تاریخ درج خبر : 1393/01/26
کد خبر : ۲۵۳۹۱۱
+ تغییر اندازه نوشته -

غلامرضا تاجگردون!؛ لیلی برغونی هم نای دارد بر شعر خوندن!

بهاره حسینی

سایت استان: بهاره حسینی

به سبیل مردونه دیدمت، کلاسیسیسم محض؛ تجدد گرا سپردمت، نئوکلاسیسیسم بی رمق؛ سرد بودی و گرما چشیده گچساران، نه راست بودی نه چپ و به هیمنت لیلی بی خیال دادائیسم پر از کولاژهایی که برایت ساختند؛ دلِ لیلی را دیدی، اشک تو چشمات قُرُمب، تق و لق و تق، تو گونه هات. نه بابا، رمانتیسیسم برغونی، رمانتیک شعرِ بابا.

چشم. ساده تر. باز هم چشم. شما گوش و دل بسپار، من لیلی خام خام خواهم شد.

آقای تاجگردون، دموکراسی در افغانستان به جای خوشحالی، اشک در چشمانم جمع کرده است. برادرانمان در برغونها جمع شدند تا قطره اشکی در چشمان شما جمع کنند، قلم بزنی، دریابی، تحلیل کنی و تفسیر و بفهمانی که جوان یا پیر، توفیری ندارد. برغونی یا بلهزاری ریشه در یک نگاه ژرف دارند. ایل بهمئی یا ایل برائی، قشون کی خسرو یا قشون عبداله خان، سپر میرمذکور یا سینه ضربه خورده بی مریم، اسعد بختیاری و افلاک نشین لرستان، صولت الدوله قشقایی و بی اقدس بویراحمدی،  حال لیلیِ شکسته دل یا سفره بی رمق شما، والله به خدا هیچ و هیچ و هیچ رنگ جدا کننده ای یا عطوفت و خشونت متفاوتی ندارد که ندارند!

همه خوبند. آدم. لر. صاف. بی غل و غش. پیشینه و پسینه سر درگم. دانشمندان بی دانش. حافظ های بی شاعر.  شاعرهای بی شعر. تکنیسین های بی تکنیک. دریاهای بی عمق. مردم همه خوبند. چون که همه عمق را در تو و امثال شما دیدند. شعر بر وصف تو سرودند. تکنیک را به تحلیل تو سپردند. دانش را به دکترایت بخشیدند. پیشینه و پسینه را به ید تو برچسب زدند. تو هم خودمونی شو و دل از پوستین ساخته شده بکن و دریایی باش و برغون را به عشق برغونی بودن بسپار. به یک کلمه لر بودن. سربلند. نه از حجب و حیا بلکه از افتخارات سرریز شده در آینده!

 چندین و چند ساله که مرزهای اروپا درنوردیده شده اند. ای خدا. خوش به حالُم. آقای تاجگردون، دموکراسی در افغانستان به جای خوشحالی، اشک در چشمانم جمع کرده است! مصاحبه های قشنگش. “من میخوام رای یم را به انجام برسانم تا نمایان کنم که نافرقی پشتو و دری ، کابلی بابلی، …”

خُل مِن سرُم. والله خُوا وَش بِخُو. به همون خدا که نه غبطه اش را میخورم و نه ناراحتم از سرعت رو به پائین تورم اش و نه آزادی بیانش، بلکه به حال … .

لیلی برغونی؛ لیلیچه و بازیچه صنوقچه رای نخواهد شد، چون که تو را در یک مقاله بلهزاری محض دیدم نه برغونی منحصر به ذات. تو خود گفتی که لیلی ایلیاتی هستی. مجنون پَرکُناری. برنو کی لهراس. قلم کی قباد. اندیشه ملک حسینی. حسین و پناهی. همون لک لکی که عشقش قاف نداره. تو خود سپر ایل و ذات و تبار را برداشتی و با نگاه صادقانه سپرهای معرفت را به افق های نگاه ننه ماه گلی و خاله لیلا بر دار کردی. لیلایی باش لیلی همه ایل و تبار.

در این کتیبه نه بر مسند صندلی با تو هم صحبت شدم و نه بر یارانه 45 هزاری و نه بر به به و نه هم آفرین و احسنت های کامنت گزاران. کتابت کردم که شاید تلنگری باشد تا بزنگاهی بسازی که این بزنگاه راه هموار سازد بر اندیشه های جدید. توانت را حمال این قوم کنی. هم خود میدانی و هم من و هم کامنت گذاران که کی هستی و چه توانی داری و چه علم و چه دانشی. اما چه فایده اگر خلاقیت در این مسیر کمرنگ شود و به مثابه مدیرانمان گردی به یک حضور و غیاب کارمندان و هزینه کردنهای ابلاغی و بس.

تاریخ را ثبت کن به خلاقیت اجراء نشده تا کنون. قومی دیگر بساز به حد و توان. شناسنامه ای نو بساز حتی فراتر از وحید محمدی تبار. تیمی بساز پایه. پایه ای بساز استوار. ستورانی را هی کن که قدرت شتاب داشته باشند. هم کیشان و هم سفرهایت روزی آشکار خواهند شد که شتاب بگیرند بر این سکون نهفته در دیار نه آشکار در تغییر مدیریت!  شتاب توسعه را در دل منِ لیلیِ کمینه هم هویدا کن. بگذار لیلی ها از گلایه بگریزند و هم و غم بر تحلیل محتوایی اندیشه های وکیلامون ترسیم کنند.

دیدار بیدار. بیدار به قیامت.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • مهران می‌گه:

    با سلام خدمت خانم حسینی

    بعضی از متون و یادداشتهای شما شبیه سجع متکلف است که خواننده را به زحمت و شک و تردید می اندازد اگر لطف کنید اولا “ساده و روان بنویسید
    دوما” از تعریف و تمجید و قهرمان سازی بپرهیرید چون نتیجه اش منفی است
    سوما” با نوشتن مطلبی یا مقاله ای در صدد حل مشکل یا مسئله ای باشید و تا می توانید در راه ارتقاء فرهنگ عمومی بدون تعصب قلم بزنید
    متشکرم

  • محمد مهدی ایاسه می‌گه:

    اگر فردی لیاقت داشته باشد در هیچ جایگاهی کم نمی آورد . اگر کسی کاری راکه نمی تواند انجام دهد بر عهده بگیرد یک شیاد است .

  • محمد مهدی ایاسه می‌گه:

    ممنون می شم از سایت استان که امکان ویرایش یادداشت ها را برای نویسنده آن تهیه نمایند با سپاس.

  • ر. ملك پور می‌گه:

    جناب دکتر گرجی عزیز
    ………………….. از انسان هایی بود که بنا به شرایط تغییر مسیر داد که این بخشی از تاکتیک اصلاح طلبی است و هیچ مورد و اشکالی ندارد

  • دكتربهبود گرجي زاده می‌گه:

    دریغ بر جامعه ای که استوره اش …………… باشد

  • هم استاني بهاره می‌گه:

    چرا نظر ساده مرا منتشر نمی کنی خیلی ساده آرومه

  • صداقت می‌گه:

    تاجگردون !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    این که ربطش دادی به خوانین کار خوبی کردی . اشاره خوبی بود

  • سجاد می‌گه:

    زیبا قلم زدی به قول یکی ازدوستان کامنت گذار تلاش اقایون وچیدمان نفرات صفحه شطرنج فقط حفظ شاه(ارای مردم جهت دوره بعد)میباشد
    مردم هم که بیخیال

  • رمضان استوی می‌گه:

    باید کفش کسی که ایراد به راه رفتنش میگیرم پامون باشه بعد اظهار نظر کنیم باید کفش ریاست ومسولیت را پا کنیم بعد اظهار نظر کنیم
    بیرون گود نشستن ولنگش کن خیلی ساده است لامذهب این میز عجب خلقتی داره شیرو چوپان وقتی به پادشاه رسید از همه مملکت فقط جلاد را دوست داشت از غذاها فقط گوشت

  • ظریف اسلامی می‌گه:

    اشتباه فرستادم ببخشید

  • ظریف اسلامی می‌گه:

    مساحت بلژیک یک بند انگشت بیشتر نیست در برابر هیکل ایران اما در آمد سالیانه اش مطابق ایران است. و نتیجه : در آنجا عقل جاری است و در اینجا چیزی که نیست عقل.

  • ارسلان می‌گه:

    با سلام
    مدتی است مرسوم شده که هرکس کلمات سقیل و نامفهوم بنویسه باسوادتر جلوه میکنه…عذه ای هم بدون اینکه مفهوم انرا بدانند تحسین می کنند به خیال اینکه حتما مطلب خوبی است که منتشر شده…ساده بنویس خواهر من…ساده مثل یک دختر روستایی که هنوز هم با (چمتر) دوغ خانه اش را تامین می کند.

  • هم استاني بهاره می‌گه:

    خدا وکیل چه نوع نوشتنه این. آش شله قلمکاری از تصنع و آشفتگی به اضافه بی آرایشی به همراه از هر دری گفتن. ساده نوشتن هنری است که نیاز به تمرین دارد

  • میر مصطفی عبدالهی می‌گه:

    دانش ، اندیشه شما و شکل دادن به کلمات بسیار ستودنیست. و این خود نیز سبکی هست مختص شما. ولی ساده تر و خمونی تر و قابل فهم برای عموم بنویسی بیشتر و دل اینشینه.
    و قول شماره 4 سی ایما زیردیپلم ل هم یه چی بنویس.!!!

  • همینجوری می‌گه:

    ااز تیم مدیریتی اداری اقای تاجگردون مشخص است که انچه برای او مهم است حفظ و نگاهداشت ارای اوست ونه خدمت کم هزینه وپر فایده برای مردم زیرا که در بعضی از ادارات کسانی را منصوب نموده که برای یک کارمند معمولی بودن نیاز به دوره ی اموزشی دراز مدت دارند اما چون بنا بر فرصت طلبی و دم غنیمتی که از خصوصیات حقیقی این قبیل افراد است تاجگردون را دعوت نمودند ایشان هم ادای وام نمودند

  • بوذری می‌گه:

    قلمت رامی ستایم.

  • بیسواد می‌گه:

    خانم دکتر؟تاجگردون ازتاریکخانه شجاعت تقدس برخاست ک نیمه شب چشم کورمیکنندودانشجووبازاری واستادورهبربرایشان زرافه شعله ور ودرانتظارگودووصدسال تنهایی اند.یاحسین یازهرا،فتنه گرومنحرف سلاحههایی ک دین وتقدس رانشان گرفته اند 35سال اززلال زحمت خونهاوجانهامیگذرد.امثال تاجگردون نوشته های شمارادرلایه هایی آهنین ب اغمامیرند چنان تمام وازگانت نیازبه واکاوی دارندتنندتاابعدهادیگران بخوانند خدارحمتت کنده دکتربهاره توهم .بله توهم؟

  • شیرین می‌گه:

    بهاره جان برا ما زیر دیپلم ها ا هم چیزی بنویس

  • محمد مهدی ایاسه می‌گه:

    درود
    به امید آبادانی استان مان.و ارزوی توفیق برای ایشان .

  • مهدی آذری می‌گه:

    خانم حسینی همیشه پاینده باشی به خاطر تفسیر زیبایت. قطعا اگر خلقیت و نوآوری و دوری از روزمره گی در مدیریت و دیدگاههایمان حاکم شود آن روز موفق خواهیم شد. به امید روز تحمل همدیگر.

  • بارون می‌گه:

    بهاره جون دلم سیت تنگ وابی .دردت بزنه من له له یل دل بیشتر مسئولل مو .یه سری وی مردک افغانی خمون هدایتی بزن .نفسش وجای گرم ای وری سه.باور ای کنی ،بیشتر شویل بچیل ککام شوم شو ندارن ، ور زنم جرات نی کنم .کمکی وشون کنم .قرش قرش حقوق بام حساب ایکنه .مجبورم من قیمتل و وزن کل که لل.دروکنم تا یچی سیشون بسونم .اوسو اقای هدایتی ای گه بچیلتون بیشتر کنی تون یا شیر قوطی نسده ، یا سرصف نون نرته

    • بیغار و دلم می‌گه:

      ککای مثل خوم اتفاقاً من حونه همیشه حرف اول و آخر حرف منه والاآآآآ چون اول تا آخرش مو ایگم چشم.

200x208
200x208