تاریخ درج خبر : 1392/12/26
کد خبر : ۲۳۹۴۷۱
+ تغییر اندازه نوشته -

زمین می‌گوید اعتدال، زمان می‌گوید اعتدال

سایت استان: فضل الله یاری

بهار آن‌گونه که ستاره شناسان گفته‌اند یکی از دو نقطه زمانی است که اعتدال در آن رخ می‌دهد. این موقعیت زمانی مقطعی است که پیش از آن سرمای شدید ویخ‌بندان است و گاه پس از آن گرمای طاقت فرسا و جان‌سوز.-اما بهار نه این است و نه آن و هم این است و هم آن. و هم رگه‌هایی از برف و باران زمستان را با خود دارد و هم تشعشعاتی از آفتاب سوزان تابستان. اما هر دو را در کارخانه ترکیب خود چنان در هم می‌آمیزد و از دل آن‌ هوایی بیرون می‌آورد که نامی جز «بهاری» نمی‌توان بر آن نهاد.

مردم ایران قرن‌های متمادی است که با خوش سلیقگی مثال‌زدنی این فصل طبیعت را مقطع آغاز سال خود قرار داده اند و زمان دگرگونی هوا و زمین را برای دگرگونی احوال خود انتخاب کرده اند. از این رهگذر است که هزاران سال عید خود را «نوروز» قرار داده اند و همراه با آن به نو کردن رخت و خانه و جسم و جان خود مشغول می‌شوند و بیرون از خانه نیز به تجدید عهد دوستی با دیگر مردمان و خویشان خود می‌پردازند. اما گویی همیشه همه چیز آن‌گونه که مردمان می‌خواهد پیش نمی‌رود. برخی پیش از آن که شیفته ی سلوک آرام و اعتدالی بهار باشند بنده ی قاطعیت و یکدندگی زمستان و تابستان اند.معتقدند یا باید مانند برف و باران زمستان بر زمین بارید و یا مانند آفتاب تابستان تابید. ازنگاه این افراد، سال تنها دو فصل دارد.

6 ماه تابستان و 6 ماه زمستان و در این میان، بهار و پاییز یک تلقی شاعرانه، رویایی و «سوسولی» از طبیعت است. از نگاه این افراد بهار یک حرکت خزنده است برای تغییر ماهیت زمستان و تابستان.

این گروه، این روزها همین تلقی را از فضای اعتدالی کشور دارند. در نگاه این افراد « اعتدال » بهانه ایست برای کم رنگ کردن ارزش‌ها و تقدیم منافع کشور به بیگانگان. از نگاه این افراد همواره باید با دشمن جنگید. در این تلقی پیش از آنکه وجود دشمن اصل باشد، باشد جنگیدن مهم است. هم‌زمان که باید با صدای بلند با دشمن سخن گفت، می‌بایست پنبه در گوش کرد که صدای دشمن را نشنید. از همین منظر است که ما به خود حق می‌دهیم که شبکه‌های رادیو و و تلویزیونی به زبان‌های اسپانیایی و سواحیلی داشته باشیم، اما با پارازیت مانع رسیدن صدای دشمن، با زبان فارسی، به گوش‌های خود می‌شویم. ولی واقعیت این است که بهار بسیار قدرتمندتر از زمستان و تموز تابستان است. اگر زمستان و تابستان جسم را زیر تاثیر خود می‌گیرند، بهار هم بر جسم وهم بر جان مؤثر است. اگر زمستان و تابستان آدم‌ها را به اتاق‌های خود می‌کشاند،بهار همه را به کوچه و خیابان و کوه و دشت می‌فرستد.

این روزها مردم ایران پس از هشت سال بارش‌های زمستانی و تابش‌های تابستانی، در حوزه‌های سیاست داخلی و دیپلماسی خارجی فصلی دیگر را آغاز کرده اند، که نامش را «اعتدال» گذاشته اند. در این فصل هم می‌توان با صدای بلند و قاطع با دشمن سخن گفت و هم می‌توان پنبه را از گوش به درآورد و صدایش را شنید. هم می‌توان به دشمن امتیاز داد و هم می‌توان از او امتیاز گرفت. می‌توان روبروی او نشست و چشم در چشم با او سخن گفت و حتی دستش را فشرد، بی‌آنکه از دشمن فریب‌کار، هراس فریب خوردن داشت. در فصل اعتدال می‌توان رقیب را دعوت کرد به میدان رقابت، آن که به انواع ترفندها او را از میدان به در کرد.

مردم ایران همین چند ماه پیش و پس از هشت سال سخت، به زمستان و تابستان‌های طاقت فرسای یک گروه جواب رد دادند. آنان هم به گوش خود شنیدند که تحریم‌های ظالمانه علیه کشور را، کاغذ پاره خواندند و هم با چشم خود دیدند که همه مشکلات مدیریتی کشور را به گردن تحریم‌ها انداختند. دیدند که یک فرد در تریبون‌های رسمی کشور هم منجی کشور، نظام و دین معرفی شد و هم منحرف و فریب کار.

مردم ایران در هشت سال گذشته هم ادعای «پاک‌ترین دولت تاریخ» را در حافظه خود ثبت کرده اند و هم آمار و ارقام نجومی از اختلاس‌ها و سوءاستفاده‌های بزرگ مالی در زیر مجموعه‌های این دولت را.

گویی در این سال‌ها، ایران آزمایشگاهی بود، برای تجربه کردن زمستان و تابستان سیاست. اما سرانجام مردم ایران «اعتدال» را برگزیدند تا فضای تازه‌ای را تجربه کنند. دراین فصل تازه، حسن روحانی نه منجی ایران است و نه – آن چنان که برخی از حامیان رئیس‌جمهور سابق گفته بودند- اطاعت از او اطاعت از خداست. او یک رئیس جمهور است. مردی که هم ‌توانست در میان چند نامزد سرشناس یک جناح مردمی را با خود همراه کند و هم گاهی در سخنانی قابل انتقاد، منتقدانش را کم‌سواد می‌خواند. او روحانی میانه رویی است که هم در مدیریت کشور اشتباه کرده و هم می‌تواند از مردم عذرخواهی کند.

این روزها اما مخالفانی دارد که همچنان به سلطه تابستان یا زمستان بر حوزه‌های سیاست، اجتماع، دیپلماسی و فرهنگِ کشور می‌اندیشند. همچنان می‌اندیشند که یا باید این طرفی بود و مدافع ارزش‌ها و سرباز نظام، یا آن طرفی بود و اهلِ مذاکره و سازش با دشمنان.

در قاموس این مدعیانِ ارزش مداری، یک مدافع ارزش‌ها هیچ گاه نمی‌تواند بر سر میز مذاکره با دشمن بنشیند. آنان اگر چه داعیه مسلمانی و ولایت مداری دارند، اما صلح پیامبر (ص) با کفار و آشتی امام حسن (ع) با دشمنان خاندان پیامبر (ص) را از تاریخ اسلام حذف می‌کنند. در روایت گزینشی آنان، اسلام تنها به زبان شمشیر با مخالفان سخن می‌گوید و لاجرم پیروان این اسلام، امروزه هیچ گاه نباید بر سر میز مذاکره بنشینند و اگر هم بنشینند باید منطق را کنار گذاشته و با اسلحه حاضر شوند. این گروه البته تنها در ارتباط با دشمن این گونه نمی‌اندیشند، که با مخالفان سیاسی و فکری نیز همین رویه را می‌پسندند. در نگاه این افراد هر که با آن‌ها نیست، نباید از امکانات برابر بهره مند باشد. چرا که حقیقت را به تمامی در دستان خود می‌پندارند. آنان همچنان یا زمستانی می‌اندیشند یا تابستانی.
این روزها در گوشه و کنار جهان، دشمنان اعتدال به لشکرکشی، بمباران، گروگان‌گیری و قتلِ افراد بی‌گناه مشغولند. بهار اما در کشور ما سوی دیگری از واقعیت را به رخ می‌کشد، که انسان امروزی راهی به جز دوری از این همه فجایع غیر انسانی و روی آوردن به اعتدال ندارد. این روزها هم زمین می‌گوید اعتدال، هم‌ زمان می‌گوید اعتدال.

*سرمقاله ابتکار – یکشنبه 25 اسفند 92

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • دیدار می‌گه:

    سلام بر سحر که احتمالا خانم باشد و در این صورت باید می گفتم سحر خانم سلام
    مردم که همیشه یکی بودند
    این ما هستیم که آن ها را یک روز می بینیم و یک روز نمی بینیم
    من هم مثل شما نه کاخ بر افراشته دارم و نه ماشین مدل بالا و نه سفره آنچنانی، هیچکدام را نه دیده ام و نه قبول دارم
    ولی تکه تکه کردن مردم را هم قبول ندارم
    قیچی به دست گرفتن و 8 سال 8 سال کشور را قیچی کردن تاریخ کشور را هم قبول ندارم .
    من فکر می کنم ما همیشه یکی بوده ایم و خوب و بد ما در هر دوره ای بر گردن خودمان است.
    ما آنجا که خواسته ایم مسیر تاریخ کشورمان را عوض کرده ایم ولی به نظر من تغییر رییس جمهور به معنی تغییر مسیر تاریخی نیست چرا که در این صورت باید پس از 8 سال دیگر بگوییم مسیر تاریخ تغییر خواهد کرد. و همین طور 8 سال بعد تر.

    این که دولت های منتخب خودمان را به بهاری و زمستانی تقسیم کنیم نفعی برای مردم ندارد
    البته همه دولت ها خودشان را بهاری می دانند . و ما می دانیم که همه دولت های نقاط ضعف و قوت دارند
    و وظیفه روشنفکر و مقاله نویس توجه دادن مردم به نیازهای اصلی آن ها و پاسخ دادن به سوال اصلی زمان است. نه کشاندن مردم به دعواهای حیدر نعمتی

  • سحر می‌گه:

    دیدارجان چرا با یاری جنگ زرگری راه انداختی.کدام مردم باهم مساوی هستند.ای کاش برسفره ای که من وهمسایه ام میشینیم تو وفرزندانت هیچ وقت نشینی چرا که تحمل یک لحظه ان را ندارید.به کاخ های برافراشته ،به ماشینهای مدل بالا نگاهی بینداز.باورمی کنی همسایه پول نان شب بچه هایش را ندارد ولی دو کوچه اون ورتر، ما اقایی ماشین کرایه کردبرای یک شب 900000میلیون تومان

  • دیدار می‌گه:

    راستی یاری جان فشردن دست دشمن!! که گفتی با چه نیتی انجام شده ؟ می شه یه کم توضیح بدی؟
    ان شا الله که با نیت خیر باشه

  • دیدار می‌گه:

    سلام
    یاری جان
    زمین می‌گوید اعتدال، زمان می‌گوید اعتدال را خوندم
    اولاً همان هایی که به قول تو به اعتدال رای دادند ، همان ها هم – البته با 7 میلیون رای بیشتر- به آنچه که شما آن را زمستان و تابستان دانسته ای رای دادند.
    خدا رحم کرد تو جای خدا نیستی چون اگر بودی احتمالا تابستان و زمستان را از فصل ها حذف می کردی و مردم باید یا بهاری می شدند و یا پاییزی
    ثانیاً: یه کمی احمدی نژادی شدی چون به بهاری شدن نزدیک شدی این هم برای من جالب بود.
    ثالثاً : بهتره کمی فکر کنی که در جهانی که سیاست مداران آن جنگ را ادامه و انتهای سیاست می دانند . در مقابل این قوم وحشی چطور می خواهی اعتدال داشته باشی. در مقابل آن ها که بعد از هر لبخند بر سر میز مذاکره مصاحبه می کنند و همه گزینه ها و از جمله آن ها تحریم های ظالمانه و جنگ را روی میز می دانند.
    می شه بگی این اعتدال شما که در صحنه داخلی منجر به حذف تاریخ تمام انتخابات ها و نیروهای داخلی می شه ، چطور می خواد روبروی این گرگ ها رفتار بهاری داشته باشه ؟
    رابعاً: مگر شما تاریخ کشورمان را فراموشکردی که یک بار همه مراکز اتمی نوپای شما را تعطیل کردند و در صلح به قول شما امام حسنی و به قول بنده حسنی، ما کل انرژی اتمی را بوسیدیم و کنار گذاشتیم و تازه این دوستان که شما چشم در چشم آن ها دوخته ای تازه زحمت کشیدند و ما را در فهرست محور شرارت قرار دادند؟ یادت هست؟
    البته الآن هم که در فصل بهار و اعتدال بار دیگر به آن ها لبخند می زنی به شما با صراحت می گویند که 95% تحریم ها هیچ وقت برداشته نخواهد شد.
    رفیق در این فصل بهار و اعتدال مواظب گل ها باش نکند خدای نکرده وقتی نگاه خود را به افق افکارت دوخته ای همه گل ها را زیر پا له کنی
    این همه دنبال تئوریزه کردن کینه و نفرت در میان مردم نباش
    مردم یکی هستند، آن ها را چند پاره نکن
    ترک و لر و بلوچ و فارس و عرب همه مردم ایران هستند همه آن ها در شلمچه و کردستان و کرمانشاه بر علیه دشمن یکپارچه استادند
    همان ها هم امروز – نه به حرف تو و نه به حرف آن ها که تو زمستانی و تابستانی دانستی شان – دشمن و دوست خودرا می شناسند. بهتر است خود را از مردم جدا نکنی عزیز دل برادر
    به قول رفیقت دکتر احمدی نژاد – بهاری باش
    قربانت
    کم تجربه

200x208
200x208