تاریخ درج خبر : 1392/12/14
کد خبر : ۲۳۰۲۲۴
+ تغییر اندازه نوشته -

دریغ از آن مرد سترگ!

سایت استان: سیده فرزانه آرامش

«مصدقا ,چه ستمها که بر تو رفت و, نرفت/به پیشگاه تو ,کاری زدست بسته ما!

شرار عشق تو با کینه ها ی تشنه هنوز/زبانه میکشد از سینه های خسته ما»(1)

اسفند همیشه با یاد نام و خاطره ی الگوی اصلاح طلبی ,رهبر مقتدر جنبش ملی وپدر نفت ایران, دگتر محمد مصدق همراه است . بزرگ مردی شریف که دکتر شریعتی از او بعنوان پیشوای خود یاد میکرد و آیت اله طالقانی ,«مرد ملت و مرد نهضتش »نامید.(2)

مصدق که محور کنش های سیاسی اش مبارزه با استعمار و استبداد و دفاع از آزادی و دموکراسی بود,تا پایان عمر به آرمانهای والایش در جهت تحقق یک دولت مدرن و دموکراتیک وفادار ماند و سرسوزنی از مواضع اصلاح طلبانه اش کوتاه نیامد.«من در تمام عمر یک هدف بیشتر نداشتم و آن اینکه ملت ایران بتواند مستقل و آزاد زندگی کند.»(3)

در تاریخ معاصر ایران استعمار پیر انگلیس هماوردی چون دکتر مصدق نداشته است. «چگونه ممکن است خون ایرانی در عروق کسی جاری باشد و مداخله اجنبی را در امور کشور تحمل کند.»(4) از این رو ایدن(وزیر خارجه انگلیس) اقرار می کند:«شبی آسوده خوابیدم که خبر سقوط مصدق را شنیدم.» (5)

دکتر مصدق با دیکتاتور(رضا خان) نیز به عنوان دشمن سرسخت آزادی هیچ سر سازگاری و موافقت نداشت و بر همین اساس حاضر نشد در مجلس , سوگند وفاداری به رضا خان یاد کند و «جایی که در مجلس موسسان,کاشانی و حائری زاده به سلطنت پهلوی رای داده بودند به آن رای نداد.»(6) علاوه بر این به پیشنهاد نخست وزیری وی هم جواب رد داد .«بدان جهت نخست وزیری رضا شاه را نپذیرفتم که قبول کار از یک دیکتاتور ,مستلزم استعفا از شخصیت و آزادی عقیده بود,به همین جهت معذرت طلبیدم.»(7)

مصدق مخالفت خود را با تمرکز قدرت در دستان رضا خان چنین اظهار داشت:«هم شاه,هم رئیس الوزرا هم وزیر جنگ و هم فرمانده کل قوا , چنین حکومتی در زنگبار هم نیست!مورد تمسخر مردم دنیا قرار می گیریم و در داخله هم استبداد موحش تری خواهیم داشت,اگر سر مرا ببرند و مرا قطعه قطعه و ریز ریز بکنند,به این حکومت رای نمیدهم.»(8)

سیاستمدار مردمی به نقش خرد جمعی در اداره امور کشور باور عمیق داشت«مملکتی که رجال ندارد هیچ چیز ندارد,دلیل مخالفت من با دیکتاتوری این بود که از خصائص دیکتاتوری یکی این است که مملکت فاقد رجال,و دیکتاتور منحصر به فرد باشد.»(9)

به رسمیت شناختن حق آزادی بیان و قلم به عنوان یکی از ارکان دموکراسی از دیگر دغدغه های نخست وزیر آزاد اندیش بود.«در جراید ایران آن چه راجع به شخص اینجانب نگاشته میشود,هر چه نوشته باشند و هر که نوشته باشد به هیچ وجه نباید مورد اعتراض و تعرض قرار گیرد.»(10)

سلامت مالی و فساد ناپذیری دکتر مصدق که در طول بیست و هشت ماه نخست وزیری اش که هیچ حقوقی از دولت دریافت نکرد ,در مقایسه با عملکرد صدر اعظم های پیشین مانند امین السلطان ,عین الدوله و وثوق الدوله که با دریافت رشوه چوب حراج به مملکت و سرمایه های ملی زده بودند ,شرافت و پاکی وی را بهتر آشکار می سازد.

سعه صدر مصدق و ایمان راسخ به هدفش که همان اعتلای همه جانبه ایران بود او را در مقابل توهین ها و دسایس مخالفانش آسیب ناپذیر کرده بود.«هر چه فحش شنیدم یا در جراید بی مسلک مزدور خواندم پر کاهی در من اثر ننمود و هر وقت به یاد پندی که از مادرم شنیدم که وزن اشخاص در جامعه به قدر شدائدی که در راه مردم تحمل می کنند ,برای مبارزه بیشتر حریص می شدم و خود را بهتر مجهز می کردم,من این نهضت را تا زنده ام ادامه می دهم و از راه منحرف نخواهم شد.»(11)

رهبر محبوب و مقتدر نهضت ملی ,خار چشم استعمار و استبداد پس از محکومیت در دادگاه نظامی توسط دولت کودتا به سه سال زندان محکوم شد.وی پس از آزادی به ملک شخصی اش در احمدآباد کرج تبعید گردید و تا آخر عمر در حصر خانگی و تحت تدابیر شدید امنیتی به سر برد,سرانجام در چهارده اسفند هزار و سیصد چهل و پنج روح بلندش خسته از یک عمر مبارزه شرافتمندانه از کالبد ناتوان پر کشید و به خدای آزادی پیوست.پیکر نحیف و دردمندش را مرحوم دکتر سحابی غسل داد و آیت اله زنجانی بر او نماز گزارد و در یکی از اتاقهای همان خانه به خاک سپرده و در قلب ملت ایران جاودانه شد.

راست گفت زنده یاد داریوش فروهر که :«مصدق را سالها زمان باید تا آن گونه که بود بشناسیم و دریابیم.ما مصدق را از پس پرده می بینیم و این چه اندوه بزرگی است برای ما,او یک تجربه نو,یک حرکت نو و یک قربانی نو در پیشگاه تاریخ بود……»(12)

کلام قاصرم را با مویه ای از زنده یاد حمید مصدق در سوگ آن بزرگ مرد یکتا به پایان می برم:
نمی دانی که بعد از تو /چه بر ما رفت/و چه گلهای سرخی/بهتر از صد گل /هزاران گل/به روز تیربارانها/به روی خاک افتادند/پس از آن گونه سختیها/به مردی جان سپردند و به پیش خصم /جوانمردانه ایستادند/تو بودی اوستاد مردی و رادی/تو درس رادمردی /به مردان یاد میدادی/و ما پویندگان راه تو/تا روز پیروزی/و بهروزی/به جان راه تو را پیوسته می پوییم/و می گوییم /گرامی باد نام تو/و نامی باد/نام تو

****

1-فریدون توللی.
2-سخنرانی مرحوم آیت اله طالقانی,14 اسفند 1357 ,مراسم بزرگداشت دکتر مصدق,احمد آباد.
3-دکتر مصدق در دادگاه تجدید نظر نظامی,ص 523 .
4-سیاست موازنه منفی در مجلس چهاردهم,کیا ستوان,حسین,جلد دو,ص 74.
5-خاطرات ایدن,صفحه 222 ,به نقل از خاطرات و تعلمات مصدق,ص 180 .
6-جامعه شناسی نخبه کشی,رضا قلی,علی,نشر نی,چاپ اول,ص 215 .
7-خاطرات و تالمات مصدق,مصدق,محمد,انتشارات علمی,چاپ سوم,ص 29 .
8-همان.ص227.
9-نطق دکتر مصدق در دوره شانزدهم مجلس شورای ملی,انتشارات مصدق,جلد یک,ص113 .
10-جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران,نجاتی,غلم رضا,شرکت سهامی انتشار.ص150 .
11-خاطرات و تالمات مصدق ,ص 249 .
12-سخنرانی زنده یاد داریوش فروهر,مراسم بزرگداشت دکتر مصدق,14 اسفند 1357 ,احمد آباد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • هادی می‌گه:

    با تشکر از سرکار خانم ارامش،بخاطر قدرشناسی از رادمردی که در حافظه تاریخی ملت ایران به عنوان قهرمان ملی مبارزه با استعمار ، همیشه مضبوط است.ولی درمقطع فعلی واکاوی و انالیز علل شکست نهضت ملی شدن صنعت نفت و تسلط ارتجاع بر تمامی ارکان مملکت و کمای جامعه به مدت ۲۵ سال به قلم اگاهان دلسوز وبی تعصب از اوجب واجبات است .

  • فرزانه آرامش می‌گه:

    از همه ی عزیزانی که حقیر را به لطفشان نواخته اند (از ممسنی تا چروم)سپاسگزارم. شعر زیبای اخوان در رثای دکتر مصدق تقدیم این عزیزان باد:
    ای شیر پیر بسته به زنجیر/کز بندت ایچ عار نیامد/ای نادر نوادر ایام /کت فرّ و بخت یار نیامد/دیری گذشت و چون تو دلیری/ در صف کارزار نیامد/ چندان که غم به جان تو بارید/ باران به کوهسار نیامد…

  • ازچروم می‌گه:

    زیبا و پرمغز نوشته ای .احسنت برتوکه ازخیلی ها مردتری

  • رحمان محمدی می‌گه:

    درود بر سرکار خانم آرامش در زمانی که به نظر می آیدبرگزاری وگرامی داشت برای آزاد مرد ایران زمین پدر اصلاحات وملی شدن صنعت نفت جرم است وبا خیلی سخت ،نوشته شما درفضای مجازی درگرامیداشت دکتر محمد مصدق ،شیرزنانه ومردانه بود.

  • ناشناس می‌گه:

    سلام در کامنت ناشناس چرانام عبدالله خان را ننوشتی؟؟چرا بزرگ مردی مثل مصدق را در کنار اینها مطرح میکنید؟میدانید که خسرو خان طرفدار مصدق بود توسط عبد الله خان ان هم در خانه اش به نقشه شوم شیطانی کشته شد ان وقت از دیدار نماینده عبد الله خان با نماینده مصدق حرف میزنید؟میدانید کی یاغی گری خوانین در سال چهل یک برای از دست ندادن زمیناشان بود اصلا حات ارضی نه ازادی و ازادگی؟؟چرا ترس از گفتن حقایق دارید؟؟

  • فرزانه آرامش می‌گه:

    درود بر جناب دکتر غفاری
    کاملأ صحیح می فرمایید.مهمتر آن است که به دلایل عدم توفیق دکتر مصدق و همه ی کسانی که دغدغه ی بهبود اوضاع مملکت را داشته اند پرداخته شود.من نیز بر آنم که اگر خداوند توفیق دهد دلایل ابتر ماندن جنبش های اصلاح طلبی و در رأس آن جنبش ملی دکتر مصدق را واکاوی نمایم . آنچه تا کنون به آن رسیده ام این است که نقش فرهنگ و نوع بینش استبدادپرور خودمان در شکست و ناکامی این جنبش ها پررنگ تر از نقش عمله ی استکبار و استبداد بوده است.شرح این قصه بماند تا وقت دگر, اما هدفم از آوردن وجیزه پیش رو صرفأ ذکر خیری هرچند اجمالی از این شخصیت برجسته ی معاصر در سالروز درگذشتش بود که آن هم به دلیل مثله شدن متن اصلی ,انسجام اولیه را از دست داد و چیز دندان گیری از آب در نیامد.در هر حال از توجه و نگاه دقیقتان سپاسگزارم.

  • آدم می‌گه:

    درود برخانم آرامش ایکاش مردان جامعه ما به اندازه شما جرئت داشتند (امام راحل به امریکا وایادیش فرمودند .ما میخواهیم آدم باشیم) حال آیا بسوی آدمیت گام بر میداریم. (عین تذهبو) دراین وادی که هروز جز دروغ وریا ودین فروشی ونان به نرخ روز خوردن حرفی ندارند . درحالیکه فقر بدبختی هرروز جامعه را به تباهی میکشد . وهمه آنهایی که منافعی دارند . وتوده جامعه درکمال بدبختی بسر میبرد.نه نانی در سفره داریم ونه قوتی برای فردا ودر جامعه سرداران وآغا زاده ها چهار نعل میتازند .و دراقسانقاط کشور کسی که تادیروز پسیژی نداشت . خانه های میلیاردی میخرند. ودر عروسی فرزندانشان دستبند وپابند طلا هدیه میگیرند. وسکه طلا هدیه میدهند. چه شد قانون مصوبه مجلس در زمان اوائل انقلاب از کجا آورده ای چرا ساده زیستی که همواره رهبر معظم انقلاب تذکر میدهد . دیده نمیشود .در این شب عید اقشار کلی جامعه توده محروم اعم از حقوق بگیر وبیکار چه کنند .آیا به حرف پیر استعمار عمل نمیکنیم که گفتند باید ایرانیهار گرسنه نگر داشت تا بر آنها حکومت کرد آیا ترسی که مردم دارند ودم بر نمی آورند چیست جز آنکه میترسند نانشان بیشتر آجر شود . آیا امروز ندای فریاد مولا علی را بدرستی در جهت دفاع از حقوق انسانها نمیشنویم . آیا توجه کرده ایم به فریاد( لا معاش لامعاد)وفقر ازپنجره که وارد شود .دین ازدر خارج میشود . فریاد مولاعلی (ع) ائمه اطهار بزرگانی مانند طالقانی وشریعتی ومصدق حرفی غیر ازدفاع از حقوق مردم نداشتند . دغدغهای آنها حاکمیت محرومین ومصتضعفین بود .حال سرمایه داران امروز که بنام مصتضعفین بردوش مردم سوار شده اند وسرمایه مملکت از دست دولت خارج ودراختیار این اشخاص است . چه جوابی برای گفتن دارند. کی جوابگو است .

  • سال افزون از رامهرمز می‌گه:

    با سپاس و درود به خانم آرامش : هر چند کسانی سعی کردند نام مصدق را از تاریخ ایران حذف کنند اما نام و آوازه مصدق در حافظه تاریخ دنیا ، ثبت است و همگان می دانند که مصدق نفت را ملی کرد و اگر خیانت بعضی ها نبود جنبش ملی مردم ایران در دهه 30 به بار می نشست و عده ای بدانند که عکس مصدق در خانه سیاستمداران و آزادی خواهان سراسر دنیا بویژه ترکیه – مصر – هندوستان و …. شکوه و عظمت آن پیر خردمند را فریاد می زند .

  • بیکار و بیعار می‌گه:

    چه نوشته ای زن سترگ؟!؟!؟!!!!!!!

  • مهدی غفاری می‌گه:

    با سلام به بانو آرامش.
    من نیز چون شما بر این باورم که ” محمدِ مصدق ” از معدود سیاستمدارانِ ایرانی ست که می تواند به عنوان یک الگو فرارویِ اصلاح طلبان و تحول خواهان معرفی شود. هرچند در کنار این معرفی و برشمردنِ خوبی ها، توانمندی ها و عملکردهای او، آنچه بیش از همه چیز می تواند راهگشا باشد، نقدِ رفتارهایِ سیاسیِ او به عنوانِ نخست وزیر و بررسیِ دلایل و عواملِ شکستِ راهی ست که او به خوبی آغاز کرد، با باوری تمام عیار پی گرفت اما آنچنان که باید و شاید به فرجام نرساند.
    در میانِ این دلایل البته پیوندِ نامبارکِ عمله یِ استبدادِ داخلی و عُمّالِ استعمارِ خارجی واضح تر از آن اَند که به عنوانِ مهم ترین عامل نادیده گرفته شوند اما رفتارشناسیِ سیاسیِ دکتر مصدق، نقدِ روانکاوانه یِ او، بررسیِ عملکردهای او و هوادارانَش در بحران های منجر به کودتا و از این جمله نیز می توانند برای امروز راهگشا باشند.
    پرسشِ مهم فرا روی اصلاح طلبان، چرایی یِ ناکامی و شکستِ جنبش های اصلاح طلبانه در تاریخِ این سرزمین است؟

  • سعیدبخشوده می‌گه:

    درود بر خانم ارامش بزرگوار .تشکر دارم از نوشته سراسر احساس و قدرشناسیت.درود به روح بزرگ مصدق مردی که هیمنه استبداد و استکبار را شکست

  • معلم بازنشسته می‌گه:

    ای آزادی \چه زندانها برایت کشیده ام \و چه زندانها خواهم کشید\ و چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد\ اما خود را به استبداد نخواهم فروخت\ من پرورده آزادیم استادم علی است,مرد بی بیم و ضعف و پرصبر\و پیشوایم مصدق\ مرد آزاد , مرد\ که هفتاد سال برای آزادی نالید… (دکتر شریعتی)
    در بزرگی مصدق همین بس که قدرت فاسدش نکرد . درود بر این مرد بزرگ و سپاس از بانوی اندیشمند سرکار خانم آرامش.

  • امراله نصرالهی می‌گه:

    درود بر شما بانوی سیاست و نجابت
    ما بی چرا زندگانیم/آنان به چرا مرگ خود آگاهانند

  • ناشناس می‌گه:

    خدایا چه شده است که در جمهوری اسلامی میترسند مطالب علیه ….. را بنویسند؟؟خدایا چه شده انها که مورد غضب امام بودن شدن مقربین درگاه؟

  • یاسوج می‌گه:

    سلام بر مصدق

  • جليلي می‌گه:

    ممنون که توی این دوره و زمونه توی ولایت ما هنوز آدم هایی پیدا می شن که راد مرد تاریخ مرحوم مصدق را فراموش نکرده اند .

  • ازدهدشت می‌گه:

    درود برقلمت وقدمت که زیبا نگاشتی.

  • ممسنی می‌گه:

    درود بر شما.بسیار زیبا نگاشته ای.گرچه دانش ما از تاریخمان اندک است اما شیوه نگارش این مطلب فوق العاده زیبا و اصولی است.اندیشه تان مانا

200x208
200x208