تاریخ درج خبر : 1392/11/25
کد خبر : ۲۱۵۸۸۰
+ تغییر اندازه نوشته -

شهرنشینی و نقش آن در مدیریت شهری دهدشت

سایت استان: کورش پورک پور دهدشتی

دراین نوشته سعی ندارم که بین شهر نشین هاوسایرافرادساکن درمناطق غیرشهری مرزبندی یاجسارتی شودامامباحث حوزه مدیریت شهری که شهرداری هاوشوراهاباشدیک علم ورشته دانشگاهی می باشد که شامل حوزه ها تخصصی زیادی می باشدازقبیل جغرافیای سیاسی .قومی.شهری.علم مدیریت. روانشناسی وجمعیت شناسی که دراین مجال به مباحث حوزه جمعیت شناسی وشناخت افرادمهاجردریک جغرافیاوتطبیق آن بانقش ساکنین اولیه یاباقدمت زیاددر توسعه مدنیت آن شهر آشنامیشویم . مفهوم مدنیت وشهرنشینی چیست؟ تمامی ماانسانهادرابتدابطورقبیله ای وسنتی درکنارهم باداشتن قوانین عرفی وبومی زندگی می کردیم امادرگذرزمان ازساختارسنتی وعرفی به سوی ایجادمدنیت وساختن جامعه شهری قدم برداشتیم طبیعی هست درگامهای اولیه باموانع وچالشهای بزرگی مواجه بوده ایم امادرنهایت هرفردوخانواده ای که قصدرسیدن به قطارشهری وپیاده شدن درایستگاه مدنیت را داشته ناچاربه یادگیری قوانین شهری واجباردرتبعیت ازنظم حاکم براین حوزه بوده بدیهی است این افرادمی توانند به بهترین شکل ترویج حقوق شهروندی ومدیریت شهری رابرعهده گیرند. امامهاجرت چیست ؟ ومهاجران چنددسته هستنددرطول تاریخ مهاجرت سبب شکل گیری تمدنهای بزرگ یاویرانی تمدنهای زیادی شده پس دراینجاسرسخن بامهاجرهاتهای که سبب توسعه محل مهاجرت شده نیست بلکه منظورمهاجرانی هستندکه یابه اجباریابدلیل شرایط اقتصادی ضعیف بارمهاجرت می بندندودراین مهاجرت هیچ دستاوردی برای محل مهاجرت ندارند دراین نوع مهاجرت مدت زمان شروع هجرت تارسیدن به مناصب مدیریت شهری عامل مهمی هست که باعث گردیدبه این موضوع بپردازم بالطبع منظوراینجانب باافراد وخانواده هایی نیست که مدت زیادی هست که درشهر دهدشت مهاجرت نموده وزندگی کرده یاهم اکنون ساکن هستند همه مامی دانیم ساکنین اولیه دهدشت دست دردست افراد مهاجرسبب آبادانی این شهربودندوصرف نظرازنژادوخاک درکنارهم زندگی کرده وخدمات زیادی به هم نموده اند. حال که اندکی باحوزه شهری ومهاجرت آشناشدیم به نقش افرادناآشنابازندگی شهری درسمتهای مدیریت شهری می پردازم چگونه ممکن هست فردی که ازیک ساختارسنتی آمده و یکدفعه مناصب شهری رادردست گرفته بتواند خدمتی به یک شهر ومردم آن داشته باشد که آن خدمات باعث رشدوتوسعه شهری شوندچگونه متوان مباحث متعددشهری ازقبیل محیط زیست وسینماومعماری شهری وووورادنبال کند بدون اینکه هیچ آشنایی ازکودکی یانوجوانی بااین موضوعات نداشته باشد . آیاامکان داردشهرداروعضوشورایی بخواهددرباره سینما تصمیم بگیرد ولی هنوز روی صندلی سینما نشسته نباشدقطعاچنین فردی ازتاریکی سالن سینماوحشت میکندلذابایدتنهاسینمادهدشت تبدیل به کاربری دیگر ی بشودچطورممکن هست چنین افرادی دنبال ایجادپارک برای کودکان باشدولی یکبارفرزندخودرادریک محیط بازی و سرگرمی نبرده باشند.سخن راکوتاه می نمایم باتوجه به عدم حضورافرادوساکنین اولیه شهر باقدمت دهدشت درمدیرت شهری احساس وظیفه نموده وخواستم ادای دین به نیاکان خود نموده باشم که دراین عصری که تکنولوژی وامکانات هست چرامدنیت به جامانده ازآنهاکه درقرنهاپیش بدون امکانات امروزی یک شهر مدرن بوده ومثلا سیستم فاظلاب شهری داشته ولی امروزه رشد کندی درتوسعه شهری داشته بدلیل بی درایتی وناآشنابودن برخی ازافرادشاغل درمدیریت شهری هست مثل تخریب درختان پارک مرکز شهردهدشت که جای تاسف داردوهیچگاه نسلی که کودکی خود راباخاطرات این پارک گذرانده شهرداروقت ومابقی افرادمقصردراین حادثه رانمیبخشند. درپایان عاجزانه ازخانواده هایی که قدیمی هستندوعشق به خاک دهدشت عزیزدارندتقاضادارم درانتخابات شوراهای اسلامی شهردهدشت افرادباسابقه سکونت بالا دراین شهروالبته عاشق این خاک راکه کم نیستندانتخاب نمایندتاباانتخاب خودشهری راتوسعه دهیم که هزاران سال پیش معماری عمران وآبادی وتجارت وعلم داشت به امید آن روز. سخن آخرتشکرازنیاکان خودقوم دهدشتی که چنین مدنیتی برای این آب و خاک به جاگذاشتند و معلم بزرگ حاج عطاءطاهری وطایفه طاس احمدی که اسباب شکوفایی معاصرمدیریت شهری دهدشت بوده اندوشهردارباارزش مرحوم توفیقیان وتمامی افرادواقوامی که درپنجاه سال اخیرسبب آبادانی شهردهدشت شده اند

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • همشهری می‌گه:

    خدایش بیامرزد این مرد مطبوعات و فرهنگ وادب را
    آن زمانی که رهبر انقلاب به استان سفر کردند هر مسئول به فکر آبادانی شهرستان اعم از راه و زیبایی شهر یا …. بودند و تقاضاهای این چنینی داشتند اما آسید عیدالجبار توفیقیان درخواست تاسیس کتابخانه عمومی را در شهر دادند و موافقت شد روحش شاد

  • همشهری می‌گه:

    پارک شهید دستغیب دهدشت مثل ساعت مچی میباشد البته اگر از بالا به پارک نگاه کنیم به زیبایی این منظره را تماشا خواهیم کرد .
    متاسفانه مسئولین شهر دهدشت از بانی دهدشت نو مرحوم مغفر سید عبدالجبار توفیقیان هیچگونه اطلاعی ندارند و هیچ اثری را برای زنده نگه داشتن ایشان به جای نگذاشتند

    • همشهری می‌گه:

      خدایی دهدشت خیلی کم مثل مرحوم حاج سید عبدالجبار توفیقیان تربیت کند یاد ی کنیم از این مرد مطبوعات و فرهنگ با ذکر صلوات

  • همشهری می‌گه:

    باسلام
    اینجانب به نمایندگی از سادات رضا توفیق تیره علائی سه نکته برای نسل امروز همشریهای خودم دارم
    1 – آقای حاج سید عبدالجبار توفیقیان اولین شهردار دهدشت به عنوان شهردار نمونه کشوری در سال 1352 برای تشویق جهت آب رسانی کهگیلویه از چشمه بلقیس چرام به کشور آلمان اعزام شد
    2 – ایشان زمانیکه در قید حیات بودند خو د میگفتند بعضی از شهرداران نمونه کشوری که همراه ما در آلمان بودند به تفریح و خوشگذرانی اوقات خود را سپری میکردند اما من با توجه به نوع معماری به کاررفته در شهر سعی میکردم نکاتی را یادداشت کنم و درشهر دهدشت پیاده کنم مثل نقشه کامل شهر هامبورگ آلمان که متاسفانه با توجه به مسائل سیاسی و طایفه ای که بعدا در شهرداری حاکم شد نتوانستند نقشه را به طور کامل پیاده کنند ……

  • گمنام می‌گه:

    با سلام خدمت آقای پورکپور
    یه موضوع جدی رو نباید اینقدر بی ارزش کرد و از آن برای تبلیغ استفاده کرد.شاید منظورتون این نبوده ولی نوع نوشتنتون این رو به خواننده القا می کنه.
    ولی بنظر شما اگه ما بخواهیم علت پیشرفت کشوری مثل آمریکا و یا مثلا شهری مثل تهران را بدونیم مدیریت مالکان اونجا هست؟!!!!!!!!!!
    دادن زمین بلاعوض عزیزان طاس احمدی کاری بسیار پسندیده بود ولی دوست من این یه سود دوطرفه بود ، هم یه بیابون شهر شد و آبادی بوجود آمد و عموم مردم استفاده کردند و هم عزیزان طاس احمدی علاوه بر موارد فوق زمین هاشون با ارزش شد.البته نوش جانشون ولی قطعا آونها بیشتر سود کردند.
    دوستان طاس احمدی که هرکس تبلیغ پدربزرگ یا عموی خودشه رو می کنه کاشکی یه با انصاف پیدا می شد و از مرحوم حاج آزاد بهره مند هم اسم می برد.

  • س م ا می‌گه:

    یادش بخیر مدرسه ششم بهمن-مکینه (اسیاب)کشوری-چاه دلاور-لباس فرم مدارس وپیشاهنگی-یادش بخیر خانم دره شوری -چم چم وخانم عزیزی اموزگاران دوران ابتدایی-تغذیه وتوزیع پودر شیردرمدارس

  • سید مصطفی عبدالهی می‌گه:

    با سلام خدمت همه دوستان که ما به خاطرات 30سال پیش حلیم سنگک فکر کنم آقای گرامی بردند.
    انشالله شاهد روزی باشیم که دهدشت همه ما از این بن بست جغرافیایی در بیاید. و بتوانیم تندیس سردار نامی آن اریو برزن بزرگ را بر رواق شهر منقش نماییم.
    البته دهدشتی های ساکن شیراز را که من با چند تایی از اونها صحبت کردم متاسفانه هیچ حافظه تاریخی از دهدشت ندارند.(داروخانه دهدشتی ، فروشگاه دهدشتی و…)

    • کوروش پورک پور دهدشتی می‌گه:

      ازدوست وهمکلاسی قدیمی خودم متشکرم مصطفی عزیز امیدوارم هرکجاباش سلامت وپایدار باشی یاد دهدشت دهخ شصت بخیر .
      امیدوارم فرزندان شایسته ای برای سرداربزرگ قهرمان پارس آریوبرزن
      شجاع باشیم درفرصت دیگری طی چند نوشته به خاطرات دهه شصت مثل جام فوتبال شهید آرانپورمیپردازم یادمغازه مرحوم رنگی بخیر.بابچه هاتماس بگیر یه وبلاگ بچه های دهه شصت دهدشت ایجادکنیم

  • موسی غندی می‌گه:

    جناب پورک پور سلام .سال 71 13در یک برنامه اردویی با هم بودیم( مسابقات نهج البلاغه و اذان در یاسوج)همان موقع احساس کردم که نگرش های توسعه و تعالی طلبانه ای در زمینه فضای اجتماعی دارید…. بگذریم امیدوارم موفق باشید.
    فقط مایل بودم بدانم در این بیانی که داشتید آیا سبک زندگی قومی و قبیله ای قبلی با همان خروجی ها را بدتر از سبک مدرن و مدنیت امروز با فضای حاکم موجود و خروجی های فرهنگی و اجتماعی موجود می دانید؟
    آیا نباید در این فرایند گذار از جامعه سنتی به مدرن اهدافی فراتر از ظواهر امر مد نظر باشند یا مجموعه ای از ارزش ها و هنجار هایی که که بتوانند مکانیزم کنترل اجتماعی مدرن شوند؟
    آیا زمینه های لازم برای گسترش بدون برنامه شهر هزار قوم وجود داشت و دارد ؟ متولیان فرهنگی و اجتماعی و دلسوان دغدغه دار دین و ایمان و وورزش جوانان چه کسانی هستند؟
    کاش می شد کاش می شد کاش می شد….

    • کوروش پورک پور دهدشتی می‌گه:

      باتشکرازدوست قدیمی جناب آقای غندی همین که محبت نمودی ومطلب راخواندی جا ی تقدیردارد واز تمام نقدهای دوستان بویژه مخالف تشکرمیکنم دوست عزیز دراین نوشته سعی نشد که به سنت یامدرنیته وقیاس آنهاباهم اشاره شود وخودم من همفکرشماهستم ومعتقدم دراین مرحله حساس تارخ جامعه شناسی ایران که گذارازسنت وپیش به سوی مدرنیته هستیم نه میشود ازسنت غافل شد ونه بامدرن بودن امکان جنگ وجود داردکه درفرصت دیگری درحددانش نسبی خودم به آن می پردازم .
      صحبت من درمطلب فوق الذکر ارتباط شهرنشینی فقط بامدیریت شهری بود نابه هرمدیریتی بعضی دوستان باتعصبات قومی اشتباه گرفتند منظوراین بود که آیابهتر نیست مردم درانتخابات مربوظ به شوراها
      افرادی راانتخاب کنندکه دارای سوابق زندگی بالا درشهرهابویژه دهدشت می بودندقطعاچنین افراده به چالشهاوموانع وظرفیتهای
      شهردهدشت بیشترآشنایی دارند حال از هرقوم واسم ورسمی باشند .وای کاش به نگرانیهای شماکه قطعادرست هست مدیران شهری دهدشت پاسخگومی بودند

  • سعیدبخشوده می‌گه:

    کورش جان دست مریزاد.حرف حق همیشه تلخه.به امید موفقیت روز افزونت.خواهشا از نوشتن غافل نشو منتظر مطالب زیبایت هستیم.قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری …….

  • آزمان می‌گه:

    دوستان عزیز ،یکی ازهویتهای شهر دهدشت یکی ازبانیان آن آقای طاهری است باید به تلاشهای آقای حاج عطا طاهری ارج نهادکه برای شهرنشینی ومدنیت دراراضی دهدشت حاضرشد بسیاری ازاراضی خود درمرکز دهدشت رابه رایگان به مردم وادارات بسپارد که نمونه آن مدرسه امام خمینی است حال فکر کنید اگر ما بودیم حاضربه چنین کاری بودیم،باسپأس ازکورش عزیز

    • کوروش پورک پور دهدشتی می‌گه:

      متشکرم دوست عزیز آقای آزمان امیدوارم باهمکاری هم وهمه دلسوزان دهدشت مدرن و آبادی بسازیم

  • اروین می‌گه:

    باسلام چندبار این مطلب بالا که بهش میگویند مقاله خواندم اولا واقعا منظور نویسنده چه بود 1دلسوزی برای دهدشت واستمداد طلبیدن2 دفاع از نزاد اصل نسب خود3بیان مشکلات شهر4نقد انتخاب مردم در انتخابات شوراها وراهنمایی انها5تشکر از مسئولین زحمتکش دیروز یا……………ده ها موضوع که به صورت دست پا شکسته مطرح شده ثانیا نقد اساسی که به این نوشته وارده اینه که باید در هر شهری بریم دنبال مالکین وساکین اولیه شهر بگردیم تاشهر اباد بشه وهر مهاجری حق عرض اندام تا مالکین هستند ندارد ودر این نوشته چند سطری صدها نقد دیگر نهفته هست برادر عزیز امروزه چه شهرهای کشور خودمان وچه کشورهای جهان بدست مهاجرینی گمنام وحتی با دست خالی ساخته وترقی کردند خیلی صحبت هست ولی علت اصلی عقب ماندگی شهر وجود چنین تفکراتی وتعصبات خشک قومی قبیله ای وفرار از واقعیتی که هر روزه مارا داره به نابودی میکشانه.به امید ان روزی که در دهدشت با حفظ تمام احترام وجایگاه ومنزلت خانوادگی خانواده ها.وبدون هر گونه تعصب خشک فقط به تجربه تعهد وتخصص ومدیریت توجه کنیم

    • کوروش پورک پور دهدشتی می‌گه:

      باتشکر از آقای آروین دست عزیز مگر می شود نقش مهاجران درتوسعه یک منطقه رانادیده گرفت کشورآمریکارامهاجران توسعه دادن بادقت بیشتری به موضوع نگاه کنید مضمون بحث ما مدیریت شهری بود نه نقش مهاجران درتوسعه یک محل آیا یک فردی که دربافت سنتی خودمان بزرگ شده میتواند بعداز ورود به شهرلندن به فاصله نزدیک شهرداریاعضو شوراهای محلات این شهرباشد وخدمتی به این شهرنماید قضاوت باخودشماهست

  • زرین می‌گه:

    دوستان عزیز.یاران صاحب تمیز.بنظرم آمد بحث علمی و تاریخی جایش با جدل بیهوده دارد عوض می شود.چون درس داوری خوانده ام به خود اجازه دادم بین شما به داوری بنشینم.باشد که من بعد همه با احتیاط قلم بر داریم تا مبادا اسباب رنجش دلی شویم در این روزهای پر از رنجیدن.پس لطفا نیک دقت بفرمایید.
    1.یک حرف خوب اگر با لحن بد گفته شود پذیرنده ندارد و سبب موضع گیری می شود.چیزی که نوشته آقای پورکپور از آن مبرا نبود.
    2.پلورالیسم یا همان کثرت گرایی ترجان ساده اش شاید این باشد که
    نه تو کاملا حق داری و نه من.بلکه کمی حق با من است.کمی باتو.و کمی دیگر با دیگران.
    3.آنوشته آقای پورکپور موضوعا صحیح است.اما پرداختی بهتر می طلبید.بنده چند سال قبل نوشته ای مفصل در باب دهدشت قدیم و جدید نگاشته ام که در صورت موجود بودن در اختیار سایت قرار خواهم داد.چکیده اش اینکه دهدشت قدیم شهری بوده زیبا و آباد.پا به پای دیگر شهرهای قدیم ایران می زیست.اما چه شد؟
    (( جوان مرگ شد))آری.دهدشت قدیم در اوج جوانی و شکوفایی جوانمرگ شد.با مسلح شدن عشایر اطراف که همسایه خوبی برای شهری ها نبودند راهی جز مهاجرت باقی نمی ماند.هرچند زلزله و بیماری وبا هم بر این جوانمرگی مدد رساند.
    4.اگر حکایت بوریا باف و حریر باف سعدی را خوانده باشید در خواهید یافت که زندگی شهری توقعی بالا بود که از عشایر انتظلر میرفت. شاید رمز اصلی این عقب افتادگی دهدشت و استان دقیقا همین باشد.(تکلیف ما لا یطاق)
    5.این بازی تاریخ است که قومی می زوند و قومی بر جای آنها ساکن می شوند.هنر این است که قوم جانشین دستاوردهای قوم قبلی را اگر افزایش نمی دهند لا اقل محافظت کنند.دردی که ایران ما در قرن اول حمله اعراب به ایران یا پس از حمله مغول بر تن خویش به تلخی چشید. همان درد را ویرانه های دهدشت قدیم از میهمانان بی میزبان بر جسم خود حس می کند.پس بیاید جانشین خوبی برای ساکنان شهر نشین کهن شهر باشیم.بی تعصب.بی عصبیت.بی توهین.با تحمل.با مدارا.با گفتگو.

    (….درود و بدرود….)

    • کوروش پورک پور دهدشتی می‌گه:

      درود براستادقلم جناب آقای زرین همین که لطف نمودی ومطلب رامطالعه کردی جای تشکرداردقطعادراین وقت وفضای مجازی آنچنان که شایسته باشد نمی شود بحث مفصل درباره این موضوع که نکات زیادی رادربرمیگرد داشته باشیم وچون می دان که خود جنابعالی از قوم وتباری هستی که صاحب تاریخ وقدمت هستی درک منظورمن ازنوشتن این موضوع راداری ولی متاسفانه عده ای از دوستان مطابق با تصورات خودشان سعی دارند موضوع راباتعصبات قومی ونژادپرستی اشتباه بگیرند امیدوارم درآینده نزدیک به کمک دوستانی چون شما که عاشق ایرا و تاریخ منطقه خود هستید به نقش تمامی افراد وخا نواده هایی بپردازیم که درتوسعه دهدشت معاصر زحمت کشیده اند برای بردن شمابه خاطرات کودکی یاد حلیم سنگک بخیر

  • جهانی می‌گه:

    قبل از انقلاب مرحوم حاج توفیقیان نقشه دهدشت را از المان اورد

  • همت فتحی می‌گه:

    جادارد یادی کنیم از بزرک مرد سازندگی مرحوم
    حاج سید عبدالجبار توفیقیان
    روحش شاد

  • حق گو می‌گه:

    جناب پورکپور لطفأ بفرمایید شهر دهدشت تا همین چند سال پیش چه تفاوت عمده ای با روستاهای اطرافش داشته که شما تا این اندازه از مدرن بودن آن سخن گفته اید؟ تا 30 سال پیش دهدشت از چه امکانات رفاهی و تفریحی و فرهنگی و علمی برخوردار بوده که کسانی که به قول شما از ساختار سنتی آمده اند , از آن بی بهره بوده اند؟ طوری از مدرن بودن دهدشت سخن گفته اید که انگار آن را با شیراز و اصفهان و تبریز اشتباه گرفته اید !

    • کوروش پورک پور می‌گه:

      باتشکرازشما متاسفانه شمامطلب رانگرفتید منظورمن شهرباستانی دهدشت بودبه یاری خدای مهربان درفرصتی دیگرطی سلسله مقالاتی شماراباتاریخچه این شهروساکنینش آگاه میکنم فقط تاآن موقع بدانید دریک مقطعی بازارورونق اقتصادی دهدشت برابری بابازاراصفهان میکرد وبزرگترین تاجرهای دهدشتی درچندکشوردنیابازاردارند امیدوارم ازاین پس بامطالعه ودانش بیشتری اظهرنظربفرمایید مجدداازشمامتشکرم واین بحثهاباید قدرت تحمل مارابالا ببردوزمینه ای برای تمرین دمکراسی شود

  • نرمابی می‌گه:

    در جواب فرحناز عزیزی
    1-نمی دانم چرا هرجا نامی از دهدشت می آید شما سعی می کنید با حرفهای سطحی ,خانواده خود را صاحب شش دانگ دهدشت و بانی شهر شدن آن قلمداد کنید .اگر منظورتان بخشیدن زمین برای تشویق طوایف به اسکان در دهدشت (که آن هم به خاطر جلوگیری از تأسیس فرمانداری در چرام ) بود این کار را اشخاص دیگری هم از طایفه طاس احمدی انجام داده اند و هیج گونه چشمداشت و انتظاری از کسی در طول این سالها نداشته اند اما شما با مانور دادن و در بوق و کرنا کردن این موضوع گویا همه سکنه دهدشت را مدیون خود می دانید .خواهرم اگر به دنبال کسب پایگاه اجتماعی برای خود و خانواده هستید راه درستی را انتخاب نکرده اید.
    2-لطفأ بفرمایید منظورتان از این عبارات بی سر و ته چیست ؟ «در انتخابات تنها کسانی که درست در انتخابات شرکت نکردند یا زمانی تشریف آوردند که با درهای بسته رو به رو شدند همان مالکین و ساکنین اصلی شهر بودند که آن هم دلایل خاص خودش را دارد.»
    3-ضمنأ دارایی ممکن است «راکد بماند » نه «راکت» !!! به شما توصیه می کنم چون اطلاعات کافی ندارید در این مقولات وارد نشوید .

    • فرحناز عزیزی می‌گه:

      دوست عزیز با اسم نرمابی بنده نه نیازی به پایگاه دارم که اگر تا الان کسب نشده باشد دیگر نخواهد شد !!!!و نه هیچ وقت ارزش و خدمات طایفه ودیگر طوایف را نادیده گرفتم ولی دوست عزیز میدانید که طایفه طاس احمدی وخواجه بیشترین املاک رو در این شهر دارند وسوال من بعنوان عضوی از این دو طایفه این است در تصمیمات مهم این شهر جای این دو گروه خالی نیست ؟این دو طایفه خودشان سهل انگاری نداشتند برای عضویت در این شورا ؟نکته بعد این که ما هم هیچ گونه چشمداشتی از کسی نداشتیم ولی حیف نیست که شهری به این قدمت تبدیل به شهری مرده وبه قول بعضی ها عقب مانده شود ؟در ضمن از اینکه غلط املایی من رو تذکر دادید متشکرم از این به بعد بیشتر توجه خواهم کرد !ولی باور کنید نزدیکی کلید ت و د باعث شد من نوزده بگیرم!!!!!!ضمن اینکه کلیدها برچسپشون لاتینه وبه زحمت تایپ میکنم ,ودر اخر خود من در سالهای 56 حداقل یادم هست چه کسانی چه زحمتهای برا این شهر کشیدن که اگر غرورتون اجازه داد برای مرحوم اقای توفیقیان فاتحه ای بخوانید ودست در دست هم دهیم به مهر ومیهن خویش کنیم اباد

  • حق گو می‌گه:

    جناب پورکپور لطفأ بفرمایید شهر دهدشت تا همین چند سال پیش چه تفاوت عمده ای با روستاهای اطرافش داشته که شما تا این اندازه از مدرن بودن آن سخن گفنه اید؟ تا 30 سال پیش دهدشت از چه امکانات رفاهی و تفریحی و فرهنگی و علمی برخوردار بوده که کسانی که به قول شما از ساختار سنتی آمده اند ,از آن بی بهره بوده اند ؟ طوری از مدرن بودن دهدشت سخن گفته اید که انگار آ ن را با شیراز و اصفهان و تبریز اشتباه گرفته اید .

  • سعیدبخشوده می‌گه:

    باتشکر از جناب مهندس پورکپور.در ابتدا چند نکته را خدمت عزیزانی که از قدمت وتاریخ شهری دهدشت مطلع نیستند عرض کنم.دوستان شهر دهدشت بعلت رقابت نزدیک با چرام بخاطر فرمانداری با درایت بزرگان طاس احمدی مخصوصا کی عطا طاهری به تمام طوایف اطراف پیغام دادند که جهت اسکان در دهدشت بیایند و ساکن شده و هر قدر دوست دارند از زمینهای این طایفه تصرف کنند به همین علت شهر دهدشت گسترش پیدا کرد .عزیزان هنگامیکه اقای طاهری با نامه نگاریها با تهران مجوز فرمانداری را گرفت خودش شهردار شد و با سی هزار تومان یک حلقه چاه نیمه عمیق یک پمپ اب المانی و لوله کشی برا همه ادارات ویک لوله اب مجزا برا مردم و نهایتا از مدرسه امام خمینی تا جلوی فرمانداری جدول کشید.سروران گرامی قبول دارم با اسکان خیلی از طوایف شهر گسترش پیدا کرد اما نباید زحمات ساکنین اولیه شهر را نادیده گرفت .کسی گفته که فلان طایفه برای شهر چکار کرده .اگر این طایفه خوش نشین نبود و زمین را به قیمت مناسب و حتی با معاوضه با احشام به دگر طوایف نمیداد حالا خیلی ها در شهر دهدشت نبودند.بیشتر ادارات دهدشت هنوز نتوانستند ملک اداریشون را ثبت کنند میدونید چرا چونکه تمام این زمینها را طاس احمدیها بخشیدند و باید بیایند از انها اجازه بگیرند.عزیزی در مورد شهردار شدن یکی از ما گفته .دوستان خدا وکیلی چهره شهر را کی عوض کرد انصافا کی رستم عزیزی کم به دهدشت خدمت کرد.ترمینال کشتارگاه غسالخانه قبرستان جدید نمادهای میادین همه از خدمات یکی از فرزندان ماست.در پایان با عذر خواهی خواهشمندم مطالبم را به حساب حس ناسیونالیستی نذارید

    • کوروش پورک پور دهدشتی می‌گه:

      سعید عزیزمتشکرم همیشه با غیرت همراه باتفکرواندیشه زیبایت درخدمت شهردهدشت وطایفه ومردم استان هستی

  • آموزگاران می‌گه:

    با سلام–ضمن اینکه بعضی از صحبت های اقای نویسنده را قبول دارم این را باید ذکر کنم که عامل اصلی عدم پیشرفت شهر دهدشت بن بست بودن و تعصبات قومی و عشیره ای بوده است-همین کسانی که اقای پورکپور تمجید کرده اند تا الان هیچ گلی بر سر دهدشت نزدن–البته باید تا اندازه هم قبول کرد که مهاجرت ایل های بزرگ اطراف دهدشت که به صورت بی رویه بوده در عدم پیشرفت تاثیر زیادی داشته است–با تشکر از اقای پورکپور و احسن به خاطر اینکه حداقل یکی پیدا میشه که دلسوز دهدشت باشه

    • کوروش پورک پور می‌گه:

      متشکرازاینکه وقت برای این موضوع گذاشتی قطعانواقصی وجودداره ولی بایدبااتحاد وهمدلی برای حل مشکلات شهردهدشت قدم برداریم

  • امیر می‌گه:

    صمیمانه از آقای آرام به دلیل بی طرفی و حسن رفتار رسانه ایشون تشکر میکنم. ایشون ضمن اینکه خود منتسب به یکی از طوایف مورد اشاره آقای پورکپور هستند با این حال در انعکاس همه مطالب با بی طرفی کامل کوتاهی نمیکنند.

  • امیر می‌گه:

    اولا شهر دهدشت همانگونه که از اسمش پیداست به ظاهر ده ای بوده که بعدها به دلیل مهاجرت و سیاستهای دولت در راستای اسکان عشایر در تقسیمات کشوری شهر نامیده شده و قدمتی تقریبا 50 ساله داره که دهدشت فعلی از مجموع طوایف و قبایل اطراف و شهرستان شکل گرفته و قدمت تاریخی این شهر اصلا ربطی به ساکنین طوایف نزدیک به شهر دهدشت نداره. گویی نویسنده طایفه دهدشتی (که 100 نفر هم نمیشوند) و طاس احمدی رو ساسانی و از فرزندان شاهپور تصور کرده. اصلا وجود شهری به شکل فعلی بدون حضور و مهاجرت همین ساکنینی که آقای پوراکپور(البته نمیدونم پسوند دهدشتی از کجا روی اسم ایشون اومده ) آنها رو نا آشنا و غریبه می خواند امکان پذیر نبوده وجای تاسف است که نویسنده انتظار داره صرفا به دلیل اینکه طوایفی در ابتدا نزدیک دهدشت زندگی میکردند و بعدها به مدد سیاستهای دولت صاحب اراضی شهری شدند و به همین واسطه ثروتهای باد آورده ای رو بدست آوردند بیایند سرنوشت مردم رو نیز صاحب شوند. اگه تاریخ و قدمت دهدشت برای ساکنین به قول شما اصیل مهم بود که نمیرفتن بقایای شهر تاریخی بلاد شاهپور رو به این شکل افتضاح تخریب کنند و اگر بنایی دست نخورده باقی ماند با شکایتهای مدام و پشت سر هم پول وجب به وجب این بخش تاریخی رو از سازمان میراث فرهنگی دریافت کردند. کافیه کمی دقت بکنی ببینی در این شهر محروم اگه صنایع تولیدی محدودی هم وجود داره و یا همین تنها سینمای دهدشت مدیون همین مهاجرین به قول شما نا آشنا و نا اصیل هستش. شما که دم از مدنیت و مدرنیته میزنید اصلا به دموکراسی و رای مردم اعتقاد دارید؟ انگار شما نمی خواهید بپذیرید که مردم یک جامعه حق انتخاب دارند حق رای دارند. چه شما بخواهید چه نخواهید باید بتوانند سرنوشت خود را خود تعیین کنند. بهتره این ادبیات غیر دموکراتیک ، ناسیونالیستی و توهم گونه تون رو کنار بگذارید و به واقعیتهای دنیای امروز بیشتر دقت کنید.

    • کوروش پورک پور دهدشتی می‌گه:

      اول تشکر میکنم ازآقای امیر برای اینکه مطلب رامطالعه نمودی و نظردادی جواب ایرادات شما راباید مفصل بدم امافعلابه اختصار خدمتتون عرض میکنم .
      اولا پسوند دهدشتی راخانواده های دهدشتی قرنهاداشتند ودارند وچون اکثر خانواده های دهدشتی در مکانهای متفاوت اسکان دارند وباطوایف دیگری که همه از قومیتهای باقدمت این منطقه بودند این پسوند یافامیلی کمرنگ شد ونمیدانم حساسیت شما نسبت به این موضوع چیست نترس درست سید طالب دهدشتی سند کل دهدشت به نام اون مرحوم هست رانمیشناسی ولی ورثه این مرحوم قصد ندارند خرده ملکی هم که به نام شماست ازتون بگیرند .
      دوست عزیز مطالعه بیشتر کن جمعیت دهدشتی معادل جمعیت جند استان وشاید بیشتر وغیر قابل انتظار که درچند استان ایران و چند کشور خارجی مستقرهستند که به موقع به آن میپردازم امافعلابدان که این خانواده ها درچند محل به اسم طوایف دیگر هستند مثل روستای طولیان
      یا ده برآفتاب یاسوج یا ووو وافتخار این قوم همزیستی مسالمت آمیز همراه باخدمت به این طوایف بود .
      پس افتخار میکنم به هویتم وجالب بدانی بزرگترین علماء وپزشکان وتاجران وچهره های سیاسی ومذهبی دهدشتی بوده وهستند ودروقت دیگری مفصل به آن می پردازم البته فکرنکنم دانش شما دراین حوزه زیاد باشد لازم است به استاد بزگ تاریخ محلی جناب آقای برقک وسایرمعلمهای تاریخ مثل آقایان
      آذرپیوند.جهانبین مراجعه تاشماراراهنمایی کنند.
      امادرباره پول بادآ ورده که گفتی بدان ملک طایفه طاس احمدی تماماتوسط نهادهای دولتی به یغمارفت وفکرنکنم پول فروش زمین پدری مالکان معاصر دهدشت مثل خواجه وطاس احمدی ودهدشتی از رانتها وثروتهای نامشروع برخی افراد نوکیسه قابل قیاس باشد فرزندان این طوایف ثمره چند دهه زحمات نیاکان خودرارااستفاده میکنند
      ولی الگوههای شماچی آیا سوال نمیکنی این پولها ازکجابدست آمده .
      امیدوارم بدانی من همه مردمان این مرز بوم رادوست دارم و عاشق آنها هستم از هر نژاد ورنگ ووو اماباید بدانی تاریخ یک منطقه واقوام اولیه وخدمتگذاروتاثیر گذارآن رانمیشود انکار وتحریف نمود حال فردی خوشش بیاید یاخیر ودرپایان درآینده نزدیک باهمکاری
      معلم عزیزجناب آقای برقک سعی دارم قومیتهای اولیه ساکن در دهدشت وحوزه مرکزی رادریک اثرعلمی به اطلاع عموم رسانده شود .
      ک

  • نورانی می‌گه:

    احسنت به این قلم..شورای شهربایدبیش ازاین فعال باشن

  • خ. پارسه می‌گه:

    سلام
    من هم مثل شما برای این وضعیت شهر متاسفم ولی برای این طرز تفکر حضرتعالی دو چندان متا سفم جهت روشن شدن موضوع چند مورد را عرض میکنم.
    1- حضرتعالی نیک مستحضرید همه ساکنان کنونی دهدشت اصل و نصب و بافتی عشایری دارند و شهر کنونی دهدشت بعد از حوادث سال 42 و تصمیم حاکمیت برا تشکیل استان در رقابتی با چرام رسما دارای فرمانداری شد.و از مردم کهن شهر دهدشت اطلاعات چندانی در دست نیست فقط میتوان رگه هائی از ان ها را با پسوند دهدشتی ها در خوزستان و بوشهر و کویت پیداکرد.
    2- در روند تشکیل و شکل گیری دهدشت کنونی همه ی طوایف نقش داشتند.و مشوق های بزرگان طایفه ی تاس احمدی تاثیر گذارتر بود. ولی همیشه برا من جای سوالش باقی است اکثرفروشنگان زمین در دهه ی پنجاه و شصت و اوایل دهه ی هفتاد از این طایفه بودند. پول حاصل از این موضوع چه اندازه در جهت توسعه و اشتغال زائی شهر بکارگیری شد ؟ چند مدت پیش
    در جا ئی اتفاقی شنیدم در سال 67 در حساب بانکی یکی از این بزرگان بیش از نود میلیون پول بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    3- تنگ کردن و کوچک کردن حلقه ی دهدشتی بودن و نگاه مخرب ناسیونالیستی مشکلات کنونی شهر دهدشت را حل نمیکند و ما را از مسیر اصلی دور می کند.
    4- این مورد را منصرف شدم بگم.

  • مهاجری که 30 سال است در دهدشت ساکن است می‌گه:

    عرض سلام وارادت خدمت اقای پورک پور دارم .همانگونه که استحضار دارید محور توسعه انسان است و برای انسان بودن وخدمت انسان ها مرز جغرافیایی تعیین نکردند ای کاش به جای شهری نشینی ونقش ان در مدیریت شهر ی اسم مقاله خود را نقش قومیت ها در اداره شهر انتخاب میکردید در این صورت بهتر میتوانستید منظور خود را به خواننده انتقال دهید درست است که قومی که شما به ان منتسب هستید قدمت ماندگاری بیشتری در دهد شت رادارد اما از شما سوال میشود ایا دلیل عقب ماندگی دهدشت ساکنین ان بودند ,شهرداران بودند ,مدیران بودند ایا به ترکیب جمعیت دهدشت از نظر قومیت توجهی کردید حتما انتخابات شوراها را هم به یاد دارید اصولا نباید به جای مردم تصمیم بگیریم وانتظار داشته باشیم که طوایفی که قدمت سکونت بیشتری در این شهر دارند را مردم به عنوان شورا وبعد هم شهردار انتخاب بکنند که برای نمونه چند سالی شهردار این شهر از قوم شما هم انتخاب شد وحتما اثارش را هم دیدید فکر کنم اگر دیدگاه شما انسان محور باشد زودتر بتوانید به اهداف خود برسید .از شما سوال میشود در شهر شما دهدشت که ادعای مالکیت و مدیریت ان را دارید چه اثاری از امکانات یک شهر را میبینید که خود وطایفه خود را شهرنشین ودیگران را نا اشنا با شهر وشهر نشینی میدانید .متاسفانه در شهر شما وان هم در مرکز ان وتوسط همان افرادی که شما انها را شهر نشینان واقعی میدانید هنوز حیوانات اهلی نگهداری میشود .در هر صورت من هم مثل شما ارزو میکنم که روزی برسد که دهدشت در جنوب کشور از نظر شهر وشهر نشینی نمونه باشد ولی برای رسیدن به این مهم ابتدا باید قبل از اینکه به فکر توسعه شهرمون باشیم به فکر توسعه فکر ودیدگاه خود وپذیرش همه افرادومشارکت انها در توسعه همه جانبه باشیم .موفق وموید باشید از محضر دوست عزیز خودم جناب اقای ارام مدیریت محترم سایت هم تشکر وهم عذر خواهی میکنم

  • فرحناز عزیزی می‌گه:

    با تشکر ازاقای پو رکپور که شجاعانه حقایق را نوشته اند !ولی اقای پورکپور در انتخابات تنها کسانی که درست در انتخابات شرکت نکردند یا زمانی تشریف اوردند که با درهای بسته روبرو شدند همان مالکین وساکنین اصلی شهر بودند که ان هم دلایل خاص خودش را دارد,تا الان تجربه نشان داده که بعضی از افرادی که در این شوراها ورود پیدا میکنند نه برای پیشرفت شهر یا ابادانی ان میخواهند کاری انجام د هند فقط این شورا سکوی پرتابی برای ورود به محافل سیاسی بالاتر ودر بقیه شهرها ومراکز استان وکشور میباشد چوبش را هم ساکنین ومالکین خواهند خورد که دارایی انها راکت میماند واز دهدشت بعنوان شهر مرده یاد خواهد شدواین هم از ماست که بر ماست!

    • کوروش پورک پور می‌گه:

      بادرودبرخانم عزیزیوتشکرازشماکاملا انتقادشمادرست هست امابایدتلاش کردوآسیب شناسی بشه وبالاخره قومیت هایی دراین شهر هست که باید آنچنان که شایسته جمعیت ومابقی ظرفیتهای اونهاهست حضوردرمناصب شهری داشته باشند تادوستی به نام امیر که حتماازافرادی هست که باتاریخ این مرز بوم آشنانیست اینچنین عصبی نشن قطعااگرهراسی از واقعیات نداشتن بااسم واقعی نظر میدن فقط بدون که اگر همین طایفه ومابقی افراد خدمتگذاردهدشت نبودن که لازم شد اسم میبرم باید هنوز فرسنگهاازشهر مدنیت دوربودن درضمن دریک مجال بیوگرافی دهدشتی هاوطاس احمدی هارابرادوست عزیزباز میکنم که بداندباپولهاوزمینهای این مردم شمامدرسه وبیمارستان داری

    • گمنام می‌گه:

      با سلام
      این کلمه مالکان برای شهر خیلی کلمه زشتی هست بهتره یه کلمه دیگه استفاده کنید.
      راکد درسته و نه راکت.
      بنای پله درست کردن برای گرفتن مناصب تو شهرهای دیگر ……. گذاشت.
      ممنون

  • نکته: می‌گه:

    درودبرپورکپورعزیز
    شهرتاریخی وبااصالت دهدشت بایدبیشترموردتوجه مسولین استانی وکشوری قرار بگیرد/
    از نماینده مجلسمان که فاتحه-هیچ کاری ازش برنمیاد/
    مردم شهر هم که برمبنا ومعیاراصولی اعضای شورا را انتخاب نمیکنند/
    مرکزاستان که همیشه به دهدشت ظلم میکنند
    بافت قدیمی شهردهدشت متاسفانه توسط خود طاس احمدیها به یغمارفت
    کو شهر-کوشهرداری-کوشورا؟؟؟؟
    اصلاچهره دهدشت ریخت وظاهرشهری ندارد
    پورکپورعزیز-بایدفکری به حال دهدشت کرد-یک همایش گرفته شود-بسیج عمومی- از خردتاکلان تلاش شود درعمران ابادی دهدشت
    شهردای فقط بلد است جیب مردم بدبخت راخالی کند-
    پیشنهاد میشود یک صندوق درست شود وهرکس به هراندازه به شهرمان کمک کند البته نه زیر نظر شهرداری -اصلافراخوان ملی داده شود که هرکجای ایران دهدشتی است درهرپست ومقامی بودجه ای برای عمران دهدشت کمک نماید کمک مالی یا معنوی/
    خوب است یک موسسه مردم نهاد دراین رابطه تشکیل شود/

200x208
200x208