تاریخ درج خبر : 1392/11/26
کد خبر : ۲۱۷۱۴۱
+ تغییر اندازه نوشته -

مدیریتی «غازیم » آرزوست !

سایت استان: دارا کریمی نژاد

آیا وقت آن نرسیده است که؛ مدیریت «بوفالویی» استان را به مدیریت «غازی» تبدیل نماییم؟

دولتها می آیند و می روند ،مدیران اجرایی استان تغییر می کنند ،اما صورت مساله همچنان پابرجاست. مساله این است استان کهگیلویه و بویراحمد که قریب یک چهارم نفت صادراتی را تامین می نماید، پر آب ترین استان بعد از استان های شمالی ، به اندازه ۶۰ کشور جهان گیاهان داروئی ، پر جاذبه ترین مکان های گردشگری و بالاتر از همه دارای نیروهای انسانی نخبه بوده اما همچنان پیشوند محرومترین استان را یدک می کشد.براستی چرا این مساله حل نمی شود؟فارغ از تاثیر عوامل تاریخی،سیاسی،اجتماعی،فرهنگی و طبیعی بر توسعه نیافتگی استان ،به نظر می رسد شیوه مدیریت و اداره نمودن استان که مربوط به یک دوره خاص هم نیست در این توسعه نیافتگی سهم عمده ای دارد.گرچه شاید دور از انصاف باشد که ما عملکرد مثبت برخی افراد و دوره ها را نادیده بگیریم ولی باید گفت «کفاف کی کند این جرعه به مستی ما».چه بسیار دیده و شنیده ایم ، افرادی که به محض نشستن بر صندلی ریاست ،هم حرف خوب زنند و هم خوب حرف می زنند ولی «دو صد گفته چون نیم کردار نیست» زیرا چه حاجت به بیان است وقتی توسعه نیافتگی مان عیان است.

پرسش این است آیا شرایط حاکم براستان (فرهنگی،سیاسی و تاریخی،اقتصادی) مدیران را ناکارآمد می کند یا مدیران انتصاب شده شرایط و ویزگیهای لازم (اصل شایسته سالاری ) را برای مدیریت نداشته اند؟

با نگاهی گذرا به روند مدیریت استان از گذشته تا به امروز،هردو عامل را در این ناکار آمدی به وضوح می بینیم.

متاسفانه عناصری توسعه ستیز همچون: تقدیرگرایی،آخرت گرایی، قومیت گرایی، گروه گرایی، خشونت طلبی ، درگیری و نزاعهای دسته جمعی، جو گیری، زود عصبانی شدن، عدم تحمل و مدارا نسبت به هم، کتمان کردن حقایق، کم تدبیری، به ملایم ترین نقدها، عکس العملهای کهکشانی نشان دادن در قضاوت نسبت به افراد خیلی انصاف نداشتن، سیاه و سفید دیدن… زمینه ساز جلوس مدیرانی بوده که سالیان سال بر گرده این مردم سوار بوده اند. تاریخ تحولات استان گواه آن است که ،چه بسا مدیرانی غیر بومی بر این استان حکمرانی نمودند که کمترین شایستگی را برای این مهم نداشته اند،و چه زمانی که برخی مدیران بومی هم روی آنها را سفید نمودند. وامدار بودن مدیران به جریانات سیاسی و اشخاص ذی نفوذ در کنار نبود ویژگیهای فردی همچون: علم و دانش،تجربه و تخصص و تعهد،انگیزه ،جسارت در تصمیم گیری و خلاقیت ،در این ناکار آمدی اثر گذار بوده است.شاید مطلب زیر بیشتر بتواند خوانندگان را با تحولات و شیوه مدیریتی حاکم بر استان ما آشنا نماید:

“جین بلانکو” در کتاب “پرواز بوفالوها” ویژگیهای اجتماع بوفالوها و غازها را به این شکل توصیف می کند:

ویژگی بوفالوها:

– آنها به یک رهبر پای بند و وفا دارند و همه پیروند و تابع.

– آنها درست همان کاری را می کنند که به آنها دستور داده شده است.

– آنها هرگز سوال نمی کنند و فقط پیروی می کنند.

– بوفالوها منتظر دستور می شوند و تا دستور نرسد، هیچ کاری نمی کنند و هیچ جایی نمی روند.

– هیچ کس جای دیگری را پر نمی کند و جلو نمی افتد و مسئولیت نمی پذیرد.

ویژگی غازها:

– هر غاز به هنگام پرواز دسته جمعی، احساس مسئولیت می کند .

-هر غاز فقط پیروی محض نمی کند و وضع خود را در راه می سنجد و به تصمیمی که باید بگیرد ،فکر می کند .

– هرغاز مسیر پرواز گروه را می داند .

– رهبری و جلودار بودن نوبتی است .

– هر غاز، زمان جلودار بودن، در نوک پرواز قرار گرفتن و هدایت گروه را خود انتخاب می کند .

-همه غازها تمایل به پذیرش مسئولیت و جلودار بودن و رهبری دارند.

-غازها در طول پرواز مراقب یکدیگر هستند .

-بررسی ثابت کرده است که اگر غازها مسیری را گروهی بپیمایند، 70 درصد بیشتر از آن مسافتی را که انفرادی می توانند طی کنند، می پیمایند .

بلانکو می گوید بعد از این تحقیقات به داخل شرکت خود برگشتم و به همه همکارانم دستور پرواز دادم و از آنها خواستم که از امروز غازهایی باشند که هم خود از پروازشان لذت ببرند و هم من سازمان کمال یافته تر و آسوده تری را اداره کنم. آری من به آنها اختیار و آزادی پرواز دادم و گفتم بوفالوهای من پرواز کنید. غافل از اینکه بوفالوها نمی توانند پرواز کنند. به خود گفتم بلانکو سازمان تو، یک سازمان بوفالویی است. مگر خود تو این طور نخواستی که همکارانی مطیع و فرمانبردار بی چون و چرا داشته باشی که به دست و دهان تو نگاه کنند. پس اگر غیر از این می خواهی، خود تو اول باید تغییر کنی وبه خود گفتم: من باید تغییر کنم. دیدگاه من باید تغییر کند. من باید بوفالوها را تبدیل به غاز کنم، طبیعت آنها را تغییر بدهم، با آموزش، پرورش، رشد، ایجاد انگیزش، روحیه، اختیار، مسؤولیت،‌ اعتماد، صداقت و …
(نقل از کتاب نقش دل در مدیریت، نوشته مجتبی کاشانی)

امید است مدیران امروزی و آینده استان با درک این گفته امام علی (ع) «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (نهج‌البلاغه فیض، ص 1086)

«فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید»

برای نیل به مقصود مدیران باید دارای فلسفه و رسالتی روشن بوده ودر فراگیری از گذشته و تاریخ که بزرگترین معلم انسان است همت گمارند.

به خرد جمعی اهتمام نموده و به وحدت میان نظر و عمل پایبند باشند و توجه داشته باشندکه خوب بودن یک فرد نشان این نیست که آن فرد مدیر خوبی هم هست. مدیر خوب کسی است که ارزش های والای خود را کاربردی می کند و نتیجه آن را در سازمان و میدان عمل پیدا می کند.

مردم را به عنوان ارزشمند ترین عامل در رضایت از سازمانهای زیر دست خود بدانند.مدیران باید همت کنند و وقت بگذارند و سعی کنند تا مشکلات مردم را در سریعترین زمان ممکن حل نمایند.

و در نهایت وقتی از مدیریت کنار رفتند،بدانند چه سهمی در توسعه استان داشتند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • فائزه می‌گه:

    آقای دکتر میشه در مورد آزادی بیان هم تو وبلاگتون بزنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • رالینو می‌گه:

    آقای دکتر میشه بپرسم حقایق رو بایر چطور پنهان کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  • رالینو می‌گه:

    داستان غازی برا خودمون ایرانی ها تخییییییییییییییییل!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    تازه داستان مدیریت خودمون روباه مکاره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  • طیبی سوق می‌گه:

    با سلام خدمت آقای دکتر کریمی نژاد. من اولین بار با واژه‌های از قبیل مدیریت بوفالویی و غازی برخورد کرده‌ام ، هر چند عصر ما عصر مضلومیت واژه‌هاست، اما در مدیریت به عنوان علم و هنر واژه‌هایی از قبیل سینرژی، آنتروپی، نگانتروپی، هرم وارونه وجود دارد که تفسیر و توضیح هر کدام از آنها به قول معروف یک دوره اسفار لازم دارد. این واژه ها در مدیریت غازی مد نظر شما نمایانتر و پر رنگتر است.برای مشخص شدن مهمترین جنبه آسیب زایی مدیریتها در سطوح خرد و کلان مخصوصا در استان ما مجبورم اصل پیترز را تشریح نمایم. طبق اصل پیترز آدمها تا سطح بی کفایتی خود رشد می‌کنند یعنی تا جایی میتوانند در سلسله مراتب مدیریت رشد کنند که برای رفتن به سطحی بالاتر شایستگی لازم را ندارند. حال اگر سیستمی برای ارتقاء یک مدیر بخواهد برنامه ریزی نماید دوراه وجود دارد 1- یا از طریق انواع مختلف دوره‌های ضمن خدمت و فرصتهای مطالعاتی دانش فنی و هنری آن مدیر را ارتقاء میدهد 2- یا بدون در نظر گرفتن مهارت و شایستگی مورد نیاز سازمانی، ابلاغ مدیریت را صادر میکند. به نظر اینجانب یکی از نشانگرهای مدیریتهای آسیب زای کنونی استفاده از راه حل دوم است که تنها راه برون رفت از این وضعیت نامطلوب این است که مدیران ارشد تفکری استراتژیک داشته باشند به طوری که همه صداها شنیده شوند و همه ضرفیتها بدون هر گونه یک سویه نگری به کار گرفته شوند.
    موجها قایق مرغان طوفان آشنایند و حادثه‌ها مرکب انسانهای بزرگ، هیچ کس بر ساحل شنا گر نمی شود. بدرود.

  • رضا می‌گه:

    استاد گرامی وارجمندجناب آقای کریمی نژادنوشته های شمامبین معضلات ومشکلات ریشه دار وعمیقی است که برساختارمدیریتی جامعه ماحاکم است واین مساله همانطوری که اشاره فرمودیدمربوط به زمان حال نیست به عنوان مثال حضرتعالی مدت زمانی مسولیت معاونت آموزشی اداره آموزش وپرورش رابرعهده داشتیدآیا می توانید چندمورد ازکارهای ابتکاری وخلاقانتان که باعث ایجاد تغییروتحول شده باشدراعنوان بفرمایید آیادردوران حاکمیت شماهیچ نیروی شایسته ای ازجناح مخالف درشهرستان وجودنداشت که درحوزه های مدیریتی به کارگرفته شود آقای کریم نژادمتاسفانه هرموقع تغییروتحول به ظاهرسیاسی درکشور اتفاق می افتد به یاد بازی قدیمی چوکلی می افتم که گروهی که به اصطلاح سرگار قرار می گرفتند می گفتند نوبت ماست دلموایخو خل بزنیم

  • امید می‌گه:

    منظورتان که مدیریت چندر غازی نبود دارا جان؟!!

  • م.حسن پور می‌گه:

    با تشکر از دوست راست گفتارم جناب آقای کریم نژاد .متاسفانه حوزه سیاست در استان ما مملو از فرصت طلبانی است که بدنبال خوب زندگی کردن هستند واین فرصت را با امکانات دولتی بدست میاورند.یعنی مدیریت در دست این افراد تبدیل به یک موسسه درآمد زایی میشه.نه فرصتی برای خدمت.

  • مهدی می‌گه:

    درود برشما استاد محترم:بنه هم به خاطربیانات دلسوزانه شما دردفاع از مردم زجردیده ومحروم استان کمال تفدیر وتشکر رادارم

  • کریمی نژاد می‌گه:

    ضمن سپاس از اقا یا خانم چمن باید گفت،نخبه و دنباله رو با هم تناقض دارند، من هم با شما موافقم یعنی کسی که ادعای نخبگی دارد نباید کورکورانه از کسی پیروی نماید،مدیریت بوفالویی نخبه کش است،اجازه رشد به دیگران نمی دهند.در سیاست چون حزب قوی نداریم بنابراین بوفالوهای سیاسی یکه تازی می کنند.واقا اگر کسی ادعای نخبگی دارد نباید پشت سر شخص حرکت کند و بسیار احمقانه است اگر بخواهیم همچون گذشته در یک جریان پشت سر دو نفر حرکت کنیم که نتیجه ای جز شکست ندارد.

  • چمن می‌گه:

    درود بر نویسنده محترم.
    اما یه سوال دارم اگه تمایل داشتین جواب بدین:
    چرا حتی نخبگان ما در دهدشت نیز دنباله رو همین افرادی هستند که سالهاست که به عنوان سمبل مدیریت بوفالویی شناخته میشوند؟

  • ضربی می‌گه:

    برادر بزرگوار جناب اقای کریمی : ضمن احترام به قلم دردمند حضرتعالی باید به عرض برسانم ماهی توسعه در هر کشور برای حرکت رو به جلو نیازمند طرح و برنامه هایی است که در باله دمی ماهی توسط نخبگان طراحی و برای اجرا به دنده های ماهی که همان شاکله اصلی یا نهادهای مجری استراتژی ها هستند داده میشود. نهادهایی مانند سیاست، خانواده، رسانه و فرهنگ . اما نگرانی آنجاست که که نقشها جابه جا شوند . یعنی مجریان ، ایفاگر نقش برنامه ریزی شوند . و نخبگان و برنامه ریزان به فاز اجرا برده شوند . آن گاه جز رکود و درجا زدن نباید از این ماهی انتظار داشته باشیم . بنابراین خانه از پای بست ویران است . به قول کریشنای بزرگ باید نگرش ها را تغییر داد که عمری دراز میخواهد .

  • نورانی می‌گه:

    درودبیکران …شکوایه همه دردمندان استان همینه دوست خوبم..ولی متاسفانه به محض اینکه درهرجای کشور به کرسی قدرت تکیه میزنند انگار نه انگار…

  • سید نورمحمد حسینی سوق می‌گه:

    دارا جان ، پس تکلیف جامعه مدنی ولویاتان هابزی ،نظم پارسنزی ،وجدان جمعی دورکیمی ،کنش های عقلانی وبری و زیست جهان هابر ماسی چی می شود

  • اسلام رسايي نسب می‌گه:

    تیتر مطلب حق مطلب رو تا حد زیادی ادا کرده و موضوع رو بخوبی رسونده
    حرف حساب جواب چندانی نداره اما گوش شنوا !؟
    مدیریت و اجرای غیر علمی و غیر تخصصی و انجام سلیقه ای و گرایشی و مبتنی بر تجریه سعی و خطا همچنان ادامه دارد برادر کریمی

  • گل گل می‌گه:

    آقا غازه چرا خودت مدیریت آموزش وپرورش دهدشت را قبول نکردی

200x208
200x208