تاریخ درج خبر : 1392/12/26
کد خبر : ۲۴۰۰۲۴
+ تغییر اندازه نوشته -

“تحریم اکسیژن”

سایت استان: سیدعلی عباس محدث

25 سال پیش آسمان سرخ ایران کمی رنگ آرامش گرفت تا عقیده همه بر این باشد که باید غبار جنگ را از خود بگیرند و بنیان سازندگی را آغاز کنند. واقعیت هایی مثل حقیقت پیروزی، امید با تعیین سرنوشت مفقودین، آرزوی بازگشت آزدگان، توسل به شهدا، مشاهده چهره های جنگ زده ولی مصمم ملت و بالاخره ویرانه های به جای مانده از جنگ و محرومیت های ناشی از استعمار و استبداد طاغوت، منقوش بودن دیوارهای متروکه ناشی از جنگ و دهها آسیب دیگر، انتخاب برتر بین هنجارها و ارزش های موجود با آنچه مورد انتظار بود را، به یک دوگانگی مبدل کرده بود. آنچه همه را به تأمل واداشته بود مسئله نهادینه شدن ارزش آرمانی برای ملت بود که آیا پس از این دروازه شهادت بسته می شود یا معراجین در صفحات آینده تاریج این مملکت موجودیت دارند. آن روزهای اول پس از جنگ صاحب نظران معتقد بودند اولین خدمت به این ملت، انجام اصلاحات عمرانی و زدودن چهره فیزیکی جنگ از دامن شهرها است. این ایده، علاوه بر اینکه می توانست نشاط و امید و خودباوری را برای مردم تازه رسته از خاطرات فرهنگی زمان طاغوت، زنده کند، آثار روحی و تألمات تخریبی جنگ و ویرانی را کم کم از بین ببرد. گرچه تحریم همه جانبه و محدودیت منابع اقتصادی و بی اعتمادی به توانمندی اقتصاد ایران برای دنیا، مشکل بزرگ مسئولین نظام بود، ولی با وحدت و یکدلی حاکمین و مردم، این دوران گذار سپری شد تا امیر کبیر زمان(حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی) پس از فرماندهی جنگ، مدیریت سازندگی کشور را به عهده بگیرد. زیر بناهای عمرانی و تحولات قبل از توسعه همه جانبه و سازندگی را در چهار ساختار اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، با نگاه جامع گرایانه و البته با اولویت عدالت اجتماعی، در برنامه هایی 5 ساله تدوین، تصویب و اجرا نمود و ملت را به همکاری و تحمل برخی فشارها آگاه و مسئولین را به تلاش مضاعف ترغیب نمود. اینکه دولت های بعد از آن در چه مسیری حرکت کردند و برنامه های پنج ساله مصوب شده به کدام سمت برده شدند، بماند. ولی آنچه مایه قوت قلب ملت شد و آینده را در میان این ناملایمات، منور می دیدند، پرفروغ ماندن چراغ شهادت بوده که باید دانش و تعهد خود را به مفاهیم و مبانی شهدا پر بار کنیم. این ستاره ها از زمین، آری از زمین به آسمان عروج می کنند تا همه بدانیم که ایران سرزمین سازندگی است. و اگر ملت ایران ارزش های اجتماعی خود که گذشت، صبر و هنجارپذیری است را از شهدا گرفته اند، خواستن توسعه و تسریع در بدست آوردن ترقی را به عنوان سرفصل های مبانی ارزشی والیان خدوم خود، انتظار دارند. و امروز شهیدان موسوی زاده و طاهرنیا سرافرازانه عروج کردند تا عدالت اجتماعی برای آنانی معنا دهد که پیش نیاز عدالت را در دگرخواهی معنا می کنند و چون دیگران را شایسته همزیستی می دانند، از راه روشن ایثار برای خدمت به ملت، سر که نه، جان می دهند. یادگاران جنگ یعنی کسانی که بیش از 25 سال پیش تا کنون لباس شهادت را بر قامت خود نگه داشه اند، همه ویرانی ها را با معرفت صبر و صلابت در مقابل تحریم اکسیژن برای کمی تنفس، آباد کردند تا رئیس و مرئوس بدانیم که مسیر شهادت امتداد راهی است که انتهایش آغاز ظهور است. انشاءالله.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • کارشناس ارشد می‌گه:

    العاقل یکفیه الاشاره- شرط تقوی اینه که هرکس قصد نوشتن مطلبی داره به رزومه خودش یه نگاهی بیندازه و ببینه که ایا از معلومات جامع برای اظهارنظر در اون موضوع خاص برخوردار هست یا نه! همین. و این اصل برای همه مطالب منتشره از سوی هر عزیزیست.

  • رضا محمدی می‌گه:

    مطلبی خوبی است و در عین صداقت و روراستی نوشته شده است. علت مخالفت اهل علم و معلم را نمی دانم شاید مشکل شخصی دارند که این گونه مسائل در استان ما از افرادی که احسس می کنند واقعا اهل علم هستند و یا مدرکی در جیب دارند بعید نیشت. فقط باید بگویم هم متأسفم و هم احساس حقارت می کنم که در این شرایطی فرهنگی حاکم بر استان، هر که را خوب دید و خوب نوشت باید بد پنداشت تا همه سبزه زار ها به مرداب تبدیل شوند. آقایان دست بردارید از این همه تنگ نظری و خشک مغزی، بخدا تنها منفعت شما در این بازی های مرگ بار برای خودتان، بدبختی فرهنگ استان ماست.

  • معلم 1 می‌گه:

    از مدیریت سایت استان تشکر ویژه دارم که بدون از هیچگونه سونگری، مطالب و کامنت ها را منتشر می کند تا مردم بتوانند فرهنگ و بی فرهنگی از هم تشخیص و دامنه علم و جهل را یشناسند.اما معلم عزیز، از شما می پرسم، آیا کامنت اهل علم توهین به نویسنده این متن نیست؟ آیا اهل علم واقعاً اهل علم است؟ کدام جمله یا نکته در این متن خلاف منطق و علم است؟ از شما که دلسوزانه نصیحت کردی انتظار داشتم که اهل علم را نصیحت می کردی که هم از از واژه اهل علم استفاده نکند و هم اجازه بدهد امثال شما اظهار نظر بکنی تا هم ما بتوانیم بین خوب و بد را بهتر تشخیص بدهیم . هم کسانی که دستی در قلم دارند، بهتر بنویسند. اینجوری که من برداشت کردم( انشاءالله برداشت من اشتباه باشد) شما هم مخالف نویسنده و متن ایشان هستید. اگر اینطور باشد که وا مصیبتا ولی در غیر اینصورت انتظار دارم نظر شخصی خود را بصورت شفاف و صریح بیان کنید چون دانش آموزان شما نیاز به درایت شما دارند.

  • معلم می‌گه:

    ابتدا روی سخنم با عزیزان با شخصیت سایت استان است که نباید کامنت سراسر توهین (( بیکار فهیم!)) را درج می کردید اونهم در پاسخ به عزیزی که بعنوان اهل علم گفته که نویسندگی آداب و اصولی دارد و در هر زمینه و رشته ای دانش خاص خود را نیاز دارد. نقد هم اسلوب و منطق دارد پس نباید هرکسی با هر تحصیلاتی هر جور شده از هردری مطلبی بگوید.

  • بیکار فهیم می‌گه:

    متن بسیار خلاصه و جالبی بود. از اینکه آقای محدث از بحث های سیاسی و نیش دار خود کمی بیرون آمدند خوشحالم. چون حداقل می تواند با فراغت بال مطالب جالب و خواندنی خودش را ارائه بدهد. در پاسخ به اهل علم باید بگویم، باید این نظری که دادی آبروی اهلیت و علمی بودن را بردی. واقعیت این است که شماها چون مورد هدف قلم تیز بین آقای محدث هستید نگران و مضطرب شده ای. بخدا بدون تعصب می گم که شماها دور علم را خط کشیده اید و منطقی هم که نداردید. هیچ کس ترازوی علم و منطق را دست شما نمی دهد. جامعه ای که مثل شماها را دارد باید تیمارستان و بیمارستانش کنار هم باشد.

  • اهل علم می‌گه:

    این هم مثل بقیه نوشته های این بنده خدا از مبانی علمی و منطق نگارش بسیار فاصله دارد. بعضیها همینجوری می خوان خودی نشون بدن و هراز گاهی یه چیزی در رابطه با موضوعات پراکنده ای بنویسند!

  • مومن نسب.ش می‌گه:

    باسلام
    از نوشته جالب و ارزشمند شما متشکدم

200x208
200x208