تاریخ درج خبر : 1393/01/30
کد خبر : ۲۵۷۱۶۲
+ تغییر اندازه نوشته -

شهدایی که شاهد نامهربانی هستند

سایت استان: سیدعلی عباس محدث

ملت مستعد ایران، هرچه را از یاد ببرد، دلاوریهای جوانان خود در هشت سال دفاع مقدس را محال است که به فراموشی بسپارد. این سرمایه عظیم عظمت و یکپارچگی اجتماعی، در تاریخ آزادگی ملت های آزادی طلب، سرفصل جاودانه زیستن خواهد ماند. از روزهای اول آن جنگ نابرابر تا امروز که نفس هایی از شهبازان پارسی، به خس خس می افتد و در پهندشت ایران، غوغای انسانیت به پا می کنند، فقط یک خمینی بود و میلیون ها خیال خادمیت برای اسلام و مُخَیر به مردانه بودن و صد البته بر این مرام ماندن. محور مشخص بود و در محوریت هم دور باطل نبود. چپ و راست بود ولی برای بهتر زیستن ملت از زیستن خود می گذشتند. یادشان بخیر، شهیدان مطهری، رجایی، بهشتی، باهنر، چمران و …، چپی داشتند و راستی هم بودند ولی همه سر در دست نهادند تا ملت سر بر آسمان داشته باشد. زنده هایشان هم اینچنین بودند. امروز اگر تغییری بوجود آمده، عیب در خواب خرگوشی است نه در فراموشی. الغرض، شهدایی را تقدیم کردیم که نمی توانیم از آنها استفاده ابزاری کنیم. باید از خوابی که به آن تمارض کرده ایم، بیدار شویم. برای مردم هم که یقیناً شهدا بدون نام و شهر و طایفه و دیارشان، سعید و شفیع و شفیق هستند. این عقیده همگانی است که عزت و اقتدار ملی را مرهون دانش پویا و معرفت عمیق دینی آنان می دانیم. اینکه بعد از آنان چه کردیم و چگونه زندگی را برای خود انتخاب کردیم، به آنها مربوط نیست به ابزارهای سست و عناصر بی بنیانی مربوط می شود که دور خود حصار داستانی از تاریخ بنا کرده اند. این پیله های پوسیده، در نتیجه خود برتر بینی و خودکامگی بر تن ما منقش شده اند. و اِلا شهدا که تمام نشده اند. در دکترین جامعه شناختی شهادت، باید مفاهیمی چون شهید، ایثار و ایثارگری را به خوبی تبیین و تعریف کنیم تا جایگاه خود را در ایدئولوزی عقلی شهدا بدست آوریم. لذا ایثار در دین اسلام عملِ کسی است که فقط و فقط در راه خداوند و در هنگام جهاد در راه او کشته می شود. و همچنین کسی که در راه خدا کشته می شود «ثارالله» می شود. آنچه که امام حسین(ع) در عالی ترین تعریف به ما ارائه می کند، آن است که ما او را با صفت «ثارالله» می شناسیم، یعنی عالی ترین تعبیر و مضمون در مورد عالی ترین کنش ممکن انسان در تاریخ . بدین ترتیب «ثار»، «ایثار» و «ثارالله» تبدیل به بزرگترین مفاهیم در تاریخ اسلام و جوامع اسلامی می شوند و راهبرد بسیاری از مسائل پیش روی جهان اسلام را به او می نمایانند .تا اینجای این تفسیر فقط بحثی تقریباً فلسفی از دریچه جامعه شناسی شهادت بود که شاید منظور را برای مخاطب مبهم کرده بود. اما هدفم یادی بود از همه شهدای جنگ تحمیلی و مخصوصاً شهدای استان که هرچه داشتند با صدق و صفا به پای اسلام و انقلاب و ملت ایران ارزانی نمودند. سالها پیش در یکی از روزنامه های محلی استان مطلبی را پیرامون بی توجهی مسئولین نسبت به دو تن از شهدای شهرستان کهگیلویه به نام شهیدان(سید علی صفدر دژن و سید مسعود(دژن) نیک محمدی) بیان کردم به آن امید که شاید کمی بر درایت مسئولین، جرقه خود شناسی و احساس مسئولیت بتابد ولی اینگونه نشد.

wwwwwww

اول اعتراف کنم به اینکه این دو شهید را نه از آن جهت که دایی ام هستند و عِرق فامیلی شان را دارم بلکه از آن حیث که باورِ باور نکردشان را بر خود سخت می دانم، به مردم معرفی می کنم. شهید سید علی صفدر دژن بسیجی 22 ساله ای که در سال 1361 و در عملیات آزادسازی خرمشهر بر اثر اصابت گلوله به گلویش، در آغوش پدر و در حسینیه خونین شهر تهران به شهادت رسید. یعنی در سالی که نه هنری در رزم آوری داشتیم و نه توانی برای انهدام سلاح های وحشتناک دشمن. در آن روزهایی که تنها به عمق وجودمان ایدئولوژی اسلامی را بر ماده گرایی برتری داده بودیم، امثال علی صفدرها ذره ذره وجودشان، حتی حنجره خود را همچون سنانی پولادین، سپرِ موشک های بی همتای شرق و غرب کردند تا هم دریدن حنجره در مکتب اسلام را که بخشی از جامعه شناسی ایثار و شهادت طلبی اسلامی است بازخوانی گردد و هم گَرد تجاوز و تخاصم و تهاجم بر دامن ایرانیان، ننشیند. آن روز باب الحواج ملت ایران، همچون علی(ع) سال 61 هجری حسین(ع)، لحظه دیگری از واقعه کربلا را اینگونه تداعی نمود که این علی نیز گلوی خود را سند افتخار و نماد حقانیت و خِرد آزادیخواهی، تقدیم ملت کند. و شهید سید مسعود نیک محمدی نیز از ابتدای جنگ تحمیلی وارد سپاه پاسداران شدند و در عناوین مختلف بویژه مسئول شناسایی محورهای عملیاتی و بعداً فرماندهی گروهان های رزمی در عملیاتهای متعدد، در یاد بسیجان و تاریخ همیشه ماندگار ایران، جاودان ماند. ایشان در سال 1365 در سن 23 سالگی و در عملیات کربلای پنج در حالی به شهادت رسید که آخرین خواسته اش می تواند مزیت این متن باشد. وی قبل از عملیات کربلای 5 در کنار چند نفر از فرماندهان و همرزمانش اینگونه تمنای وصال می کند که،« خداوندا، تو را به حق فاطمه زهرا(س)، اگر قرار هست فردای قیامت پیش فاطمه زهرا(س) رو سفید باشم، همانطور که آن حضرت قبری مشخص ندارد و برای همیشه از بشریت بی نشان مانده است، من هم بی نشان باشم» و این شد که مفقود الجسد معرفی گردید و علیرغم قبری نمادین در گلزار شهدای دهدشت، قبر واقعی اش محرز و مشخص نیست. آیا باز هم باید تداعی معانی کنیم یا خود بیانگر همه معانی و محکمات عقلی و معرفتی است؟ آقایان مسئولین! چپی های مدرن و راستی های کلاسیک! مدیران ولایتمدار و مروجین پیام شهدا! آیا این مظلومیت مضاعفی بر این شهدا نیست که گفتارشان و حقیقت رفتن شان را نخواهیم بر تابلویی در محله ای، کوچه ای، پس کوچه ای و یا هر جای دیگری که مُعَرِّف کیفیت نقش آنها در برگ های زرین ایثارگری ملت ایران باشد، نمایان کنیم؟ کدام بسیجی بیش از دو بار به جبهه رفته را می توان شناخت که یادی از دلاوری های شهید نیک محمدی نکند؟ البته برای شهدا، مطرح شدنشان، و بزرگتر نوشتن نامشان، مهم نبوده و نیست. این برای ما بازماندگان مهم است که هر روز جناح و درآمد و نژاد و مدرک و مسند خود را به رخ هم می کشیم.

مسئولین عزیز(اعم از بنیاد شهید، سپاه پاسداران، کنگره شهدا، ستاد ایثارگران، استانداری و …)! باید بدانید که یکی از اهدافی که برای مُزَین شدن میادین و خیابانها و بلوارها و برخی از مراکز عمومی به نام شهدا در نظر داشتند، زنده نگه داشن یاد و خاطره این عزیزان است و تذکری برای نسل های مابعد است که از اسلاف خود غافل نباشند. واِلا اینکه تنها این دو شهید در این مملکت از قلم افتاده اند و جایی به نام شان ثبت نشده است، باعث حذف شان از تاریخ ایثارگری ملت ایران نمی شود. این تذکر من به شما است که پیروزی تاریخ از آنِ کسانی است که به ایدئولوژی حسین(ع) ایثار نمودند نه به علم تاریخ انتحاری عمل کردند. چون منش و کنش شهدا بر مبنای خِرَد محوری و عقل سالاری بود، پاینده می ماند ولی منش شما دور از عقلانیت است.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • رضا محمدی می‌گه:

    به خاطر شهروند اسم خیابانها را بگذارید، فتحعلی شاه، آقامحمدخان و …. حیفم به غیرتت!!!!!!!!!!

  • محمودی می‌گه:

    در ان زمان که شهدا رفتند تا اینده این ملک ومملکت زنده بماند نه به انتظار وتوقع گرامی داشت و یادمان رفتند ونه خواهان نام گذاری خیانانها و بوستانها به نامشان بودند انان نام اوری را در بی نامی وسیاهی شب در دل دشنن تاختن می دانستند ان روزها سخن از ارتقای جایگاه و امتیازهای مادی و اداری نبود….رفتند و لحظه لحظه ی زندگیشان برای اهل بصیرت زندگی ساز شد….رفتند تا فرهنگ عدالت .پاکی وخدمت بی ریا وبا اخلاص را تثبیت کنند و ایندگان این فرهنگ را حراست و استمرار ببخشند……اقای نویسنده در محل کار شما تا چه میزان مسولین به این فرهنگ عمل می کنند ؟ایا در استخدام نیروها شرایط یکسان وجود دارد؟ایا با اطلاع قبلی و اعلام زمان مشخص و شرکت متقاضیان در یک رقابت عادلانه پذیرش می شوند؟ایا در واگذاری پستها ی کلیدی شرط شایستگی و لیاقت منظور نظر است ؟ایا در توزیع خدمات واعتبارات نگاه تصمیم گیرنده برحسب نیاز وضرورت هر شهرستان است ؟ایا در واگذاری خدمات به بخش خصوصی ضابطه مند عمل می شود ؟وایا ها ی دیگر………..

  • هادیخواه می‌گه:

    شهدا شمع محفل بشریتند. هر مسئولی که به این سؤال جواب بدهد مرد هست. آره مرد هست. هستید؟

  • یاد باد آن روزگاران می‌گه:

    یعنی می دونند که این شهدا کی بودند و این جسارت را بخرج دادند؟والله از بی غیرتی مردم است که بگذارند این همه توهین به خانواده شهدا و خود شهدا بشود. آقایان، این جفا به شعور ملتی است که این همه جوان را دادند تا شرف شما حفظ بشود. افسوس که آن روزها تکرار نمی شود و خدا کنه هم تکرار نشود تا ببینیم شما سوراخ موش را چقدر می خرید. چون نه معرفت این شهیدان را دارید و نه خود شجاعت دفاع از میهن را. به خدا مال این حرفها نیستید.

  • موسوی می‌گه:

    والله از این مسئولین هر چی بگید بر می آید. چه بگویم! اینجا استا ما است و اگر از این برخوردهای ناصواب نباشد که اموراتشان نمی گذرد. با در شعار شهید شهید بکنند و در عمل هم این برخوردها را ببینیم. شاید با نوشتن ها و گفتن ها کمی به انصافشان بر بخورد که فکر نمی کنم آن را نیز داشته باشند.

  • یک شهروند می‌گه:

    جناب آقای محدث, با ادای احترام به شمای گرامی و آن دو عزیز پرگشوده, در عین حال توجه بفرمایید که کوچه و خیابانی نمانده که شهرداری به اسم شهیدان جنگ نامگذاری نکرده باشد.
    شما کمتر اثری از توجه شهرداری و نهادهای مربوطه به فرهنگ و سرزمین مادری و اسامی کهن ایرانی و بومی در شهر و روستاهای استان می بینید. عزیز دل! آن دلاوران برای همین خاک و فرهنگ و تاریخش به آن میدان بی بازگشت رفتند. آنها برای زندگی مبارزه کردند. برای زنده ماندن سرزمین و مردمان این سرزمین. شک ندارم که روحشان راضی به این نیست که با این نوع زیاده روی های دولت احساس مردم به روح پاکشان خدشه دار شود.
    در عین حال حالا که این همه نام شهدا بر میادین و خیابان ها نهاده شده. چرا این دو از قلم بیفتند؟! زنده باشی.

200x208
200x208