تاریخ درج خبر : 1392/03/05
کد خبر : ۲۳۹۶۷
+ تغییر اندازه نوشته -

چرا برخی نگران قضاوت تاریخ نیستند؟

سایت استان: فضل الله یاری

می گویند ما ایرانی‌ها حافظه تاریخی نداریم.یعنی این که نمی‌توانیم از گذشته خود درس بگیریم.راه‌های اشتباه رفته را دوباره نرویم و تصیمات غلط گذشته را دویاره نگیریم. این البته مختص مردمان نیست. چرا که بسیاری از صاحب منصبان و بزرگان نیز به همین بلا گرفتارند.آنان البته گاه از این بیماری ملی فواید بسیاری نیز به دست آورده اند.

نگاهی به رفتار و گفتار برخی از سیاستمداران در این سالها نشان می‌دهد که گویی یک پایه مهم موضع گیری شان همین ضعف حافظه تاریخی ملت است. آنان به خوبی می‌دانند که اگر امروز سخنی می‌گویند و فردا روزی مخالف آن را بر زبان می‌آورند، کسانی پیگیر نمی‌شوند که «چرا دیروز چنان گفتی و امروز چنین؟» و اگر هم پرسشگری زبان به سوال بگشاید پاسخ صاحب منصبان حجت خواهد نه پرسش پرسشگران. کافی است به مواضع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی برخی از مسئولان، نمایندگان مجلس( و این روزها نامزد‌های انتخابات ریاست جمهوری) دقت شود. گویی هیچ نگرانی از این که مورد سوال واقع شوند ندارند.
بنگرید به مواضع متضاد و متناقض برخی از مسئولان در این سال ها؛ برخی از این صاحب منصبان در جمع مردمان تحت ریاست خود وعده‌ها داده اند ویا از دریچه رسانه‌ها چشم در چشم ملت سخنی می‌گویند که در جمعی دیگر و یا چند سال بعد نه تنها آن را به یاد ندارند که خلاف آن را هم بر زبان می‌آورند و انجام می‌دهند. از منظر این بزرگان آنچه در حال حاضر می‌گویند اصل است نه آن چه در گذشته گفته اند و یا مردمان برداشت کرده ا ند.
در همین سال‌های نزدیک چه بسیار وعده‌ها که در تلویزیون داده شد و از رسانه‌های دیگر تکذیب کرد. چه تکذیب‌های که در عمل خلاف آن ثابت شد. به طور مثال می‌توان به فاصله چند هفته هم وزیری را از فرط علاقه «هلو» خواند و هم از شدت نفرت بدون رعایت عرف و اخلاق او را از صندلی وزارت به زیر کشید. پس از آن به فاصله چند سال – که از منظر تاریخ پلک بر هم زدنی است- زنی را به جای وی نشاند و در عرض یک هفته هم بود و نبود و کابینه را به وجود وی گره زد و هم به آسانی سرکشیدن جرعه ای آب او را بر کنار کرد. اینجا دیگر گویی اتکای صاحب منصبان به ضعف حافظه تاریخی مردم نیست، بلکه آنان را بیمارانی می‌دانند که از شدت «آلزایمر» نمی‌توانند وقایع یک هفته را هم در حافظه خود ذخیره کنند.
این موضوع البته برای سیاستمدارانی که چندان توجهی به افکار عمومی ندارند کار دشواری نیست، اما آنچه که در این میان عجیب به نظر می‌رسد این است که اینان همه تلاش خود را به کار می‌برند تا جایگاهی برای خود به دست آورند و به تبع آن نامی در تاریخ به ثبت برسانند. اما گویی اینجا نیز هیچ نگرانی از قضاوت تاریخ (این داور ریزبین و موشکاف) ندارند. این در حالی است که این افراد گاه برای اثبات حقانیت خود اسنادی از تاریخ گذشته را مورد استفاده قرار می‌دهند( بنگرید به قضاوت‌های مختلفی که مسئولان کشور از اعمال رفتار حاکمان از هخامنشی سه هزار سال پیش تا همین پهلوی‌های چهارهه قبل به عمل می‌آورند)
در سالهای نزدیک نگاهی به صحن علنی همین مجلس شورای اسلامی نیز نشان می‌دهد که رفتار برخی از نمایندگان بر همین منوال است.همزمان در حالی که نمایندگان مجلس شورای ملی دوره رضا و محمد رضا پهلوی به دلیل پیگیری منویات ملوکانه به جای خواست‌های مردم به شدت – و به درستی- تحقیر و تخطئه می‌شوند، نمایندگانی که رای از مردم گرفته اند با افتخار خود «وکیل الدوله» می‌خوانند و تا معنای منفی مستتر در این اصطلاح را به مدالی افتخار آمیز تبدیل کنند. در همین مجلس نمایندگانی نهاد‌های نظارتی را به شهرت تحت فشار قرار می‌دهند که فردی را از حق انتخاب شدن محروم کنند اما همزمان از «خلق حماسه» ای سخن می‌گویند که از ملزومات آن حضور همه سلایق سیاسی در انتخابات است.
در بخش نهاد‌های نظارتی نیز گویی به قضاوت آینده تاریخ و داوری کنونی افکار عمومی، چندان توجهی نشان داده نمی‌شود. به طور مثال این نهادها در قضاوت‌های مختلف خود پیرامون یک شخص هم تائید صلاحیت وی را در کارنامه خود دارند و هم رد صلاحیت او را.( بنگرید به نام کاندیداهایی که در چند دوره متوالی به صورت یک در میان تائید و رد شده اند).
***
از این قبیل موارد در همین سالهایی که هنوز به تاریخ نپیوسته، بسیار می‌توان دید. این افراد و مسئولان، گویی متوجه نقش تاریخی خود نیستند. نمی‌دانند در تاریخ هم امیر کبیر حضور دارد هم میرزا آقا خان نوری و ناصرالدین شاه. هم محمد مصدق در گوشه ای از آن نشسته است و هم محمدرضا پهلوی در جایی از آن ایستاده است. هم می‌توان از دریچه تاریخ مدرس را دید که در مجلس کمر به مخالفت با دیکتاتوری رضا خان بسته است وجان بر سر آن می‌نهد و هم «میر اشرافی» نامی که عصر روز کودتای 28 مرداد 1332 از رادیو به مردم بشارت سرنگونی حکومت قانونی با یک کودتا را می دهد.
چندین سال دیگر که بگذرد، در تاریخ ایران، هم تصمیم هاشمی برای آمدن وخاتمی برای نیامدن به عرصه انتخابات نوشته می‌شود و هم سخنان و موضع گیری‌های تند وتیز علم الهدی و شجونی . هم سخنرانی‌های احمدی نژاد و مشایی ثبت می‌شود و هم داد و بیدادهای کوچک زاده و رسایی و مطهری در مجلس.
این افراد گویی نمی‌دانند که کارنامه آنان تنها پس از پایان مسئولیت شان قضاوت نمی‌شود بلکه گاه سالها پس از مرگ نیز قاضی پیر و جهاندیده ای به نام تاریخ هم اسناد خود را به مردمان عرضه می‌کند و هم حکم خود را درباره آنان صادر می‌کنند. چرا آنان به اندازه ای که نگران بررسی پرونده ای در دادگاه تخلفات اداری یا سیاسی خود یا نزدیکان و بستگان سیاسی حزبی و خانوادگی خود هستند، نگران داوری تاریخ نیستند؟

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208