تاریخ درج خبر : 1392/11/20
کد خبر : ۲۱۱۰۲۵
+ تغییر اندازه نوشته -

انتخابات 94 و گزینه های روی میز

سایت استان: خدیجه مظاهرپور*

با توجه به اینکه مجلس نهم تقریبا اواسط فعالیت خود را سپری می کند و عمر این مجلس هنوز به نیمه خود نرسیده ، برخی افراد به دلایل مختلفی دست به قلم شده وشروع به تبلیغات زود هنگام برای کاندیدای مورد نظر خود و تخریب رقبای احتمالی نموده اند و بر طبل انتخابات می کوبند و اجازه فعالیت همراه با آرامش و تمرکز را از نمایندگان سلب نموده اند،این حقیر به عنوان فردی بی طرف که هوادار هیچ یک از کاندیدهای احتمالی اعم از اصول گرا و اصلاح طلب نیستم و خود نیز از کاندیداهای احتمالی مجلس آتی نخواهم بود و شاید در زمان انتخابات 94 ساکن این شهر و استان و کشور نیز نباشم و تنها بر اساس کارنامه اعمال و صلاحیت کاندیداها،رای خود را به صندوق می اندازم و در این زمینه بسیاری افراد را با خود هم عقیده می دانم(چرا که اگر جز این بود،در انتخابات های مختلف ،شاهد پیروزی افراد مختلف از جناح های مختلف نبودیم)لازم دانستم نکاتی را در این باره یادآور شوم و از زاویه دیگری به این موضوع بپردازم.

شهرستان گچساران و استان کهگیلویه و بویراحمد به دلیل دارا بودن فضا و ساختار ویژه و کم نظیر که آن هم ساختار قومی و طایفه ای و حزبی است که نه تنها بین عامه مردم،بلکه حتی بین بسیاری از اقشار تحصیل کرده و به ظاهر روشنفکرو مسئولین این منطقه حاکم است و همه این عوامل دست به دست هم داده تا شهر و استان ما در بسیاری از زمینه ها در رتبه یا رتبه های آخر قرار گیرد که این موضوع باعث تاسف و شرمندگی برای همه ماست و یکی از عوامل و مسببین این وضعیت ویژه،نمایندگان مجلس ما بوده و هستند که تاثیر زیادی در به وجود آمدن جو و فضای حاکم شهر و توسعه یا عدم توسعه و پیشرفت شهر و استان دارند(از آنجا که نحوه عملکرد مجالس هشتم،هفتم،ششم و ما قبل آن را به دلیل کم بودن سن ام در آن زمان و همینطور مشغول بودن به تحصیل در مقاطع مختلف به خاطر نمی آورم و تنها مجلسی که در جریان نحوه عملکرد آن هستم همین مجلس نهم است بنابر این هیچ گونه نقد و قضاوتی بین مجالس گذشته و حال ندارم و تنها به مجلس آینده می پردازم).

چندین دهه از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد و استان ما به رغم پیشرفت های زیادی که نسبت به 35 سال پیش داشته،همچنان در عدم توسعه و عقب ماندگی حرف اول را در سطح کشور می زند و به نظر می رسد که این رویه همچنان به همین شکل فعلی ادامه داشته باشد.

شهر و استان ما برای خروج از بن بست فعلی نیاز به یک انقلاب و تحول و رنسانس بزرگ دارد تا از قرون وسطای تیره و تاریک کنونی بیرون آید و رنسانس در این استان محقق نمی گردد مگر با همت همه مردم و مسئولین آن. کاری که تاکنون به وقوع نپیوسته.

هر فرد یا افرادی که بتوانند زمینه ایجاد انقلاب و رنسانس را در این شهر و استان فراهم کنند یا خود بتوانند این انقلاب و دگرگونی را ایجاد کنند،شایسته بهترین القاب و عناوین و قهرمانان تاریخ استان و ایران زمین خواهند بود و باید مجسمه این بزرگان را در میادین شهر به یادگار ساخت.بسیاری از انقلابیون و قهرمانان جهان حتی سواد آنچنانی هم نداشتند ولی بزرگ مرد و شیر زن بودند و بزرگترین انقلاب ها را رقم زدند و در زمره قهرمانان بزرگ تاریخ جهان قرار گرفتند.

دانستیم که از افراد تاثیر گذار در جریان این رنسانس و تحول،نمایندگان مجلس شهرهای استان هستند و حتی خود این افراد می توانند این انقلاب فکری و فرهنگی و … را رقم بزنند و از آنجایی که این انقلاب تا کنون به وقوع نپیوسته و شاید برای برخی انقلابیون فرصت و زمینه و زمان لازم و کافی برای این امر فراهم نشده،انتخابات و رسیدن به جایگاه نمایندگی مجلس فرصت مناسبی برای رسیدن به این خواسته و هدف است،بنابراین این شخص یا اشخاص می بایست علاوه بر شرایط عمومی که قوانین جمهوری اسلامی برایشان تعیین می کند ،ویژگی های خاص و منحصر به فردی نیز داشته باشند تا بتوانند بنیانگذار رنسانس و تحول در این منطقه باشند.شرایط و ویژگی هایی که مختص بزرگان و قهرمانان تاریخ جهان (مثل امام خمینی ره)است.

شرایط تخصصی از این قرار است:

1-ساده زیست باشد.کاخ نشین نباشد و خوی کاخ نشینی هم نداشته باشد.درگیر مال و منال و تعلقات مادی و دنیوی نباشد،چون همین عامل جلوی عزم او را برای رسیدن به اهداف بزرگ و عالیه خواهد گرفت و اراده او را سست خواهد نمود.امام علی(ع) را الگوی خود قرار دهد نه یزید و معاویه را ! (( امام علی(ع) شبها غذا نمی خوردند،می گفتند:” شاید یکی از مردمانم شب گرسنه سر بر بالین نهاده باشد”)) و بداند که روزی باید از همه اموال و دارایی های خود بگذرد و زیر خروارها خاک بخوابد و تنها نامی نیک یا بد و منفور از او باقی خواهد ماند.

2- اهل عمل باشد نه حرف و شعار تو خالی. به عمل انسان است ،نه به حرف او.به فکر حل کردن مسائل و مشکلات باشد و به جای حل کردن مساله ،صورت مساله را پاک نکند،کاری که بسیاری از مسئولین این شهر و استان با افتخار انجام می دهند ! اگر نماینده مان لال هم باشد ولی بتواند با عمل خود دردی از دردهای این شهر و مردم آن کم کند و از حقوق شهر و استانمان دفاع کند و اجازه ندهد درآمد نفت شهرمان به جیب دیگران برود،بسیار ارزشمند تر از کسی است که حرفها و شعارهای جذابی دارد ولی عمل او بسیار ضعیف و نزدیک به صفر است!!!

3- به فکر عزل و نصب مشدی حسن و مشدی حسین و انتقام گرفتن از رقبای پیشین و مخالفین خود نباشد ونخبه های علمی شهر را که هر کدام عامل مهم و پررنگ و بازوی توانمندی برای توسعه شهر و استان هستند را به جرم هم فکر و هم جناح نبودن با خود کنار نگذارد و قوم و قبیله و هواداران کم سواد و کم صلاحیت خود را جایگزین نخبگان فاضل و عالم ننماید .ظرفیت پست و مقام را داشته باشد و رفتاری بزرگ منشانه داشته باشد.مشدی حسن ها و مشدی حسین ها رفتنی هستند و خود نماینده هم رفتنی است، آنچه باقی و پابرجاست سرزمین ماست که هویت ماست و متعلق به همه ما و گذشته و حال و آینده ماست و سربلندی و اعتبار آن،سربلندی همه ماست.

4-آلزایمر نداشته باشد!فراموش نکند که مردم چرا به او رای داده اند و با دیدن صندلی های سبز بهارستان کل گذشته و وعده و وعید ها و شعارهای انتخاباتی خود را با سرعت نور به فراموشی نسپارد و فراموش نکند که بدون رای مردم پای او به صندلی های سبز بهارستان نمی رسید. خلاصه اینکه زندگی ایشان به دو نیمه نامساوی قبل از مجلس و بعد از مجلس تقسیم نشود!

5-خود و خانواده شان ساکن شهر و استان باشد،چرا که رفت و آمد از جاهای دور دست به این شهر و استان مستلزم مشکلات زیادی هم برای خود این افراد و خانواده شان و هم برای مردم شهر و ارتباط با ایشان خواهد بود و کنترل از راه دور چندان موثر نخواهد بود.افرادی که از بیرون می آیند از آنجا که سالها از این شهر و مشکلات آن به دور بوده اند،احاطه کافی به مسائل و مشکلات شهر ندارند،ضمن اینکه تجربیات روانشناسی ثابت کرده مهاجرین و خارج نشینان تدریجا تعصب و تعلق خاطر خود را به وطن و سرزمین مادری شان به صورت اتوماتیک وار از دست می دهند و ساکن همه جا و هیچ جا خواهند شد! در بین همین ساکنین شهر و استان، افراد صالح و اصلح که دلشان برای اعتلا و سرافرازی شهر و استانمان می تپد فراوان هست که می توانند سمت نمایندگی مجلس را برعهده بگیرند.

6-به فکر ایجاد امکانات و توسعه و پیشرفت مناطق روستایی باشد.بسیاری از روستاهای شهر و استانمان در سرما و یخبندان زمستان از نعمت گاز بی بهره اند(مثل روستای دیل)و همینطور آب سالم و برق و تلفن.این روستائیان هستند که غذا و بسیاری از محصولات مورد نیاز و صادرات کشور را تامین می کنند و اگر روستائیان به دلیل کمبود امکانات زندگی به شهر ها مهاجرت کنند،آن وقت در تامین مایحتاج زندگی دچار مشکل خواهیم شد و کشورمان مجبور به واردات محصولات غذایی و سایر اقلام با قیمت گزاف از خارج خواهد شد. بنابراین توسعه مناطق روستایی به همان اندازه مناطق شهری مهم و اساسی است.

7-از دل مردم بیرون آمده باشد و از بازماندگان عهد قجر و رژیم پهلوی و فئودال ها و خان های ظالم و منفور و خاندان های بد سابقه نباشد.کارنامه اعمالش سیاه نباشد و سوء پیشینه و خیانت به مردم و مملکت را در کارنامه خود نداشته باشد.فتنه گر و آشوب طلب نباشد..بعضی افراد از سد شورای نگهبان عبور می کنند ولی ماهیت واقعی آنها بعدها روشن می شود مثل:میر حسین موسوی و مهدی کروبی .کاری کند که بعدها از او به نیکی یاد شود و لعن و نفرین همه مردم را نثار خود نکند و تن او را در گور نلرزاند!

8-طعم فقر و گرسنگی و محرومیت را چشیده باشد.حتی الامکان یک دوره از زندگی خود را در روستا یا محله های فقیر نشین دوگنبدان(ترجیحا محله سادات!!!)گذرانده باشد تا با درد محرومان و فقرا آشنایی کامل داشته باشد.

9-از مسئولین کلنگی و کلنگ به دست نباشد که فقط بلدند کلنگ احداث یک پروژه را بزنند و بعد آن را به امان خدا رها کنند!

10- به فکر این نباشد که در این 4 سال نمایندگی به اندازه 7 نسل بعد از خودش از اموال بیت المال پول و ثروت جمع اوری کند!

11-مهم این نیست که چه اسمی با چه القاب و عناوینی و از چه ایل و تباری و از کدامیک از خاندان های شریف شهر و منطقه به مجلس راه خواهد یافت،بلکه آنچه مهم است نحوه عملکرد کسی است که به مجلس راه خواهد یافت.برخی افراد در همین شهر اوضاعشان به قدری وخیم و بحرانی است که معتقدند :بگذار کل عالم به بیچارگی و کوته فکری و فلاکت ما پوزخند بزنند ولی جناح رقیب و مخالف ما در گوشه دیگر شهر به شکست ما در انتخابات نخندد و از پیروزی ما غصه دار و اندوهگین شود و همین برای ما کافیست!!!

12- جسور-شجاع-نترس-باهوش-کاردان و زیرک باشد.خوی انقلابی داشته باشد.پاک دست باشد و از مال مردم و بیت المال برای مردم دریغ نکند.پخته باشد و رفتارهای عصبی و ناگهانی از سر جوانی و خامی از خود بروز ندهد.راستگو باشد و اهل فریبکاری و دغل بازی نباشد.خواهان دموکراسی و عدالت و برابری باشد. یک احاطه کلی به مسائل جامعه داشته باشد . به فکر ایجاد یک جامعه سالم و آباد و سربلند باشد نه درگیر تفکرات قومیت گرایی و طایفه گرایی و حزب گرایی!مثل وضعیت فعلی شهر و استان که بسیاری از مسئولین آن اندر خم سیاست زدگی و طایفه گرایی راه به ترکستان برده اند! با قدرت و صلابت برای عمران و توسعه شهر و استان و اهداف عالیه تلاش کند.در مقابل بالا دستان ،خودباخته و در مقابل زیردستان، خودشیفته نباشد.در وظایف مربوط به بقیه نهادها ،سازمان ها،ادارات و اصناف دخالت بیجا و بی مورد نداشته باشد و کارشکنی نکند و با تمرکز و جدیت به وظایف خود بپردازد و همزمان به مسائل متفاوت در زمینه های متفاوت نیندیشد،چون کسی که همزمان به چند مساله می اندیشد،به هیچ کدام درست نمی اندیشد!و روی هم رفته به تعبیر افلاطون یک حاکم حکیم یا یک حکیم حاکم باشد.
و بسیاری ویژگی ها و شرایط دیگر….

هر فردی این ویژگی ها را در خود می بیند ، یا علی ! این گوی و این میدان!

*کارشناس ارشد فلسفه غرب و مدرس دانشگاه

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    ضمنا فکر کنم خانم مظاهرپور می خواستند یه جای میر حسین موسوی و مهدی کروبی، بهرام تاجگردون رو بنویسند ولی بنا به هر دلیلی اسم این دو نفر رو جایگزین کردند

  • ناشناس می‌گه:

    اقای کاظمی اگر مطلب ایشون رو با دقت خونده بودید متوجه منظور ایشون می شدید که ایشون گفتند در جریان جزییات عملکرد نمایندگان دوره های قبل نبوده اند .نگفتند که از همه چیز و همه جا در طول اون مدت کلا بی خبر بودند.لطفا مطلب رو دقیق تر بخونید بعد نظرتون رو بنویسید

    • بهزاد کاظمی می‌گه:

      دوباره هم خواندم و به توصیه شما با دقت بیشتر اما مفهوم متفاوتی از بار قبل احساس نکردم.
      اما شما اگر نظر حقیر را با دقت بخوانید غیر از این مورد موارد بسیار دیگری را خواهید دید حتمن.
      امیدوارم خود سرکار خانم هم بخوانند و نظر بدهند یا حداقل در خاطر داشته باشند تا فرداهای بعد که گذر روزگار در برابر نظرشان گذر کرد شاید بکارشان آید.

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    جناب یک شهروند، اسلام رسایی نسب عزیز و دکتر مهدی غفاری نازنین بیشتر به پاسخ های استدلالی برای مطلب جالب و متناقض سرکار خانم مظاهرپور پرداخته اند اما این حقیر نظر دارم از منظر طنز به این نوشته نگاه کنم اما در نهایت نظری تلخ نه از سر طنز به این نگاه طنازانه بدهم.
    سرکار خانم می شود منظور جنابعالی را که فرموده اید:
    ” شهرستان گچساران و استان کهگیلویه و بویراحمد به دلیل دارا بودن فضا و ساختار ویژه و کم نظیر که آن هم ساختار قومی و طایفه ای و حزبی است که نه تنها بین عامه مردم،بلکه حتی بین بسیاری از اقشار تحصیل کرده و به ظاهر روشنفکرو مسئولین این منطقه حاکم است و همه این عوامل دست به دست هم داده تا شهر و استان ما در بسیاری از زمینه ها در رتبه یا رتبه های آخر قرار گیرد که این موضوع باعث تاسف و شرمندگی برای همه ماست و یکی از عوامل و مسببین این وضعیت ویژه،نمایندگان مجلس ما بوده و هستند که تاثیر زیادی در به وجود آمدن جو و فضای حاکم شهر و توسعه یا عدم توسعه و پیشرفت شهر و استان دارند(از آنجا که نحوه عملکرد مجالس هشتم،هفتم،ششم و ما قبل آن را به دلیل کم بودن سن ام در آن زمان و همینطور مشغول بودن به تحصیل در مقاطع مختلف به خاطر نمی آورم و تنها مجلسی که در جریان نحوه عملکرد آن هستم همین مجلس نهم است بنابر این هیچ گونه نقد و قضاوتی بین مجالس گذشته و حال ندارم و تنها به مجلس آینده می پردازم).
    چندین دهه از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد و استان ما به رغم پیشرفت های زیادی که نسبت به ۳۵ سال پیش داشته،همچنان در عدم توسعه و عقب ماندگی حرف اول را در سطح کشور می زند و به نظر می رسد که این رویه همچنان به همین شکل فعلی ادامه داشته باشد.”
    در یک جمله خلاصه کرد: بهتر است نماینده بعدی دکتر غلامرضای تاج گردون نباشد.
    بگذریم از تناقض فرمایش شما که هیچ مجلسی را به خاطر ندارید جز همین مجلس نهم اما از لغت نمایندگان برای اتهام این وضعیت 35 ساله استفاده کرده اید در حالی که شما تنها عملکرد یک نماینده را به خاطر دارید.
    و باز بگذریم از سفر پیش رویتان که شاید در سال 94 در ایران نباشید و همین را نشانه بی طرفی خود دانسته اید که از یک مدرس فلسفه بعید است چنین استدلالی آن هم مدرس فلسفه غرب…
    و بگذریم از فرمایش دوستتان سرکار خانم زینب که فرموده اند تشریف می برید تا درس بخوانید و عالم برگردید تا مثل بعضی انسانهای کوته فکر و آی کیو پایین فکر نکنید و البته ممکن است این حقیر را هم مورد همین لطف خود قرار دهند این سرکار خانم زینب.
    ولی معلوم است که حداقل انتخابات سال 1398 یا 1402 را تشریف دارید تا ببینید مردم چقدر به روش و نظر و فکر امثال جنابعالی توجه و اقبال نشان داده اند.
    این از نگاه طنز من به مطلب مطول شما که برایتان در یک جمله خلاصه اش کردم و اما پاسخ تلخ برای خودم نه برای شما:
    دوستانی که مرا از نزدیک می شناسند به خصوص اسلام رسایی نسب و مهدی غفاری می توانند شهادت بدهند در تایید ادعایم که تا کنون حتا یکبار احساس همراهی، همفکری و نزدیکی با جناب دکتر غلامرضای تاج گردون و حتا عموزاده ارتدوکس ترش جناب حاج بهرام تاج گردون نداشته و هیچ تعلق خاطری به این خاندان و دو جناح سرسخت و تکنوکراتش ندارم اما انصاف حکم می کند که انسان اگر اندکی صداقت و شجاعت داشته باشد اعتراف کند که استان کهگیلویه و بویراحمد تا کنون نماینده مجلسی به کارآمدی و کاردانی غلامرضای تاج گردون نداشته و حتا شاید مجموع نمایندگان ادوار استان همه در کنار هم نیز به سختی وزنی برابر با وزن نمایندگی وی داشته باشند حال چرا یک مدرس دانشگاه در آستانه سفر باید این همه آسمان و ریسمان ببافد تا با کنایه و ایهام بهترین و طلایی ترین دوران نمایندگی مجلس استان را چنین سیاه بنمایاند؟
    آن فلسفه ای که حضرتعالی تدریسش می کنید و این حقیر اندکی بلغورش کرده ام به من می گوید بوی تضاد منافع عینی از این نزاع جدلی ذهنی می آید.
    این حقیر بعنوان یکی از سرسخترین مخالفان دکتر تاج گردون بدلیل اختلاف سلیقه و روش فکری مان همیشه آرزو می کنم کاش همه نمایندگان استان و حتا کشورم چنین دانش و تخصصی در کار خود و مهمتر از آن چنین اثرگذاری و برشی بویژه در حمایت دوستان و همراهان و یاران و همفکران خویش داشتند که به طور حتم حال روزمان بهتر از امروز بود در چنان روزی…
    و اما شوخی آخر: حالا وسط این دعوای سیاسی انتخاباتی و ارایه راهبرد برای انتخاب اصلح از جان ما بازماندگان عهد قجر و رژیم پهلوی و فئودال ها و خان های ظالم و منفور و خاندان های بد سابقه به قول خودتان چه می خواستید و چطور همه این ها را با موسوی و کروبی دست از دار دنیا کوتاه و نمک فتنه و فلفل آشوب قاطی نمودید؟
    مواظب باشید آش انتخاباتی تان دل مصرف کنندگانش را نزند یهویی…

  • زینب می‌گه:

    اقای ناشناس بنده از دوستان خانم مظاهرپور هستم.ایشون برای ادامه تحصیل خارج کشور میرن.تا با دست پر و عالم برگردن و مثل شما انسانهای کوته فکر و ای کیو پایین فکر نکنند

  • رحمان محمدی می‌گه:

    سرکار خانم مظاهری انشاله خود شما دچار آلزایمرنشوید ،خدا کند شما توفیق خواندن تاریخ 20 ساله اخیررا پیدا کنید،ولی از مرقومه شما چنین بر می آیدکه 24خرداد92
    را هم فراموش کرده اید،پیشنهاد می کنم برای رای 4درصدی مانند جناب دکتر جلیلی شخصا وارده صحنه انتخابات گردید ،فعلا رفتن ازدیار را کنار بگذارید ،چون جامعه به افکار شما سخت نیازمند است ،حتما کاندید شویدتا جایگاه خود وافکارتان را درجامعه بدانید.

  • مرضبه می‌گه:

    اقایون عزیز خانم مظاهرپور هم گفتند که این شرایط متعلق به یک انسان منحصر به فرد و بزرگه که توی استان ما کلا گیر نمیاد و وضعیت استان ما هم به دلبل نبود چنبن افرادی در این استان اینقدر داغونه.متوجه شدید برادران عزیز؟

  • مهدی غفاری می‌گه:

    با ” یک شهروند ” و ” جنابِ رسایی نسب ” موافقم.
    اینکه گفته اید با اندک تفاوتی در مصادیق، چیزی ست شبیهِ ” امت و امامتِ ” دکتر شریعتی با همان نگرش که در پیِ یافتنِ بهترین و پاک ترین و اخلاقی ترین انسان است و این اگر شدنی هم باشد، در عالمِ سیاست و اداره یِ امورِ جامعه راه به جایی نمی بَرَد.
    قدرت فساد می آورَد و قدرتِ مطلقه، فسادِ مطلق!
    البته ویژگی های شخصیِ کسی که قرار است قدرت را به او واگذار کنند مهم است اما در جامعه یِ متوسط ها که کسی عاری از اشتباه نیست و همه جایزالخطا هستند، مهم تر آن است که به شیوه هایی بیاندیشیم که امکانِ کمتری از خطا با بیشترین بهره بری را فراهم آورند.

    در هر حال به نظر می رسد که اگرچه روراست و اخلاق مدارانه، ” این همه گفتید و آن نگفتید که به کار آید ” …
    پس پا را از ” سنت ” بیرون بگذارید و بی واهمه به ” دنیای مدرن ” وارد شوید.
    شما به این دنیا تعلق دارید، آنجا چه می کنید؟
    ” چه کسی ” را بگذارید برای آنها که نه فلسفه خوانده اند، نه غرب را می شناسند و نه اهلِ درس و بحث اند.
    از ” چگونگی ” سخن بگویید؟
    افلاطون و فارابی و ایده های ” چه کسی حکومت کند؟ ” را باید پشتِ سر بگذاریم و از ” چگونگی ” به دموکراسی ( نه شبهِ دموکراسی ) و حقوقِ بشر ( بدونِ پسوند و پیشوند ) برسیم.

  • آلزابمر! عالی بود این قسمتش. آلزایمر بیماری رایجی است در ایران هم در مقامات و هم در بین خود ما مردم

  • فرشیدعزیزی می‌گه:

    یک کلام بگو چوب دار کلخنگ باشد و وسلام. خواهر من کسی که میخواد بزرگ یک منطقه باشد باید بزرگ منشانه زندگی کند تا بزرگ تصمیم بگیرد.

  • ناشناس می‌گه:

    خیلى خودتون رو کارشناس نگیرید. ….. کروبى و میرحسین رو تشخىص صلاحىت کردند. اما امثال شما بودند که رىشه اختلافات شدند با کارشناسى هاشون. شما تو نوشته هاتون تناقض وجود داره. یه جا میفرمایید کسى دلسوزه که ساکن منطقه و بوم باشه و اما قبلش فرمودید که احتمالا سال 94 تو استان و شاید کشور نباشم. ایا این تناقض است یا توجیه بی طرفى؟

  • نکته: می‌گه:

    سلام
    خدمت سرکارخانم مظاهرپور
    اولا خیلی طولانی فرمودی مبحث را
    دوما عدم کاخ نشینی وطعم فقر و جسور بودن خیلی ربطی به شاخص بودن کاندیدا ندارد
    بنظرتان جسور بودن یعنی فحاشی وبی ادبی وگفتارسخیف؟؟؟؟
    خوی انقلابی یعنی از رهبری وجبهه وجنگ وبسیج استفاده ابزاری کردن؟؟؟
    به حسن نیت شما شک ندارم اما اما بعضی از ملاکهای که عنوان نمودید گرچه به ظاهر ملاکند-ولی آنقدرازاین عناوین استفاده ابزاری میشود که ذهن مردم نسبت به اصل آنها بد میشود/
    خلاصه میفرمودید-کاندیدا باید علم تخصص وکارامدی داشته باشد/
    آیا زمینه ای برای حضور تمام چهره ها از همه ی جناح ها هست؟؟؟

    آیانماینده های واقعی مردم اجازه حضوردارند؟؟؟

    درپایان از بیان وقلم خوب شما سپاسگزارم

  • اسلام رسايي نسب می‌گه:

    آن چه شما مرقوم فرموده اید یک نظر شخصی است و مستند به قاعده و قانون یا حتی تجربه موفقی هم نیست،اما به هر حال محترم!
    تجربه نیروهای جوان متعهد انقلابی عمدتا کم اطلاع! اوایل انقلاب نشان از ناکارآمدی انتخاب بر اساس عمده ملاکهای ذکر شده شما دارد.
    مهمترین مساله ی جامعه امروز ما، نبود قانون شفاف و ملاکهای دقیق برای تعیین شایستگی ، عدم رعایت عدالت و توزیع امکانات و فرصتهای برابر جهت بالندگی تمامی افراد و گروههای مردم، عدم پایبندی به قوانین از سوی برخی که فراتر از قانون هستند، عدم اجرای صحیح قانونهای موجود و عدم اعتماد عمومی به قانونگرایی که نتیجه آن پدیده خطرناک رابطه و رشوه است.
    تفسیر به رای و نظر و سلیقه عده ای خاص تنها زمینه را برای رشد و نمو گروه خاص و فساد و بی اخلاقی از طریق ریاکاری و چاپلوسی فراهم می کند و اتفاقات چند ساله اخیر بهترین نمونه و شاهد بر این مدعاست. وجود فیلترهایی که خود در مقام حرف و عمل فراتر از قانون بوده و هستند تنها باعث پیچیدگی بیشتر ماجرا می شود و باید به مانند هر سیستم انسانی و غیر انسانی از کالیبره بودن و صحت عملکرد خود آنها مطمئن شد و بعد در مورد خروج آنها به قضاوت یکسویه نشست!
    مخلص کلام: قانون درست و اجرای درست آن تنها راهکار برون رفت از سیکل باطل و مشکل ساز مدیریت کنونی کشور ماست.

    “به یزدان اگر ما خرد داشتیم***کجا این سرانجام بد داشتیم”

  • چرام می‌گه:

    خانم لعن ونفرین همه مردم چیه ؟ گویا ما هنوز به آن سطح از تکامل وشهامت لازم نرسیده ایم تا واقعیت ها راآن طور که هست بیان نموده وبه اشتباهات وخطاها ی خود و دیگران اعتراف کنیم ودر صدد جبران براییم …………. اهدنا صراط المستقیم

  • یک شهروند می‌گه:

    1- ساده زیستی شرط عاقلانه ای برای نمایندگی مردم نیست و هرگز با دستهای بسته و بدون قدرت اقتصادی نمی شود کاری برای مردم انجام داد. (مخالف نظر شما)
    2- حوزه عمل و حوزه تئوری و گفتار هر یک نقش اساسی خودشان را دارند. تاثیر “بیان” حقایق و واقعیات کمتر از عمل خوب و شایسته نیست. “گفتار درست”نمایندگان مردم می تواند “دولتِ وقت” را به “عمل” درست مجبور و تشویق کند.
    3- عزل و نصب های کارامد یکی از موثرترین راه ها برای تغییر سیاست هایی ست که مردم از آن ناراضی بوده اند. تغییر در ساختارها معمولا حدودی از عزل و نصب ها را ناگزیر می سازد.
    4- موافقم.
    5- ساکن شهر بودن (که در زمان نمایندگی غیر ممکن است) شرط ضروری نیست. بلکه داشتن علم و تجربه کافی در حوزه های گوناگون و برخورداری از مشاوران کارامد و کارگروه های تخصصی می تواند در امر نمایندگی مردم راهگشا باشد.
    6-به فکر ایجاد امکانات و توسعه و پیشرفت مناطق روستایی باشد (موافقم)
    7- از دل مردم آمده باشد؟! این جمله که یک زمانی از دل انتخابات به لحاظ جامعه شناختی فاقد معناست. هر جامعه ای دارای گروه ها و طبقات اقتصادی متفاوت و وابسته به یکدیگر است و تمامی گروه ها این حق را دارند که برای نمایندگی مجلس از میان خود دست به انتخاب بزنند و فرصت پیرزوی داشته باشند. مساله اینست که برنده انتخابات باید نماینده تمامی مردم یک سرزمین باشد.
    8- طعم فقر را چشیدن نه خوب است و نه لازم. بهتر است طعم انسانیت و راستی و درستی را بچشیم. همین برای خوب بودن کافی ست.
    9- در باره کلنگ… خب! اگر منظورتان ریاکاری و بازی با شعور مردم باشد با شما موافقم. اما اگر خود کلنگ را می گویید که خیر! چون بعد از آنهمه جان کندن و جنگیدن با رقبا نمک و لذتش به همین کلنگ زدن هاست.
    10- درست است اما منطقی نیست که به این فکر هم نباشد که آینده اقتصادی خود و نزدیکانش را در نظر نگیرد. باید واقعگرایانه تر به مسایل نگاه کرد و حدود منطقی را در نظر گرفت.
    شاد باشید.

  • ']گچسارانی می‌گه:

    آفرین بر هوش و ذکاوت شما.مطالبی که شما می نویسید واقعا بی نظیره و از یک هوش سرشار نشات میگیره.احسنت بر شما.قابل توجه کاندیداهای محترم مجلس شورای اسلامی!

200x208
200x208