تاریخ درج خبر : 1392/12/02
کد خبر : ۲۲۱۴۴۸
+ تغییر اندازه نوشته -

گسترش فقر در استان نگران کننده است/ نامه ای به استاندار

سایت استان: نورمحمد حسینی سوق

(نامه ای به استاندار)

برادر عزیزم جناب آقای دکتر خادمی

سلام. دلیل اینکه شما را خطاب قرار دادم نه از سر سیاست است و نه به دلایل فرا اجتماعی . راز علاقه چون مایی به شما به دلیل فاصله نزدیک شما به مردم بر خلاف گذشتگان و آشنایی شما به مسائل و حوزه کاریتان و ایضا سابقه معلمی تان است. بندها و دفترها و سردفترها و بعلاوه جلسات کاری شما نیز امکان صحبت روی در روی نمی دهد.

20120906235326_94a243a48b6efc342eb841f90796d4b1

 

در ابتدای کار هستی ، شرایط را بهتر از من می شناسی ولی برخود لازم دیدم چند واژه ای را هم به عنوان خسته نباشید و هم برای پرکردن دقایقی از اوقات فراغتت ، سرهم بندی نمایم. امید است اگر هم قابل استفاده نبود خاطر شما را مکدر نکرده باشد.

دکتر عزیز:

در حال حاضر متاسفانه باید اذعان کنیم که مهمترین مشکل اصلی استان ،گسترش حجم و عمق فقر چه در شکل مطلق و چه با فرم فقرنسبی است. توفیقی داشتم چند روز پیش برای یکی از مراکز مهم علمی، تحقیقی را انجام دهم. درصد بسیار بسیار بالایی ازپاسخگویان شهری وضعیت اقتصادیشان را بسیار نامناسب توصیف می کردند. بسیاری از روستاییان مهمترین منبع درآمدشان را یارانه می دانستند.

برادر عزیز جناب آقای خادمی :

لباس زیبایی که برتن شهر یاسوج می بینیم ، ساختمانهای مرتفع و بعضا مجللی پارکهای سرسبز و پهناور و… که در این شهر مرتبا رشد می کنند ، نباید ما را دچار اشتباه نماید. در مادوان و بله زار و اکبرآباد وحتی سالم آباد و ترمینال ومخصوصا حاشیه های شهر یاسوج و شهرهای دیگر استان که تمام کوچه وپس کوچه های آنها را شما بلدید، رقص فقر، دین و ایمان وحتی آیین و مرام لری را تهدید می نماید

جناب آقای دکتر خادمی عزیز :

اندیشمندان اقتصادی خط فقر در ایران را ار حدود درآمد یک میلیون و پانصد تومان وحتی عده ای دومیلیون و پانصد هزارتوان در ماه برای سال ۹۲ اعلام نمودند.اگر ما همان یک میلیون و پانصد را هم فرض کنیم به نظر شما چند درصد از مردم شریف این استان زیر خط فقر هستند؟

نیک می دانید ،زمانی که فردی معلم می شد به دلیل صعود اجتماعی ناگهانی اش، چه جشن هایی برایش می گرفتند.،خوب می دانید زمانی کارمندان دولت در این استان، قشر ممتاز و خاص جامعه شده بودند ، ولی استاد عزیز قطعا الان هم به این باور رسیدید که با اعلان خط فقر، بالای ۹۰ درصد کارمندانت وکلیه معلمانت از برج عاج خاص بودن و ممتاز بودن به زیر خط فقر پایین کشیده شدند.یعنی دوباره نیش مار تورم در نردبان ترقی ،آنها را به همان جایگاههای قبلی و بل پایین تر به زیر می کشاند.

استاد گرامی :

افرادی را که در این استان از این خط فقر بالا زدند و هر روز بالاتر می روند واز زندگی خوش مادی و رفاه نسبی خوبی برحور دارند عبارتنداز : متخصصان وبالاخص پزشکان ، قضات ، وکلا ، اساتید دانشگاه ،ملاکین ،بسیاری از مسئولین و مقامات لشکری و کشوری سابق و کنونی ،برخی از روحانیون ، برخی از کداخدایان و خوانین اسبق ، پیمانکاران ، بورژوازها و بورس بازان شهری ، بعلاوه دلالان و واسطه گران.

جناب خادمی :

جامعه شما برخلاف جوامع پیشرفته فاقد قشر متوسط است . این به این معناست که در این جامعه یا افراد دارای وضع خوبی هستند مثل همین عده که نام بردم یا دارای وضع نامناسبی هستند مثل آن قاطبه مردم. در استان ما به تقلید از جامعه شناسان غربی به دنبال طبقه نگردید . حال اگر هم پیدا کردید فقط بگویید جامعه ما دو طبقه دارد بالا و پایین.

علمای اجتماعی چنین جامعه ای را فاقد هرگونه عدالت اجتماعی می شناسند. عدالت موجود در این جامعه فقط در این است که عمده افراد بالسویه دارای وضعیت نامناسب اقتصادی هستند.

جناب دکتر :

انقلاب ما به دست همین فقرا به پیروزی رسید. به یاد دارید که همین فقرا وقتی صدای عدالت خواهی امام را شنیدند همگی به پاخواستند.

آمار دقیق دارم که بالای ۹۵ درصد شهدا و جانبازان و رزمندگان این استان از همین قشر فقرا و مستضعفین هستند.پس همین فقرا بودند که جنگ را به سرانجام بردند.

در حال حاضر هم اگر خطری این نظام را تهدید نماید تنها پشتوانه این نظام همین فقرا هستند. تاریخ به شما می گوید که رفاه زدگان و برج عاج نشینان نمی توانند پشتوانه مطمئنی برای نهضتها و حرکتهای مردمی و استمرار آنها باشند.

متاسفانه شرایط جامعه ما به شیوه ای است که همین فقرا، همین پشتوانه های شما در ادارات دولتی و دانشگاهها و موسسات و بانکها و… دارای کمترین نفوذ ودر عوض همان افراد بالای خط درآمدی ، دارای تفوذ بیشتر و دسترسی آنها به فرصتهای اجتماعی هم بیشتر است.

تنها راه صعود فقرا به خط بالای فقر ، نظام آموزشی بوده است .بسیاری از همین پزشکان و متخصصان بواسطه سهمییه های مناطق محروم و صد البته استعداد خدادادی خود،توانستد به مقامات بالای اجتماعی و اقتصادی برسند. در حال حاضر به دلیل گسترش نظام آموزشی طبقاتی و غیرانتفاعی وهزینه بر بودن کلاسهای کنکور و….. این فرصت گرانبها هم از این فقرا گرفته شده است و سهمیه های محرومیت زدایی دو دستی تقدیم اقشار بالای همین جامعه شده است.

استاد گرامی :

اقشار ذکر شده در بالا عمدتا در این استان نفوذ فراون دارند.، در نزد بسیاری از آنها نه همه آنها بیکاری فرزند معنا ندارد . این توان را دارند که اعتیاد احتمالی فرزندان خود را را براحتی مخفی می نمایند.

دختران آنها از میان هزاران خواستگار ، انتخاب احسن می نماید.هرچه تورم بالاتر باشد حال آنها خوش تر است و ثروت آنها افزون تر می شود ،طلاق برای آنها یا معنی ندارد یا اگر هم وجود دارد مشکلی ایجاد نمی کند ،مشکلی برای ادامه تحصیل فرزندان ندارند،شرایط ازدواج برای جوانان آنها مهیا تر است و…..

در مقابل نزد فقرا، بیکاری یک درد مشترک است ،به دروغ یا به غلط عمده آنها هم دلیل بیکاری فرزندان خود را هم بی کسی می دانند نه چیز دیگر ،دختران آنها حتی درصورت داشتن شرایط بهتر و بالاتر فردی ، فرصت ازدواج مناسب ندارند ، پسران آنها با حداقل ها هم حاضرند ازدواج نمایند ولی مشکلات زیادی دارند ، اگر آنها معتاد شدند به سرعت برچسب می خورند و توان برکندن آن برچسب را ندارند ،طلاق در میان این افراد فاجعه است.هر درجه از تورم ، یکی از رک ها (ستون ها) منزل خشتی شان را دونیم می کند ، فرزندان آنها امکان ادامه تحصیل در این دنیای پولی را ندارند و……..

استاد خادمی:

آیا می شود با تئوری های کمیته امدادی و نصب صندوق صدقات ( هرچند ازکارهای پسندیده در جامعه ما هستند ) ، به مبارزه با فقر پرداخت . این شیوه های آبا و اجدادی سالهاست که دوای کاملی برای درد سرطانی فقر عمیق و امروزی و شکاف طبقاتی وسیع نیست. سیاست های بی برنامه و حساب و کتاب احمدی نژادی هرچند در شعار فقرا را خطاب می کرد ولی دیدید که کمر فقرا را خرد نمود و متاسفانه بیشترین نفع را از این سیاست ها سرمایه داران بردند.

باور کنید باید به فکر اصلاح پایه های ناموزون وشیوه های ناصحیح بوروکراسی اداری ، رفرم در تغییرات بینشی ، و مهمتر از همه اصلاح انقلابی نظام بودجه ریزی و برنامه ریزی کشور بگردیم . فقر بسیار بد است ولی فقرا انسانهایی قابل احترامی هستند که احتیاجی به ترحم ندارند.آنها از این آب و خاک و نفت سهمی دارند ،حق آنها از انفال قابل استیفاست نه از صدقات.

مشتاقانه به انتظار تدبیر شما دولت مردان دولت تدبیر نشسته ایم و امیدمان به ساختن کلیدی است که این قفل بسیار عجیب و غریب فقر را باز نماید. خدا یار و نگهدارتان به امید آن روز.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • جناب اقای استاندار سلام ضمن خسته نباشید شرکت همیاری شهرداریها مبلغ 15ملیون تومان یکجا پرداخت کردیم تا که از بی سر پناهی بدرایم ولی بیش از سه سال است که پول رفت وسرپناهی نیست

  • ورشکستگی شرکت زاگرس وابسته به ازادگان
    با عرض سلام هم اکنون ازادگان شهرستان مسعولی ندارند نمی دانیم به چه کسی شکایت کنیم هنوز مقداری از اموال ازادگان موجوداست دارند مال خوری می شوند لطفا نگزارید مثل ماده 13 شودولی روزی ماده 13گیر می اید ولی این اموال گیر نمی اید

  • امید نوروزی اصل می‌گه:

    سخن سنجیده ای بود. تشکر می کنم

  • غلامرضا مسعودی می‌گه:

    استاد عزیزم سلام
    همه معضلاتی که شما برشمردید عین واقعیت است بله زیر ساخت های اقتصادی استان گرفتار معاملات و باند بازیها شده و وکلای مردم که نه از روی فهم و درک درست انجام نمیشه بلکه با توجه به قومیتهای گوناگون و بعضا کج اندیشیهای سیاسی انتخاب میشه و خواسته های مردم هم در حد اینکه مثلا پسرم سربازه امریه میخاد و یا انتقالی خانمم را درست کن و ………. و بیقیه مسولان هم از خدا خواسته دنبال معاملات خود گرفتار ند اینها از یکطرف و طرف دیگر هم فقرا دنبال این هستند که خدا یه مشت پول را از آسمان خونه شان بریز پایین دست به کار نمیزنند اگه شما از همان آدم به قول شما فیر بخواهید کاری انجام بده با حقوقی معادل ماهیانه 8000 هزار تومان الی یک میلیون تومان سوال میکنه که این کار اداری ویا دولتی هست یا نه که در صورت اینکه جواب منفی باشه قطعا قبول نخواهد کرد پس به عقیده بنده بزار تا در همان فقرش بماند

  • موسی غندی می‌گه:

    استاد عزیز:
    بدون شک نگارش چنین متن هایی هرچند ممکن است تاثیر مستقیم آنی برای حل مشکلات نداشته باشد ولی می تواند روزنه های امید برای تغییر را ایجاد کند.
    مطمئن هستم ارائه راهکارهای اساسی برای حل مشکل را به کارگروههای تخصصی واگذار می کنید ولی ارائه برخی پیشنهادات کلی مانند زمینه سازی اشتغال و تولید ماندگار و اختصاص تسهیلات برای صنعتی نمودن شهرهای استان می تواند نقطه شروعی برای پیگیری متولیان امر باشد.
    به نوبه خود از نگاه واقع گرایانه خود تشکر می کنم.موفق باشید

  • زهرا موسوی می‌گه:

    جناب دکتر حسینی از اینکه معضلات جامعه ی استان ،که مثل تلی از کلاف های سر درگم به هم پیچیده شده ، را بررسی میکنید و گاه و بیگاه گوشزدی به مسئولان و صاحبان امر دارید نهایت سپاس را دارم.
    اما…اما… متاسفانه یک دست صدا ندارد! کاردانان زیادند، لیکن کاردانان دل سوز اندک اند! هر کس خودش و سیاستش را می شناسد. به قولی ” هر که گز خوشه و قیچی د سی ملک” . آنان را چه به بی خوابی های شبانه ی ما تحصیل کردگان بیکار؟آنان را چه به سفره های خالی و نگاه های شرمگین پدران و مادران؟آنان را چه به شخصیت و استعداد جوانان؟آنان را چه به اعتیاد و بدبختی ها؟
    آنان را کابوسهای شبانه ی پست و مقام امان اندیشیدن به سخنان من و شما نمیدهد؛که اگر امان می داد وضع دیگرگونه می بود.

  • زهرا موسوی می‌گه:

    بشین آقای حسینی.ما هم نشسیمه.الان خدا اییا دومن دست آقای خادمینه ایگره یه کلیدی هم اینه من دستش ایگو بره قفللکونه باز کو.
    به چه امیدی صبح چشم باز کنیم،وقتی که شخصیتمان لگدمال شده است!جوان بیکاری که تمام روز،ماه و سال را لقمه ی تحقیر گرفته است، هیچ سفره ای سیر نمی کند!
    نوش جان همان خوانین و از ما بهتران.

  • یک شهروند می‌گه:

    ادمین عزیز, لطفا کامنت بنده را که نمایش ندادید برای نویسنده محترم بفرستید. بی فایده نیست اگر ایشان دیدگاه یک شهروند متوسط را درباره نوشته اش بشنود. درود.

  • داور می‌گه:

    هی…. چه سیت بگوم دکتر جان.وقتی رییس فلان بانک فقط به افرادخاص وفک وفامیلاش وام میده,وقتی فلان نماینده مون فقط بیکارای فک و فامیل خانمش و دهات خودش رامیبینه,وقتی فلان مدیرکل فقط به دوستاش پیمانکاری های نون و آبدار و به قول عمرآنی ها گوشت کار را میده.وقتی فلان مدیر تشویقی های مالی را فقط برا گروه دیکتاتوری خودش میخواد چطورمیخوای فقر بوجود نیاد.بخدا من شهروند دیگه دارم ازاین کاغذ بازی ها و رابطه بازی های اداری و سازمانی و…کلافه میشم. بقولی به شیطان گفتن عاقبتت بخیر,گفت ولا مشکل می بینم.
    واما امیدوارم که دکتر خادمی بتونه باهمت و تلاش خودش ذره ای از امید را در دل ما جوانان زنده کند.باتشکر و خداقوت خدمت دکتر حسینی و دکترخادمی

  • نورالله می‌گه:

    برادر عزیزم احسنت بر شما چه خوب نوشتی وگل گفتی شاید بیدار شدند

  • امراله نصرالهی می‌گه:

    من برای روسپیان و برهنگان می نویسم/به آنان که دیگر به آسمان امیدی ندارند/و به آنان که بر خاک سرد امیدوارند(زنده یاد احمد شاملو)
    درود بر شما

  • یک شهروند می‌گه:

    ماهیت “درخواستِ” کمک شما از استاندار برای مبارزه با فقر دو اشکال اساسی دارد؛
    الف- نگاه بدبینانه به بخش های اقتصادی-ضروری-تخصصی جامعه و یکسان دیدن آنها با بخش های آلوده اقتصادی جامعه.
    ب- تمجید و ستایش اغراق آمیز از قشر آسیب دیده اقتصادی.
    اصل مساله که نفرت از فقر و بدبختی ست پسندیده اما ناکافی ست. عصبانیت شما از فقر قابل درک است اما؛
    1- مردمِ به قول شما مستضعف باید و باید که سهم و مسئولیت خود در شکل گیری شرایط کنونی را بپذیرند! و در زمان انتخابات بعنوان نیروی فشار زورگویان سیاسی و اقتصادی قشر متوسط جامعه را به عقب نرانند.
    2- حواستان باشد که قشر فقیر جامعه باید به سطح رفاه نسبی قشرهای مرفه که نام بردید برسند. نه اینکه آنها هم به زیر کشیده شوند.
    3- نفرت لایه های اجتماعی از یکدیگر بزرگترین ضربه ها را به ساختار اجتماعی جامعه می زند. شما انگشت اتهام را باید به سمت همین استاندار -شخصیت حقوقی ایشان- دراز کنید. نمی دانم چرا دارید به مهربانی با ایشان درد و دل می کنید و بر عکس روی سر بخش های اقتصادی خراب می شوید!!!

    • سید نورمحمد حسینی سوق می‌گه:

      شهروند عزیز:امن نگاه بدبینانه ای به بخش های اقتصادی ندارم.هیچوقت خدای نکرده نگفتم آنها آلوده هستند ،شاید با من هم عقیده باشید که آن بخشهای کمپرادور و واسطه ای و بخشهایی که صرفا به دلیل موقعیت سازمانی و قدرت سیاسی به سامان اقتصادی رسیدند نگاهم نفرت آمیز باشد ولی در مقاله ام آن را نیاوردم
      شهروند عزیز : من همواره بر این باورم و یا خواهم بود که شرایط سیاسی در حال حاضر بخصوص در بخش انتخابات ، بر مدار ثروت و پول می چرخد. هر چه بیشتر هزینه نمایید احتمال پیروزیت بیشتر خواهد بود. این اصل خدشه ناپذیری است در معاملات سیاسی جوامع به اصطلاح دموکراتیک.
      تمامی حرف من این است که چرا بخش زیادی از مردم و بخصوص کارمندان را به زیز خط فقربرهانند.مساوات هم غلط است وهم ناممکن. در هرجامعه باید فقیر و غنی وجود داشته باشد ولی عزیز من حجم فقر وجشتناک شده است.
      این جناب استاندار الحق انسان آرامی است.اهل شارلاطانیزم سیاسی نیست.قبلا گفتم تحصیلکرده است. از همین اقشار آسیب پذیر بوده است و….تازه هم کارش را شروع کرده است. دستش هم خالی است . برخلاف عقل است هنوز شروع نکرده به ایشان حمله کرد.
      شهروند عزیز : فکر می کنم دردهایمان بخش زیادی از آنها مشترک است . ممنون از راهنماییتان

  • هما می‌گه:

    استاد عزیزوازه هایت سخت وکمرشکن همراه بایاس وناامیدی درقطارتوسعه وپیشرفت همواره بادندانه های چرخ های صنعت باید کمرفقراوناتوانان اجتماعی رابشکندامادردم ازیاراست ودرمان نیز هم

  • مهاجری که 30 سال است در دهدشت ساکن است می‌گه:

    جناب دکتر بسیار عالی بود ولی حیف که ما همه فقط خوب حرف میزنیم وبد عمل میکنیم .باور کنید همین افرادی که در این مقاله شما انها را متمکین نام بردید یکروزی از فقیرترین مردم بودند ولی وقتی از همین مسیری که شما انرا بعنوان راه حل به دکتر خادمی پیشنهاد دادید پله های ترقی را طی کردند وبه ثروت ومقام رسیدند پشت سرخود را هم نگاه نکردند .چرا عنوان نمیکنید روح معنویت وانسانیت از جامعه ما رخت بربست .مگر اغلب همین متخصصان از مستمری بگیران کمیته امدادنبودند مگر همان سرداران وامیرانی که اکنون برج نشین شدند یک روز دوش به دوش من وتو در همه مراحل سختیها از جنگ گرفته تا ….نبودند چرا نمیپرسید چه شده است که اینقدر فاصله گرفتند از ما .مگر دکتر خادمی خود از اخرین لایه های این جامعه خود را به بالا نکشید ولی دیدید وقتی اطاق فکر را تشکیل داد فقط از فکر کسانی استفاده کرد که یا قبلا مدیر بودند ویا در اینده میخواهند مدیر شوند ویا …… لطفا بنویسید چگونه وبه وسیله چه کسانی باید این فاصله را که در شیب تند هم قرار گرقته کم کنیم .

  • معلول می‌گه:

    آفرین برآقای حسینی

200x208
200x208