تاریخ درج خبر : 1392/03/06
کد خبر : ۲۴۱۱۱
+ تغییر اندازه نوشته -

چنین بود احمدی نژاد!

سایت استان: حامد وکیلی
این روزها، روزهای غریبی در سیاست ایران است. محبوب دیروز اصولگرایان، مقصود حمله‌های امروزشان شده است. یک روز امیر مهرشان بود و امروز اسیر کین‌شان. تا همین چندی پیش برای پیروزی‌اش دست به دعا و توسل می‌بردند. او را منجی نظام می‌خواندند. هر گونه خرده‌گیری بر او را، فتنه‌گری می‌خواندند. زلف او را به سقف نظام گره می‌زدند و مخالف او را به ضد نظام! نامش از دهان‌شان بر نمی‌افتاد و هر دم حدیث دلبردگی او را می‌سراییدند. او چنان در دل‌های اصولگرایان نفوذ کرده بود که بیرون آمدنش، چو بیرون آمدن جان از بدن بود… و چنین هم بود!

2014
اندر حکایت دل سپاری آنان به او، سخن‌ها می‌توان راند و قلم‌ها می‌توان فرساند که باری این نه در طاقت وقت نگارنده است و نه در توان حوصله خواننده.
تا این هنگام او بر آستان قدسیت و مصونیت نشسته بود و هنوز کلنگش به کابل همسایه گیر نکرده بود.
این جریده دو مقصود بیش‌تر ندارد. ابتدا از چگونگی و چرایی پیوند میان اصولگرایان و احمدی‌نژاد سخن به میان می‌آورد و خواهد گفت فصل مشترک اینان کدام است. سپس از چرایی جدایی اصولگرایان از احمدی‌نژاد می‌گوید و خواهدگفت که چگونه این دلبردگی به دلبریدگی بدل شد؟
الف- هر چند امروز به سختی می‌توان احمدی‌نژاد و اصولگرایان را روی یک میز نشاند اما روزگاری این دو در بر هم می‌آرامیدند. به نوعی احمدی‌نژاد محصول اصولگرایی است.
اصولگرایان اما ساکنان ایوان «محافظه‌کاری» اند و احمدی‌نژاد دارای خوی «رادیکالیسم».
پس سؤالی پرسیدنی است که این چطور از دامان آن پا گرفت؟! به نوعی اگر احمدی‌نژاد، از بَرِ اصولگرایی بیرون جهید و او فرزند اصولگرایی است، این رفتار وی (رادیکالیسم) از کجا نشأت می‌گیرد؟ به عبارت دیگر چگونه از درون محافظه‌کاری، رادیکالیسم بیرون می‌آید؟
تاریخ اصولگرایان را که بررسی می‌کنیم به دوره‌ای برمی‌خوریم که اصولگرایان نقش اپوزوسیون هم داشته‌اند. به تعبیری اصولگرایان همیشه محافظه‌کار نبوده‌اند و زمانی هم به قدرت چنگ انداخته‌اند. بوده است زمانی که آنان نهاد قدرت را کوفته‌اند. و پنجه در پنجه قدرت‌مندان انداخته‌اند.
از زمانی که هاشمی دولت فراگیر (از ولایتی تا خاتمی) تشکیل داد، این به مزاج راست‌گرایان(اصولگرایان امروز) خوش نیامد. و چنان به هاشمی فشار آوردند که وی مجبور به تغییر چند وزیر شد (از جمله خاتمی و نوری). این البته شروع زاویه آنان با قدرت نبود. آنان در زمان دولت میرحسین موسوی هم با قسمتی از حاکمیت میانه‌ای نداشتند و از همان‌جا بذر ناسازگاری و رادیکالیسم در گوشه‌ای از دل افشاندند. با آمدن خاتمی و مجلس ششم، چالش آنان با قدرت فزونی یافت.
اتفاق عجیب‌تر اما در زمان انتخابات شورای شهر افتاد. سرمقاله‌نویس روزنامه کیهان پیش از برگزاری انتخابات، سلامت آن را زیر سؤال برد و تلویحاً از مخاطبانش خواست که انتخابات را تحریم کنند. با این کار رسماً آنان صبغه اپوزسیون هم یافتند. در این سکانس محافظه‌کاری و رادیکالیسم بیش از همه وقت در عرصه رسمی به هم پیوند خوردند و با هم آمیزش یافتند و از همبستر شدن این دو، طفلانی در عرصه رسمی قدرت، زاییده شدند که دو رگه بودند. بخشی از شخصیت این نوزادانِ سیاسی، محافظه‌کار بود و بخشی دیگر رادیکال. احمدی‌نژاد و خالقان سوم تیر فرزندان این آمیزشِ نامأنوس‌اند.
این برادران (احمدی‌نژاد و سایر “سوم تیر”ی‌ها) خلق و خوی ‌هایی به مثابه هم دارند. هر دو به بیماری «توهم توطئه» دچارند. هر دو گروه همیشه در پی علل بیرونی (دشمن) برای رخدادهای درونی هستند. اینان همه هنگام علت‌العلل همه نارسایی‌ها را “دشمن” خوانده‌اند و به واقع پیروزی خویش را در نابودی موجودی به نام دشمن دیده‌اند.
موضوع دیگری که در هر دو مشترک است، منشأ فعل سیاسی آنان است. اغلب افعال آنان محصول اراده‌ ی معطوف به قدرت آنان است. اکثر اعمال آنان ناظر بر قدرت است. در رسیدن به قدرت هر دو گروه یک سد پیش رو داشتند و آن اکبر هاشمی رفسنجانی بود. مرد خیمه‌زده در دخمه قدرت ایران. سوم تیری‌ها برای ورود به قدرت، یک راه بیش تر نداشتند. بیرون راندن هاشمی از این دخمه. دخمه جایی برای ماندن هم اینان و هم هاشمی نداشت. یک گروه باید می‌ماند. لاجرم هاشمی باید می‌رفت. اینجا نیز “دشمن مشترک” کارگر افتاد و برادران را، برادرتر کرد. پس در انتخابات 84 دست اخوت هم را فشردند و هم‌پیمان برای دفع هاشمی شدند.
موضوع دیگری که این بخش از اصولگرایان و احمدی‌نژاد را هم پیاله کرد مدیریت اقتصادی و سیاست خارجی بود. سال‌ها بود که اصولگرایان منتظر ظهور چنین شخصیتی در سیاست خارجه بودند. مواضع و حملات احمدی‌نژاد در سیاست خارجه چنان دل‌های اصولگرایان را ربود که هر کدام سعی می‌کرد در حمایت از او و سیاست‌هایش از دیگری پیشی بگیرد. اوج آمال اصولگرایان در سیاست خارجه، در سیمای احمدی‌نژاد تجلی یافت. سیمای او در تلویزیون در زمان حملات کوبنده و مواضع او علیه غرب، برقی در چشمان اصولگرایان انداخت و هوسی در سرشان، که تا نابودی دشمن یک گام بیش نمانده و این پیچ، پیچ آخر است.
در مدیریت اقتصادی نیز، احمدی‌نژاد، خارج از اصولگرایی رفتار نکرد. واگذاری اکثر پروژه‌های بزرگ به شرکت‌های شبه دولتی مطلوب محافظه‌کاران هم بود. در واقع احمدی‌نژاد در این دو عرصه، سخن از زبان محافظه‌کاران می‌گفت. و حدیث جان آنان را تلاوت می‌کرد. ماجراجویی‌های احمدی‌نژاد در سیاست خارجه، جان اصولگرایان را گرم می‌کرد و هر دم تحسین‌شان را بر می‌انگیخت.
احمدی‌نژاد شباهت‌های اعتقادی زیادی نیز با اصولگرایان سوم تیری داشت. همانان که امروز ملبس به «جبهه پایداری»‌اند. هر دوی آنان ایدئولوژی اندیش و انقلابی کیش‌اند.
هر دو به اداره‌ی توده‌ای جامعه اعتقاد دارند. و هر دو سودای مدیریت جهانی به سر دارند. در پروژه تولید علم اسلامی همان هدفی دنبال می‌شود که در هوس «مدیریت جهانی»!
هر دو منتظر پیچی‌اند که در آن پیچ، پیچ گردون به مراد آنان بچرخد و بخت و طالع (و نه علم و خرد) کلاه سروری بر سر آنان نهد.
هر دو برای حفظ آن‌چه تکلیف می‌پندارد حاضرند به هر عملی دست بَرَند و بر سبیل «فباهتوهم» با اهل بدعت، و بر تفسیر خویش از آن، رفتار کنند.
این چنین بود که احمدی‌نژاد و اصولگرایان در سوم تیر 84 و بیست و دوم خرداد 88، بر سر یک جام نشستند و یک سرود را سرودند.
ب- دوران عشرت این پیوند اما چندان به درازا نینجامید. بهار احمدی‌نژاد به سر رسید و آفتاب اصولگرایان به لب بام.
می‌توان گفت این جدایی به چند علت آغاز شد.
1- نبود دشمن مشترک؛ پس از راندن اصلاح‌طلبان و هاشمی از قدرت، دیگر دشمنی نبود تا مایه اتحاد گردد. از طرفی چوگان حذف نمی‌توانست بدون گوی بماند. لذا چوگان‌داران به جان هم افتادند. این یک واقعیت است. اگر آدمیان عادت به حذف و تکفیر نمودند، دل کندن از آن دشوار است. به واقع روحیه حذف و طرد یک مرض است و مبتلایان به آن تا درمان نیابند آرام هم نیابند.
از این نکته البته نباید درگذشت که شاید احمدی‌نژاد و اصولگرایان اختلافاتی هم داشتند که وجود «دشمن مشترک» سایه بر آن افکنده بود. و کنون با حذف دشمن مشترک، آن اختلافات آشکار گشته بود.
2- تضارب و تزاحم منافع؛ بالاخره هر کدام از قدرتمندان و حاکمان منافعی دارند و احمدی‌نژاد هم منافعی. قدری از این منافع در بین آنان مشترک است و قدری هم نه. در جاهایی که مشترک‌المنافع بودند و احمدی‌نژاد، به علت ویژگی‌های خاص شخصیتی، در پیگیری آن منافع توفیق یافته بود، او را می‌ستودند. سپس اما جاهایی هم رسید که این منافع مشترک نبود و احمدی‌نژاد پا روی دم سایرین می‌گذاشت و مدارا با او نه در طاقت محافظه‌کاران بود و کوتاه آمدن از منافع، نه در مرامِ احمدی‌نژاد.
احمدی‌نژاد به پستوهای پنهان قدرت سرک کشیده بود و اطلاعاتی بدست آورده بود که در کنار روحیه‌ی «بگم‌بگم»، می‌توانست بحران بیافریند. گاهاً هم تهدیداً و نه تلطیفاً دستی بر سر یاران قدیم می‌کشید تا تلویحاً تهدیدی کرده باشد که اگر برای او بانگی زده‌اند برای دانگی بود که می‌گرفتند!
3- انبان خالی و ادعای عالی؛ اصولگرایان نزدیک به یک دهه است که حاکمان بلامنازع ایرانند. هر چه در بضاعت داشتند مصروف داشتند ولی نتوانستند سرنوشت خوبی برای ایران رقم زنند.
وعده عسل دادند و سرکه فروختند. کنون وقت انتخابات است و زمانِ وعده و ادعا. ولی انبان، خالی از دستاوردِ قابل ادعا. فلذا امروز انتقاد از احمدی‌نژاد توسط اصولگرایان تبدیل به یک فعل انتخاباتی شده است برای فرار از مسئولیتِ مشکلات موجود.
با توجه به مواردی که زمان نگارش این جریده، به ذهن نگارنده رسید و در بالا نیز به آنها اشاره رفت، جدایی اصولگرایان از احمدی‌نژاد قابل فهم خواهد بود.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مهدي می‌گه:

    سلام به مدیر محترم سایت استان ًنوشته چنین بود احمدی نژادً غیر علمی بدون سر و ته فاقد انسجام و سلاست میباشد کلمات متن درهم و احساسی بوده وبدون استراتژی لازم نگاشته شده بیشتر شبیه عقده گشایی میباشد تا مقاله ای منطقی و متعصبانه لطفاً هر نوشته ای را در سایت نیاورید بد آموزی دارد

  • چشمه گل می‌گه:

    دمت گرم به قول ………تو حلقت

  • ف.گ می‌گه:

    حامد جون دمت گرم عجب نوچه های با مرامی داری.بقیه رو هم خبر کن بیان برات کامنت بزارن.

  • چرام می‌گه:

    حامد جان از خواندن مطالب شما بسی لذت می برم و از نحوه ادبیات نوشتاری شما مشخص است که آثار دکتر سروش را مطالعه میکنی.

  • عماد می‌گه:

    کا دمت گرم . جانا سخن از دلما می گویی.

  • سرباز می‌گه:

    زنده باد بهار
    احسنت بر نگارنده ی متن

200x208
200x208