2- عدم انصاف در مورد حق ارث برای زنان.
    3- سخت گیری در مورد پوشاک زنان و بی توجهی به خواست نسل های متفاوت زنان ایرانی و معیار قرار دادن تنها بخشی از زنان در این مورد.
    4- ممنوعیت آواز خواندن برای زنان. چیزی که در تمامی فرهنگ های بومی ایرانی وجود داشت و توسط دولت ها نادیده گرفته شد.
    5- عدم اجازه تحصیل در تمامی رشته ها برای زنان
    6- عدم استقلال زنان و حق کفالت مردان بر زنان
    7- ممانعت برای حضور آزاد به زنان در میادین ورزشی و ایجاد محدودیت ها در این مورد
    8- انتخاب زنان در پست های غیر حساس آنهم برای نشان دادن این مساله که دولت ها برای زنان احترام قایلند (بازی با شخصیت و شان واقعی زنان)
    و موارد دیگر… (که ممکن است سرکار خانم آرامش بهتر بیان کنند)
    اگر در پاسخ به بنده بفرمایید که این موارد و انبوه وارد دیگر از مصادیق فساد یا غرب زدگی و … می باشد و یا شان زنان در آن موارد زیر سوال می رود آنوقت می شود همان گزینه نخست که در بالای کامنت عرض نمودم….
    زنده باشید.

  • مهمان می‌گه:

    باسلام خدمت سرکار خانم آرامش
    اینکه متأسفانه هر خانمی در کشور ما تحصیلاتی داشته باشد و بگوییم توانایی انجام کارهای اجرایی را دارد سخنی گزاف است. قصد من رد کامل سخنان شما و یا دفاع مطلق از انقلاب نیست بلکه باید به استحضارتان برسانم که ” دو صد گفته را نیم کردار نیست”. خانما بعد از انقلاب میدان براشون باز بوده. تحصیل و تدریس و وزیر و وکیل و سمت های دیگری در کارنامه دارند هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت.چرا خانما اینقدر الکی ناراضیند!! والله جلوی پیشرفت هیچ زنی گرفته نشده. احساس میکنم نوشته ات غیر منصفانه است.

  • یک شهروند می‌گه:

    سلام به شما خانم آرامش.
    آن حساب سر انگشتی که شما فرمودید نتیجه اش این می شود که زنان در ایران به حقوقی که می بایست نرسیده اند. بنده نیز با این تحلیل موافقم.
    گرچه توصیه میکنم مرضیه وحید دستجردی و بیشتر نمایندگان زن حاضر در مجلس شورای اسلامی را بعنوان “زنان واقعی ایرانی” حساب نفرمایید. زیرا تخریب و آسیبی که این “گونه” از زنها به جامعه زنان در طول دهه های اخیر وارد کرده کم از بی انصافی مردان خودسالار نبوده.
    زنان و مادرانی که شهامت را در دل دختران خود می کشند, بذر ترس در سینه خود به عمل می آورند و در سطوح بالای کشور به قوانین ناعادلانه ای که علیه حقوق زنان وضع می شود رای موافق می دهند.
    شما در هر شهری که زندگی می کنید, از میان خانواده های واقعی, نه آنها که صدا و سیما نشان می دهد, به سختی ممکن است دختر و یا زنی را پیدا کنید که “خوشبخت” باشد و احساس خوبی از زندگی داشته باشد و زندگی در شهر خودش را به زندگی در هر جای دیگر دنیا ترجیح بدهد. و این جای تاسف است.

200x208
200x208