تاریخ درج خبر : 1392/02/27
کد خبر : ۲۱۹۶۷
+ تغییر اندازه نوشته -

آقای استاندار ، کارخانه داران بومی مفسد فی الارض نیستند

از طلا گشتن پشیمان گشته ایم                     مرحمت فرموده ما را مس کنید

یکی از ویژگیهای بارز ما ایرانی ها که حکایت از غنای فرهنگی مان می کند استفاده از ضرب المثل هایی است که هرکدام برای خود حکمت و حدیث ویژه ای دارند. مثل هایی چون آواز دهل شنیدن از دور خوش است یا با سیلی صورت خود را سرخ کردن یا بیرون مان دیگران را کشته و درونمان خودمان را …

این مثل ها اکنون زبان حال افراد بخت برگشته ای چون ماست که امروزه به آنها کارخانه دار و تولید کننده و … هم می گویند. افرادی البته با پزهای عالی و جیب های خالی و …

آرزوی مهم بودن، بلند پروازی و … از صفات مهم ابنای بشر است. همین انگیزه هاست که گاهی آدم را به اوج تعالی و ترقی می رساند و گاهی هم طوری او را زمین می زند که دیگر برخاستنی نیست و معمولاً کسانی که بازی را باخته اند در اکثریت اند نسبت به آنهایی که برده اند که بقول معروف نردی است جهان که بردنش باختن است و …مقام معظم رهبری امسال را سال حماسه اقتصادی و… نامیدند . در این سال می بایست برای ایجاد حماسه ها حتما زمینه ها را هموار کرد .به حماسه سازان کمک و یاری رساند نه اینکه آنها را به خاطر مسائل جزئی تحت فشار همه جانبه گذاشت .

حکایت ما کارخانه داران و تولید کنندگان استان همیشه محروم کهگیلویه و بویراحمد، در شرایطی فعلی که تحریم های جهانی و ضعف مدیریت داخلی(قانونی و اجرایی و …) چون دو تیغه ی قیچی برای نابود اقتصاد مملکت به حرکت درآمده اند. یکی داستانی است پر آب چشم و مصیبتی جانکاه و ناگوار که امروزه عارف و عامی با آن مواجه اند و به ابعاد فاجعه آمیز آن واقف و آگاه .

کارخانه داران این استان محروم در مقام مقایسه با مرکزنشینان و سایر مناطق مرفه و با امکانات، هیچگونه امتیازی از دولت نگرفته اند. نه نور چشمی بوده اند که فلان کارخانه صد میلیاردی را به ده میلیارد، آنهم قسطی بخرند و نه افراد صاحب نفوذی بوده اند که یک شبه به ثروتهای باد آورده برسند و جاده ی دور و درازی را به گامی طی کنند و … بلکه همه از صفر و بعضی هم از زیر صفر شروع کرده اند. دار و ندار خود را هزینه کرده و غالباً در نقاطی پرت و کوهستانی که هیچ امکاناتی نداشتته، تأسیساتی راه اندازی کرده اند. وقتی که دیگر آهی در بساط نداشتند برای اینکه کارشان متوقف نشود وامی به هرکدام با هزاران زحمت و تشریفات و … از طرف دولت پرداخت شد که با این وام ها بالاخره کارخانه لنگان لنگان توانست خود را به مرحله تولید برساند و فعالیت خود را شروع کند و …

وقتی می گویم ما کارخانه داران منظورم کسانی است که هنوز از نفس نایستاده اند و به طور کامل فعالیت شان متوقف نشده است و گرنه آنهایی که بالاجبار تعطیل شده اند و کارکنانشان اکنون بیکارند و به نان شب هم محتاج که دیگر حسابشان با کرام الکاتبین است.

اینجانب سالها پیش در اقدامی کاملاً غیر عقلانی از نظر معیارها و بازده اقتصادی، با هزینه کردن همه زندگی ام در مسیر جاده ی یاسوج – کاکان مبادرت به احداث کارخانه ای در دل و دامنه ی کوه نمودم جایی که هیچگونه امکاناتی نداشت نه از برق، آب و گاز و … خبری بود و نه از سایر مواهب و امکانات طبیعی در فاصله ای تقریباً 20 کیلومتر از مرکز شهر اینکه چه زحماتی کشیدم و چه هزینه هایی کردم تا بتوانم از صفر شروع کنم(چون از زیر صفر شروع کرده بودم) خود حدیث غم انگیز دیگری است. نه جاده ای بود، نه زمین مسطحی وجود داشت، نه رفت و آمد آسان بود و …. اهل فن می دانند که چقدر تفاوت است بین یک محیط و فضای آماده آن هم در کنار شهر با جایی دور افتاده که باید همه چیزش را آماده کرد . ایجاد جاده و تسطیح زمین و خاکبرداری …. آن هم بیش از 5  هزار متر مربع در دامنه ی کوه بیشتر به یک معجزه شبیه است تا یک کار سخت و طاقت فرسا .  از هزینه کردن 700  میلیون تومان که قدرت خرید آن در آن موقع چندین برابر حالا بود و با آن می شد چه سرمایه گذاری های مفید ی انجام داد آن هم بدون هیچ زحمتی نظیر خرید طلا و ارز و … دولت خدمتگذار تصویب کرد که یک میلیارد و هشتصد میلیون تومان به ما وام بدهد . تا بتوانیم ادامه دهیم . این وام را در مرحله های مختلفی  به صورت قطره چکانی پرداخت کردند تا مبادا از آن سوء استفاده ای بشود . ما هم پول را گرفتیم و همه ی آن را یا بابت بدهی های بالا آورده دادیم یا صرف خرید تاسیسات و دستگاههای لازم کردیم .

با توجه به شکل پرداخت وام ، امکان نداشت بتوانیم با آن جای دیگری سرمایه گذاری کنیم که حالا متهم مان به کار ناکرده می کنند . اگر این رندی و زیرکی را داشتیم که حالا برای باز پرداخت وام دچار این همه مشکل نبودیم و….

کارخانه دار محسوب شدن ما حکایت همان پالاندوزی است که می گفت ما خیاطها را کجا می برید ؟ کسانی را می توان کارخانه دار و بورژوا و … نامید و از توجه ویژه ی دولت خدمتگذار به ثروت های باد آورده رسیده اند جز یک تشابه اسمی هیچ مشابهتی با ما کارخانه داران دست به دهان این استان محروم ندارند . ما بجز همین کارخانه های کوچک و نه چندان با اهمیت در هفت آسمان یک ستاره هم نداریم که بدرخشد .

اگر در سطح کشور بحث مفسدین اقتصادی مطرح است و آنهایی که با زد و بندهای آنچنانی به غارت مملکت پرداخته اند و چنان هم قوی شده اند که هیچ نیرویی حریفشان نمی شود . در این استان کوچک و محروم و بینوا از این خبرها نیست. که مجموع ثروتهای منقول و غیر منقول همه ی آقاهای این جا معادل یک درصد ثروت یک آقازاده ی درجه چندم مرکز نشین هم نمی شود. چه میتوان کرد که زحوض خرد ماهی خرد خیزد

مسائل اقتصادی ظرایف و دقایق ویژه ی خود را دارند با مقوله های اقتصادی نه برخورد سیاسی جواب مناسب می دهد و نه نظامی و نه اداری و نه …

گره های اقتصادی را فقط باید با سرانگشت تدبیر بازکرد که کاری است صددرصد کارشناسی و تخصصی بسیاری از کارخانه هایی که حالا تعطیل اند با کمی دور اندیشی و انعطاف و تدبیر و همکاری مسئولین می توانستند تولیدشان متوقف نشود و به این روز نیفتند.

در نظر نگرفتن شرایط بحرانی اقتصادی کنونی و مبنا را فقط بر فشار گذاشتن روی کارخانه دار برای بازپرداخت به موقع بدهی به دولت، فقط به تعطیلی کارخانه می انجامد و در نهایت حراج کردن آن و سپردنش به دست عده ای دلال و ابن الوقت که برای بلعیدن چنین فرصت هایی همیشه آماده در کمین نشسته اند. در این میان هم کارخانه دار بازنده است و هم دولت و هم جامعه و مهمتر از همه کارکنانی که بیکار می شوند و … تو خود حدیث مفصل بخوان و …

در کنار مشکلات عدیده ای که با آن روبروئیم ، مشکل عمده ای امثال من که دست مان به جایی بند نیست . بازپرداخت به موقع اقساط وامی است که گرفته ایم .. مبلغ قسط برای شرایط معمولی و کارکرد کارخانه در بهترین حالتش تعیین شده است . یعنی ماهی هشتاد میلیون تومان کارخانه ای که ماهی هشتاد ملیون تومان باید قسط بپردازد ، مگر نه باید حداقل صد میلیون تومان درآمد ماهانه یا حداقل فروش داشته باشد ؟

کارخانه آب معدنی آریوبرزن در حال حاضر حداکثر فعالیتش حدود 20% حالت ایده ال آن است . (به علت تحریم محصولات پتروشیمی و ….) یعنی در واقع ظرفیت کاری آن به 20% تقلیل یافته است . همین 20% تولید هم به علت مشکلات ترانزیتی و …. به شهرستانها به موقع و مناسب توزیع نمی شود . همین مقدار هم که فروخته می شود ، پول آن کامل وصول نمی شود . یا قرضی است و یا قسطی و ….

در حال حاضر فروش کل تولیدات ما به ماهی 50 میلیون تومان هم نمی رسد . هزینه های جاری و حقوق کارکنان شاغل را که سی نفرند وقتی از آن کم کنیم شاید ده میلیون تومان هم باقی نمی ماند . با یک معادله ساده حالا روبروئیم . با ماهی ده میلیون تومان درآمد چگونه می توان ماهی هشتاد میلیون قسط پراخت کرد ؟

مسئولین محترم ارائه ی طریق بفرمایند که چگونه چنین کاری ممکن است ؟!

با توجه به وضعیت موجود ، همین که کارخانه ای بتواند هزینه های جاری اش را با فروش تولیدات محصولات خود در بیاورد که کارکنانش بیکار نشوند در نوع خود معجزه است.

روند نزولی فوق العاده ارزش ریالی، تورم افسار گسیخته و غیرقابل مهار، کمبودهای مواد اولیه ی لازم و … که مولود تحریم های بین المللی و ضعف مدیریت داخلی و … است. نه حکایتی است که قلم از عهده ی بیانش برآید.

استاندار محترم که با موفقیت کامل همه ی مشکلات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی و … را پشت سرگذاشته اند و مشکلی باقی نمانده که اوقاتشان را صرف حل آن بنمایند از کثرت بیکاری برای سرگرمی خودشان بانک ها را زیر فشار گذاشته اند که مطالباتشان را از مفسدان اقتصادی پی گیری کرده و به حساب این مفسدان فی الارض که غالباً کارخانه داران بومی اند، حتماً برسند.

ما هم از مجاهدت های اقتصادی ایشان که تاکنون نه توجهی به حل مشکلات واحدهای تولیدی داشته اند و نه خواسته اند درد دل مدیران این واحدها را بشنوند و نه اساساً بیکار شدن کارکنان این کارخانه ها برایشان مهم است و نه در نگاه کلان نگر ایشان تعطیلی این واحدها اهمیتی دارد، استقبال کرده و هم صدا با آن شاعر رانده و درمانده تر از خودمان عرض می کنیم

چشم اگر این است و ابرو این و ناز و غمزه این

الوداع ای زهد وتقوی الفراق ای عقل و دین

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • رمضانی ها و حسینی ها می‌گه:

    سردبیر محترم سایت لطفا این مطلب درج شود و به اطلاع آقای طاهری برسانید که شما که این ادعای را دارید و ما هم نمی گوییم که ناحق می گویید و حرفتان انصافا منطقی است اما شما چرا کارخانه تان را در مکانی احداث کرده اید که صاحبان انها راضی نیستند ؟ جاده کارخانه شما دقیقا از وسط میزان کم زمین خانواده های محترم رمضانی ها و حسینی ها می گذرد و متاسفانه این زمین را ناقص کرده اید و حاضر به رفع این مشکل نیستید و حتی بهای را نیز به صاحبان این زمین پرداخت نمی کنید . مطمئن باشید که خانواده های ذکر شده از شما راضی نیستند و تا زمانی که حق و حقوشان پردخت نشود یا راضی نشوند کارخانه شما خیر و برکتی نخواهد داشت پس هر چه زودتر نسبت به حلال کردن این کارخانه با رضایت خانواده ای حسینی و رمضانی اقدام کنید. در غیر این صورت نه در دنیا و نه در اخرت خیر و برکتی نخواهید دید.

200x208
200x208