تاریخ درج خبر : 1392/12/15
کد خبر : ۲۳۱۶۰۷
+ تغییر اندازه نوشته -

انحصارطلبان در پی انتقام از ملت هستند

سایت استان: سیده فاطمه بابایی

همواره یاد گرفته ایم که رسالت حقیقی یک رسانه آگاهی بخشی و شفافیت خبری در عین صداقت و راستی است که اگر این اصول مهم مورد توجه قرار گیرد می توان به رشد و آگاهی و آرامش یک جامعه امیدوار بود؛ اما متاسفانه در روزگاری که آگاهی چشم اسفندیار و خودکامگان است عده ای محدود از رسانه ها در استان ما وجود دارند که تنها نقاب خبر رسانی را بر چهره خود آذین بندی کرده اند و در پشت این نقاب ارزشمند و مقدس که انسان های ارزشمندی در این راه قلم فرسایی کرده اند گام نهاده و دست به دروغ پردازی و خلاف واقع نشان دادن واقعیت می پردازند.

اینکه این روزها بار دیگر شوق و جوانه سبز امید در دل دانشگاه بی جان و بی تحرک یاسوج رشد نموده و علم ، فهم ، دانش و انسانیت را احیاء نموده است؛ هستند کسانی که تاب و طاقت این آرامش و دیدن سیمای شاد دانشجویان ، اساتید و کارکنان را ندارند و سعی در جهت تخریب ، توهین و تشویش اذهان عمومی می زنند!

برای من دانشجو که در امواج های پر تلاطم افکارم این روزها سخت دست و پنجه نرم میکنم پرسش های زیادی در افکارم سیر می کند و مرا با خود به چالش می کشاند. با خود می گویم مگر رهبر فرزانه انقلاب بارها نفرمودند که خدا لعنت کند آن کسانی که می خواهند دانشجوی ما سیاسی نباشند یا آنجا که معمار کبیر انقلاب فرمودند: دانشگاه باید مبدا تحولات و دریایی از سلایق و اندیشه های فکری باشد.

– حال این پرسش پیش می آید چرا بعد از آنکه دوباره نسیم خوش اعتدال و اصلاحات بر روح دانشگاه یاسوج وزیدن گرفت عده ای شکست خورده می خواهند این پویایی و شادابی را از دانشگاه محروم کنند؟

– چرا عده ای سعی بر آن دارند تا القا کنند که دانشگاه تنها متعلق به جریانی خاص می باشد که در بیرون از این فضای آکادمیک از رانت های قدرتمندی نیز بهره مند می شود؟

– چرا گروهی سعی بر آن دارند تا دانشجو و دانشگاه را منزوی و افسرده نگه دارند تا در سکوت و بی خبری مطلق به هر آنچه می پسندند دست یابند؟
اینکه بعد از 8 سال بار دیگر عقلانیت به دانشگاه سیاست زده یاسوج بازگشته است بر منافع چه جریان انحصار طلبی دست گذاشته است که حضور فیزیکی و حیات مصنوعی یشان که همواره در تقابل با اندیشه و قلم بوده است و بقای خود را در آشوب های فکری و بحران های به ظاهر خود جوش می دیدند اینک حضور این رئیس جدید مانع از قدرت نمایی پوشالیشان شده است؟

اینکه بعد از 8 سال تحقیر ، توهین ، تضعیف و پاره شدن حجاب و حرمت انسان ها دوباره شان و کرامت انسانی به این گلستان علم و اندیشه باز آمده است ؛ براستی آینده سیاسی کدام جریان بی اخلاق که به هیچ اصولی پایبند نبوده است را در معرض خطر قرار داده است که اینچنین دست به اخبار خلاف واقع می زنند تا که شاید از این آب گل آلود ماهی زهر آگین شهوت قدرت خویش را صید کنند؟

اینکه بعد از سال ها دیگر نام دانشگاه یاسوج را نه با آمار دانشجویان مظلوم ستاره دارش و یا نه به خاطر لیست غیر قانونی و رانتی بورسیه های علمی اش می شناسند؛ بلکه در این نسیم خوش اصلاحات و با حضور رئیس محبوب و توانمندش دکتر رمضانی ، اینک نام مقدس دانشگاه یاسوج را به عنوان برترین دانشگاه کشور در جذب ردیف بودجه ای می شمارند و از اوج و اقتدار این مکان علمی و توانمندی دکتر رمضانی فخر می فرشند و به احترامش می ایستند و کلاه از سر بر میدارند.

پرسشی بس ساده است که کسانی که در 8 سال مدیریت انحصار گرایانه خود به جای آنکه برای رشد و ترقی استان و دانشگاه یاسوج گام بردارند و محیطی آکادمیک ایجاد کنند که در آن دنیایی از تضارب افکار و اندیشه باشد متاسفانه در دوره مدیریت بی رقیبشان خلاف آن اقدام نمودند و این خاک مقدس را تبدیل به مکان تفتیش عقاید و اتاقی برای بازجوی از صاحبان قلم و اندیشه و زیر زمینی تاریکی برای تسویه حساب های سیاسی و جناحی نمودند تنها به جرم آنکه همانند صاحبان آن روزهای قدرت نمی اندیشیدند و اهل تعظیم و تملق و چاپلوسی نبودند.

حال افکار عمومی و چشم های بیدار و ذهن های فعال به این پرسش رسیده اند که چه گروه و جریانی در داخل و خارج از دانشگاه یاسوج از موفقیت و آرامش و ارتقاء سطح کیفی و علمی دانشگاه در این مدت کوتاه عصبانی شده اند که اینچنین سعی در بر هم زدن این شادی و امید و آرامش دارند که در افکار و رویایی کدر و خطرناک خود آرزوی عدم تائید رئیس محبوب ، آکادمییک و توانمند دانشگاه یاسوج را دارند؟

در حقیقت جریان شکست خورده ای که در انتخابات مجلس با نه تاریخی ملت رو به رو شد و پایگاه اجتماعی خود را در انتخابات ریاست جمهوری به وضوح مشاهده کرد در حالی که مشروعیت و میزان آرای یشان حتی به تعداد انگشتان یک دست هم نرسید به خاطر این شکست تلخ پی در پی در جستجو انتقام از ملت و دولت هستند تا با انتشار اخبار خلاف واقع و ایجاد موانع و مشکلات بر راه دانشجو و دانشگاه بذر امید را پژمرده کنند تا بار دیگر گلستان ایران را که اینک به مدد رئیسان خوش فکر و متین دانشگاه های کشور به گلستان علمی تبدیل شده است را به بیابان زرد و خشک باز گردانند.

اما این جریان ضد مردمی و ضد دانشگاهی که همواره به دنبال شکستن قلم ها و دوختن کلام حق دانشگاه بوده اند و منافع خود و جریان شکست خورده سیاسیشان را بر منافع ملی ترجیح داده اند ، آگاه باشند که دولت مقتدر و مشروع تدبیر و امید و جامعه پویا و سرزنده دانشگاه و زارت علوم ، تحقیقات و فناوری از تمام وزیران ، رئیسان و مدیران خود که محبوب و عزیزان ملت وبر گرفته از انتخاب های مردمیست را به طور قاطع و صریح حمایت و پشتیبانی خواهد نمود و در برابر اقلیتی بی اخلاقی که توهم اکثریت را دارند در حالی که ملت با آرای تاریخی خود آنان را به تاریخ واگذار کرد عقب نشینی نخواهد نمود چرا که در پشت سر این دولت ملتی مقدر، آگاه و شجاع حضور دارد که در بزنگاه های تاریخی خود عرصه را خالی نخواهد نمود.

اینکه عده ای در اخبار دروغین و در اعماق افکار خطرناک و انحصار طلبانه خود تخیلات عدم تائید رئیس محبوب و کاریزماتیک دانشگاه یاسوج را می پرورانند لازم است از خواب غفلت بیدار شوند تا بدانند که دیگر رئیس دولت این کشور آن مردی که همواره به همه توهین می کرد رفته است بلکه رئیس جمهور امروز ملت، حقوقدانی است که از حقوق موکلینش ذره ای عقب نشینی نخواهد کرد و آن وزیر علومی که دریایی از بحران ها و سرخوردگی ها و ستاره دار کردن دانشجویان را افتخار خود می دانست نیز برکنار گشته است و اینک بر آن وزارت فرجی دانا های نشسته اند که هر یک توفیقاتی را برای به اوج رساندن دانشگاه در افکار خود ترسیم می کنند.

مطلبم را به نوشته ای توسط یکی از دوستانم که در صفحه اجتماعی خود منتشر کرده است پایان می برم:

دکتر رمضانی!
خبر آورده اند که نامحرمان از نبودنت جشن و سرور بر پا کرده اند.
چه خوش خیال است فال گیر نام آشنا!
بگذار در این میدان بی رقیب تا میتوانند بتازند!
استوار باش ای سرو استوار که در بلاد شاپور ، آفتاب صبح امید از آن توست.
آنان که در رویای خود می خواهند سرو استوار دانشگاه یاسوج را با تبر های زهر آگین خود خم کنند بدانند که:
غافل از آنند که تبر خانه ای جز بیشه ندارد. از جنس درخت است ولی ریشه ندارد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • رهپوی راه اندیشه می‌گه:

    رمضانی در قلب ها خواهد ماند

  • اصلاح طلب می‌گه:

    انتصاب دکتر رمضانی به ریاست دانشگاه همه را خوشحال کرد اما ایشان با عملکردشان نشان دادند که پختگی و تدبیر لازم برای اداره دانشگاه را ندارند و تصدی این پست مازاد بر ظرفیت روحی و شخصیتی شان می باشد.وی با اخذ تصمیمات احساسی محیط مقدس دانشگاه را جولانگاهی برای تسویه حساب شخصی نموده است.

  • شهروند می‌گه:

    در پاسخ به نگارند ه عرض کنم انحصار طلبی زمان ومکان ندارد اگر انحصار را شما در 8سال گذشته دیدید با معیارهای مورد قبول خودتان ما انحصار را با معیارهای نو حالا میبینیم بنده دکتر رمضانی را قبول دارم اما انحصارات پشت پرده اجازه واقعی سازی را از وی گرفته دو ماه دیگر صبر کن ……………………….

  • محمدي می‌گه:

    اینجانب دکتر رمضانی را از مدیران آینده دار و باکلاسی می بینم که در صورت حمایت دولت مردان خصوصاً استاندار محترم و همچنین با پختگی و تدبیر بیشترمی تواند حتی دانشگاه تهران را به راحتی مدیریت کند.برای ایشون آرزوی توفیق دارم.
    از لنده

  • طرفدار اصلاحات می‌گه:

    من طرفدار دکتر رمضانی هستم و خیلی هم به ایشان علاقه دارم بدلیل جوانی آینده ای خوب در انتظارشان هست ولی از برخی انتصابات ایشان اصلا منطقی نیست در دانشگاه مثل مجید رضوانی و رحیمی
    اگه احساس غرور هم نکند باز موفق تر میشود

  • چرام می‌گه:

    این عناصرمتاسفانه آلت دست عوامل پشت پرده وزینفع شده اند وتا زمانیکه سود صاحبان منافع اقتضاء می کند باید به اعمال خارج از عقلانیت وقانون خود ادامه دهند !……………

200x208
200x208