تاریخ درج خبر : 1392/03/03
کد خبر : ۲۳۴۷۳
+ تغییر اندازه نوشته -

شعر / پدر / حسن بهرامی

شعر / پدر / چند رباعی از حسن بهرامی

دل باخته ی داس و درو بود پدر
آمیخته با گندم و جو بود پدر
هر چند که توی دهمان لنگه نداشت
محتاج دو لنگه کفش نو بود پدر

***
در بال ملخ، دهکده بی گندم شد
لبخند انار و عطر لیمو گم شد
گرگ آمد و خاطرات چوپان را خورد
باران نزد و باغ پدر هیزم شد

***
بر حلقه ی زاگرس نگین بود پدر
دل باخته ی تفنگ و زین بود پدر
جان تو و جان اسب بور و برنو
تا مرد وصیتش همین بود پدر

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208