تاریخ درج خبر : 1392/12/04
کد خبر : ۲۲۳۱۳۵
+ تغییر اندازه نوشته -

دامی فراروی چهره‌های موجه

fazlollah-yari

سایت استان: فضل الله یاری

پس از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید،یعنی شش ماه پس از هشت سال دشوار و سنگین اگر چه بسیاری از نخبگان جامعه و چهره‌های مقبول مردم، با روی باز از تحولات صورت گرفته در حوزه‌های سیاسی،اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی استقبال کرده اند و همگان را به بردباری و تحمل دشواری‌های حاصل از آن هشت سال، فرا می‌خوانند،رویکرد برخی از چهره‌های موجهی که تلاش بسیار کرده بودند خود را ناراضی و یا منتقد هشت سال گذشته نشان دهند،به این شش ماه عجیب به نظر می‌رسد.

عجیب نه از آن جهت که دولت، دولتی بی عیب و نقص و فراهم کننده رضایت همه گروه‌های جامعه بوده، بلکه عجیب از آن جهت که علیرغم عملکرد متفاوت و گاه متضاد این دولت با سیاست‌ها و تصمیمات هشت سال گذشته، کسانی این روزها زبان به شدیدترین انتقادات گشوده اند که خود منتقد و یا ناراضی سیاست‌های دولت در هشت سال گذشته بوده ا ند.

در ماه‌های گذشته و به خصوص دو هفته اخیر، دو چهره فرهنگی موجه و مورد استقبال جامعه، به شدت بر طبل انتقاد از سیاست‌های دولت اخیر کوبیده اند و از این منظر مورد توجه گروه‌ها و محافلی قرار گرفته اند که پیش از این مغضوب آنان واقع شده بودند.

تردیدی نیست که دولت روحانی در شش ماه گذشته علیرغم حاکم کردن فضای امید برای مردم و دوری از تنش‌ها در عرصه داخلی و خارجی،اقداماتی انجام داد که نه با توقعات مردم رنج دیده همخوانی داشت و نه با شعارهایی که به وسیله آنها رای از مردم گرفته بود و از این منظر مستحق تذکر و بلکه انتقاد شدید نیز می‌باشد و آنچه در این میان شایان توجه و هشدار است نه انتقاد این چهره‌های موجه، بلکه افتادن در دامی است که مخالفان پیشین آنها برایشان تدارک دیده اند.

آگاهان سیاسی ایران نمی‌توانند فراموش کنند که دکتر عماد افروغ در همین چند سال پیش به خاطر یک انتقاد تلویزیونی با چه موج عظیمی از هجمه‌های غیر اخلاقی گروه‌های مدعی هوادار ارزش‌ها مواجه شده به گونه ای که نقشه حمله به منزل مسکونی وی نیز طراحی شد.

کیهان او را «تابع هوسرانی‌های سیاسی»خواند. سخنان او که با استناد به نهج البلاغه همه ارکان قدرت را محتاج نقد می‌دانست، از سوی برخی از طلاب «مندرس شده» خوانده شد. برخی سایت‌های اصولگرا او را «رفوزه ای» خوانده بودند که در پی «فتنه» می‌گردند.

اما این روزها انتقادات دکتر عماد افروغ از دولت روحانی به شدت مورد توجه حمله کننده گان چند سال گذشته به وی قرار گرفته و چپ و راست از سوی رسانه‌های این محافل طرف مصاحبه قرار می‌گیرد و البته به درستی انتقاد می‌کند که برخی از رفتار‌های این دولت با شعار هایش مغایر است.

***

هیچ کس سخنان بغض آلود ابراهیم حاتمی کیا در دیدار با رهبری نظام را از یاد نمی‌برد که با اشاره به سابقه حضور خود در سینمای دفاع مقدس و مخالفت و امر نهی عجیب و غریب برخی از محافل و مراجع رسمی و غیررسمی خواستار «درجه» شده بود تا هر کسی نتواند به او امر و نهی کند.

او اگر چه از سوی بسیاری از منتقدان اش در خارج از مرزها، فیلمساز نظام و نور چشمی خوانده شده، اما کیست که نداند برخی از فیلم‌های وی با همان محدودیت‌هایی مواجه شد که برخی از آثار فیلمسازان مشهور به مستقل (اگر چه نه به آن شدت).

ابراهیم حاتمی کیا این روزها به شدت مورد توجه برخی محافل و رسانه‌های خاص قرار گرفته و انتقادات شدیدی را نسبت به دولت روحانی و سیاست‌های فرهنگی اش ابراز می‌کند؛ به گونه ای که بسیاری را به این گمان انداخته که دلش برای دوران وزارت صفارهرندی و ریاست جواد شمقدری بر سینمای ایران و اتفاقات عجیب و غریب و محدودیت‌های بی سابقه آن دوران تنگ شده است.

او به گونه ای انتقاد می‌کند که گویی از باز شدن قفل درِ خانه سینما ناراحت است؛ به شیوه ای سخن می‌گوید که انگار حسن روحانی به جای انتقاد از خودی و غیر خودی کردن هنرمندان، دستور مرزکشی میان آنان را نیز صادر کرده است.

با این همه هیچ تردیدی نیست که انتقاد از وضع موجود حقِ اوست و بیان کاستی‌های دستگاه فرهنگی، از زبان کسی که هم دغدغه دارد و هم سختی‌هایی را متحمل شده، می‌تواند فرصتی باشد برای متولیان امور فرهنگی تا موضوع را از طرف یک فیلمساز هم ببینند و نگاه کاملتری نسبت به موضوعات داشته باشند.(اگرچه سکوت وی در هشت سال گذشته یک علامت سؤال را جلوی انتقادات اخیر او می‌گذارد).

***

آنچه در این میان به نظر می‌رسد از نگاه تیزبین این افراد دور مانده، این است که انتقاداتشان در حالی از سوی برخی محافل مخالف دولت برجسته می‌شود که خود پیش از این از زبان آنان زخم خورده اند و توجه کنونی آنان یک توجه موسمی و از سر فرصت طلبی است، نه آزاداندیشی و نقد پذیری.

این افراد و جریانات با انتقادات حاتمی کیا و افروغ موافق نیستند، چرا که پیش از این نشان داده اند که نگاه متفاوت آنان را برنمی تابند. آنان با «انتقادات حاتمی کیا و افروغ به دولت جدید» موافق اند. چرا که خود موافق ادامه وضع هشت سال گذشته بوده و برای استمرار آن نیز تلاش‌های بسیاری به خرج داده اند که با روی کار آمدن دولت یازدهم ناکام مانده است.

سخنان این دو چهره موجه برای آنان فرصتی است که می‌توان به وسیله آنها منویات سیاسی خود را پیش ببرند. محافل یاد شده این روزها از سر تصادف با امثال حاتمی کیا و افروغ همداستان اند؛ نه از سر اعتقاد به موضوعی حیاتی تحت عنوان نقد و از این رهگذر عرض خود می‌برند و زحمت آنان می‌دارند.

بدون تردید این چهره‌های موجه و مقبول جامعه اگر در پیشانی این گروه‌های فرصت طلب قرار بگیرند، به همان اندازه که از آبروی خود برای آنان مایه می‌گذارند، بخشی از فرصت طلبی، قدرت طلبی و سیاسی بازی آنان را به نام واعتبار خود می‌چسبانند و سرمایه ای که باید برای ایران و ایرانی ذخیره شود در بازی‌های.سیاسی موسمی به حراج گذاشته می‌شود.

*سرمقاله ابتکار – یکشنبه 4 اسفند 92

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سحرخیز می‌گه:

    اقا محمد.دیگر لازم نیست کتاب بخوانید .چون فکر نکنم خواندن کتاب در افکار تو تاثیری داشته باشد.چون همانی که هستی باقی میمانی……….

  • محمد می‌گه:

    سلام .دوستان من خیلی وقته دیگه کتاب نمیخونم. چرا که نفهمی بهتر ین نعمتی است که نصیب هر کسی نمیشود.اما توصیه میکتم فقط مقدمه کتاب سینوهه پزشک فرعون را بخوانید. البته همان مقدمه کافیست. تا دوست عزیزم یاری و دیگر دوستان دقیقا بدانند .چرا افراد هر وقت دوست داشتند انتقاد میکنند . یا رنگ عوض میکنند .و …

  • دیدار می‌گه:

    بی قرار عزیز
    من حرف هات رو اصلا نفهمیدم
    احتمالا به خاطر بی سوادی منه
    بی زحمت در باره پسر خاله و اختلاس میلیاردی من و سر کشیدن جام شراب به صورت وارونه و مسلمان بودن مردم سوریه و مردم چکن و میانمار برام بیشتر توضیح بده
    قربانت
    بی سفره

  • بی قرار می‌گه:

    اقا دیدار ، نگاه به سفره خودت نینداز .نگاهی به همسایه ات کن که شام شب ندارد نیم نگاهی هم به پسرخاله ات کن که یکشبه راه صد ساله را رفت ..چرامن نتونستم برم .اختلاس های میلیاردی از ان توست یا بچه های کشور همسایه .نانی که قراربودبرسفره من بیاید.باقیمت 300تومان امد.شماهاکه سنگ جلالها را به سینه میزنید چرا جام های شراب را وارونه سر می کشید.چرامردم سوریه را مسلمان می خوانید ولی چشم بینایتان مردم چکن ومیانمار رانمی بیند

  • دیدار می‌گه:

    یاری جان سلام
    این بخش از کتاب آل احمد را برات فرستادم . اگر فرصت کردی همه کتاب جلال و خصوصا فصل « جنگ تضادها » را بخون
    ما از شما توقع داریم کمی عمیق تر به موضوعات اجتماعی بپردازی .
    دور از جونت مقاله هات بوی دعواهای تاج و پرسپولیس می ده . آدم فکر می کنه دعواهای بالا برره با پایین برره را به بیان روشنفکری زنگ و لعاب می دی
    یه بار دیگه مقاله هات رو بخون ببین این جوری نیست؟

  • دیدار می‌گه:

    جلال آل احمد در بخشی از کتاب خواندنی غرب زدگی آورده است:
    « هر سلسله ای که بساط خود را گسترد ، اول بساط سلسله پیش را برچید. از ساسانی ها بگیر که کن فیکون کردند آنچه را که از اشکانی ها مانده بود، تا قاجار ها که دوغاب کشیدند به در و دیوار هر چه بنای صفوی بود. و تا همین امروز ها که بانک ملی ساختند بر جای « تکیه دولت» و وزارت دارایی بر خوابگاه کریم خانی یا هر گوشه ای مدرسه ای می سازند بر جای مسجد ها و امام زاده ها. »
    او ادامه می دهد:
    من از این در عجبم که با این افق های باز ما چرا اینقدر تنگ نظریم. تنها در دوره هخامنش ها و صفوی ها است که می بینی پدر و پسر به تکمیل بنایی می کوشند. در بقیه ی دوره ها « هر که آمد عمارتی نو ساخت …» و چه جور؟ با مصالح عمارت گذشتگان. تا آن جا که حتی دیروز نیز سنگ مرمر مقابر مسلمانان را از ابرقو به کاخ های سلطنتی تهران می آوردند. و به هر گوشه ی مملکت که فرو بروی می بینی که هر بنایی سنگ قبر درگذشتگان است. و مصالح هر پل کوچکی سنگ های قلعه قدیمی مجاور.
    او نتیجه گیری می کند:
    به این طریق بنای تمدن نیمه شهری ما ، بنایی نیست که یکی پی ریخته باشد و دیگری بالاش آورده باشد و سومی زینتش کرده باشد و چهارمی گسترده اش و الخ … بنای تمدن مثلاً شهری ما که مرکزیت حکومت ها را در خود می پذیرفته ، بنایی است تکیه کرده بر تیرک خیمه ها و بسته به پشت ستوران ……

  • ح. کرمی می‌گه:

    یاری جان بسیار خوب نوشتی .مثل همیشه منطقی وتأثیر گذار .
    به نظرم بعضی افراد آنقدر ظرفیت منتقد بودن ندارند .اگر هم انتقادی از قدرت دارند برای توی چشم رفتن ومطرح شدنه .حتی همین آقای افروغ هم هیچگاه انتقادهایش از جنس انتقاد واقعی نبود .کدامیکی از این شبه منتقدین مثل علی مطهری موضع گرفته اند ؟
    حاتمی کیا که جای خود دارد .ایشان هم الان موقعیت را برای بازگشت به آغوش نیروهای خودی وعزیز کرده غنیمت شمرده است وگرنه به قول تو این هشت سال سیاه کجا بود ؟

  • دیدار می‌گه:

    یاری جان سلام
    قبلا هم بهت گفتم که اگر این 8 سال گذشته نبود تو می خواستی راجع به چه موضوعی بنویسی
    احتمالا باید در روزنامه سفید مخصوص روشندلان استخدام می شدی
    برام جالبه که آدم ها بدون این که خودشون بدونند یواش یواش محافظه کار می شن .
    اگر فرصت کردی یه بار کتاب غرب زدگی جلال رو بخون
    اونجا می گه (البته نقل به مضمون) تمدن ها عادت دارند که روی مخروبه گذشته و با استفاده از مصالح ساختمانی اون مخروبه بنای خودشان را بالا بیارند. و اگر ما قبل خودشون رو خراب – و به تعبیر من له و لجن مال – نکنند توان اثبات خودشان را پیدا نمی کنند.
    من فکر کنم این مشکل مدیران و البته روشنفکران جامعه ماست که تا مخروبه ای از گذشته درست نکنند نمی توانند و بلد نیستند آینده ای را برای مردم بسازند. البته اگر بسازند. !
    برای این که یه بار دیگه ننویسی که تو مقاله من رو نخوندی به عرض شریفت می رسونم که خوندم ولی اصل حرفت چیزی نیست که قابل اعتنا باشه. تو در یک کلام می خواهی بگی که طرفداری برخی جناح های سیاسی از نظرات برخی افراد مانند حاتمی کیا و عماد افروغ اصیل نیست. و باید به آن ها بی اعتماد بود.
    ولی روح مخالفت با گذشته ، آن هم گذشته ای به طول فقط 8 سال کماکان حرف اصلی نوشته های تو یاری عزیز است. این همان مشکلی است که تو و خیلی ها مثل تو را از روشنفکری حقیقی و لوازم آن دور می کنه
    به قول حدیث: حب الشیء یعمی و یصم که بنده کمترین و عاصی اضافه می کنم کذلک بغض الشیء
    نمی دونم چرا فقط به نوشته های تو ایراد میگیرم . با این که این همه مطلب توی سایت ها هست. این هم مشکل منه
    خیلی وقتت رو نگیرم .
    قربانت
    بی تجربه

200x208
200x208