تاریخ درج خبر : 1392/11/30
کد خبر : ۲۱۹۷۹۰
+ تغییر اندازه نوشته -

“در سوگ زبان مادری”

سایت استان: حسن صالحی

روز 21 فوریه(دوم اسفند)، از طرف سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) به عنوان «روز جهانی زبان مادری» نامگذاری شده است. طبق اعلام یونسکو، شش هزار گویش محلی در جهان رو به فراموشی است، و این نگرانی وجود دارد که چهل درصد از زبان‏های دنیا به فراموشی سپرده شوند.

یکی از اصول علم زبان‌شناسی، “کاربرد” می باشد که بر اساس آن اگر یک زبان و گویش مورد کاربرد قرار نگیرد، بعد ازمدتی به‌دست فراموشی سپرده شده و از بین خواهد رفت. متاسفانه، امروزه زبان و گویش ما مورد این بی مهری واقع شده، و همزبانان ما دچار یک نوع خودکم‌بینی در مقابل سایر زبان ها و گویش‌ها شده و آن را نشانه عقب‌ماندگی و ضعف میدانند. با این روند در آینده ای نه چندان دور گویش زیبای ما نیز مشمول این نابودی خواهد بود. این درحالی است که هموطنان دیگر ما که به گویش‌های دیگر سخن میگویند برای رسمی شدن زبان و گویش خود، و حتی تدریس زبان مادری در مدارس و دانشگاهها تلاش می‌کنند. همچنین کلمات و اصطلاحات فراموش شده و درحال فراموشی خود را احیا کرده و با ساخت واژه های معادل جدید و گاهی نیز با ابداع رسم الخط ویژه، سعی در زنده و پویا کردن زبان و گویش خویش دارند.

21feb1

یکی از موارد بنیادین کاربرد زبان ها، گویش‌ها و لهجه ها آثار ادبی و هنری است که در آنها پدید می‌آید. لذا هر لهجه و زبانی که آثار نمایشی، نظم و نثر، موسیقی و نیز کاربرد ضرب‌المثل‌هایش کم باشد، رو به زوال گذاشته و به تدریج از بین می‌رود. متاسفانه در این زمینه در استانهای لرنشین، کارهای قابل توجهی در حوزه های ادبی و هنری نشده و از معدود کارهای انجام شده نیز حمایتهای موثر و دلگرم کننده ای نیز انجام نمی‌شود. تنها شاید بتوان حساب موسیقی را جدا کرد و باید گفت موسیقی لری بویژه در لرستان و بختیاری، تاکنون میدان دار بوده، و مسئولیت سایر آثار ادبی و هنری را به دوش کشیده است.
متاسفانه صدا و سیما بعنوان تاثیرگذارترین رسانه، در زمینه ترویج، قوام و پاسداری از زبان مادری نمره قبولی نمی‌گیرد. صدا و سیمای استانی بویژه در استانهای لرنشین به جای آنکه با برنامه ها و مستندهای حرفه ای و قوی، جلوی هجمه به زبان بومی را بگیرد، خود متاثر از این فرهنگ غلط وارداتی قرار گرفته و اغلب در برنامه های طنز و لوده بازی از زبان محلی استفاده، و به نهادینه کردن جایگاه نازل آن میان مردم عادی کمک می‌کند. در اندک برنامه های جدی نیز که از زبان بومی استفاده می‌شود چنان تصنعی و بی قاعده بکار می‌رود که دل‌زدگی و گریز از زبان را به جای گرایش به آن به دنبال دارد.

بدلایل مذکور و با وجود خلا عظیم پشتوانه های ادبی و هنری برای زبان بومی، چند سالی است که در قالب یک خودزنی عظیم، میان مردم ما رواج یافته که با فرزندان خود فارسی صحبت می‌کنند. متاسفانه این مساله با سرعت فراوان همه گیر شده و در حال ازبین بردن فرهنگ و زبان بومی است. برای توجیه این کار، ناتوانی در سخن گفتن، و قدرت بیان ضعیف را در مدرسه یا دانشگاه و … بهانه قرار می‌دهند.

درپاسخ باید گفت: آیا ضعف بیان یا ناتوانی در دفاع از حق خود، در اثر زبان مادری است؟ آیا همتباران ما، طی تاریخ در رساندن منظورشان مشکل داشته‌اند؟ آیا امروزه در دانشگاههای سراسر ایران و جهان، اساتید و دانشجویان بیشماری با همین گویش نداریم؟ آیا جز این است که بزرگانی چون استاد زرین کوب، استاد جعفر شهیدی، قیصر امین پور، حسین پناهی، دکتر ملک حسینی، مسعود بختیاری و بسیاری مفاخر علمی و فرهنگی و هنری دیگر، با همین زبان به این جایگاه رسیده اند؟

مشکل اساسی ما و فرزندان ما، هیچ ارتباطی با زبان مادری و بومی هزاران ساله‌ی ما ندارد و تنها در دو نکته خلاصه میشود؛ فقر و عدم اعتماد به نفس، که هردو لازم و ملزوم همدیگربوده و ارتباط خطی بسیار قوی با یکدیگر دارند. همانگونه که افرادی با زبانهای دیگر نیز وجود دارند که بدون اعتماد به نفس بوده وتوان دفاع از حق خود را ندارند.

سخن راندن درباره فقر و عقب‌ماندگی استانهای زرخیز و پُرنعمت ما در ظرف این نوشتار نمی‌گنجد. هرچند همانطور که اشاره شد، یکی از ریشه های اصلی این خودزنی ها در قالب تمسخر و خروج از زبان مادری است. اما در باب نبود اعتماد به نفس باید دانست آنگاه که در خانه هایمان به بهانه های مختلف، راه را بر گفتگو و اظهار نظر بسته، و به فرزند خود اجازه ابراز وجود نداده‌ایم. آنگاه که حسرت مهربانی با خانواده، و یک در آغوش کشیدن را به دلایل مختلف بر دل فرزندمان گذاشته‌ایم. آنگاه که دخترانمان در پستوی خانه نهان مانده و صدایشان را خفه کرده‌ایم. ناخودآگاه و بی ارتباط با زبانِ گفتار، بذر عدم اعتماد به نفس را درنهاد فرزندان کاشته، و باعث می‌شویم که تُهی و بدون اعتماد به نفس رشد کرده و توان بیان خواسته هایشان را نداشته باشند.

زبان یکی از ارکان هویت جامعه است، و مرگ آن، مرگ فرهنگ و هویت است. ما برای انقراض و مرگ کامل زبان مادریمان تنها یک نسل دیگر زمان لازم داریم. با ادامه این روند فرزندان ما، شاید لری را به جهت نیمه جانی که هنوز دارد بشنوند و بفهمند ولی چون قادر به تکلم به این زبان نیستند، در نسل بعد از آنها کار زبان بومی تمام خواهد بود. ما در مجالسی با حضارِ همزبان و حتی با هم‌تباران خود در خیابان، مغازه، تاکسی، نانوایی و… فارسی حرف می‌زنیم و آنرا نشانه تشخّص می‌دانیم. همچنین پذیرفته‌ایم که به محض دیدن میکروفون، حتما باید فارسی صحبت کرد. و تا جایی عقب رفته ایم که اگر کسی در جمعی یا در رادیو و تلویزیون، در میان سیلی ازکلمات فارسی، کلمه‌ای با گویش محلی بکار برد یعنی اینکه سوتی داده و مضحکه می‌شود. ما حتی در برخی موارد “لر بودن” خود را نیز انکار می‌کنیم.
چرا با فرزندان خود فارسی صحبت می‌کنیم و با تلاشی مفتضحانه، کمر به نابودی زبان مادری خود بسته‌ایم؟ آیا این خود تزریق مستقیم عدم اعتماد به نفس به روح و روان فرزاندانمان نیست؟ آیا با این کار برتری سایر تبارها و زبانها را نپذیرفته ایم؟ آیا این همان عدم اعتماد به نفس دیرین نیست که ریشه در واپس ماندگی و عقب نگهداشتن قوم ما در طول تاریخ دارد؟

ما دردمان را اشتباه تشخیص داده‌ایم و طبیعتا برای آن نسخه اشتباه پیچیده‌ایم. فقر و عقب نگهداشته شدن و عدم خودباوری دردیست که در طول سالیان دراز، در وجود ما نهادینه شده است. بنابراین با تغییر زبان و “تهرانیزه” کردن آن، غبار غَمبار فقر و عقب ماندگی از روی شهر و دیار ما پاک نخواهد شد. همه ما از نخبگان جامعه تا مردم عادی، دولت‌ها، رسانه ها و … در بوجود آمدن وضع موجود مسئولیم. پس بیاییم همت کنیم، به لر بودن خود افتخار کرده و جلوی قداست زدایی از زبان مادریمان را گرفته و با افتخار تمام به فرزندانمان راه درست زیستن را در دامان فرهنگ کهن لری بیاموزیم. امروزه برهمه ما واجب است که همانطور که تاکنون سنگر به سنگر عقب رفته ایم، از زبان گفتار در خانواده شروع کرده و گام به گام در راه پیشرفت تا تعالی قوم و تبارمان و درخشیدن بر تارک ایران زمین قدم برداریم.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • نوروزی می‌گه:

    در رشت جشنواره ی زبان مادری برگزار می شود.

  • صالحی می‌گه:

    ابتدا به همه دوستان که نوشته اینجانب را خوانده و نظر داده اند، سلام کرده و صمیمانه سپاسگزارم. دوم اینکه برخی دوستان همه همت خود را در دادن درس زبانشناسی و تفهیم تفاوت زبان و گویش و لهجه بکار گرفته و اصل ماجرا را عمدا یا سهوا فراموش کرده اند. باید گفت واژه ی به کار رفته برای “نوع تکلم” مورد اصرار و مناقشه نیست. اصلا میتوان به جای زبان یا گویش یا لهجه، کلمه ی دیگری بکارببریم. اصلا بگوییم همان “گپ زدن” خودمان. چه فرقی میکند؟ مشکل که همچنان باقی است. وانگهی اگر بر گویش بودن لری اینهمه تاکید و آنرا نفی کرده و برای “فارسی روان صحبت کردن” دلیل می آورید، باید گفت زبان فارسی آن است که سعدی و حافظ و مولوی و بزرگان دیگر به آن مینوشته اند. این نوع گفتاری که ما به نام فارسی در حال ترویج و جایگزین کردن آن هستیم نیز لهجه ای بیش نیست (مثلا لهجه تهرانی). سوم اینکه، اگر انسان به فرهنگ و هویت خود دفاع و از آن دفاع نکند، پس آیا چیزی برای دفاع باقی میماند؟ با این شرایط، اگر قرار است تعصب نداشته باشیم، پس چرا ما در سطح ملی از زبان فارسی در برابر واژگان بیگانه دفاع کرده و فرهنگستان زبان درست کرده ایم؟ پس چرا به زبان انگلیسی که زبان بین المللی است سخن نمیگوییم؟ در آخر آنچه که جان آدم را می آزارد و مرا به نوشتن این مطلب واداشته، نکته ای است که دوست گرامی “مربی مهد کودک از یاسوج” در کامنت خود اشاره کرده است. ببینید دوستان اوضاع خرابتر از آن است که فکر میکنیم. در این مورد با دوستی بحث میکردم در بخشی از صحبتش گفت: ” وای نه! چه کاریه با بچه لری صحبت کنیم، خدای نکرده لهجه میگیره !!!” ما کار را به جایی رسانده ایم و حقارت را تا حدی پذیرفته ایم که لهجه لری داشتن را از “سرطان داشتن” یا “ایدز داشتن” خطرناکتر می دانیم.

  • حرف حق می‌گه:

    قابل توجه خبر نگار عزیزی که گویش لری را علت عدم یادگیری زبان فارسی میدانند عرض کنم که بزرگوار ما خود میدانیم که لری لهجه است نه زبان .ولی یه خورده به همان لهجه که مادران وپدران مان به آن تکلم میکنند ادای احترام کن.این را تعصب بجا میگویند نه بیجا.این را احترام به خود مینامند نه تعصب نابجا.این را اصل خویش را پنداشتن مینا مند نه ………………………./ با تشکر از شما امیدوارم ازآن دسته همولایتیهایی نباشید که زبان دیگران را بر نحوه تکلم خود ارج می نهند.این گذشت نیست پا گذاشتن روی اصل است..

    • خبرنگار می‌گه:

      با تشکر از حرف حق ، از این لحاظ بکاملا ا شما موافقم که باید ارج گذاشت لهجه مادری را . اما خوب است فارسی اصیل را را
      هم بخوبی در کنار ان فرا گیریم

  • خبرنگار می‌گه:

    قابل توجه نویسنده محترم : متاسفانه اشتباهی که همه ما داریم این است که تصور می کنیم لری زبان است در حالی که قوم لر هم زیرمجموعه ای از قوم پارس است و در اصل زبان ما هم فارسی است اما به خاطر واقع شدن در منطقه ای جغرافیایی به تدریج به گویش لری تلفظ شده است یعنی می توان گفت این گویش هم در اصل بکار گیری زبان اصیل فارسی مثل فارسی دری و تاجیکی و هم متاسفانه بکاربردن ناصحیح کلمات فارسی است . کاملا مشخص است که گویش لری مثل گویشهای اصفهانی شیرازی بختیاری و خرم ابادی دری و تاجیکی فقط گویشی از زبان فارسی است و این گویش زبان دیگری نیست بجز فارسی . پس تعصب را کنار بگذاریم و اگر چه گویشمان را لازم است ارج نهیم اما شایسته است فارسی را به نحو احسن تلفظ کنیم . عربی و ترکی و حتی کردی یک زبان هستند اما لری فقط گویش است و نه زبان و. پس لازم و شایسته است فارسی را بخوبی یاد گرفت و فرزندانمان هم از سن کودکی فارسی روان بیاموزیم . متاسفانه یک اشکال بزرگ استان مان این است که در فن بیان مشکل داریم و دلیل اصلی آن هم این است که به خاطر گویش لری زبان فارسی را به خوبی یادنگرفته ایم

  • مربی مهد کودک از یاسوج می‌گه:

    باسلام و عرض ادب خدمت نویسنده محترم این مقاله بسیار زیبا ؛به بهانه تایید این متن واقعی و محسوس ؛متاسفانه این معضل مانند غده سرطانی چنان ریشه دوانیده بطوریکه یکی از شرطهای اساسی پدر ومادرها این است که اصراربه ثبت نام کودکانشان در مهد کودکی که مربی و مدیر فارس زبانی که اصالت و محیط پرورششان نا مشخص است را دارند و بعضا”از زبان کودکان میشنویم که دلتنگ پدربزرگ و مادر بزرگشان هستندکه علت را با پاسخ اینکه آنها تاثیربد بر روی لهجه فرزندمان دارند میدانندواقعا”جای بسی تاسف دارد .این مورد در مورد ترکهای آذری درست عکس لرها مشاهده میگردد.با تعصبات بی دلیل زبان مادری کم کم اصالت و تعصبات بومی هم بدست فراموشی سپرده میشود.انشاله که بتوانیم با کمک هم سعی در توجیه چنین افرادی که امکان فراموشی خود را نیز خواهند داشت داشته باشیم.

  • احمد می‌گه:

    احتراما تحصیل کرده های قلم به دست ما بدانند که لری گویش است نه زبان با تشکر از قلمتان

  • حرف حق می‌گه:

    با تشکر از نویسنده محترم.ادامه دهید ادامه دهید ادامه دهید.مطب بسار زیبا وبجاست.انصافآمگه زبان مادری ما چه عیبی دارد که همه میکوشیم فرزندانمان را به زبان غیر از آن سوق دهیم؟.چه بی انصافی باتر از این میشو نام برد درحق گذشتگانمان در حق خودمان و به نوعی کفر درگفتار ؟مگه همین زبان نعمت خدا نیست که کفرش میکنیم چرا دیگران میتوانند ؟مثل اصفهانیها؛ یزدیها ؛بلوچها ؛کردها ؛و..و…؟وقتی با این اقشار هم کلام میشویم مجبوریم بفهفیم که چه میگویند بدون از انکه تغغیر زبان دهند.مگه گذشتگان ونسلهای ما قبل از ما در صبت کردن زبان فارسی در جاهای دگر عاجز بودند .بدون انکه زبان مادری را از یاد برده باشند؟پس همت همگان را میطلبد که با و ر کنیم وباور داشته باشیم زبان شیرین مادریمان را زبان بی زیان لری را./

  • امراله نصرالهی می‌گه:

    درود بر شما
    تدکاری است به وقت و تلنگری است از سر درد من نیز در این وانفسای تهرانیزه کردن که در نوع خود مصیبتی است با شما همنوایم تازه ما نه تنها به فرزندان خود تهرانیزه شدن را به آنها حقنه می کنیم که گویا در میان فرصت طلبان و سیاسیون و چهره های دیگر این تهرانیزه شدن را با رفتن و سکونت گزیدن در تهران کامل میکنند باید به آنان گفت زاغه میخواست راه رفتن کبک و بیاموزد راه رفتن خودش ام یادش رفت

  • دانشجو می‌گه:

    با تشکر از نویسنده محترم
    واقعا هر کسی هر قدمی در این راه بردارد و جامعه را به این خطر آگاه کند کار مهم و بزرگی کرده است.
    به نظر من یکی از مهمترین معضلات فعلی استان ما که در آینده عواقب وحشتناکی دارد همین موضوع زبان است.
    از صدا و سیمای استان با این گویش من درآوردی و زشت اکثر مجریانش، تا کودکان فارس زبان لر تبار استان که آن هم به لطف لهجه والدین و اطرافیان، نه فارسی خوب حرف میزنند و نه لری! همه و همه به شدت نگران کننده اند…

  • […] منبع خبر: سایت استان کهگیلویه و بویراحمد […]

200x208
200x208