تاریخ درج خبر : 1393/01/30
کد خبر : ۲۵۷۵۴۳
+ تغییر اندازه نوشته -

درود بر «مجید نجاتی» و کاری که کرد

سایت استان: سید یوسف مرادی-

«این تنها کاری بود که از دست من بر می آمد…هر کس دیگری هم جای من بود همین کار را می کرد».
این جمله مجید نجاتی است، جوانی که غیرتش اجازه نداد در کنار زمین بازی بایستد و نظاره گر سقوط تیمی باشد که خود ویارانش در چند سال اخیر با چنگ و دندان آن را مایه افتخار هم شهری ها و شاید هم استانی هایش نموده بودند و البته جهان، به یمن عصر ارتباطات، کار او را دید و آن را «پدیده ای اعجاب انگیز» خواند. هر چه که کار مجید برای جهان خارج از استان اعجاب آور بود برای هم استانی هایش واقعه ای عجیب نمی نمود.

majid-nejati (1)

مجید در طول یک هفته گذشته در تمام مصاحبه هایش این جمله را تکرار کرده است که :« اگر شما هم جای من بودید این کار را می کردید» و البته بسیاری از مصاحبه کنندگان در جوابش گفتند که اگر جای او بودند این کار را نمی کردند! به راستی آیا حق با مجید است یا رسانه های خارج از استان؟ به نظر نگارنده این سطور هم مجید راست می گوید، هم مصاحبه کنندگانش! چون هر کدام از آنها بر اساس نظام ارزشی و شاخص های نهادینه شده در وجودشان در آن لحظه حساس این کار را یا انجام نمی دادند یا انجام می دادند. این نظام ارزشی و شاخص های غیرت در مجید است که با جهان بیرون از استان ما تفاوت دارد.

لازم است در همین اول حساب خودم را با دنیای فوتبال روشن کنم، اینجانب  تاکنون (به قول معروف سرجمع) ده دقیقه هم برنامه نود را تماشا نکرده ام، به جز بازی ایران و استرالیا تاکنون هیچ مسابقه فوتبالی را تماشا نکرده ام و در تمام عمرم (سرجمع) ده دقیقه هم فوتبال بازی نکرده ام و از عمق وجودم فوتبال را ابزاری برای استحمار توده ها می دانم.

با این حال با تمام وجودم اقدام شجاعانه مجید نجاتی را درک می کنم، چرا که بارهای بار  اقداماتی شبیه به این اقدام (اما به گونه هایی دیگر) را در زندگی روزمره ام دیده ام. اقدام مجید نجاتی برای من و بسیاری از هم استانی هایش جای تعجب آنچنانی ندارد فقط شیوه آن جدید بود.(ننوشتم تمامی هم استانی ها چون حوصله نقدهای خاله زنک را ندارم وگرنه همه هم استانی های مجید به خوبی این اقدام او را درک می کنند!).

نظام ارزشی و شاخص های بسیاری از عناصر درونی و اجتماعی مردم استان ما (همچون دیگر مردم جهان) در گذر زمان و با توجه به سبک زندگی مان (زندگی سخت عشیره ای و ملزومات آن) و همچنین ورود فرهنگ های دیگرتغییر یافته است. یکی از این عناصر و مولفه ها که شاخص هایش در گذر زمان تغییر یافته «غیرت»است.

ما مردمی هستیم غیرت مند، اما با شاخص خودمان نه تعاریفی که دیگر جوامع از غیرت دارند. البته ذکر این نکته حیاتی است که ما (منظور هم استانی های عزیز است)کلا در زمینه تغییر شاخص ها در زندگی اجتماعی مان استادیم! و نه تنها شاخص های غیرت را تغییر داده ایم بلکه در دیگر زمینه ها هم اقدامات مهمی صورت پذیرفته است که به عنوان نمونه می توان به موارد زیر اشاره کرد:انقلابی های ما شاخص های یک ضد انقلاب را «به  کسانی که به ما رای نداده اند» تغییر دادند و شاخص های یک انسان انقلابی را هم همانگونه که خود دوست داشتند تعریف کردند. شاخص های یک انسان مذهبی را به داشتن ظواهر و تجملات اعتقادی نزول دادیم همانطور که شاخص های اصلاح طلبی را به لجن کشاندیم. یک مدیر موفق از نظر ما مدیری نیست«که قانون را به خوبی اجرا می کند» بلکه مدیری است «که قانون را به نفع هم طایفه ای ها و هم باندی هایش به خوبی اجرا بکند». شاخص یک اصلاح طلب واقعی کسی شد که هیچگاه به مخالفین ما رای نداده باشد همانطور که شاخص  یک اصول گرا اینچنین گشت( و جالب این است که در چند دهه گذشته تعداد اندکی از نمایندگان ما در سطح استان واقعا اصول گرا یا اصلاح طلب بوده اند و مابقی آنها هیچگاه مشخص نشد از کدام جریانند!). مهمترین شاخص برای تشکیل یک جریان سیاسی به جای تلاش برای آبادانی بیشتر استان و وطن، تغییر داده شد به این که :« تلاش برای بدست آوردن منافع بیشتر گروهی».

و مهمترین شاخصه غیرت هم شد:« جنگ برای دفاع از هم طایفه ای، هم باندی و هم گروهی مان حتی اگر حق با او نباشد و آن هم به هر قیمتی»!

همه اهالی کهگیلویه و بویراحمد حتما یک بار هم که باشد شاهد نزاع های دسته جمعی ای بوده اند، که بعد از نشستن غبار نزاع اشخاصی در آنها مقصر شناخته می شوند که نه منافعشان در آن دعوا به خطر افتاده بوده و نه موضوع آن مشاجره به آنها ربطی داشته است و صرفا به خاطر آنکه در حین مشاجره متوجه شده اند که یکی از دو طرف دعوا هم طایفه ای آنان است رگ غیرتشان به جوش آمده است و وارد بازی ای شده اند که هیچ ارتباطی به آنها نداشته است و چه بسا اگر دخالت نمی کردند نتیجه بازی به گونه ای دیگر می شد و حتی شاید در همان نطفه آغاز پایان می پذیرفت.

تغییر در شاخص های غیرت و دخالت در بازی هایی که به ما مربوط نمی شود به نزاع های دسته جمعی محدود نمی شود، «غیرت گرایی اشتباهی»شامل حال نخبگان ما هم می شود، آنجا که ردپای طایفه گرایی را می توان در استخدام ادارات دولتی خصوصا در طول دهه های هفتاد و هشتاد که نسل جدیدی از مدیران بومی پا گرفت دید.

نمونه دیگر این «غیرت گرایی اشتباهی» را می توان در مراسمات عروسی دید، آنجا که موسیقی مبتذل وارداتی در یک دهه گذشته ریشه های «حیای عشایری» را خشکانده است و کسی به رگ غیرتش بر نمی خورد اما در همان عروسی ها کوچکترین نزاعی بر سر موضوعی بی اهمیت به دعوایی خونین می انجامد.

نمونه دیگر در دموکراسی مخرب ما مشهود است( که هر چه می کشیم از همین دموکراسی بیمار است) معیار و ملاک غیرت کشی در انتخاباتهای ما به جای اینکه منافع استانی و ملی باشد «مقدار سودی» است که از انتخاب یک فرد عاید خود ما می شود و چقدر حضور غیرتمندانه ای داریم ما در این عرصه!

نمونه های بسیار دیگری را می توان به عنوان مثال برای این «غیرت گرایی اشتباهی» که یادگاری است از دوران منحوس گذشته و سبک زندگی ما در آن دوران بر شمرد که  نمونه هایی چون تغییر در «غیرت علمی» در دانشگاهها، دگرگونی در «غیرت مذهبی» و … از آن جمله اند.

حال خواننده شاید بتواند به نویسنده این مطلب اندکی حق دهد که اقدام شجاعانه و غیرتمندانه آن بازیکن فوتبال را بستاید چرا که هر کدام از ما در موقعیتی مشابه، همان کاری را می کنیم که او کرد. با این تفاوت که مجید این توفیق را داشت که همانجا کارت قرمز بگیرد و تاوان کارش را بدهد، اما بسیاری از ما هیچگاه نخواهیم توانست حقوق بسیاری را که در پی تغییر نظام ارزشی مان ضایع کرده ایم جبران کنیم.

پس سلام و درود بی پایان من نثار مجید نجاتی که اقدامش صد شرف دارد به آن مدیرو نخبه سیاسی که با «غیرت گرایی اشتباهی » اش حقوق بسیاری را ضایع می نماید و هیچگاه محاکمه نمی شود. کار او قابل افتخار است چون تفاوت دارد با کار آن کسی که با ورود به یک نزاع(که هیچ ارتباطی به او ندارد) و بدون توجه به اینکه حق با کدام طرف است، حقوق دیگران را تباه می کند و تازه به آن افتخار هم می کند.

درود بر مجید نجاتی! نه به خاطر کاری که برای تیمش کرد، بلکه بالاتر از آن، برای زخمی که به ما نمایاند، زخمی که زندگی را برای همه ما سخت کرده است: «غیرت گرایی اشتباهی».

حق با مجید بود: هر کدام از ما، در موقعیت مشابه مجید، همان کاری را می کنیم که او کرد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • بهزاد کاظمی می‌گه:

    ” و از عمق وجودم فوتبال را ابزاری برای استحمار توده ها می دانم. ”
    برای همین چیزاست که آدم دوستت داره حتا اگه اصولگرای افراطی باشی.
    البته حق استادی در حد همون 3 واحد هم بماند سرجای خودش.
    کاش فکر امثال تو رو می فهمید این جامعه…
    کاش قدر امثال تو رو می دونست…
    کاش سکان مدیریت این استان رو میدادن دست امثال تو و اسلام رسایی نسب البته اگه اسلام دعوام نکنه …
    اما کو کسی که بخواند اما کو کسی که بفهمد…
    پایدار و شاد باشی برادر.

  • nima می‌گه:

    emsal nare paeen sale dige ke mire.shoma cheqad …. hastid.in kojash qeyrate???az bachegi qeyrzto bara shoma bad tarif kardan.be in migan na haq

  • سثیلط می‌گه:

    که بره. حرف زدن نمی دانید حرف نزدن که می دانید.

  • سجاد محبی می‌گه:

    فکر میکنم وظیفه رسانه ترویج قانون و تشویق شهروندان به قانون مداری در راستای ارتقای فرهنگ باشد لذا حمایت از چنین حرکاتی که که نقض اشکار قانون میباشد توسط یک رسانه تحت هر پوششی کاری کاملا منسوخ است. فکر نمیکنم انعکاس این خبر درهیچ یک از رسانه های خارخ از استان به عنوان کاری شایسته و در خور تمجید یاد کرده باشند.

    • حسینی می‌گه:

      بابا شما دیگه چقدر بوقین….نویسنده به بهترین روش عملکرد نجاتی را زیر سوال برده

  • * می‌گه:

    شاید بهتر بود تیتر دیگه ای می زدین، می تونستین با ظرافت بیشتری بنویسید

  • هادی می‌گه:

    باتشکر از جناب مرادی که هم ظریف دیده وهم ظریف نوشنه اگر بازهم درگرداب تعصبات کور غرق نشویم باید به کاری که مجید انجام داده بادید روانشناختی جامعه نگریست وسپس نظر داد ، آیا واقعیت عینی جامعه غیرازاین است . کلاهنان راجلوتان بگذارید و لرمرد قضاوت کنید . امید اینکه جوگیرنشوید وبا غبار زدایی ازذهنیتهای

    غبارگرفته از هجوم مغول وار فرهنگهای نااصیل غیربومی ، فرهنگ ناب و بی بدیل خودرا نجات دهیم

    • سجاد محبی می‌گه:

      در پاسخ هم استانی ام هادی باید بگم من نمیدونم دقیقا کجای این حرکت ترویج فرهنگ ناب و بی بدیل خودمان است. من فکر میکنم چنین حرکاتی بیشتر زیر سوال بردن فرهنگ **ناب و بی بدیل** ما باشد

  • علی یار می‌گه:

    فکر کنم دوستانی که نظر گذاشته اند مطلب را خوب نفهمیده اند. مطلب مجید کریمی را تشویق نمی کند بلکه یک درد کهنه را به خوبی بیان می کند.
    منظور نویسنده تا جایی که مشخص است این است که کار مجید در مقابل کارهایی که دیگران در موقعیت های مشابه انجام می دهند کم ضرر تر بوده.

  • مهمان می‌گه:

    خودشم نفهمیده چی گفته
    خودش میگه دفاع از هم گروهی به هر قیمتی یه ضد ارزشه ،اونوقت حرکت این بازیکنو که نقض کامل قانونه تحسین میکنه

  • هم استانی می‌گه:

    برا مجید نجاتی متاسف نیستم چون اون لحظه احساسات بهش غلبه کرد و اون حرکت رو انجام برا شما متاسفم که چنینی اعمالی را تشویق میکنید نقض قانون و بی احترامی به تیم حریف در این حرکت کاملا مشهود است اونوقت شما با افتخار درموردش مطلب مینویسید….

  • کارشناس کشاورزی می‌گه:

    جای تاسف برای مدیران سایت برای درج چنین مطلبی!!!!!!!!!!!!!!

  • […] منبع خبر: سایت استان کهگیلویه و بویراحمد […]

200x208
200x208