تاریخ درج خبر : 1392/11/21
کد خبر : ۲۱۱۹۸۸
+ تغییر اندازه نوشته -

از جشنواره فیلم “میلاد” تا جشنواره فیلم در “میلاد”

سایت استان: سید علی اصغر تقوی

این روزها جشنواره فیلم در برج میلاد در حال برگزاری است.جالب است بدانیم اولین جشنواره فیلم پس از انقلاب در سال 1360 با عنوان “جشنواره فیلم میلاد” آغاز شد که در سال های بعد به جشنواره “فیلم فجر” تغییر یافت.

20121119133826_90000000000000000000000000000

از جمله عوامل در شکل گیری و رونق سینمای ایران، جشنواره ها بود، از آنجائیکه جشنواره ها می توانست زمینه ای باشد برای ایجاد جریان فرهنگی انقلاب تا باورها و تفکرات سینماگران نیز در آنجا محک زده شود، از این رو جشنواره ها فرصت مناسبی بود تا تفکرات وباورهای فیلم سازان ومخاطبان در یک فضای تعامل گرا و در یک رقابت سینمایی سالم بر همدیگر بیافزایند، جشنواره میلاد؛ اولین جشنواره فیلم بعد ار انقلاب بود که در سال 60 و در زمانی که کشور درگیر جنگ بود شکل گرفت و نخستین فیلم های تولید شده پس از انقلاب را پذیرفت. این فیلم ها غالبا مبارزات مردم و انقلابیون را با شاه و رژیم پهلوی به تصویر می کشید. این جشنواره در سال بعد برگزار نشد و بجای آن ” جشنواره فیلم فجر” طراحی شد که به عنوان ماندگارترین جشنواره فیلم دوره سی و دوم  را نیز دارد پشت سر میگذارد.

 در واقع می توان گفت سینمای انقلاب با برپایی جشنواره فجر شکل عینی تر وانسجام بهتری یافت به گونه ای که ساختار و محتوای سینمای انقلاب را تعیین میکرد.این گونه است که  جشنواره فجر تبدیل به جریان غالب در شکل گیری سینمای انقلاب گردید. گذشت سالها پس از پیروزی انقلاب اسلامی واتفاقات پس از آن بویژه 8 سال دفاع مقدس به تدریج سینمای ایران را وارد حیطه های مختلفی کرد که هر کدام بطور مستقل قابل تامل و بررسی است. ورود رشته های تخصصی به سینما و جزئی شدن تخصص ها  و ضرورت اهمیت دادن به این تخصص ها، دایره جشنواره فجر را برای پرداختن به سینمای ایران  هر روز وسیع تر می نماید.

البته نباید فراموش کنیم که شرایط انقلاب برای ورود به عرصه سینما خیلی شرایط سختی بود، سینما در آن روزگار یک عامل تخدیرکننده بود، یک نماد فرهنگ انحرافی رژیم پهلوی بشمار می رفت و بطور طبیعی مورد تنفر مردم انقلابی بود، سینمای ایران در آن روزها تنها ابتذال فرهنگی را برای مردم ما تداعی می کرد.لذا بغض وکینه مردم نسبت به این مقوله در ابتدای پیروزی انقلاب دور از انتظار نبود، اما رفتار حکیمانه امام(ره) به عنوان رهبر انقلاب مردمی ایران در اولین سخنرانی ایشان در بازگشت به ایران روز 12 بهمن ماه 1357 در بهشت زهرای تهران مبنای تغییر وتحول در سینمای ایران وشکل گیری سینمای انقلاب قرار گرفت. حضرت امام(ره) در آن سخنرانی فرمودند: “ما با سینما مخالف نیستیم، ما با فحشا مخالفیم” این سخن امام(ره) به مانیفست سینمای انقلاب برای تغییر وتحول در سینمای ایران تبدیل شد واز طرفی با این سخن، سینما از بغض انقلابیون در امان مانده و به فرصتی برای اعتلای آرمان های انقلاب تبدیل شد. لذا این مبنای ورود انقلاب و انقلابیون به عرصه سینما و برنامه ریزی برای این عرصه بود،در واقع سینمای ما ، یک شبه سینمای روشنفکری بیشتر نبود و اصولا هیچ گونه تناسبی با تاریخ و فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی ما نداشت، نگرش امام(ره) و انقلاب نسبت به سینما که آشکار شده بود. بنابراین باید یک سینمای ملی بنا می شد که درخور و شایسته تاریخ و تمدن ایران اسلامی بود، از طرفی سینمای آن روز نه تنها هیچ نسبتی با این سینمای ملی نداشت بلکه کمتر نشانی از سینمای حرفه ای جهان و هنر هفتم نداشت.جمله این موضوعات دست به دست هم داده بود تا یک تعهدی به نام سینمای ملی برای عوامل فرهنگی این انقلاب ایجاد شود، از سوی دیگر برنامه سازی برای رفع نیاز مخاطبان در هر زمینه ای اجتناب ناپذیر بود، عناصری که می توانستند بجای هنرنمایان و عوامل غیر حرفه ای سینما بکار گرفته شوند، تحصیل کردگان دانشکده های هنری بودند که تحت تاثیر ماهیت چپ گرایانه آثار فرهنگی وهنری غرب و اومانیسم غربی قرار داشتند، عدم ارتباط مناسب این بدنه و عوامل با درک صحیح از مفاهیم دینی و مذهبی و اصول بنیادین در تفکر اسلامی و انقلابی، از جمله مسائل مهم پیش روی برنامه ریزی برای سینما بودند، ارزشها و مفاهیم دینی و انقلابی نیز به قالب های تصویری مناسبی برای ارائه داشت که چگونگی اعمال و ارائه آنها از جمله مسائلی بود که سینمای ملی در ابتدای راه با آن مواجه بود.

برای توضیح این مطلب باید به فراتر از سینما و به حرکت هایی در راستای هنر انقلاب در آن موقعیت اشاره کنم، در سالهای اولیه پس از انقلاب،عده ای تحت عنوان؛ جریان “هنر واندیشه اسلامی” به قصد جریان سازی در هنر اسلامی به تاسیس این حوزه پرداختند و به آثار هنری قابل قبول و ارزشمندی در زمینه های مختلف هنری دست یافتند، این جریان هنری اگرچه نتوانست به تغییرات اساسی در سینما دست یابد، اما هنرمندان و اعضای این جریان  در زمینه های دیگر از جمله در زمینه نقاشی و هنرهای تجسمی توانستند آثاری درخورو ارزنده در مسیر باورها واعتقادات خود خلق کرده وارائه نمایند،نقش شهید آوینی در شکل گیری و ادامه این جریان هنری چه در حوزه سینما و چه سایر هنرها به عنوان موتور محرکه این جریان انقلابی و اسلامی در هنر را نمی توان نادیده گرفت،آوینی بویژه در راه اندازی جریان سینمای دفاع مقدس البته در دو بخش مستند بطور مستقیم و در بخش داستانی بطور غیر مستقیم و از طریق تاثیرگذاری بر فضای فیلمسازی کشور، سعی کرد تا در آن دوران خاص، فیلم سازان و مستند سازان را از طریق بسترسازی مناسب برای ساخت آثار سینمایی فاخر و اسلامی تقویت کند، رویکرد گزینشی او به آثار سینمای جهان وسینمای ایران که بیشتر در قالب مقالات مستدل و با بیان قوی و قابل قبولی بویژه از مجله سوره در آن روزها انتشار می یافت، جبهه ای از سینماگران متعهد و مسلمان را برای ساخت آثارسینمایی با ویژه گی های اسلامی انقلابی به ویژه در حوزه دفاع مقدس، ایجاد کرد که بعدها بطور کامل تری عناوینی مثل سینمای دفاع مقدس و سینمای انقلاب به خود گرفت.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • دانشجوی سینما می‌گه:

    جناب شهروند عزیز من توفیق مسافرت به شهر زیبای شما را نداشتم گرچه خیلی علاقمندم طبیعت زیبایی را که شنیده ام ببینم اما از حال وهوای انجا خبری ندارم وگمانمیکنم منظور شما نقد نویسنده هست نه نقد مطلب چون انچه در مطلب خواندم بیان وقایع تاریخ سینما بود که بطور حتم مربوط میشود به مورخان سینمای ما البته من موضوع این مقاله را از چند قلم دیگر من جمله بزرگان سینمای ایران نظیر ناصر تقوایی در کتاب تبارشناسی سینما که پارسال منتشر کردند خوانده ام اما این متن به لحاظ فن نویسندگی بیشتر پسندیدم البته سایر آثار استاد را مطالعه کردم ودلیل طرفداری از قلم مبارکشان حضور عناصر ویژه نویسندگی بطور منحصر به فردی است که در نوشته های ایشان در قیاس با دیگر مولفین سینما دریافته ام…من راجع به شخص استاد اطلاعات چندانی جز انچه در وبسایت رسمی ایشان موجود است ندارم اما توفیق داشتم ۴ترم در کلاس درس ایشان حضورداشته باشم و یک دوره هم مناظرات ایشان را با اساتید وبزرگان فلسفه وسینما در دانشگاه هنر شرکت کردم ایشان را در حوزه حکمت هنر وفلسفه هنر بویژه در حوزه ماهیت وحکمت معنوی سینما از معدود صاحب نظرانی میدانم که رد و یا قبول من وشما در برجستگی آثار ایشان چندان تاثیری نخواهد گذاشت..در این خصوص فقط اشاره میکنم به جملات دکتر بنی اردلان از قدیمی ترین اساتید فلسفه وحکمت هنر در پایان مناظره با استاد. که میگوید من بارها اثار ایشان را مطالعه کردم و بندرت میتوان در حوزه حکمت معنوی سینما با این قدرت وتوان قلم زد اسباب افتخار است با ایشان مناظره میکنم و از جوان بود ایشان نه تنها خجالت نکشیدم بلکه خوشحال وخرسندم……بهر حال بهتر است افراد را از روی اثار وتالیفاشان بشناسیم مگر اینکه گونه ای شناخت دیگر حاصل شده باشد که این گونه عناد را بدنبال داشته باشد که احساس من این است جا ومکان دیگری دارد که این مقال فرصت نقد علمی است.

  • یک شهروند می‌گه:

    خیر آقای دانشجوی سینما!
    بنده به آن منابع غیر اصولی که فرمودید مراجعه نمی کنم و به دانش هنری خود که خاصل مطالعه آثار با ارزش اندیشمندان فلسفه و تاریخ بوده اند استناد می کنم.
    نویسنده مقاله و شما نیز با اینگونه بازی های کودکانه خود را از پاسخ دادن به نقدهای اساسی به دور نگه می دارید. حضور در دنیای اندیشه (و نه ادای اندیشیدن را دراوردن) به نگاهی باز و نیز شهامت نیاز دارد و نه اینگونه ارجاع دادن های بیهوده. زنده باشید.

  • یک شهروند می‌گه:

    یک متن و سه موافق!
    از کجا متوجه اشتباهات خود می شوید؟ وقتی به چالش کشیده نمی شوید؟!
    وقتی سینما و هنر را به مردمانش بسپارید, آنوقت طراوت و تنوع و سرزندگی را در آرا و نظرات خواهید دید.
    “دومین و آخرین نظر از طرف بنده بر روی نوشته های جنابعالی”
    شاد باشید.

    • دانشجوی سینما می‌گه:

      ارجاع داده می شود به مجموعه مقالات استاد با عنوان”از سینمای موجود تا سینمای موعود” نشر سوره چاپ 92 در ضمن بحث مذکور دیل مباحث تبارشناسی سینمای ایران در کتاب “تبارشناسی تحلیلی سینمای ایران و جهان” تالیف استاد آمده است جهت اظلاعات بیشتر به آثار مکتوب استاد می توانید مراجعه نمایید.

  • نکته: می‌گه:

    واقعا خوب می نویسی/
    اگر از درد مردم دراین روزگاربنویسی برات حاشیه درست میکنند
    آره ازهنربگوخوبه -علمی اخلاقی بگو-
    ازشما خیلی بیشترانتظار می رود
    درسطح جامعه وفضای مجازی دربین مردم بیشترحضورداشته باش

  • راوی می‌گه:

    سید وقتی این قدر خوب می نویسی “به مباحث علمی و اسلامی و تاریخی بپردازید.

  • خرامین می‌گه:

    درود بر حاج آقا و قلم شیوایتان .سوزان سانتاگ می گه :من ادبیات ایران را نمی شناسم ولی از آنجا که سینمای خوبی دارد پس باید ادبیات تان هم خوب باشد . به هر حال خوب به چهره های جدیدتر و موفقیت های بین اللملی آنها اشاره می شد . ناگفته نماند که معضل اصلی سینمای ما مافیایی است که عنان همه چیز و بیشتر بودجه را در اختیار دارد .و از مصونیت بالایی برخوردار است

200x208
200x208