تاریخ درج خبر : 1393/01/18
کد خبر : ۲۵۱۹۸۷
+ تغییر اندازه نوشته -

نقدی بر ابزار های مهم عزم ملی و مدیریت جهادی ویژه استان ما

سایت استان: سیدعلی عباس محدث

یکی از دستاوردهای نظام اسلامی ایجاد مشارکت مردم و مسئولین در اداره کشور می باشد. اینکه چگونه این امر محقق می شود و یا چگونه باید خدمات نظام را در 35 سال گذشته از این منظر بررسی نمود، به شرایطی بستگی دارد که اولاً لازم است بی غرض و بدون وابستگی یا سهم گرفتن و فربه شدن اقتصادی و دوماً با مستندات و ادله های متقن و موجود و سوماً بدون تعریف یا تضعیف سردمداران چپ و راست، بتوانیم اثبات ادعا کنیم. کسانی که می خواهند زندگی سیاسی خود را به هوای چپ و راست بودن و بدون اینکه بفهمند فقط شخصیت هایی را پیرو هستند که خود نه شناسنامه سیاسی دارند و نه الگویی برای پایداری در جامعه شناسی سیاسی ایران، تنها علاقمند هستند هرچه را در این 35 سال صورت گرفته به نام خود معرفی کنند. نتیجه منیت خواهی این گروه های سیاسی پس از جنگ و دوران سازندگی، جرقه های بحران سیاسی و فرهنگی و متقاباً زایش مشکلات اقتصادی ناشی از محدودیت ها و محرومیت ها بود که ریشه های طویل خود را در بدنه جامعه قدرتمند نمودند. مدیریت های بسیجی وار و جهادی که در دوران جنگ و سازندگی با تجربه جنگ و منش های نوع دوستی و دگرخواهی در کشور وجود داشت، احساس کردند که باید علم و تخصص را در تکامل اندیشه های سنتی خود همراه کنند. گرچه با فاکتورهای جهادی و سازندگی، نقش ماندگاری در تاریخ این ممکلت به یادگار گذاشته شد لیکن برای ترسیم طرح عبور از دل کوه ها و نفوذ تِرن در اعماق زمین و خیلی از اکتشافات و تحولات، باید دانش را در عرصه مدیریت وارد کرد. این بود که خِرد جمعی به عنوان یک راهکار عملیاتی، نفوذ دانش و تکنولوژی روز دنیا، برنامه ریزی و مدیریت را دو بال همسو برای نجات این ملت پذیرفت. فرصت مرور سالهای پس از سازندگی و اسم هایی که برای این سالها انتخاب شد، نیست ولی بر این باورم که آن اسم گذاریها در استانی چون کهگیلویه و بویراحمد، فقط در سربرگ های اداری و گاهی در بولتن ها و معابر شهری، نمایی داشت ولاغیر. اگر آراء مردم در صندوق های فرد منتخب ریاست جمهور در ادوار پس از دوران سازندگی را با حمایت های قاطع ملت در مناسبت های سیاسی – فرهنگی نظام، مثل 22 بهمن، روز جهانی قدس، ایام انزجار از آمریکا و اسرائیل و … را به عنوان نمادهای وحدت و انسجام فرهنگ ملی بپذیریم، قطعاً مدیران سیاسی جامعه باید جوابگوی مشکلات اقتصادی انجام گرفته در این دوران باشند. باز هم تکرار می کنم که کارهایی انجام شد ولی فعالیت های فرهنگی و اقتصادی بعد از دوران سازندگی تا چه میزان پاسخگوی نیاز های فرهنگی و اجتماعی مردم ایران بود؟ اگر بود، چرا باید با آغاز اولین جرقه تحریم، اقتصاد ایران این همه فشار را بر مردم وارد کند؟ مگر زیر ساخت ها در دوران سازندگی بر محور طرح های 5 ساله طراحی نشده بود؟ مگر سال ها حرف از عدم وابستگی اقتصاد به نفت نبود؟ آیا از این جریانهای سیاسی گروهی می پذیرند که این حرف ها فقط شعار سیاسی بود؟ چراکه جهش های پرشتاب در افتتاح طرح های بزرگ ملی و استانی در پایان دوره های چهار ساله دولت های بعد از سازندگی، خود تیشه ای بود بر ریشه اقتصاد وابسته به نفت و چوب حراجی بود بر اقتصاد بدون پشتوانه مدیریت فرهنگی ایران. به نظر من مهمترین ایرادی که بر تحریف واقعیت های اقتصاد و فرهنگ این ادوار می توان وارد دانست را باید متوجه رسانه های ارتباط جمعی قلمداد نمود. رسانه های توصیفی و پر جلا، چهره هایی را بزرگ کردند و در ستایش آنها قلم زدند که امروز یا با مردم نیستند و یا به زعم آنها باید مردم اظهار ندامت کنند تا برگردند. تا این اندازه رشد جلبکی برخی مدیران ناکارآمد در عرصه های اقتصادی و فرهنگی به کام حزب و جناح سیاسی و به نام محرومیت، محدودیت منابع و سرمایه ملی را باید نتیجه افتتاح طرح های با پیشرفت واقعی 50 و حداکثر 70درصد پیشرفت فنی دانست. البته این را نیز باید اضافه کنیم که در بحث خصوصی سازی، کاری انجام شد که شاید این خصوصی سازی را باید در ایران، منحصر به فرد دانست. به طوری که هر مدیری که دلش خواست و با هر تفسیری که از خصوصی سازی داشت، حوضی پر از آب درست کرد و در آن قورباغه و مارماهی و تمساح و هر چیزی که تمایل داشت، پرورش داد تا اسم خصوصی سازی در دستگاه خودش باز در راستای سیاست های کلی اصل 44 و پیش زمینه ای برای برنامه ایران 1404 قلمداد نماید. واگذاری های پیمانکاریها در بخش عمرانی که خود فصلی از تلاش ملی برای هیچ است. وقتی قرار بر این باشد که مثلاً جاده ای را به نام طرح ملی یا استانی افتتاح و تحویل ترانزیت کشور نمایند و پس اندک زمانی در همان محور ها، میلیاردها تومان دوباره هزینه اصلاح و مرمت و البته باز سازی گردد، آیا این غیر از تلاش برای رسیدن به هیچ است؟ وقتی پس از چهار دهه تلاش مدیریتی باید دوباره برگردیم مدیر سی سال پیش( سوای هر ایده و عقیده سیاسی و …) را به وزارت خانه ای بر گردانیم، آیا این غیر از تلاش تربیت نیروی انسانی برای هیچ است؟ نیمه خالی را نمی بینم ولی نیمه پر را دوست دارم عملاً ببینم. ملتی که هر توطئه ای را با حضور منسجم و مستحکم خود از حاشیه دولت ها خنثی نموده، شایسته این سیاسی بازی ها نیست. مردم پس از وحدت ملی در سال های جنگ و سازندگی، عزم ملی را نیز در ادوار دیگر به نمایش گذاشتند. آن زمانی که فرزندان همین ملت برای خنثی سازی میادین مین، بدون نام نویسی و اخذ رأی، با مدیریت جهادی، خود کفایی را به دنیا ثابت کردند، فکر نمی کردیم که پس از 35 سال، عزم ملی و مدیریت جهادی بازآموزی شود. البته باز هم جا برای جبران هست چون آزمون و خطا هایمان هنوز به پایان نرسیده است. آنقدر تجربه و تجربه مجدد داشته ایم که طی این 35 سال شاید کاری را چندین 5 سال تکرار کردیم و به آخر نرسیدیم.

اینک در استان ما، شعار امسال با چند چالش مواجه است.

1- تفکرات سیاسی ناهمگون نمایندگان، ضرورت عزم ملی و وحدت کارکردی را برای این عزیزان اولویت می داند. چیزی که از شواهد آن پیداست این عزم و وحدت فقط شعاری مطرح می شود و کاربردی نخواهد شد.

2- قبیله گرایی و قوم مداری در انتخاب مدیران و ضرورت توجه به این رویه انتصابی در عمل و پنهان نمایی واقعیت از سوی مجری یا مجریان این درد کهنه، مانع عزم و انسجام سیاسیون چپ و راست است.

3- انتخاب مدیران به برنامه های اره برقی و مین کوبی که باید از ریشه قطع کرده و تا زیر زمین را نیز منکوب کرد. یعنی که مدیریت در راستای اهداف گروه باید باشد و همت و وحدت در سایه توجهات رئیس گروه، محقق می شود.

4- حضور مدیران واسطه جو و کانال کَن، که متبحرانه در حفظ و نگهداری خود به هر بهانه و تردستی خاص تلاش مضاعف دارند. این رویه هم که خدا را شکر بازیگران خاص خود را دارد و این افراد با عزم فردی و فروش خدمات سازمانی، ماه به ماه خوشه چینی می کنند.

5- مذاکره برد برد اصلاح طلبان و اصولگرایان، از مشی اعتدال دولت تدبیر و امید که در این شعار نه تنها اعتدالش سایه ای نداشت بلکه در زمان حال همه کسانی که دل در هوای بهارستان تهران دارند، حتی رد صلاحیت شده ها، مجدداً به تکاپو افتاده و برای همدیگر نیش نمایان می کنند.

6- تنها عزم سیاسی که در این چند ماه شروع فعالیت دولت تدبیر و امید در استان مشاهده کردیم، تصدی بلامنازع نوع جدیدی از اصلاح طلبی یکی از شهرستانهای استان است که با حرکت مدبرانه رئیس قوم، کرسی های مدیرتی استان را پاکسازی می کند.

می توان شرایط بیشتری را بر این اینها افزود لیکن بیان مسائل دیگر واکاوی دردهایی است که در طول سالیان گذشته گویای این حقیقت بوده که سیاسی بازی اصلاح طلبان و اصولگرایان منتج به فرصت سوزی های بسیاری مخصوصاً برای نیروی انسانی بومی گردید. بنابراین به مدیر اجرایی ارشد استان توصیه می شود که اقتصاد و فرهنگ دو مؤلفه مهم توسعه همه جانبه هستند که با ابزارهای مدیریتی موجود در استان ما تغییری نخواهند کرد. خود شما هم خوب می دانید، اینبار نیز همچون گذشته صلاحیت نگری و شایسته سالاری فدای تفکر جزء نگری سیاسی گردید. این را نباید فراموش کنید که مزاحمی برای این مشی اعتدال وجود نداشته و ندارد لیکن این پیغام و پسغام هایی که می آیند و توصیه هایی که مکتوب و شفاهی می رسند، مربوط به دوران شما تنها نیست . این مسائل آفت دهه های 70 و 80 و90 استان است که دوست محوری و رفیق بازیش کمی لعاب بیشتری به خود گرفته است. پس سهم مردم که همیشه بیشتر شده است ولی سهم مدیریت استان بدون شک و با یک حساب سرانگشتی در شعار اقتصاد و فرهنگ، فاقد عزم استانی و مدیریت جهادی است. این را در جایی از ذهن خود یادداشت کنید تا 29/12/1393 اگر زنده بودیم. سال نو مبارک و ایام نیک پایدار باد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208