تاریخ درج خبر : 1392/11/26
کد خبر : ۲۱۷۴۰۱
+ تغییر اندازه نوشته -

خودکشی یا قتل ؟چه فرقی دارد

سایت استان: نورمحمد حسینی سوق

جوانی از یک خانواده مذهبی ، بل بسیار مذهبی در شهر سوق به طریق مجهولی فوت می کند. سوال اکثر شهروندان این است که خودکشی بود یا قتل؟ پارسال مسائلی را تحت عنوان معضلات فرهنگی مطرح نمودم.به جز چند بچه روشنفکر و اهل مطالعه ،هیچکدام ، هیچکدام ، هیچکدام از مسئولین فخیمه شهر سوق ظاهرا زحمت خواندن آن ها را هم به خود ندادند.روح حرف من در آن صحبتها این بود که شهر به لحاظ فرهنگی به مشکل خورد. تلاش بیشتر کنید جون این دردها قابل علاج و درمان است. نوجوانی در یک مدرسه آن هم مدرسه دخترانه آن هم دبیرستان دخترانه به طرز مشکوکی یا خودکشی می کند یا به قتل می رسد. چی کسی دچار حادثه شد یک نوجوان ؟ نوجوانی سن عجیبی است.برادران عزیز ، مسئولین محترم ، نوجوانان شهرتان نیازهایی دارند.مشکلاتی دارند. نیاز این جوانان نه تعمیر جاده سوق و دهدشت است و نه بدهکاری میلیاردی شهرداری ،نه کمبود فضای آموزشی ، مشکلات شهر سوق را در تحویل سبد کالا نبینید.مشکل شهرتان احداث پل بر رودخانه مارون نیست. همه این موارد مشکل است ولی اینها اولا مشکلات روساختی است و به اصطلاح علمای جغرافیا مرفولوژیک است.ثانیا مسئولین استانی و شهرستانی هر وقت تصمیم گرفتند و بودجه ریزی کردند انشالله این مشلات شما را حل می کنند. مشکلات اصلی شما در گرایشات و تمایلات و ارزشها و هنجارها و عقایدی است که مرتبا بازتولید می کنید و به خورد این نوجوانان می دهید. باورکنید این نوجوانان محتاج مشاوره ها و راهنمایی هایی در خصوص هنجارهای صحیح و مدرن و ارزشهای زیبا و اسلامی و انسانی ،صداقت ، جلوگیری از نفاق و دورویی ، مخالفت با تظاهر ، ضدیت با شعارهای نژادپرستانه و قومیت مداری می باشند.برادران عزیز اهتمام به این موارد نه محتاج هزینه های میلیاردی است ،ودر عوض دارای بازدهی بسیار سودمند و پرمنفعت خواهد بود. سوال دوم در این زمینه این است که محل وقوع کجا بود؟ یک دبیرستان دخترانه ؟یک مکان خلوت ،بدون حصاراصولی فاقد نگهبان چه محلی برای انجام چنین عملی امن تر از این مکان خلوت ، ،مدیر این مدرسه از متخصص ترین و دلسوزترین مدیران آموزشی این استان است. شنیدم بارها مکاتبه هم نموده است.ولی مسئولین آموزش و پروش ما چنان غرق در مسائل سیاسی و بحران های تودیع و معارفه هستند که مسائل بسیار کوچکی مثل نگهبانی و سرایداری وحراست و جصار زنی دیوارهای بسیار کوتاه مدارس برای آنها بسیار پیش پا افتاده است.. آیا می توانید بگویید ضربه روجی که تا سالهای سال بر روح و روان دانش آموزانی که به امید تعلیم و تربیت صبح روز ببست و سوم پای بر محیط آموزشگاه می گذارند ولی با صحنه وحشتناک به دار آویختن یکی ار هم کلاسان خود هرجند از جنس دیگر روبرو می شوند ، با کدامین بودجه دلاری قابل محاسبه است. معلمان این مدرسه چگونه می توانند در این محوطه قدم بزنند و با دانش آموزان صحبت کنند، دانش آموزان چگونه می توانند به این دروازه ای که جنازه ای ساعتها بر آن آویزان بود گل بزنند و شادی نمایند.به خدا در آن دنیای قیامت باید مثقال مثقال و ذره ذره جواب بدهیم. پس ساده ترین سوال این است که این عمل خودکشی بوده است یا دیگر کشی ؟ هردو اسیب اجتماعی هستند که جامعه را نگران می کنند.به حال جامعه فرقی ندارد هرچند برای آن خانواده بسیار محترم وداغدار قضیه فرق می کند .سوال سخت و اصلی زمینه های ظهور این معضلات است. برادران عزیز خواهران محترم تا زمانی که معتادان آزادانه حمل می کنند و استعمال می نمانند و شیشه دود می کنند و بطری بالا می زنند . سارقان خواب را بر مردمان فقیر حرام کردند و فقط گاهگاهی و چند روزی درهتل زندان اسکان داده می شوند تا نیرو تازه کنند،زمینه های نزاع حتی در ایام مقدس و حرام هم بحمدالله در شهر جاری و ساری است و…این شرایط برای دیگر کشی و قتل کافی است . اگر این قتل نبود مطئن باشید که دیر یا زود قتلی اتفاق می افتد چون زمینه در حال حاضر وجود دارد . شرایط لازم برای خودکشی هم که قصه درازی دارد .رقص ناموزون فرهنگهای متضاد در ذهنیت های ساده و بی راهنمای جوانان این دیار،قصه های سریال های تلویزیونی از گونه دیجیتالی و ماهواره ایی ( هرچند الان هم هم استکبار جهانی زحمت ساختن سریال را به خود نمی دهد بلکه همین سریال های ایرانی پخش شده از تلویزیون جمهوری اسلامی را بسیار مناسب برای پخش می شناسد )سوالات بسیار فراوان بیجواب جوانان و شیوع آنفولانزای فقر با انواع کلکسیونها ی فرهنگی و محیطی و خانوادگی و….زمینه های ظهور اندیشه های نهیلیستی و خودکشی را بیش ار پیش فراهم نموده است. در هر حال قتل یا خود کشی توفیر نمی کند بیش از آنکه به سبد کالاو قیمت دلار و خرید ماشین فکر کنی به فکر افکار جوانان شهرتان باشید.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • طیبی سوق می‌گه:

    با سلام خدمت آقای حسینی: همانطور که اطلاع دارید هر معضل کژی و کاستی اجتماعی فرهنگی در یک بستر زمانی به وجود می‌آید، استمرار می‌یابد و تشدید پیدا می‌کند .آنچه از نوشته شما مورد تایید اینجانب است اشاره شما به معضلات فرهنگی شهر سوق است . یکی از این مشکلات فرهنگی سیستم و اندیشه مسموم تک صدایی است که چند سالی است در این شهر رایج شده است در تصمیم گیریها ، سیاستگزاریها و مناسبتهای مختلف هم اندیشی وجود ندارد، نخبگان و تحصیلکردگان صدایشان شنیده نمی شود و اگر هم به همت چند جوان دلسوز مراسمی برگزار میگردد سایه شوم سلف پرستی نیز بر آن جلسه خواسته یا ناخواسته مستولی میگردد امید است در آینده با تلاش همه نخبگان علمی و فرهنگی این شهر شاعد مواردی از این قبیل نباشیم
    بلبل به باغ و جغد به ویرانه تاخته هر کس به قدر همت خود خانه ساخته

  • سوقی می‌گه:

    با تشکر از همه کسانی که اظهار نظر کردند ودلشا ن به عشق سوق می تپد منم اهل سوق ساکن یاسوج همیشه همکاران ذکر خوبیهای مردم سوق اعم از معلمین دانش آموزان علما و…رابیان میکنند ولی ازلحظه ای که جریان این قتل را از من پرسیدند روز به روز ازخودم بدم می آیدچرا در شهری مثل سوق با آن همه قدمت وسر بلندی به چنین روزی افتاده منم با پیشنهاد آقای غندی مبنی بر تشکیل اتاق فکر باحضور اساتید معلمین باز نشسته و…درجهت ریشه یابی آسیب های اجتماعی فرهنگی و…موافقم اما یادتان باشد بعد از غلام محمد حسینی آموزش درسوق سیر نزولی پیدا کرده ودلسوزی دراین خصوص در سوق پیدا نکردم غلام محمد حسینی هر چند باز نشسته شده ولی باید باید باید وارد سیستم بشود واز تجربیات ایشان استفاده شود به امید سرافرازی سوق ومردمش

  • محمدی می‌گه:

    دکتر حسینی با قلم فرسایی موضوع را خوب کالبد شکافی ومشکل به اصطلاح شهر سوق را خوب رویدادنگاری فرموید من چون شاگرد مکتب شما بودم با شما هم عقیده ام .ولی یه معضلی را در بیان شیوای خود لحاظ نفرمودید آنهم مسله ای است که براحتی و بدون تامل از ان می گذریم ودراین کامنتها ندیدم کسی گوشه چشمی به آن داشته باشد وان ورزش است در زمانی که بهترین دوران عمرم را در آن سامان گذر عمر میکردم همان سالهای طلایی که خود شما معلمم بودی و آموختم خیلی چیزها را نه در کلاس تنها که در کوچه و برزن از شما ولی استحضار دارید که درس می خواندیم ولی ورزش شده بود یکی از دغدغه های جوانان وحتی میانسالان سوق .جامهای مختلف رشته نو وجدید وخلاصه جوان ان روزها وقتی برای بطالت واین معضل خانمانسوز نداشته اند واین ورزش بود که بدون اینکه کسی توجه کرده باشد شده بود روح وروان جوانان ما هم با نشاط درس می خواندیم وهم ورزش را نیک دنبال می کردیم . ولی الانه چی؟ معلم دلسوز م که خوب میدانم با دلت واژه واژه آنرا نگاشتی اون روزهای دهه 60 دیگر در درسوق تکرار نمی شود همه به حال این سامان غبطه می خوردند . حال چی بایستی به حال روز آن فکری کنیم . به قول شما شاید همین فردا نیز دیر باشد .

  • امراله نصرالهی می‌گه:

    آقای حسینی سلام دوباره بر شما بحث درباره ی نیهیلیسم را به زمانی وامی گذارم که به بهانه ی آن دیداری حاصل شود به راستی چه مثل قشنگی داریم که مهر و دیار
    بگذریم با هم اشتراک نظر داشته باشیم و یا نه اما می توانیم این آسیب های فرهنگی اجتماعی را با هم به صدای بلند فریاد زنیم چرا که ما مشترکیم در یک درد

  • موسی غندی می‌گه:

    استاد عزیز جناب آقای مسعودی ،‌زمانی که ماکس وبر به عنوان پدر سرمایه داری غرب کتاب اخلاق پروتستان و روحیه سرمایه داری را نوشت و در این کتاب به نقش مثبت و سازنده و موثر اخلاق پروتستان و توسعه صنعت و ابعاد مختلف زندگی اشاره می کند و حتی در تحلیلی تطبیقی ، آن را با برخی آئین ها و گرایش های سایر ادیان در دایره ی بررسی و مقایسه قرار می دهد به این باور رسیده بود که دین و مذهب کارکرد دارد وآن ها رابیان کرد و ….
    مفهوم دو سطر آخر مطلب جناب عالی کاملا مشخص نبود ولی حقیر بر این باورم که وقتی یک گرایش انشقاقی (کالوینسیم ) از یک آئین منحرف شده (پروتستان) که خود زائیده یک دین تحریف شده (مسیحیت) است می تواند با تدوین اصول زیر مجموعه خود- که اصول کلیدی آن با تاکید بیشتر در دین و مذهب ماست- باعث چنان تمدنی در غرب شود(با در نظر گرفتن نقاط مثبت و ضعف) و لی اسلام و قرآن ما که “انا له لحافظون “دارد چنان کارکردی را که با داشته باشد ندارد…
    آنچه در سطح کلان است بماند هرچند تاثیر جنگ های نرم و هوشمند ژوزف نای را نباید از نظر دور داشت لیکن گاهی کاربرد عبارت مذهب طایفه ای چنان طومار کار کارکردهای پنهان و پیدای دین را در هم می پیچد که ما در حد اقل ها هم می مانیم.
    پتانسیل علمی و فرهنگی منطقه از یک طرف و حضور بابرکت و گسترده سادات و شخصیت های دغدغه دار مسائل فرهنگی و اجتماعی از طرف دیگر می توانند با تشکیل اتاق فکرهای کابردی بدور از همان مسائل حاشیه ای که اکنون این مصیبت ها را بر سر شهرمان می آورد به لطف خدا و عنایت حضرت زهرا سلام الله علیها ، این شهر را به جایگاه واقعی خود برساند تا جایی که همه از این روند ، عاقبت به خیر شویم.
    یک روز زودتر ،‌بهتر

  • سید نورمحمد حسینی سوق می‌گه:

    سید عزیز.مذهب یک نیروی درونی است که گاه گاهی در ظاهر حاضر می شود. برای یک عده مذهب یک ردایی است که گاه گاهی به درون هم سر می کشد.ممنون

  • معلم دبيرستان می‌گه:

    کاش حوزه مقاومت حداقل کلاسهای حلقه شجره صالحین را جدی می گرفت

  • معلم دبيرستان می‌گه:

    تو می گویی و می نویسی به عنوان یک فرهنگ شناس بالاتر

    مردم شناس ولی این را بدان که قران می گوید سرنوشت هیچ قومی را ما تغیر نمی دهیم خودشان تغیر می دهند امروز شهرمان با اسیب بالایی از بی فرهنگی رو به برو است مگر اسیب فرهنگی شاخ و دم دارد ………استاد بزرگ شهر مان 180درجه از نظر فرهنگی و رسم و رسومان تغییر کرده است امروز مشکلات جوانان شهرمان بیکاری نیست فاصله فرهنگی بین فرزندان و والدین است و با محیط ناسازگار عدم درک والدین از فرزندان و عدم توجه به انتظارات انها و شب گردیهای کفتار صفت جوانان و عدم راهنمایی درست و با صداقت همه دست در دست هم دادا اند تا سوق به بو ق تبدیل شد

  • ابراهیم می‌گه:

    احسنت بر استاد حسینی که جایی برای هیچ حرفی نگذاشتی
    مشکلات و ناهنجاریهای جوانان و نوجوانان ما بر میگرده به نبود شادی و تفریحات سالم و خفقان ارتباطی و مشکلات مالی خانواده ها که ناشی از چپاول و غارتگری ثروت مردم از سوی عده ای مفتخور هست که چندین ساله سیر نشده و حریستر شده اند ، ……….

  • غلامرضا مسعودی می‌گه:

    استاد عزیزم سلام
    آری فرقی ندارد قتل یا خودکشی اما من هم به نوبه خودم احساس میکنم مشکل شهر سوق از اون دسته که شما نام بردی نیست اگه حضور ذهن داشته باشی در جلسه ای که در تهران با حضور جناب آقای مهندس باهنر برگزار شد فکر کنم سال 74 مردم منطقه مارا راحت طلب توصیف کردند که به اصطلاح به رگ غیرت ما بر خورد اما حال احساس میکنم ایشان درست گفتند چرا که ما مردم سوق آدمای احساسی و باسواد و دارای تحصیلات عالیه دانشگاهی ولی کوته بین هستیم فکر میکنیم مذهبی هستیم در عین حال اینطور نیست تا ببینیم چه مفهومی از مذهب برای خودمون بسازیم این مذهب از کدامین طایفه است و مسائل و معظلات اساسی را یا متوجه نیستم یا خودمون را به بیراه میسپاریم

  • سید نورمحمد حسینی سوق می‌گه:

    سلام بر استادان خمسه ادبیات خودم: دکتر مهدی غفاری رادیولوژیستی که براحتی می تواند اسکن های اجتماعی را تشخیص دهد ،نصراللهی یکی از قهار ترین نثرنویسان با ذهنیت های علمی و نظری قوی،دکتر غندی ،مورخ ناشناخته ای که کلکسیون اندیشه ها و روایت ها را با خود حمل می کند، سید بلال از معلمان مجرب حوزه علوم تجربی که سالهاست از وبلاگ ایشان لذت می برم ، زرین عزیز که سالهاست شوق دیدنش را دارم .
    1-دکتر تشخیصت عالی است.
    2-نسل رها شده بهترین عبارتی که سالها از آن استفاده می کنم.اما من نیچه را نهیلسم نمی دانم ، همانگونه که هدایت و کامو را .نهیلیسم را مغلطه ای می دانم که همه چیز را حتی خدمت و نوشتن و آگاهی را پوچ می داند.اینها فیلسوفان هستند که دارای ذهن سیال هستند با پیامی روشن . هرچند ممکن اسن آن پیام هم به مذاق من خوش نیاید.
    3-دکتر غندی عزیز :چگالی فرهنگی شهر سوق بدلیل حظور افسار گسیخته اندیشه های متضاد بعلاوه رواج علنی افیون ها و نبود رهبران فرهنگی ،انسداد سوپاپ های اطمینان نمونه های از واقعیت هایی است که زیر خروارها شعار و لعاب هر روز گنده تر می شوند.
    4-بلال عزیز : اخیرا به عنوان مجری یک طرحی از سوی یکی از دانشگاههای معتبر تحقیقی انجام داده ایم که بسیار بسیار هشدار دهنده بود.من قد و سوادم به ترجمه مسائل هسته ای نمی رسد ، شاید بسیاری از حرفهای فارسی ظریف را هم نمی فهمم ،سالهاست که مقالات فضایی کیهان برایم همانند سکه های مردان آنجلس عجیب و غریب است.بگذریم مدرسه ای را می شناسم که تعداد معاونان و مدیران و کادر آن تقریبا یک و نیم برابر تعداد کلاسهاست ولی فاقد امکانات اولیه سخت افزاری است. نرم افزاره که سالهاست با این ویندوز بالا نمی آیند.
    5- زرین عزیزصورت مساله به قول شما فرقی ندارد به هرحال اسیب است

  • بلال موسوی می‌گه:

    نکته اول اینکه مشکلات ایجاد شده یک شبه ایجاد نشده اندو یک شبه نیز ازیبن نمی روند .
    دوم اینکه همه چیزمان به هم شبیه است از فوتبال تا سیاست تا اقتصاد تا تربیت فرزند و اموزش و پرورش
    سوم اینکه هرجایی که فقر بیشتر باشد چه از نوع مادی و چه از نوع فرهنگی امار خود کشی ها و یا دیگر کشی ها بیشتر است.
    چهارم اینکه کسانی که ادعا می کنند باید برای توافق هسته ای با غرب لباس سیاه پوشید بیایند و پاسخ دهند که چه شده است که جوانان و نوجوانان ما اینگونه خود را بر بالای دار می برند و یا بر اثر رفتار های منافی قانون انها را بر بالای دار می بریم . هزینه های گزاف و کمر شکنی که لازم و واجب است برای اموزش و رفاه و بهداشت و ایجاد شغل بکار رود در زمینه هایی بکار می رود که شاید یک صدم انها نیز کافی باشد ولی بدبختی ما این است که دکمه ای یک کت را به خیاط می دهیم و از او طلب دوخت کت و شلوار می کنیم .
    پنجم اینکه نبرد بزرگ را این بار نه غرب بلکه ما خود علیه خود اغاز کرده ایم و گواه این مدعا امار بالای تصادفات و خود سوزی ها و قتل ها و اعدام ها و طلاق ها و اعتیاد های وحشت ناک است .
    و در اخر اینکه از روباه پرسیدند عاقبتت بخیر ، جواب داد مشکل می بینم ! و نمی دانم چه کسی باید پاسخ این همه بدبختی و مشکلات را بدهد و کی مقصرین اصلی یا به اعتراف لب بگشایند و یا به پای میز محاکمه کشانده شوند .

  • غندی می‌گه:

    با تشکر از این استاد منتقد و دلسوز
    بدون شک آنانکه با دغدغه قلم می زنند و عاشقانه می نویسند و بر نوشته های خود باور دارند و قومی را از خواب غفلت بیدار می کنند در درگاه احدیت ماجورند.
    داستان رواج بی بند وباری و انواع بزهکاری و اعتیاد جوانان در منطقه و گسترش آن در شهری مانند سوق که از نظر فرهنگی و علمی در استان نمونه بود نیاز به آسیب شناسی واقع بینانه دارد که دیدگاههای این استاد فرزانه تنها گوشه ای از اصل ماجراست.

  • امراله نصرالهی می‌گه:

    سلام بر شما
    آقای حسینی من معلمم در دبیرستانها درس میدهم از نزدیک با بسیاری از مشکلات دانش آموزان آشنایم آنها نسل رها شده ای هستند که در رها شدن و بی انگیزه بودن و افسرده بودن و پرخاشگر بودن و درس نخواندن و گوش نگرفتن و …..و…. و….نخست سیاست ایدعولوزیک حاکم بر آموزش و پرورش دوم بی معنایی انسان تحت سیستمی مخوف سوم کوتاهی من،تو،او،و…….مقصریم درست میگویی مشکلات فرهنگی این دانش آموزان مهمتر از سبد کالا و احداث پل و …..میباشد اما برادر من سالهاست که بر جنازه ی آموزش و پرورش فاتحه خوانده ام آنهم سالهایی که به به تیپ ظاهر من و امثال من گیر میدادند بدون آنکه به دانش و یا نبودش بیندیشند عزیز شما در دل جامعه ای زندگی می کنید که وابستگی انگل وار به سیستم بیمار و چپاولگری دارد که دل به حال آن دانش آموز بیگناه بر دار رفته ی سوقی و دیگران و دیگرانی چون او نسوخته و نخواهد سوخت آقای حسینی نیهیلیسم نمیتواند علت مناسبی برای خودکشی باشد که نیهیلیسم فعال به گفته ی نیچه خود گونه ای اعتراض خواهد بود علتها را در جاهای دیگری باید سراغ گرفت با سپاس از نوشته ی دردناک و سوزان تان

  • زرین می‌گه:

    خودکشی یکی از ثمرات افول کرامت انسانی و بحران هویت در جامعه است.که گسست نسلی به آن دامن میزند.هرچند قضیه مشکوک به قتل است . که هردو چراغ خطری است برای جامعه .
    باسپاس از آقای حسینی

  • مهدى غفارى می‌گه:

    سلام بر جنابِ آ نورمحمدِ حسینى!
    نوشته ى کوتاهى داشتم درباره ىِ ضرورتِ تغییر در آموزش و پرورش ( با محوریّتِ حذفِ نگاهِ ایدئولوژیک، تزریقِ شادى و شور در مدارس، زنده کردنِ جشنواره هاى علمى/ هنرى/ میهنى و … )
    قبل از انتشار داده بودم خدمتِ چندتایى از دوستانِ کارشناس در حوزه ىِ آمرزش! ببخشید! آموزش و پرورش، جویاى نظرشان شده بودم؛ لُبِّ کلامِ شان این بود؛
    – آرزو بر جوانان عیب نیست.
    – کجاى کارى برادر؟! کدام آموزش؟ کدام پرورش؟!
    – …
    تصمیم داشتم با انتشارِ آن متن بر این خیلِ ” کارشناسانِ واقع بین امّا نومید ” بتازم که نوشته ىِ تو را دیدم و خواندم!
    مثلِ اینکه حق با آنها بود.
    متأثر و منصرف شدم.

  • سالم می‌گه:

    هدار جالبی است احسن

200x208
200x208