تاریخ درج خبر : 1392/12/03
کد خبر : ۲۲۲۶۶۷
+ تغییر اندازه نوشته -

یک استان،یک استاندار و جهانی از درد

سایت استان: دکتر علی تفضلی

یک شاه و یک مملکت باوری است که در عمق شخصیت پایه ما، ریشه دوانده و مهری است که به روزگاران دردل نشسته.برگرد این باور،باورهای دیگری بر جان و روان ما سوارند ،از جمله یک شاه و یک تخت شاهی و باور به حاکم(شاه)”نظام”است.از دل پیونداین سه باور،ایده ی “حاکم”-“رعیت” به “شبان-رمه” تشبیه و نظم را که همانا “حاکم” می خواندند،”سابق”یا طبیعی می پنداشتند وفضل تقدم را تقدم فضل می فهمیدند.و به حکم “شرالامور محدثاتها”هرگونه نوآوری بد دینی بود.و هر تضاد و تنشی را تضاد و تنش میان”دین درست”و “بدمذهب”،”مبدع” معنا می کردند.از همین رو انقلاب بدعتی تلقی می شد که نظم طبیعی “سابق” رابه هم می زد وفتنه بود، انقلابی نیز”فتنه گر”.

IMG_0970

این باورها مبتنی بر یک اصل پایه است و آن هم این که،هستی اجتماعی فلک مسقف است که از نظمی سابق یعنی حاکم سامان می گیرد.حتی حافظ شیرازی که درپی شکافتن سقف فلک بود والبته راه پیشنهادی اش،با روشهای امروزی همساز،مخالفت اصولی با مسقف بودن هستی اجتماعی بشر نداشت.پس شاه که همانا یگانه ی هستی بخش در فلک مسقف اجتماعی است،”نظام”ش می خواندندو قدرت را چکش اوکه هر میخی برآمده ای را بایست اوبکوبد. دیگران نیز به اقتدای او “سلمنا” گویان “رانده شدن” خود را از وی طلب می کردند و گویی افتخاری بود که حاکم، آنان را “براند” واز اینجا مفهوم و باور”گله”،”رمه” سربرمی کشد.انسانها گله و حاکم چوپان رمه است.اندیشه “حاکم-نظام”به اندیشه “حاکم -رعیت” و”شبان – رمه” مددرساند و بربنایی که بر مبنای مسقف بودن هستی بنا شده، افزوده شد. درآن جهان که هر تضاد و تنشی به صورت تنشی میان “دین درست” و “بدمذهب” و “مبدع” معنا می شد. مبدع و بد مذهب را”خوارج” می خواندند،چون از سقف ملک خارج شده تلقی می شدند.و لاجرم سری که از چنبر اطاعت خارج می شود، کوبیدن آن به ضرب چکش قدرت امری روا و مفید بشمار می رفت و این هم از کس جز حاکم برنمی آمد. بوش پسرهم که مخالفین “سیاستهای حکومت” امریکا را “محور شرارت” نامید برهمین اصل سخن می سفت، ناسفته،گرچه در قلمرو مناسبات بین المللی دنیای جدید، نه در مناسبات درونی جامعه.نشان به آن نشان که بوش و یارانش را نئو کان ها و بنیادگرا می خوانند.
بسیار بلا سرکشید و مصیبت بر انسان رفت ،تا به این جا رسیدکه هستی اجتماعی نه “مسقف” است و نه مملکت یک “شاه” دارد و نه یک “تخت شاهی” یعنی سپهر اعمال قدرت متعدد و متکثر است.نه “شاه” “نظام” است تنها ناجی ونه رابطه بین حاکم و فرمانبر از نوع “شبان” –” رمه” است.”فضل تقدم” ازاین پس “تقدم فضل” نیست.و “نوآوری” “بد دینی” نیست .معلوم شد که نه انقلاب “بدعت” و “فتنه”است و نه انقلابیون “فتنه گر”.از این پس جهان هستی جهانی است بی سقف و پنجره های متعددی بر پیکر آن نهاده شده و “مبادله” و “معامله” در پی” تعامل” جاری است.اکنون به موجب تکنولوژی های فضای مجازی تعامل هم متکثراست و هم متنوع و هم واجد ابعادی است که کرانه و سقفی بر آن متصور نیست.اکنون “خسرو” با “هانا” و “شیرین” با “کارل”، “بوعلی”با “ایمانوئل” و”کندی”با”ماکس”،”ظریف”با”اشتون”و هرکدام با “خدا” و “شیطان” و نیز با “گل ناز” و “خرس قهوه ای” در کسری از ثانیه در هرنقطه ای از جهان هستی،طبیعی و ماورا طبیعی، به سخن می نشینند و “کلمه” را با عاطفه در می امیزند و جهانی رقم می زنند که در ظاهر جز آشوب و انقلاب چیزی نمی نماید.

این موجودی که نامش را انسان نهاده اند،اکنون نه ورتناب “جبر” می کند که “مختار” است و نه صفت “رمه” را برمی تابد که “فعال” است و نه در کار “این ستون به آن ستون” است که “عاقل” است.اکنون دیگر باور ندارد که “حاکم نظام” است بلکه معتقد است و در تکاپو، که نظام را حاکم کند و طبق قواعد روشن و از پیش تعریف شده هرکس وظیقه اش را آن طور که باید به آنجام رساند.برقانون تاکید می کند و قانون را برایند تعامل انسانهای “فعال”،”مختار” و “عاقل” می داند.اگر کاستی ای هست که هست،اگر کژی ای هست که هست،اگر ناراستی هست که هست، اگر مهری نیست، اگر لطفی نیست،اگرچشمی نیست که ببیند و اگر آنچه باید دیده شود ، مستور است،جمله برآیند نظام تعامل آدمیان “مختار” و “عاقل” و” فعال” است.واینان باید خود در پرتو اصلاح نظام تعامل خویش بر این همه درد فایق آیند. البته این انسان سرشار از “عواطف” و “احساس” هم هست و “انگیزه” هایی دارد که گاهی برآنان “وقوف” کافی ندارد.

در نتیجه”ما”یی که ار دل نظام تعامل اجتماعی سربرمی آورد به میزانی که مختار بودن،فعال بودن(کنشگری) و عقلانیت را در خود داشته باشد،از آگاهی و اطلاعات لازم بهرمند است و از عهده رفع مصایب و مشکلات و رفع نقص وجودی خویش برمی آید.

این دو تصویر از یک جهان در دو زمان است، متفاوت.انگه که حضور ما درجهان جدید حضوری آگاهانه نباشد،یا فاقد آگاهی هستیم یا آگاهی ما برآمده از جهان قدیم است. لاجرم انسان بر اساس فهمی که از جهان دارد عمل می کند.عمل براساس باورهای جهان پیشین،در جهان کنونی البته یا بی اثر است و یا بداثر.در واقع این خود یکی از ابعاد محرومیت و فقر است وشاید مهمترین بعد فقر باشد، نیست؟وچون به اعتبار فعال بودن و مختار بودن خویش بایست دراین جهان عمل کنیم باید وفق لوازم این جهان باورهای خویش را سامان دهیم.و چون انسان به حکم مختار بودن مسئول است این مسئولیت در پرتوآن آگاهی معنا می یابد.پس انسان امروز به هرمیزان که از آگاهی زمانه بهره داشته باشد پیامبرزمانه خویش است.و رسالتش عمل به آگاهی زمانه خویش است ونیز زمانه ی در پیش.

اینها را گفتم تا برسیم به این جا که در سپهر جدید اجتماعی، هرمملکتی یک رییس دارد اما در یک رییس خلاصه نمی شود.درست است که رییس یک صندلی ریاست دارد اما تنها صندلی اثرگذار، صندلی رییس نیست.یعنی تنها از این موقف نیست که می توان اندیشه را ترویج وقدرت را اعمال کرد،و در مسیر بهبود زندگی جمعی گام زد.آن کس که همه کاره است هیچ کاره است، در واقع همه کاره همگانند.
پس استاندارنیز همه کاره نیست.ازاین رو باید قلمرو انتظارات خود را از استاندار به دقت مشخص کنیم ، مبادا که در این میان سهم خود ما نیز در پیشبرد امور استان و رفع محرومیت مغفول و در نتیجه غفلت ازمسئولیت مان بر پایه شهروندی،در نق زنی خلاصه و به بی مسئولیتی ختم شود.نظارت بر عملکرد مدیریت استان البته امری لازم و ضروری است،و پاسخگویی آنان نیز فرضی است مسلم.آن چه به گمانم اکنون باید از استاندار بخواهیم این است که برنامه های خود را با دقت لازم و اهداف روشن و زمانمند اعلام کند.درپی این اقدام است که فرصت نظارت و کنترل جمعی و درنتیجه قسمی ازمشارکت همگان برای کاهش محرومیت فراهم می شود.ما اما، علاوه بر این ،مسئولیت های دیگری هم داریم.برخی از این مسئولیت ها که ارایه راهکارهای اجرایی برای حل مسایل استان است، البته به استانداری ختم می شود اما مشارکت در راستای رفع محرومیت، محدود به مشارکت در امور اجرایی “رسمی” نیست.چون محرومیت ابعاد مختلفی دارد و رفع آنها و تلاش برای کاهش آنها بایست درسطوح مختلف اجتماعی-فرهنگی دنبال شود.

پیشنهاد:

– رسانه های استان یکی از روزهای سال آینده را به نام روز”محرومیت زدایی”یا “رهایی از درد” یا هرنام دیگری نام بگذارند و خبر و مصاحبه و مقالاتی حول محور محرومیت زدایی و توسعه منعکس نمایند.

– سمن های استان همایشی در این زمینه و گارگاههای آموزشی برای علاقه مندان برگزار کنند.چنین همایشی می تواند متمرکز در یک شهر از استان باشد یا همزمان در چند شهر برگزار شودیادر طول یک هفته به نام هفته محرومیت زدایی برنامه های دوره ای تدارک دیده شوند.

ابعاد محرومیت زدایی:

– محرومیت فرهنگی (توصیف،تبیین و راهکارهای عملی کاهش آن)

– محرومیت اجتماعی(وضع موجود،علل و عوامل،راهکارها رفع آن)

– محرومیت سیاسی(توصیف،تبیین و راهکارها خروج از آن)

– محرومیت اقتصادی(سطوح،ابعاد،علل و عوامل،راهکارها برون رفت).

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208