تاریخ درج خبر : 1392/12/27
کد خبر : ۲۴۰۱۶۳
+ تغییر اندازه نوشته -

جامعه شناسی «لجاجت»

dara1

سایت استان: دارا کریمی نژاد*

(رویکردی جامعه شناختی به چهار شنبه سوری)

چهارشنبه سوری یکی از جشن های باستانی ایران است. قدمت تاریخی آن به 1700سال قبل از میلاد مسیح باز می گردد که ایرانیان برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوها و برافروختن آتش به استقبال نوروز می رفتند. وبه اعتقاد برخی چهارشنبه سوری در زمره اعیاد ملی و مذهبی ایرانیان نیست ،برخی بر این باورند که چهارشنبه سوری در اشارات شاهنامه فردوسی مورد توجه قرار گرفته است و برخی دیگر آیین چهارشنبه سوری را مربوط به قرن هفتم می دانند یعنی زمانی که اعراب این روز را نحس می دانستند و ایرانیان برای خنثی کردن اعتقاد آنان به جشن و شادمانی در این روز پرداختند.اما آنچه مهم است این است که واقعیتی به نام جشن چهارشنبه سوری هست و مهمتر اینکه چگونه با این واقعیت باید کنار آمد؟

کند و کاو در آیین ها و یادمان هایی که مردم ایران در هنگامه های گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است، با منش ، اخلاق و خرد نیاکان ما در آمیخته بود و در همه آنها، اعتقاد به پروردگار، امید به زندگی، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان، در قالب نمادها، نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود. رفتارهای خشونت آمیز و مغایر با عرف و منش جامعه نظیر آنچه که امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم، در هیچ کدام از این آیین ها دیده نمی شود.

اگر بخواهیم از منظر جامعه شناسی انحرافات به بروز و ظهور رفتارهای نظیر اینکه امروزه کسانی با منفجر کردن ترقه و پراکندن آتش، سلامتی مردم را هدف می گیرند، با تن دادن به رفتاری آمیخته به هرج و مرج روحی ، آیین چهارشنبه سوری را تحریف کرده اند،می توان گفت:

فاصله و شکافی تاریخی بین نهادهای رسمی و نهادهای غیر رسمی جامعه وجود داشته و دارد ،که این شکاف درزمینه چهارشنبه سوری بین نهادهای رسمی و غیررسمی در دهه های اخیر افزایش یافته است. در جامعه این تصور به وجودآمده که نهادهای رسمی همچون رسانه ملی، آموزش و پرورش،نهادهای دینی مخالف مراسم چهارشنبه سوری اند و در نتیجه در نهادهای غیر رسمی همچون شبکه دوستان و خانواده های متوسط شهری نوعی واکنش (لجاجت) دیده می شود. در واقع ما شاهد نوعی کنش و واکنش بوده ایم. عدم هماهنگی و انسجام نهادهای اجتماعی و سیاسی برای برگزاری بهتر مراسم و عدم تصمیم گیری و سیاستگذاری متناسب به وضوح دیده می شود. مثلا صدا و سیما در آن شب می تواند بهترین فیلم ها و برنامه های خود را پخش کند تا گروههای مختلف اجتماعی از خانه بیرون نیایند. اما معمولا در شبهای منتهی به چهارشنبه سوری، رسانه ملی توجهی ندارد وتنها به نشان دادن افراد آسیب دیده از مواد آتش زا و توصیه های آتش نشانان اکتفا می کند.

این شرایط سبب شده تا بر خلاف قدیم، در این کنش و واکنش به تدریج اجرای مراسم چهارشنبه سوری، عملی خاص جوانان تعریف شود و خانواده ها به تدریج از موضوع کنار بکشند. نهادهایی چون مدارس هم نسبت به موضوع خنثی بوده یا فقط هشدار می دهند. در نتیجه گروه دوستان نقش فعالی در اجرای مراسم پیدا کرده و نظارت خانواده ها کم رنگ شده است. در این وضعیت نمی توان شاهد نتایج امیدوار کننده ای بود. از آنجایکه انسجام نهادی وجود نداشته و ندارد،لذا هر فرد باید برای خودش در خصوص اجرای مراسم تصمیم بگیرد.

پرسشی که مطرح می شود این است با توجه به اینکه شادی در جامعه ما کم شده است،آیا حذف این شادی های کم ،مانند چهارشنبه سوری درست است؟

درحال حاضر افرادی که معتقد به آیین چهارشنبه سوری هستند به دو بخش تقسیم می شوند ، یک دسته کسانی هستند که تفکرات سنتی و خرافاتی در خصوص چهارشنبه سوری دارند و دسته دیگر از این روز به عنوان فرصت یاد می کنند.

به نظر می رسد نادیده گرفتن اصل چهار شنبه سوری و اینکه عده ای آن را خرافات ببینند و عده هم با لجاجت در پی برگزاری نادرست آن باشند کمکی به حل مساله نمی کند ،حتی اگر نگاه استراتژیک هم داشته باشیم . به هر حال جامعه به دلیل مسائل اقتصادی و معیشتی نگران و عصبی است. این کنشها و واکنشها ها را در رفتارهای روزمره دیده می شوند. وجود این نوع شادی ها می تواند زمینه تخلیه تنش های انباشته شده شود. برای شاد کردن مردم دیگر ِصرف ساخت سریال و جُنگ کافی نیست. باید شادی های خیابانی را تشویق و برای آن برنامه ریزی کرد. با مجال دادن به این شادی ها می توان از میزان قتل، نزاع خیابانی، طلاق و حتی اعتیاد کاسته شود. باید مردم در کنار هم و با هم شاد شوند. شادی در فضای عمومی می تواند نتایج خیلی بزرگی داشته باشد، می تواند انسجام اجتماعی را تقویت کند. بر عکس شادی در فضاهای خصوصی موجب انفکاک اجتماعی خواهد شد. چهارشنبه سوری که به عنوان یک نماد عالی از نقش بندی هنرمندانه معرفت، هنر و تجربه انسانی که بر تارک ایران بلند می درخشید، امروزه در جایگاه خوب خود قرار ندارد .

تمام جوامع آداب و رسوم،جشن هاو …دارند که حفظ و انتقال آنها به نسل های جدید توسط بزرگتر ها ضرورتی اجتناب ناپذیر است یا برخی از آنها در یک جامعه میان مردم همه اقوام مشترک می باشد.در جامعه ما ازجمله این جشن ها«چهارشنبه سوری» است.

جشنی که برای فرارسیدنش لحظه شماری می کردیم امروز نگران حوادث تلخ این روز به دلیل استفاده از ترقه و نارنجک های دست ساز و …هستیم.جشنی که توسط مردم برگزار می شد،ابزار و وسایل،هماهنگی،برگزاری،نظارت و کنترل بر جشن توسط خود مردم و معمولا بزرگ خانواده و کوچه و محله صورت می گرفت و دولت ها هیچ گونه هزینه ای پرداخت نمی کردند و برای ایجاد امنیت دچار درد سر نمی شدند. برگزاری جشن های مختلف از جمله چهارشنبه سوری توسط نیاکان ما فرصتی برای ایجاد همدلی،افزایش تعامل اجتماعی،افزایش شادی و نشاط در جامعه بود.

درجامعه ایرانی باید نگاه آسیب شناختی در چهارشنبه سوری جای خود را به نگاه جامعه شناختی دهد. نگاه جامعه شناختی مثبت و رو به آینده است و دیدن کارکردهای مناسب است چه به صورت آشکار و چه به صورت پنهان که پاسداشت «انباشتگی فرهنگی »است. چهارشنبه سوری در کشور ما از یک نامدیریتی فرهنگی رنج می برد . این بی مدیریتی فرهنگی در خانه های ما، سیستم آموزشی ما ، محله ها و توانمندی گروه های همالان ما لانه کرده است.

چگونه می توان این شادی را مدیریت کرد؟

گرچه اکثریت جامعه با برگزاری چهارشنبه سوری به شکل امروزی موافق نیستند و از ایجاد سرو صدا و تبعات منفی آن نگرانند اما نمی توان اهمیت این روز را در جامعه انکار کرد، چرا که اگر مردم در این روز هیجانات خود را تخلیه نکنند تبعات آن را در جای دیگری مشاهده خواهیم کرد.

قطعا در روز چهارشنبه سوری همه مردم نمی خواهند آتش بازی کنند، شهرداریها می توانند برای آن روز برنامه های مختلف هنری و فرهنگی تعریف کنند. مثلا در گوشه های مختلف فضاهای شهری، برنامه استقبال از نوروز تعریف شود،گروههای موسیقی سنتی ایرانی بیایند و در فضاهای عمومی تعریف شده، موسیقی بنوازند و مردم تماشا کنند، عده ای نقل بگویند. نمایشگاههای مربوط به موضوع از طرف نهادهای فرهنگی برگزار شود، طبیعتا وقتی که در فضای عمومی قرار است موسیقی نواخته شود ترکاندن ترقه کمتر خواهد شد و فرد خاطی با واکنش عمومی مواجه خواهد شد. به هر حال برای مدیریت موضوع می توان جلسات کارشناسی داشت و با کمک همه نهادها برنامه مشخصی تعریف کرد.

سیاست ایجاد شادی و نشاط در جامعه یکی از مهم‌ترین وظایف شهرداریها، نیروی انتظامی، وزارت فرهنگ و ارشاد و آموزش و پرورش و صدا و سیما است. این دستگاه ها باید با آموزش و نهادینه کردن اخلاق، حقوق شهروندی و گرایش به شادی های واقعی و تأمین امکانات لازم مانند پارک های تخصصی و خانوادگی، سیاست واحدی را برای استقرار نشاط اجتماعی فراهم آورند.

*مدرس دانشگاه و پژوهشگر علوم اجتماعی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • دکتر سی سختی می‌گه:

    با سلام و تشکر وآرزوی سالی سرشار از موفقیت برای همه هموطنان .
    مسئله بسیار ارزشمند و بجایی مطرح فرمودید و علاوه براین راهکارهای بسیار خوبی هم ارائه کردید .
    اصلا لازم نیست برای یک مشکل اجتماعی صد ها راه کار ارائه شود و یا راهکارهای غیر عملی مطرح گردد .
    اتفاقا راه کارهای شما هزینه زیادی هم لازم ندارند واگر روزی روزگاری مسئولین و زعمای قوم اینجور مسائل را پیگیری و رصد کردند و خواستند چاره ای هم بیندیشند ،‌ اینجانب هم پیشنهاد میکنم ضمن تاکید بر راهکارهای شما کارناوالهای شادی وجود داشته باشد و همزمان هم بحث مختصر وآزادی در مورد منافع و مضرات این وضعیت فعلی انجام بشود . و بدور از سیاست زدگیها یک روانشناس ویا جامعه شناس هم در چند دقیقه خودش را در معرض افکار جوانان قرار دهد .

  • نورمحمد حسینی سوق می‌گه:

    دیدگاه کاربردی و درستی است.ولی قضیه از ارشاد اینا بالا تر است.باید فکر کرد فکر جدید والا لجاجت بیشتر می شود شاید هم ….

  • احسان گنجی می‌گه:

    اشاره به شکاف میان نهادهای رسمی و نهادهای غیررسمی به اعتقاد بنده نکته ظریف و درستی هست. این شکاف گاه در جریان انتخابات هم به شکل یک واکنش لجوجانه خودشو نشون میده ، لجاجتی که منجر به انتخاب رئیس جمهور می شه! :)

  • سعیدبخشوده می‌گه:

    با سلام بر اقای کریمی و تشکر.دارا جان خیلی از اقایون مسئول بفکر راههای در اوردن اشک مردم هستند چون منافعشان در این کاراست

200x208
200x208