تاریخ درج خبر : 1392/12/18
کد خبر : ۲۳۲۸۶۳
+ تغییر اندازه نوشته -

بویراحمد؛ بویراحمد زیبا !

taheri

بویراحمد

سایت استان: عطا طاهری بویراحمدی

(قطعه ای از کتاب کوچ،کوچ نوشته عطا طاهری بویراحمدی)

… بویراحمد، بویراحمد زیبا !! زیبایی تو نه در حدیست که بتوان دید و سکوت کرد و هیچ نگفت و یا همیشه نگفت؛ که زیبایی و زیباتر از زیبا.

هنگام تنهایی، زمانی که یاری و غمگساری ندارم و غم دارم. وقتی به آن همه مواهب و شکوه و زیبایی بی همتایت می نگرم خود را تنها حس نمیکنم. از دوباره دیدن و تماشای دایم مناظر سحر آمیز تو دل نمیکنم؛ زیرا تو آرامبخش روح پر تلاطم منی!

توئی، که رنگ غم و اندوه گذشته و آشفتگی حال و سراسیمگی از دورنمای آینده را از جان و دل می زدائی.

ای زادگاه پاک و دلربای من، ای مهد و آرامگاه مردان و زنان سختکوش و دلاور و کودکان آتشپاره، تو را دوست دارم، دوست دارم آن گونه که مادر مهربانم زمین، آن جانپنای همه ی انسانها و دگر جانداران را دوست دارم و دوست دارم.

آه ای بویراحمد! که همه چیز داری و گهگاه هیچ نداری و در بهشتین دیارت، نیازهای جانکاه رخ می نماید!

خدایا، چقدر دوستی انسانها با هم و انسانها، با طبیعت و جانداران، جانها را نشاط و آرامش می بخشد و دشمنی و روگرداندن از این یاران دیرینه، جهنم زندگی سوز را می آفریند.

بویراحمد، تو نگین زمردی، که در انگشتر زرین و گرانبهای کوه گیلویه شکوهمند، نشسته ای. در دیار تو، هرگز کسی پوشش سرسبز و ثمربخش و سایه افکنت را به بغما نبرده، همچون دشتهای فراخ شمال و جنوبت، لخت و عریان ننموده است.

ای دنا، ای کوهساران سبزپوش سربلند! فرزندانت برای اجاقشان و گرمی کاشانه و سیاه چادرشان، به آیتی پسندیده، مانده از پیشینیان، از شاخه ها و ساقه ها یا کنده های درختان “خداکشته” (1) دست یازیده اند. در پرتو آن اندیشه ی دوستانه با طبیعت بود، که قامت کوهساران و پهنه ی دهلیزها و دشتکها و سر و روی تپه هایت تنیده از بلوط و بن و ارژن و تگ و بادام و انجک و مِهلَو و چویل و دَرَمه و دگر درختان (2) و گیاهان است، که انواع پرندگان و چرندگان، دام و دد، در این زیستگاه گسترده و پر بارت زنده و پایدار بوده اند.

ما آموخته بودیم: ” زندگی شکارچیان و درخت شکنان، آب آلوده سازان کوتاه است”

این طبیعت غنی سحار، که چشم انداز بهشتی دارد؛ اکنون نشیمن چهارفصل تیره های کوچ نشینان و زیستگه دلخواه یکجانشینان ما است.

وقتی بهار و تابستان سپری می گردد و هوا رو به سردی می گراید، کوچروان تو، با رمه ها و گله ها، بدنبال آب و علف و هوای مساعد، به دشتهای علفخیز گرمسیر بر میگردند.

یکجانشینان که با کوچی کوتاه در مراتع کوهستان جا گرفته بودند به سوی روستاهای خود سرازیر می شوند. شبها در تو و پستوهای خود، در کنار دام و آتش هیمه ها می نشینند و گپ می زنند و روزها در تک و پویند، تا بهار و تابستانی دیگر چهره نماید.

قرنها و دورانها گذشت تا تهادل و توازنی متناسب میان انسانهای چالاک اندیشمند، و دیگر جانداران و طبیعت قانونمند بوجود آمد و شناختی حاصل شد. شناختی روشن و واقعی، ساده و ابتدایی و مفید.

دریغ! اندک اندک، آن آئین درست و ساده را از یاد بردند یا از آنها ستاندند. چه خوب بود که راهیان راه نو، با شناخت واقعی مردم این دیار و دیار این مردم، با دانش و بینش نو بر زمینه ی آرام و استوار فرهنگ کارآمد مبنی بر همیاری دسته جمعی دیرینه ی آنها، برای ایجاد زندگی بهتر و هوشمندانه تر و بنایی انسانی پیشرفته، دست به کار شوند و بازوی این عروس زیبا رخساز را در چنگ خشک و چروکیده ی ” کویر ” های دیرسال خود آفریده، نگذارند و گرد فقر پریشانی بر چهره ی او نپاشند.

آه ! دیو کویر گام گام آرام پیش می آید. نزدیک می شود. هم اکنون سیمایم، وم سوزان و سنگین آنرا حس می کند!

خدایا این گردنبند زمردین، این ” زاگرس ” زیبا را و زمین، سیاره ی زندگی ما را، از شر اهرمن دود و آلودگی و جنگ و خشکسالی و کویرزایی، سرانجام “نیستی” دور بدار، دور بدار، آمین آمین

***

پی نوشت:

1) خدا کشته: درختانی که در اثر باد و رعد و برق یا آتش سوزی خشک شده اند.

2) بن: پسته وحشی ، تگ: درختی سردسیری که میوه ای شبیه کنار دارد ، انجک: گلابی وحشی ، مِهلو: درختی دارای میوه و برگ و چوب معطر ، چویل و درمه: گیاهان خوشبوی سردسیری

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • هادی می‌گه:

    سلام به پیر فرزانه ایکه هرچه عطامیکند طاهراست وذلال لر نیستم ولی ترنم طوف کلماتت وجودم را لبریز از خنکای گوهپایه های دنا وگرمای سخره های پوزه سرنا میکند بنویس وبازهم بنویس که اکسیراست جملات بردل نش ین . چرا که اندازه معشوق بود عزت عاشق ، ،معشوق تو قله دناست وعزتت هم پس بنیس و باز هم بنویس .

  • محمد مختاری می‌گه:

    مر سپاست خدایم که آفریدی مرا در طبیعتی که از جادویش این نیک اختران شعر را بسی گرانبهاتر از کوهساران و سبز زاران و سایه سارانش برایم ارزانی داشتی ، چو در موسم دلگیری حتا آن افسونگر وحشی طبیعت به قد یک نوای شعور عاشقی که از شعری تراود بر جان نمی نشیند و این کلام و صاحب ساحت قلمش خوب از همانهاست . کی عطا ی بزرگ ، شما نیز افزون بر همه ی آن زیبایی هایی و بل روح سیال آنهمه جادوی دل انگیز در وجود شما سبز و جاری گشته و هنوزها هم خواهد گردید . خوشا به حال ما که چون شمایی داریم .

  • فرزانه آرامش می‌گه:

    «تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم»
    زنده باد کی عطا طاهری سپید موی محبوب که بویراحمد به وجود او زیباتر است.

  • سعیدبخشوده می‌گه:

    با عرض سلام وخسته نباشید جانانه خدمت مسئولین محترم سایت بلاخص برادر عزیزم جناب ارام.یک تشکر ویژه دارم بخاطر انتخاب این قسمت از کتاب مقدس کوچ کوچ و سپاس فراوان از استاد کی عطا طاهری که با وصف بی نظیر از بویراحمد زیبا وعزیز ما را نسبت به این طبیعت زیبا حساس کرد.امید دارم همه در پناه حق محفوظ باشید

  • رحمان محمدی می‌گه:

    آقای طاهری زنده و پاینده باشی ، دل نوشته یتان بردل نشیند

    لطفا با توجه به جایگاه فرهنگی واجتماعی که جنابعالی دارید برای حفظ طبیعت زاگرس ودنا اقدام عملی (نمادین) نمایید،درست است که در دههای اخیرمی گویندکه حرکتهای اصلاحی باستی جایگزین …شودولی در دنیایی که بشر مدرن متجددبا دست خود طبیعت ومحیط زیست را از بین میبرد کسانی مانند حضرتعالی بایستی پیش قراول انقلابی برای حفط طبیعت شوید،کم نیستند سربازانی که دراین جبهه گوش به فرمان باشند.

  • میر مصطفی عبدالهی می‌گه:

    بسیار زیبا مثل همه نوشتارهای شما.
    ای وطن ای ریشه من
    عشق من اندیشه من

    گور من گهواره من
    قلب پاره پاره من

200x208
200x208