تاریخ درج خبر : 1392/02/28
کد خبر : ۲۱۶۰۸
+ تغییر اندازه نوشته -

وضعیت انتخابات در شهرهایی با غلبه فرهنگ قومیت گرایی

مقدمه: مهمترین عواملی که تعیین کننده فرهنگ سیاسی در یک جامعه به حساب می آید شرایط تاریخی ،خصوصیات جغرافیایی،ساختار اجتماعی- اقتصادی و آداب ، رسوم و سنت های آن جوامع هستند.در این برررسی سعی شده عوارض مخربی را که فرهنگ طایفه ای و عشیره ای در فرهنگ سیاسی انتخابات شهر به جای می گذارد بطور خلاصه مورد بررسی قرار گیرد. مسئله اصلی در این بین شناخت نوع فرهنگ سیاسی مردم است که در ارتباط با نظام قومی شکل گرفته و در واقع با بررسی رفتار افراد در جریان انتخابات به مطالعه تعصبات قومی، فرهنگ سیاسی و مشارکت اجتماعی آنها پرداخته شده ،به نحوی که اکثر افراد چنین جوامعی خود را در یک بستر سیاسی با قومیت هایشان خود را تعریف می کنند و در این مشارکت عمدتاً حضور مردان را شاهد هستیم که نه در قالب یک مشارکت مدنی بلکه در چهارچوب یک کشمکش قومیتی سعی در به کرسی نشاندن اعضای کاندید از قوم خود را دارند.

اهمیت موضوع : در مطالعه مباحث توسعه ،توسعه سیاسی و فرهنگ انتخابات و نظام های مشارکتی را می توان نسبت به ابعاد دیگر توسعه پدیده ای نو دانست که نظریه پردازان از زوایای مختلف به بررسی آن پرداخته اند و وجود تعاریف و شاخص های زیادی که جهت مطالعه توسعه سیاسی تعیین شده نشان می دهد که پدیده توسعه سیاسی کاملا جدید و متاخر است.توسعه سیاسی” مفهومی است که در پی تحولات پس از جنگ جهانی دوم با استقلال کشورهای تحت استعمار از یک سو و نیز تهدیدات نظام های سوسیالیستی بلوک شرق برای جهان سرمایه داری غربی در خلال جنگ سرد از سوی دیگر، توسط جامعه شناسان و نظریه پردازان غربی، و به ویژه نظریه‌پردازان آمریکایی، به منظور ارائه راه حلی برای کشورهای تازه استقلال یافته و عقب مانده به منظور تغییر و دگرگونی مطرح گردید. هدف اولیه نظریه پردازان غربی در مطالعه و تجویز الگوهای توسعه و نوسازی، جلوگیری از نفوذ ایدئولوژی‌های کمونیستی به کشورهای تازه استقلال یافته جهان سوم بر اساس سیاست‌های سد نفوذ آمریکا و در کل ترویج و گسترش فرهنگ و هنجارهای غربی در جهان سوم پس از جنگ جهانی دوم بوده است. به رغم گذشت بیش از نیم قرن از مطالعات نوسازی و توسعه سیاسی این مفهوم روز بروز بیشتر ابهام یافته و در پس مناقشات و اختلاف نظرهای صاحبنظران پنهان مانده است. امروزه با وجود انبوهی از مطالعات انجام شده در این باب، همانند دیگر مفاهیم علوم انسانی، اجماع مشترکی بین صاحب نظران در باره این مفهوم به دست نیامده است. هر کدام از مکاتب، تعریف و معیارهای خاص خود را از این اصطلاح مطرح می نماید.گرچه تعاریف بسیاری از توسعه سیاسی وجود دارد ولی وجه مشترک آنها را توجه شان به دیگر شدگی یا تغییر از حالتی به حالت دیگر باید دانست.به عبارت دیگر در حوزه سیاست ،وضعیت و شرایطی وجود دارد که آن را نا متناسب دانسته و در جهت دگرگونی آن بر می آیند این فرآیند را ما توسعه سیاسی می دانیم.مطالعات گسترده در حوزه سیاسی نشان می دهد که توسعه سیاسی را نمی توان خارج از زمینه های شکل گیری آن در نظر گرفت. علوم اجتماعی یک پدیده را به عنوان یک امر اجتماعی تام در نظر گرفته و در ارتباط با تمام ابعاد آن مورد، مفاهیم و رویکردهای مختلف را بررسی می کند.مطالعه در مقوله فرهنگ سیاسی به عنوان یکی از مهم ترین زمینه های شکل گیری توسعه سیاسی است.به عبارت دیگر امروزه کاملا مشخص است برای ایجاد و تسریع توسعه سیاسی در هر منطقه ابتدا شناخت فرهنگ سیاسی آن لازم و ضروری ست.انسان شناسان و جامعه شناسان بسیاری در تطور جوامع بشری نظریه پردازی نموده اند و در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران گذار از جامعه سنتی به مدرن کاملا رخ نداده و همزمان هر دو فرهنگ سنت و مدرنیته در کنار یکدیگر وجود دارند.به عبارت دیگر در ایران با وجود پذیرش فرهنگ سیاسی مدرن هنوز عناصری از فرهنگ سیاسی سنتی حفظ شده و از جمله این عناصر نظام طایفه ای و قبیله ای است که مشخصاً در مناطق مختلف کشور رواج دارد و در لایه های زیرین نهادهای مدنی پنهان شده اند.بخش عظیمی از تاریخ تمدن ایران کشمکش های قومی و طایفه ای بوده بطوریکه بعضی از نظریه پردازان معاصر داخل و خارج کشور علل عقب افتادگی ایران نسبت به دیگر کشورهای صنعتی دنیا را به همین دلیل می دانند که گاهاً این مناقشات در ابعاد وسیعتر خود حتی به تغییر و تعویض حکومت ها انجامیده(مانند ایل قاجار در تاریخ معاصر ایران) و در ابعاد کوچکتر به تغییرات اساسی در یک منطقه ، شهر یا استان منجر گردیده است .استمرار فرهنگ سیاسی ویژه ساختارهای قومی به نوعی فاصله چنین جوامعی را با توسعه سیاسی زیاد نموده است.فرهنگ سیاسی به طور خاص جهت دهنده رفتار سیاسی افراد بوده و فرهنگ سیاسی نشان می دهد که افراد در مواجهه با عناصر سیاسی چه واکنش هایی از خود نشان می دهند.در کنار بررسی فرهنگ سیاسی شناخت منابع قدرت نیز از اهمیت بالایی بر خوردارند،در ارتباط با نظام قومی و عناصر بنیادی آن ،فرهنگ سیاسی خاصی شکل گرفته که بر همه ابعاد رفتاری افراد شهر حاکم می باشد. نظام های قومی با داشتن عنصر پدر سالاری و بزرگ سالاری افراطی درون خود معمولاً مانع تفکر و تحلیل و تصمیم گیری درست سیاسی شده بطوریکه نفع طایفه و عشیره بر مصلحت جامعه برتری می یابد همچنین عامل خویشاوندی به عنوان یکی از منابع قدرت مانعی جدی بر سر راه شایسته سالاری واقع شده و در چنین شرایطی تعصبات قومی مانع از وفاق اجتماعی و مشارکت های اجتماعی و سیاسی می باشد. تعریف قومیت و قوم گرایی واژه قومیت بیشتر استفاده کاربردی دارد و برداشت‏های متفاوتی از آن صورت گرفته است. در این میان تعریف آنتونی اسمیت کاربرد بالایی دارد: (قوم عبارت از یک جمعیت انسانی مشخص با یک افسانه اجداد مشترک ، خاطرات مشترک ، عناصر فرهنگی، پیوند با یک سرزمین تاریخی یا وطن و میزانی از حس منافع و مسئولیت است) که عناصر محوری هویت، اعتقاد، آگاهی و فرهنگ مشترک را داراست. در هویت ملی (حقوق شهروندی) این سؤال مطرح است که فرد خود را عضو چه واحد سیاسی از جامعه می‏داند و تا چه اندازه احساس بیگانگی او با واحد سیاسی عمیق است و افراد ساکن در یک جغرافیای سیاسی خاص و تحت حاکمیت قوانین حاکم بر آن ، آیا از لحاظ روانی نیز خود را عضو آن واحد می‏دانند. هویت ملی دارای وجوهی بوده که با مفاهیمی همچون حقوق شهروندی و شهروند ملی رابطه نزدیکی داشته و به طور سنتی به برابری انسان‏هایی که عضویت یک دولت ملی را پذیرفته‏اند تأکید شده است. برای این افراد سوای تمایزات نژادی، زبانی و قومی، حقوقی هست که اهم این حقوق عبارتند از:

1- برابری در فرصت دست‏یابی به مقامات سیاسی و اداری جامعه.

2- برابری در فرصت‏های اساسی مانند تحصیلات ، شغل مناسب و امکانات رفاهی.

3- تساوی در حقوق و امتیازات قانونی.

4- برابری در حقوق مربوط به مشارکت سیاسی و وظایف آن .

اعضای یک ملت اگر احساس کنند که در دست‏یابی به حقوق مذکور موقعیتی برابر با یکدیگر دارند هویت ملی بحران کمتری خواهد داشت؛ اما اگر اقوامی نتوانند خود را با فرایند ملت‏سازی ، ادبیات ملی ، زبان رسمی ، تعلیمات عمومی و مذهب رسمی شهر،منطقه و کشور هماهنگ سازند به حد شهروند درجه دوم سقوط کرده و از حقوق محروم می‏شوند و به حاشیه رانده شده و احساس محرومیت کرده و موجب تقویت هویت‏های مادون ملی (مانند قومیت، نژاد، محله‏گرایی و…) می‏شود و محرکی برای دست زدن به اعمال سیاسی منفعل و شاید خشونت بار و … می‏گردد، به خصوص در کشورهای با تفاوت قومی، این مشکلات بیشتر مطرح می‏شود. برای مثال آنچه امروز اقوام ایرانی می‏نامیم، قاعدتاً ایرانی هستند و تعریفی که از خود ارائه می‏دهند هم ایرانی است ، یعنی هویت ملی‏شان ایرانی است و هویت اجتماعی‏شان بختیاری ،عرب،بلوچ، ترکمن، کرد، کرمانی و دیگر بخش های کوچک تر که در نواحی و استان ها و حتی درون شهرها شکل می گیرد. رویکردهای جوامع قومی : شهرهای مبتنی بر نظام طایفه ای اگر چه وارد مرحله شهرنشینی شده اند اما بسیاری عناصر سنتی مثل طایفه گری در این شهرها نقش اصلی را داشته و همین تفکر معمولاً همراه مهاجران وارد شهر شده به این شهرها وجود دارد.جمعیت مردم این شهرها را قومیت های مختلف تشکیل می دهد که به زبان های متنوعی تکلم می کنند.مردم این شهر از لحاظ مذهبی هم شاید دارای مذاهب مختلفی باشند.سازمان اجتماعی عشایر این شهرها که به ترتیب :ایل، طایفه،عشیره، تیره، اولاد، هوز و مال ،روستا است.مشارکت های سیاسی مردم اینگونه شهرها معمولاً صوری بوده ولی در جهت نشان دادن هویت های طایفه ای قدم بر می دارند، این خاص گرایی های طایفه ای مانعی می شوند برای اینکه افراد در حوزه های عام نیز دلبستگی های خویشاوندی شان را تجدید و تقویت کنند، لذا محتملاً هویت های ملی در مقابل هویت های نخستین مثل طایفه و عشیره کمرنگ می شوند. انسان شناسی سیاسی فارغ از بینش خویشاوندی، تجزیه و تحلیل خود را براساس مطالعه میدانی پایه ریزی کرده است.در اینگونه شهرها وقتی که از امر سیاسی صحبت می شود به اهمیت خویشاوندی به عنوان منبع و عامل تولید قدرت و در مراحل بعدی به توزیع قدرت پی می بریم، افراد در فضای شهری مفاهیم ” خود و دیگری” را در قالب تیره ها ، طایفه ها و عشیره هایشان تعریف و با آن زندگی می کنند.در مطالعه عناصر فرهنگ قومی در ارتباط با امر سیاسی می توان ابراز داشت که فرهنگ طایفه ای و عشیره ای حاکی از این واقعیت است که خویشاوندگرایی و احساس تعلق به ایل و طایفه از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است که ریشه این موضوع به تجربه های طایفه و عشیره در مورد چگونگی حفظ امنیت و ادامه حیات آنها بر می گردد . در این مجموعه فرد به تنهایی قابل تصور نیست بلکه فرد همان طایفه و عشیره تلقی می گردد.در این فرهنگ ارزیابی فرد منوط به موقعیت طایفه و عشیره اوست و نقش هایی که به وی واگذار می شود منحصراً به وی تعلق نمی گیرد بلکه کل طایفه و عشیره را نیز شامل می شود. لذا وقتی عضوی از یک چنین نظامی ارتقاء اجتماعی می یابد ، در حقیقت کل طایفه و عشیره او ارتقاء پیدا می کنند . از طرفی فرد در زمان ارتقاء اجتماعی می کوشد تا دست سایر اعضای قوم خویش را بگیرد تا آنها نیز از مزایای اجتماعی برخوردار شوند . این خصلت در حوزه سیاست و اقتصاد ایران همچنان ادامه پیدا کرده است. عوامل شکل‏گیری ناسیونالیسم قومی عوامل مؤثر بر شکل‏گیری یا تشدید ناسیونالیسم قومی در جوامع چند قومی به اقتضای خاص هر جامعه متعدد است از جمله می‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- چگونگی ساختار توزیع منابع قدرت (اقتصادی – سیاسی – فرهنگی) در جامعه.

2- وضعیت خود جنبش ناسیونالیسم با توجه به سه محور ایدئولوژی، ساز و کارها و شیوه‏های پیگیری مطالبات و پایگاه اجتماعی.

3- تجربه تاریخی تعاملات و روابط اقوام که آیا سلطه‏گر و سلطه‏پذیر یا فدرالی یا خودمختاری بوده است.

4- واکنش و حساسیت قدرت‏های منطقه‏ای و جهانی به موضوع اقوام در یک کشور خاص.

5- شرایط ژئواتتیک یا جغرافیای ترکیب قومی هر جامعه، نسبت جمعیت و سرزمین و همسانی قومی با کشورهای همسایه و نوع شکاف‏های موجود در جامعه.

6- روند ملت‏سازی و دولت‏سازی در کشور که آیا دوران بحران را طی کرده یا خیر و در چه مرحله‏ای است.

7- نوع نگرش و میزان گرایش اقوام به هویت ملی، منافع ملی، امنیت ملی و دولت ملی، که آیا با دولت مرکزی موافقند.

8- تبعیض که یکی از عوامل بروز مسائل قومی است.

نتیجه گیری: در این بررسی تلاش شده ابعاد فرهنگ سیاسی مردم این شهرها بطور اجمالی مورد بررسی قرار گیرد، از آنجا که افراد یک جوامع در چارچوب فرهنگ سیاسی همان جامعه شکل می گیرند لذا با شناخت فرهنگ سیاسی آنها می توان واکنش ها و عکس العمل های افراد را پیش بینی کرد. مؤلفه هایی همچون خویشاوندگرایی شدید، خشونت گرایی ودیگر ملزومات نظام های قومی ، به شکل گیری فرهنگ سیاسی خاص این شهرها انجامیده که مانع جدی و مهمی بر سر راه توسعه سیاسی اینگونه شهر ها محسوب می شود. در این فرهنگ سیاسی رقابت های طایفه ای و عشیره ای چنانچه در این بررسی ذکر شد بیشترین تأثیر را بر رفتارهای غیرقانونی در زمان انتخابات و بعد از انتخابات می گذارد بطوریکه در زمان انتخابات با انواع شیوه ها سعی در پیروزی بر قوم رقیب بوده و بعد از انتخابات قطعاً منتخبین سعی در افزایش منافع قوم خود خواهند داشت . بعنوان مثال شهر اهواز را باید شهری با بافت غالب طایفه ای و قومی در نظر گرفت که این عناصر در فضای مدرن باز جهان امروز و کشور تولید شده اند. در چنین فضایی هایی فردیت افراد در هاله ای از ابهام بوده و سنت ها و رسوم جهت دهنده رفتارهای سیاسی هستند که البته شاید بتوان گفت سرخوردگی افراد خارج از تقسیمات طایفه ای و عشیره ای در انتخابات های گذشته بدلیل ضعف عملکردی شوراهای قبلی و عدم حضور اینکونه افراد در انتخابات های بعدی نظام های فوق را بیشتر نمایان ساخته تا در چنین شهرهایی یکه تاز میدان رقابت و پیروزی باشند و در نهایت شاهد عملکرد های ضعیف شوراهای منتخب این شهر و تخلفات عدیده آنها خواهیم بود که قطعاً عواقب آن بر زندگی کلیه افراد این شهر کلانشهرنما تاثیر خواهد داشت. بنابراین تصمیم گیری و نتایج انتخابات در اینگونه شهرها فعلاً در چارچوب چنین ساختارهایی، تعیین گردیده و طی بررسی های انجام شده مشخص شده که وجود ساختارهای سنتی مستحکم فعلی در مقابل ساختار های جدید و مدرن مقاومت می کنند و این ساختارهای سنتی معمولاً بازیگران اصلی فضاهای سیاسی اینگونه شهرها می باشند و از طرفی تعلقات طایفه ای و قومی به هیچ وجه در حال کمرنگ شدن نیستند و حتی در نسل های جدید نیز باز تولید می شوند که این روند می تواند مانعی در مقابل توسعه سیاسی اینگونه شهرها ، استان مربوطه و حتی کشور باشد. و من ا…. التوفیق

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208