تاریخ درج خبر : 1392/12/01
کد خبر : ۲۲۰۶۰۲
+ تغییر اندازه نوشته -

“مدیریت کسب و کار”

سایت استان: پوریا پورمحمدی

مدیریت فرایندی است که موجب توسعه و بالندگی سازمان می شود و از قهقرای آن جلوگیری می کند. فرایند مدیریت از دیرباز مطرح بوده، اما در طول تاریخ با رشد سازمان که یک نهاد اجتماعی مبتنی بر هدف می باشد سیر تحولی را طی نموده و در این چرخه منعطف بارها شاهد تغییراتی درمعیار و ارزش ها بوده ایم در حالی که ماهیت قضیه ، که موضوع رهبری و هدایت است ثابت مانده است.سازمان ها که اساس شکل گیری آنها متشکل از دو یا چند تن که در محیطی با ساختار منظم و از پیش تعیین شده برای نیل به اهداف گروهی تشکیل و در ادامه تبیین می شوند در تمام فعالیت ها ائم از قانونی و شرعی و زیر نظر مستقیم حکومت مرکزی و گاه در جهت فعالیت های غیر قانونی و خرابکارانه در جهت معاند نظام همگی دارای ساختارهایی می باشند که حوزه ی رسیدگی به صلاحیت هر کدام از آنها زیر نظر ارگان ذی ربط و مربوطه می باشد. مدیریت موضوعی است که همراه با زندگی اجتماعی انسان و حتی قبل از آن نیز مطرح بوده است.

سنگ نوشته ها و اسناد موجود گواه این است که در چین باستان، ایران کهن، مصر ، یونان و روم قدیم مهارتهایی برای ایجاد هماهنگی و رهبری سازمانهای همگانی وجود داشته است همانطور که سوابق بدست آمده حاکی از آن است که مردم چین به بعضی از اصول مدیریت در ارتباط با سازماندهی ، برنامه ریزی ، رهبری ، و کنترل آگاه بودند.

ایران باستان

در دوره ی هخامنشیان ، بخصوص پادشاهی داریوش و خشایار شاه تمامی کارکنان دارای شرح وظایف بوده و از یک نظام متحد با دستمزدی طبقه بندی شده پیروی و در فرآیندهای اداری نظیر ماموریت ، پرداخت ، دریافت و تحویل کالا مورد استفاده قرار می گرفتند و قلمرو شاهنشاهی آن زمان به ساتراپی (استان) و مسئولیت آن را نیز یک ساتراپ (حاکم) بر عهده داشته است.کوروش بزرگ تقسیم کار ، وحدت فرماندهی و نظم و ترتیب را شرط توفیق در اداره ی امور می دانسته است.

مصر

به نوشته ی هردوت اهرام ثلاثه به دست 4000 هزار کارگر و برده در مدت 20 سال ساخته شده ، هر چند اهرام ثلاله جزء عجایب جهان به شمار می رود اما وسعت و عظمت این بناها نشان دهنده ی نوع عظمت و مدیریتی است که تا کنون آثارش پابرجا مانده و خود گویای برنامه ریزی ، سازماندهی و کنترل پروژه در حد بالایی می باشد.در دوران باستان مدیریت در مرحله ی تجربه ” آزمایش و خطا ” بوده و هیچگونه تئوری خاص یا تبادل افکار و تجربه وجود نداشته است.

در سده های میانی

در سده های میانی دانشمندان ایرانی ، هندی ، عرب و اسپانیولی بر پایه ی اصول برابری ، برادری ، عدالت و … قوانین مدون نظامی ، قضایی ، مالی ، حکومتی و علمی خوبی تنظیم نمودند.
افلاطون جامعه را مانند بدن به سه قسمت زیر تقسیم می نماید:

1.سر: که منظور از آن اداره کنندگان جامعه و زمامداران می باشد.این افراد به منزله ی قوه ی عاقله و اداره کننده ی کشور هستند.

2.قلب یا سینه: افلاطون سپاهیان و قوای نظامی را که حافظ امنیت جامعه هستند به سینه تشبیه می کند.

3.شکم: وی افرادی را که در تهیه ی نیازمندیهای مردم در کشاورزی یا صنعت کار می کنند و وسایل ادامه ی حیات مردم را فراهم می آورند به شکم تشبیه می کند.

نظام اجتماعی مورد توصیه ی او جامعه ای است که آن را مدینه فاضله می نامد و تعادل میان این سه جزء همانطور که در انسان موجب سلامتی خواهد بود در اجتماع نیز از اساسی ترین ضروریات است و امکان نیل به عدالت را فراهم می کند.

از نظر مولای متقیان امام علی (ع) نقش مدیر و زمامدار کشور هماننند رشته ای است که از وسط مهره ها گذشته و آن را در یک محور گرد آورده و به یکدیگر پیوند زده است.هر گاه این رشته ها پاره شوند مهره ها عامل ارتباط را از دست داده و پراکنده خواهند شد و گسستن آن رشته دیگر زمینه ای برای گردآوری وجود ندارند.

مدیریت در دوران صنعتی

تا اواخر قرن نوزدهم دانش مدیریت نیز مانند بسیاری از علوم دیگر در قلمرو فلسفه و فلاسفه قرار داشت. پس از انقلاب صنعتی و از اواخر قرن نوزدهم در غرب دانش مدیریت نیز همچون علوم پزشکی ، مهندسی ، فلسفه و … جای خود را در دانشگاههای معتبر باز کرد و به تدریج در ردیف سایر علوم دانشگاهی قرار گرفت.

از دیرباز و از زمان رونق صنعت در کشورمان چیزی که بسیار نمایان شد مدیریتی غیر بوروکراتیک و مبتنی بر سنت بود که این وجه در صنعت استانمان بسیار متبلور شد و کار را به جایی رسانید که چرخ صنعتمان را به جای چرخش از حرکت و تکاپو واداشت که نمود آن را می توان در شهرک های صنعتی خاموش استانمان و کوله باری از قسط های معوقه ی بانکی و سود در سود دوره های مشارکت که گاها منجر به مصادره ی واحدهای صنعتی و بازداشت و به اجرا گذاشتن ضمانت های آنان می باشد را در چهره های مغموم صنعتگرانمان دید.در شکست یک بنگاه اقتصادی عوامل بسیاری نظیراوضاع و احوال اقتصادی حاکم بردنیا و در کشورمان حذف یارانه ها و تحریم ها (عوامل بیرونی) و فعالیت های ضعیف در زمینه های مدیریت بازرگانی ، تفویض اختیارات ، حسابداری ، فنی و امنیتی که همگی درون سازمانی(عوامل درونی) می باشند را دخیل دانست.

در مدیریت یک بنگاه اقتصادی شاخه های فعالیت متعدد است اما چیزی که در همه ی آنها مشترک است هزینه ها می باشد. صنعتگر از شروع پروسه و از مرحله ی اخذ مجوزات لازم تا افتتاحیه و تولید آزمایشی کارخانه متحمل هزینه هایی گزاف است و تنها نقطه ی اسایشی که صنعتگر با تکیه بر آن می تواند ضرر و زیان ناشی از نوسانات مواد اولیه و سودهای آنچنانی دوره ی مشارکت را رفع و آنها را پرداخت نمایند مبحث مدیریت فروش ومنابع انسانی است که مشکل عمده ی اکثر کسب و کارهای استانمان می باشد.

مدیریت عملیاتی بازاریابی در فروش مجموعه ای از فعالیتها برای رفع نیازهای مشتری به شرط رضایت مشتری و سود آوری شرکت است که یکی از نکات کلیدی در موفقیت یک سازمان اقتصادی می باشد.شروع فرآیند کسب و کار در شرکتها مدیریت رفتار سازمانی و رهبری در فروش و همچنین تعیین بازار هدف یا (target Market) است. برخورداری از کارکنان فرهیخته و ارزشمند منجر به بهره وری هرچه بیشتر سازمان ها خواهد شد مقوله ای که از آن به عنوان تخصص گرایی یاد می کنیم در حالی که در بسیاری از سازمان ها بدین گونه نیست و در صورتی که از بعضی صنعتگران راجع به پست سازمانی مدیریت فروش سوال کنیم تنها جوابی که به ذهن آنها می رسد هزینه ای اضافی باشد و ترجیح می دهند همه ی این بارهای سنگین مسئولیتی را بر دوش مدیر داخلی کارخانه واگذار نماید ، در حالی که می توان با انتصاب مدیر فروش تفویض اختیار نموده و این فرآیند سنگین استراتژی و بخش بندی بازار را برعهده ی یک مدیر توانمند واگذار نموده و شرکت را پس از مدتی به سود آوری و رسیدن به نقطه ی سر به سری رسانید.

هر مدیری با توجه به نوع کار سطح سازمان و شرایط محیطی به درجاتی از مهارتهای مدیریتی نیاز دارد که می بایست بر زیر شاخه های مدیریت کسب و کار در فروش که در ذیل آمده است علم و آگاهی کامل داشته باشد:

1.مبانی سازمان و مدیریت.
2.مدیریت عملیاتی بازاریابی.
3.مهارتهای حرفه ای مدیر فروش.
4.مدیریت مالی و حسابداری فروش.
5.مدیریت منابع انسانی در فروش .
6.مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات در فروش.
7.مدیریت رفتار سازمانی و رهبری در فروش.
8.مهندسی فروش.
9.روانشناسی و مدیریت ارتباط با مشتری.
10.تحلیلهای آماری و تحقیقات بازار در فروش.
11.مدیریت استراتژیک فروش.

نتیجه گیری کلی:

مدیریت به شکل یک هرم است که در پایین آن مدیریت عالی ، در بالا عملیاتی ، که مدیران عملیاتی جزو آن دسته از مدیران پر مشغله محسوب که مراجعه مکرر افراد موجب انقطاع کارشان می شود.مدیریت میانی به طور مستقیم ملزم به گزارش به سرپرستان خود می باشند و نقش حلقه ی واسطی را میان مدیریت عالی و مدیران عملیاتی به عهده دارند و بیشتر وقت خود را به تحلیل داده ها ، آماده کردن اطلاعات برای تصمیم گیری های مدیران عالی به پروژه های معین برای سرپرستان و جهت دادن به کار مدیران عملیاتی می گذرانند.مدیریت عالی هم در نقش های عملیاتی و میانی موفق بوده و عملکرد کلی واحدهای عمده را ارزیابی می نماید.

علی ایحال کلاه خود را قاضی نماییم که شکست بنگاه های اقتصادی از اثرات حذف یارانه و اقتصاد بیمار دنیا است یا بر اثر سوء مدیریت و بینش و تدبرمان است؟
در پایان با جمله ای از ماکسیم گورکی مطلب خود را به پایان می رسانم :

” اگر کار تخصصی و تفریح باشد زندگی لذت بخش است و اگر از روی وظیفه باشد ، زندگی بردگی است “

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • بهنام می‌گه:

    بنام خدا

    موضوع خوبی بود
    انشالله موفقیت و پیروزی روز افزونی را برات از محضر خداوند منان ارزو مندم

  • حسین الهامی زاده می‌گه:

    به نام حق
    سلام به همه ی هم استانی های عزیز به خصوص دوست عزیزمان مهندس پوریا پورمحدی
    نوشته کارامد و جامع و کاملی بود و نگاهی که به تاریخ کهن و سده های گذشته داشته اید شمه ای از حال وهوای مدیریت ان روزگار و شرایط حاکم بر ان را برایمان مشخص نمود و بر همگان اشکار است که این لازمه از همان ابتدای تشکیل جوامع بشری وجود داشته و بقاء ان جوامع در گرو مدیریت بوده گرچه مدیریت امروزی با مفهوم و شکل مدیریت ان روزگار بسیار متفاوت است . ونیز باید توجه داشت که منطقا هر شیوه ای خاص و باید متناسب با دوره خود باشد و طبیعی است که پس طی مدت زمانی با توجه به تولد اندیشه های نو و شیوه های جدید زندگی و رشد سطح زندگی و قدرت روز افزون و بی رقیب تکنولوزی پاره ای از و یا حتی گاهی کلا مدیریت گذشته به نظر نا کارامد امده و حتی میبینیم که مصداق بارز نقض حقوق فردیست اما چه میشه کرد رویه ای بوده و گذشت اما زیبا اینجاست که در قدم های نو با تامل بیشتری در راستای ایجاد رویه های مدیریتی قدم برداریم که این امر مستلزم تلاش بی وقفه و پشتکار نیک سرشتانه شما دوستان عزیز و علاقه مند به این رشته است .
    ضمن تشکر از زحمات شما ارزوی توفیق روز افزون را از خداوند متعال برای شما دوست عزیز خواستاریم.
    (تعداد کمی باران را میفهمند / بقیه فقط خیس میشوند)

  • ف.آ می‌گه:

    درود بر شما جناب پور محمدی,قلمتان روان باد.
    عالی نوشتید ,امید است در نوشته های بعدی با ذکر منابع به وزن مقاله تان بیفزایید.

  • همنورد می‌گه:

    جناب پورمحمدی بسیار مقاله مختصر و مفیدی ارائه دادید. در جواب برخی دوستان باید عرض کنم جای بحث در این زمینه زمانی به بلندای تاریخ مدیریت میخواد. جناب پورمحمدی به اقتضای نوشته ای درحد مقاله بسیار عالی کار کردند. باتشکر

  • ميلاد عزيزي می‌گه:

    تبرک میگم واقعا عالی نوشتی

  • مطهری می‌گه:

    ناشناس، به نظر میرسد که شما مطلب را کامل نخوانده اید، نویسنده در مورد موضوع مطروحه در رابطه با سرنوشت 4000 کارگر در پاراگراف مربوط آورده است که :
    در دوران باستان مدیریت در مرحله ی تجربه ” آزمایش و خطا ” بوده و هیچگونه “تئوری خاص” یا “تبادل افکار و تجربه” وجود نداشته است.
    بیایید در آوردن نظرات پراکنده گویی را کنار بگذاریم، بیایید مسائل جامعه شناختی را در تمام حوزه ها وارد نکنیم. با چارچوب صحبت کردن یعنی هدفمند کردن تفکر و دوری از اغتشاشات فکری.
    اما آقای پورمحمدی مطمئنا شما تئوریسین این مباحث نبودید و نظریه پردازی نیازمند پیشینه قوی نظری است و یقینا بسیاری از نویسندگان این صفحه نیز مطالب خود را با استفاده از منابعی می نویسند، ای کاش شما که به این خوبی موضوع را انتظام داده اید منابع نظری خود را در انتهای مقاله تان ذکر می نمودید.

  • احمد پروانه از یاسوج می‌گه:

    به نام یزدان پاک
    درود جناب پورمحمدی
    بسیار صحبت های زیبا و متن شیوای بود. اشاره به همه قسمت های این تخصص داشتید و به خصوص که تاریخی هم صحبت کردین. لازم به ذکر است که متن شما برای کسانی که اهل فن باشند قابل درک و فهم میباشد. در جواب بعضی از نوشته ها اگر بخواهیم به همه نقطه های ریز اشاره بکنیم و به ریز بینی بپردازیم و توضیح داده شود بایدصحبت از کتاب کرد و شروع به نوشتن کتاب بکنیم نه مقاله کوچک و کاملی اینچنین. در جواب دوست دیگر: با احترام لازم به ذکر است که صحبت شما در مورد 4000 که در زمین دفن شدند این کار برمیگردد به خوی آن مسءول و زمان و تاریخش نه به حرفه مدیریت هر رفتاری بستگس به زمان مکان و شرایت دارد. آیا مدیریت زندان با دانشگاه به یک روش است؟ کوروش بزرگ به گونه ای مدیریت کرد و بخت النصر پادشاه بابل به گونه ای .با سپاس از جناب آقای پور محمدی.

  • ناشناس می‌گه:

    جناب درود میفرستم بر هر انکه مطلبی بنویسد و این توانایی رو داشته باشد .حال اگر همه ی مطلب کپی باشد یا بدل یا اصل و . . . چرا که کمترین حسن اش یاداوریی هست برای من و امثال من حقیر و بیسواد. اما دوست خوب من اشاره کردید به اینکه اهرام ثلاثه و عظمت و مدیریتی که بر ساخت ان حاکم بود .میخوام بپرسم ان 4000 هزار چه شدند؟ این چه مدیریت با عظمتی بوده که 4000 هزار انسان را در پی ها و اعماق دهها متر زیر زمین همون اهرام مدفون کردند و نام نشانیی از انها نیست ؟ در وهله ی دویم به قول قدما تئوری خواندن با انچه که در عمل هست باور بفرمایید دو مقوله ی متفاوت میباشد و همیشه بزرگترین تئوریسین ها و تئوری پردازها در کشور ما بوده اما به هنگام عمل که میرسد مغزمان از حرکت باز می ایستد و نمیدانم سببش چیست.سییم بگو که چه باید کرد؟نه انکه بگویی مدیریت به این و اون مهارتها نیاز دارد بیسواد ترین مدیر هم چیزکی خوانده و چیزکی میگوید برای خالی نماندن عریضه.شما به یقین اسیب شناسی کرده اید مدیریت رو در استان و میدانید که ساختار مدیریت در این استان که من به اون بنام رفتار فصلی یاد میکنم نه مدیریت تحت تاثیر مولفه هایی است که در هیچ منبع و کتابی حتی اشاره ای به ان نشده است. لذا رفیق توقع دارم که واقع بینانه به این حوزه بیندیشید.

  • ناشناس می‌گه:

    هر کسی که توی دانشگاه یه واحد مدیریت پاس کرده باشه این مطالب رو میدونه و یا یه کتاب مدیریت خونده باشه !
    مطرح کردن یه سری مباحث نظری کپی پیستی که نمیشه مقاله و یادداشت

    • گرجي از باشت می‌گه:

      بز چه داند ، قیمت نقل و نبات.
      از جمله مقاله هایی بود که اهنگ و ریتم در ان به خوبی موج میزد و در پاسخ به ناشناس باید عرض نمایم در هنرهای مقاله نویسی و اثار اینچنینی گرداوری و تألیف صحیح و به کارگیری درست ، هنر نگارنده مطلب را نشان می دهد.

  • ناظر می‌گه:

    نویسنده عزیز، با سپاس از توجه و نگاه ویژه شما به صنعت استان.
    اگرچه تاثیر اقتصاد بیمار و سیستم بانکی صنعت برانداز را نمی توان نادیده گرفت، اما همانگونه که در نتیجه گیری گفتید، نگرش غیرعلمی و عدم تخصص در مدیریت تولید و عرضه به عاملی بازدارنده در پیشرفت صنعت استان تبدیل شده که امید می رود با ظهور و گسترش زیرساخت های علمی و آموزشی جهت ارتقاء مدیریت صنعتی، به خصوص در میان صنعتگران بومی، گامی موثر در ایجاد اشتغال و توسعه پایدار در استان برداشته شود. موفق باشید.

  • آرش جهانگیری می‌گه:

    شوق و اشتیاق دادی پوریا جان هر چند حقیقت تلخه.همه چی تکمیل و کار درستی جناب مهندس

  • رمضانيان می‌گه:

    ممنون از اطلاعاتی که ارائه کردین.هم تاریخی بود و هم تحلیل مدیریتی.از خدا می خوام که همیشه موفق باشین.

  • اندرزیان از تهران می‌گه:

    جناب پورمحمدی مقاله ی خوب و پویایی بود ولی ای کاش ذکر می کردین عوامل بیرونی بیشتری هم هست به جز مدیریت فروش و مسائل مدیریتی که باید به آنها پرداخت.
    سپاس بیکران

  • قبادی می‌گه:

    سیر قهقرایی پروسه ای است که در اکثر سازمان ها مشاهده می گردد.
    چه زیبا اصل مطلب را ادا کردین جناب پورمحمدی و کاشکی کاشکی، قضاوتی در کار بود.صنعت ما به امثال شما نیاز داره نه به رابطه و مدیریت بر اساس خاله خورزویی.

  • امینی از یاسوج می‌گه:

    از مقاله زیباومفیدتان ممنون و سپاسگزارم ؛با خواندن این مقاله بارقه امیددر دلمان تابیدن گرفت؛ اگر در جایی مشغول بکار هستید آدرس را لطف بفرمایید تا بیشتر از تجربیات و دانش شما در این زمینه استفاده نماییم.بقول دوستمان اگر قبل از شروع بکار تخصص افراد را می سنجیدیم از همه جهت اول بودیم.به امید بکارگیری توصیه های متخصصین لایق در زمینه های مربوط و مرتبط.مجددا “به نیابت از گروهی از صنعتگران استان از قلم زیبایتان تقدیر میکنیم.

  • فرهنگ دوست از یاسوج می‌گه:

    بسیار زیبا و تخصصی
    استفاده زییادی از حرفهای تخصصیتون بردم جناب پور محمدی.

  • نورمحمد حسینی سوق می‌گه:

    شخصا استفاده کردم. به امیئ استمرار

  • نويد از ليكك می‌گه:

    مقاله مفیدی بود.
    ای کاش مسئولین ما کمی به فکرتخصص گرایی و پیش امکان سنجی اولیه طرح ها و احراز صلاحیت صنعتگران قبل از تخصیص بودجه بودند تا صنعت ما به ورطه ی نابودی کشانده نمی شد.
    ممنون از قلم زیبایتان

200x208
200x208