تاریخ درج خبر : 1392/12/04
کد خبر : ۲۲۳۱۲۲
+ تغییر اندازه نوشته -

وزارت ازدواج و طلاق!

سایت استان: آرزو غلامی

چندی پیش عضو هیأت رئیسه کمیسیون اقتصادی مجلس از تدوین پیش‌نویس طرح تشکیل وزارت ازدواج و طلاق خبر داد و گفت: «با توجه به این‌که ادغام وزارت ورزش و جوانان به بی‌توجهی به حوزه جوانان منجر شد، تشکیل وزارتخانه مذکور کمک شایانی به رفع معضلات جامعه جوان خواهد کرد»

با خواندن عبارت وزارت ازدواج و طلاق ناخودآگاه به یاد وزارتخانه‌های عجیب سری داستان‌های تخیلی هری‌پاتر نوشته «جی کی رولینگ» افتادم. مثلاً وزارتخانه اشیای گم شده، یا وزارت سحر و جادو! تصور کنید قرار است در ردیف بودجه برای وزارتخانه ازدواج و طلاق سهمی در نظر بگیرند و وزارتخانه مذکور برای تسهیل امر میمون ازدواج مصرف کند. مثلاً اعلام کند امسال هزینه خرید یخچال دخترخانم‌های دم بخت را وزارتخانه متقبل می‌شود! یا هر پسری که قصد دارد به خواستگاری برود می‌تواند گل و شیرینی خواستگاری را که این روزها قیمت قابل توجهی نیز دارد از مکان‌های مشخص شده توسط وزارتخانه مجاناً تهیه بفرماید!

می تواند برای تشویق جوانان به ازدواجِ به‌موقع اعلام کند هر زوجی که مطابق سن اعلامی وزارتخانه ازدواج کند، وزارتخانه برای داماد شغلی دست و پا می‌کند. آموزش یک گروه با فن بیان بالا که در جلسات خواستگاری کار چانه زنی مهریه را پوشش دهند و پیش بینی مکانی برای قرنطینه جوانان پس از طلاق هم از دیگر دستاوردهای این وزارتخانه باشد. پیشنهاد می‌شود در این وزارتخانه سازمانی به نام سازمان مادرشوهر و مادرزن نیز تشکیل شود. زیرا این دو گروه نقش قابل توجهی در مقوله ازدواج، تداوم ازدواج و طلاق را ایفا می‌کنند! سردر وزارتخانه هم این شعار را بنویسند که «شما ازدواج کنید بقیه اش خدا کریم است.»

گاهی اوقات از این همه فعالیت و ذهن خلاق برخی نمایندگان انگشت حیرت به دهان می‌مانیم. اما گذشته از جنبه طنزآمیز این طرح که 15 نماینده آن‌را امضا کردند، بد نیست یادآوری شود مشکلات اقتصادی و بیکاری اصلی‌ترین و مهم‌ترین دلیل بی‌رغبتی جوانان به ازدواج است که عجالتاً برای این امر هم پیش‌تر چند وزارتخانه از جمله «اقتصاد و دارایی»، «تعاون، کار و رفاه اجتماعی» و «صنعت، معدن و تجارت» تشکیل شده است.

حل مشکلات و دغدغه‌های امروز جوانان بسیار ریشه‌دارتر از وزارتخانه‌ای تحت عنوان ورزش و جوانان است که شرح وظایف خود راحل مسائل جوانان، اعتلا و رشد نسل جوان و استفاده بهینه از استعداد و توانایی‌های نسل جوان تعریف می‌کند. مواردی که بیشتر شبیه شعار است تا شرح وظایف.

این وزارتخانه تاکنون اقدام موثری در بهبود وضعیت جوانان انجام نداده است. با ادغام دو سازمان تربیت بدنی و ملی جوانان و تشکیل وزارت ورزش و جوانان هم تغییری حاصل نشد و تنها بودجه تصویبی این دو وزارتخانه صرف ورزش و عمدتاً فوتبال می‌شود که آن هم دو تیم دولتی و هزینه بر استقلال و پیروزی را بیشتر مورد توجه قرار می‌دهد. حالا ضرورت تاسیس وزارتخانه‌ای تخصصی‌تر با عنوان ازدواج و طلاق ریشه کدام معضل و مسأله را حل خواهد کرد؟ شرایط تحصیل را سامان می‌دهد و جوانان را وادار می‌کند پس از سپری کردن دو، چهار یا شش سال از عمرشان در دانشگاه به‌جز مدرک، دانش و هنری هم توشه گیرند و در نهایت از تخصص دانشگاهی‌شان برای کسب درآمد استفاده کنند؟ قرار است این وزارتخانه فرصت شغلی فراهم کند؟ می‌خواهد امنیت شغلی ایجاد کند و امید به زندگی را افزایش دهد؟ قصد دارد فاصله پایه حقوق دریافتی را با میزان تورم متناسب و همتراز کند؟ در نظر دارد شیوه درست و چهارچوب بندی شده روابط را تعریف کند؟ یا قصد دارد به جوانان بیاموزد چگونه صبر و تحمل خود را در مقابل انبوه مشکلات پیش رو بالا ببرند؟

کشورهای دیگر تلاش می‌کنند دولت‌ها را کوچک و کوچک‌تر کنند و اقتصاد را به بخش خصوصی واگذار کنند و نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تلاشند تا امور فرهنگی و رفتاری و مسائل خصوصی جامعه را نیز تحت اداره و پوشش دولت قرار دهند. اما نه جوان‌ها آن‌طور می‌اندیشند که قانونگذاران فکر می‌کنند و نه جامعه به سمت ایده‌آل ایشان در حرکت است.

بر اساس آمارهای موجود، درصد طلاق در زندگی‌های زیر یک سال از سال 83 تاکنون با رشد 90 درصدی همراه بوده است. همچنین در سال گذشته، 20 درصد طلاق‌ها به ازدواج‌های با طول مدت زیر یک‌سال اختصاص داشت و نسبت به سال 90 با رشد 7 درصدی مواجه بوده است. طی 9ماهه گذشته هم در هر ماه به‌طور متوسط 12 هزار و 28 واقعه طلاق یا به عبارتی در هر شبانه روز 392 مورد طلاق به ثبت رسید.

حال باید دید که حامیان و طراحان تشکیل وزارتخانه‌ای با این عنوان چه تمهیداتی را برای مهار آمار افسارگسیخته طلاق در کشور مد نظر قرار داده‌اند و اولویت‌های اصلی آنان برای فعالیت این وزارتخانه چیست. ضمن این‌که باید دید آیا فعالیت احتمالی چنین وزارتخانه‌ای قرار است با تفویض اختیارات مربوطه از وزارتخانه‌ها و نهادهای دیگر انجام شود یا این نهاد به موازات فعالیت‌هایی که سازمان‌ها و معاونت‌ها و وزارتخانه‌های دیگر مانند وزارت ورزش و جوانان، معاونت امور بانوان و خانواده، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سایر دستگاه‌های مربوطه انجام می‌دهند قرار است موازی‌کاری را در دستور کار خود قرار دهد. این‌ها پرسش‌هایی هستند که طراحان این ایده باید به آن پاسخ دهند. عنوان وزارتخانه و نه نهاد و سازمان و کمیته نیز در نوع خود جالب توجه است.

تردیدی نیست که آمارهای طلاق با تاسیس وزارتخانه ازدواج و طلاق که احتمالاً به‌جز صرف بودجه برای تبلیغ و ساخت سریال تلویزیونی و نمایش بیلبورد در سطح شهرها و نوشتن شعار، کار دیگری نمی‌تواند انجام دهد شکل نزولی پیدا نخواهد کرد.

البته از این دست ایده‌های بکر هر چند مدت یک‌بار از ذهن برخی از مجلسیان محترم تراوش می‌کند. به‌هرحال هرچه نباشد سوژه خوبی است. از آن دست سوژه‌هایی که پیش از این زیاد بود، اما این روزها در دولت یازدهم کم به دست می‌آید.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سوفیا می‌گه:

    بهتر است نام مجلس را هم تغییر دهیم به وزارتخانه ی شادی سازی و طنز… از بس که آقایان هر بار یک سوتیی می دهند.

  • صادق می‌گه:

    انتظار داشتم طنز زیبا ادامه داشته باشه اما از میانه متن، خانم آرزو چماق نقد جدی را دست گرفت و افسوس برای ما ماند. مثل سریال های طنز پر سر و صدا که پس از چند شماره بیننده ها رو پراکنده می کنن. باشه طلب ما!

  • دادمهر می‌گه:

    معمولا طرفین روابط کلامی و نوشتاری در فضای مجازی تا ایجاد سو تفاهمات یک قدم بیشتر فاصله ندارند. فی مابین این نوشته میان من و شما سوتفاهماتی رخ داده است. انگشت اشاره ی من در این کامنت ها هرگز به شخص شما و تفکرتان بر نمی گردد و برای من قابل احترام هستید! هر که باشید و هر تفکری که داشته باشید. خب! طبیعیست که نقطه نظرهای متفاوتی داشته باشیم و این دلیل نمی شود که با بخل و تنگ نظری به همدیگر نگاه کنیم. رفع سوتفاهمات را با خواندن دوباره کامنتها بر عهده ی خودتان م یگذارم.

  • ناشناس می‌گه:

    در ضمن اید ئو لوژی جانمایه ی حرکت است و بعید میدانم در طول تاریخ بشری بدون ایدئو لوژی همین بشر توانسته باشد تغییر و تحولی ایجاد کرده باشد.

  • ناشناس می‌گه:

    رفیق من تفکر را مقدس ندانسته ام و تازه اگر مقدسش بخوانیم که کار بدی نکرده ایم.همانگونه که در سوره ی بقره در ابتدای قران تاکیدمیکنم در ابتدای قران انچنان جایگاهی برای خرد و خردورزی بیان میدارد تا جایی که خدا به بشر فرموده هر انچه رو میخوانی درش تعقل کن . و تاکیدم هم به ذهن ناقص من به این دلیل است که این تعقل و خردورزی را خدا در ابتدا ی قران میاورد نه در اخر یا وسط . مفهومی است که قطعا شما هم بهتر ازمن میدانیدش. در ضمن من مثالی نزده ام از اثار و تولیدات احتمالی تشکیل وزارت گفتم و این مفهومش مثال نیست. و ای شریعتی بیچاره که امروز دستت از دنیا و دیوارت کوتاه .و بهانه ای شدی برای مثال زدنها و تمثیل. تازه این شریعتی و تفکرش را به باورم درست نشتاختیم اقل کم اونی که من با همه ی نادانی ها و نفهمی های می فهمم این است که شریعتی علاوه بر اینکه دین را برای سعادت بشر لازم و کافی میدانست بلکه ایدئولوژی را در اشلی کوچکتر نیز جهت رسیدن به کمال قبول داشتند نه اینکه فقط مذهب رو تنها راه نجات و رستگاری بداند. همه یاینها را گفتم از دریچه ی تنگ نگاه خویش نه اینکه من قبول دارم یا ندارم . اگر سطح قضیه هم انچنان پایین این از نادانی های من است شما به دانایی تان مرا عفو کنید و ببخشایید .من به وسع خویش راندستم سخن . . . . .

  • دادمهر می‌گه:

    به ناشناس!
    بله تفکر! ایا نتیجه ی تفکر همیشه مثبت است؟ نوشتار شما اینگونه می نماید که شما هیچ تفکری را پشت این ماجرا ها نمی دانید چون تفکر را مقدس دانسته اید. اما اینچنین نیست و حتی خرد هم مقدس نیست بلکه باید دید که از نتیجه تفکر و خرد چه چیزی عاید جامعه ی بشری می شود. گاها تفکر موازی یک ایدئولوژیست. یا یک ایدئولوژی بهانه ای برای نسج یک تفکر است. مانند برداشتی که شریعتی از دین داشت. در خصوص مثالی که عنوان کردید؛ سطح قضیه انچنان پائین است که ادم می ماند در توضیح و تشریح ان.

  • ناشناس می‌گه:

    دامی که ناشی از یک تفکر است؟ این دام به باور من ناشی از یک تفکر نیست بلکه دامی که ناشی از یک رفتار است جون دلم.این گونه ها را هرگز نمیتوان بر ان نام تفکر گذاشت .به کجا رسیده ایم که نماینده ی ملت در خانه ملت و این تراوشات ؟این نماینده ی شریف و چیز دان به یقین و چون عضو کمیسیون اقتصادی هستند به جهت اینکه قطعا نهادها و سازمانهای دیگری از تشکیل این وزارت بوجود میایند و هر کدام بایستی ردیف بودجه ای و بخشی هم درامد زایی داشته باشند به فکر این مقوله ی تشکیل این وزارت افتاده اند .و چه خوب گفت انکه در همین ابتدای امر پیشنهاد معاونتها و ادرات کل را داده اند.

  • میر مصطفی عبدالهی می‌گه:

    همسرانی که خود نمیدانند برای چه زندگی میکنند و خوشبختی یعنی چه؟؟ چطور میتوانند فرزندانی تربیت کنند که پدر و مادران فرادی این جامعه خواهند بود؟
    دختر و پسر من و شما که فرزند سالار تربیت شده اند در فرداروز چگونه می توانند در یک خانه باشند؟ یعنی دو سالار در یک خانه .آیا شدنی هست!!!!!!
    انشاالله که دولت تدبیر و امید هوای آرزو و امید های ماها را داشته باشد و فکری برای هویت خانواده ایرانی نماید.

  • رهزاد می‌گه:

    وزارت ازدلاق!!!!!!!!!!!

  • زرین می‌گه:

    جالب بود.
    معاونت قهر وآشتی زوجین.مدیر کل حمایت از مردان زن ذلیل.مدیر نظارت بر حسن انجام وظایف زوجه.مرکز حمایت از عشاق دیروز زندانیان مهریه امروز.مرکز پیشگیری از انتخاب عجولانه.مرکز دروغ سنجی خواستگاران.معاونت بررسی تناسب خانودگی زوجین.و….
    حداقل فایده اش پیدایش یه عالم شغل وپست جدیده.پیشاپیش به آقایان و خانمهای معاون و مدیر تبریک می گم

  • دادمهر می‌گه:

    1. وقتی دولتی در مفهوم عام آن کلمه ای را بر زبان می اورد و ان کلمه بار حقوقی بر جامعه تحمیل می نماید و ذهن کنجکاوی در پی ان است که بداند چرا چنین شده است ضروریست که به برخی مبانی نگاهی انداخته شود.
    2. دولتها به دو روش استقرار می یابند. الف : ناشی از قرارداد ب : غیر از قرارداد
    دولتی که ناشی از قرارداد باشد همیشه می تواند مورد پریسش قرار بگیرد و ناگزیر است در قبال پرسش کننده ها پاسخی درخور و قانع کننده داشته باشد. دولتی که استقرار و انتقالش ناشی از غیر قرارداد باشد در مقابل پرسش کننده و تصمیمات اتخاذ شده از سر لطف پاسخ می دهد. چون تصمیم گیری بر مبنای اصولی غیر قراردادی رقم خورده است.
    3. حالا شما از وزارت طلاق و ازدواج حرف می زنید. معضلات و مشکلاتی در جامعه پدید امده است که حل انها در نگاه عامه ساده به نظر می رسد در حالیکه دولت برای حل ان مشکلات در دام خودش گرفتار شده است. دامی که ناشی از یک تفکر است. رویارویی با این دام یعنی رویارویی با یک تفکر. رویارویی با ان تفکر یعنی نقض غرض. خوب شما خودتان را جای ان دولت محترم بگذارید؟ ادمی با طناب پوسیده ی خودش به چاه رفته است و حالا باید بیرون بیاید. قبول کنید که کار سختی خواهد بود و طبیعیست که به جای همان طناب طرف به فکر هلیکوپتر می افتد. حالا ایا هلیکوپتر می تواند به چاه رفته و او را نجات دهد؟ یا مانند اواری بر سرش ویران می شود؟

200x208
200x208