تاریخ درج خبر : 1393/01/31
کد خبر : ۲۵۷۷۵۵
+ تغییر اندازه نوشته -

“سعدی؛ از معنا تا صورت”

سایت استان: رحمان سعیدی سوق

سعدی را به حق استاد سخن پارسی نامیده اند. سخن او زنده رسا روان و زیباست. عواملی را که موجب رسیدن سعدی به چنین زبانی شده است می توان در چهار مقوله دسته بندی کرد: تربیت خانوادگی ، وضعیت عصر و زمانه ی شاعر، استادان و نوع مطالعات ، و زندگی عملی شاعر. از آنجا که سایر شاعران و نویسندگان عصر سعدی نیز از این عوامل متأثر وبهره مند بودند و از این میان یکی سعدی شد می توان به عامل فردیت و خلاقیت و نقش آن درشکوفایی شاعر پی برد. برای ترسیم بهتر تصویری که از سعدی در ذهنم نقش بسته است بحث خود را در دو جنبه ی «محتوا و صورت» ارائه می کنم :

sadi

الف) محتوا :

در شرح و بیان اندیشه های سعدی و محتوای آثار او کتاب ها و مقالات پربار و بسیاری نوشته شده است و من با استفاده از برخی از این تألیفات چند نکته را به اختصار بیان می کنم :

1ـ فلسفه ی سعدی فلسفه ی زندگی ست

(منظور از فلسفه در اینجا اندیشه های مبتنی بر خرد ناب و غیر متعهد به هر گونه نقل و آموزه های موروثی وتلقینی نیست .)  فلسفه ی سعدی برخاسته از متن زندگی ست. در فلسفه ی زندگی، زندگی را ازدیدگاه فرضیه ها نمی شناسیم بلکه فرضیه ها را هر چه که باشند از دیدگاه زندگی در نظرمی گیریم و زندگی پیشاهنگ اندیشه هاست. وقتی سعدی می خوانیم احساس می کنیم او همه چیز را گفته است زیرا او همه ی آنات زندگی یک آدم فعال و پرانرژی و جهاندیده را به تصویر کشیده است ؛ از سفره پهن کردن تا دیدن فردی که بادی مخالف در شکمش می پیچید تا تدبیرهای حکومتی ایالت فارس تا روان شناسی رفتارها و گرایش های افراد. اصولا ما دو نوع فیلسوف داریم : یکی فیلسوف دانشگاهی-که به نحوی ذهنی وانتزاعی به موضوعات فلسفی می رسد – و دیگرفیلسوفی که تجربه هایش را  بی واسطه و حسی از زندگی وهستی به دست می آورد. البته قصد من این نیست که سعدی را بالاجبار در یکی از این دو رسته جای دهم و اتفاقاً مایلم  او را «معلم اخلاق و اندیشمند زندگی » بنامم.آثار او یکی از بهترین آبشخورها برای مطالعات جامعه شناسی تاریخی می باشد.

2ـ اگزیستانسیالیست و فلسفه ی سعدی :

گفتیم که سعدی از معدن زندگی گوهر اندیشه استخراج می کند نه این که حجم بی شکل زندگی را در قالب دیدگاه ها واندیشه هایش بریزد . اگزیستانسیالیست ها می گویند بحث های انتزاعی نکنیم و به خود زندگی بپردازیم و محوریت فلسفه را زندگی قرار دهیم . از این منظر می توان مشابهتی بین این مکتب و آن شیوه ای که سعدی بر اساس آن ، اندیشه پردازی می کرده است یافت. البته جنبه های دیگر این نحله ی فلسفی با چارچوب فکری سعدی تفاوت های بنیادین دارد مانند این که می گویند : هیچ قانون گذاری برای انسان به جز خود انسان نیست و انسان به خودش بقبولاند که هیچ قدرتی خارج از او نمی تواند او را نجات دهد واین که همه ی امور را به ماوراءالطبیعه محول نمی کنند و…

3- هنر راستین : 

هنرمند راستین کسی ست که ابتدا رفتار و گفتار و پندارش هنری و شاعرانه باشد و در مرحله ی بعد در عرصه ی آفرینش های هنری، اهل هنر و خلاقیت باشد . سعدی همان گونه که گفته و سروده است، زندگی هم کرده است. اگر چه همسویی قول و عمل شرطی لازم برای خلاقیت و هنر نیست اما این نکته را در مورد سعدی از این جهت گفته ام تادرجه ی اصالت زندگی او را متذکر شوم زیرا «آنچه درجه ی اصالت زندگی آدمی را نشان می دهد تفاوت چه بودن و چگونه نمودن اوست . هر چه فاصله ی آنچه هستیم با آنچه می نماییم بیشتر شود درجه ی اصالت مان پایین می آید و قابلیت ما برای سخن گفتن از حقیقت کمتر می شود». قرآن کریم می فرماید : الشعراءیتبعهم الغاوون الم تر انهم فی کل واد یهیمون و یقولون ما لا تفعلون .و علت غیرقابل پیروی بودن شاعران را تفاوت بین قول و عمل می داند. من معتقدم ماندگاری هر هنرمندی به میزان صدقی ست که در نفْس و نفس او نهفته است : به صدق کوش که خورشید زاید از نفست .

4- هنر برای هنر :

اگر هنر انگیزه ی تعالی زندگی و ابزاری برای تزکیه ی اخلاق انسان هاست باید پذیرفت که سعدی، معلم اخلاق ، هنر برای هنر را عملاً رد کرده است. نوع صنعت ها و آرایه های شعری او مؤیدی بر این ادعاست .

5 ـ تناقض گویی در اندیشه ها:

از این جهت کسانی بر سعدی خرده هایی گرفته اند از جمله بزرگانی چون کسروی و دشتی وبه جهاتی دیگر  نیما یوشیج و شاملو . اگر چه برخی از این خرده گیری ها درست و بجا هستند اما باید توجه داشت که هر پیام و دستور اخلاقی و اجتماعی سعدی را باید در متن کلام و نوع موقعیت وصف شده ارزیابی کرد . از آنجا که زندگی خود پر از موقعیت های متناقض است و سعدی نیز راوی زندگی ست و پیام های خود را از متن زندگی استخراج می کند طبعاً در سخنان او پاره ای تناقض گویی ها رخ می دهد اما مهم اینجاست که تناقضات او ریشه در «ریا» ی فکری و روحی ندارد.

  ب) صورت : 

امروز بالاتر از جنبه ی معنا و محتوا می توان از جنبه ی صورت و ساختار و هنرهای زبانی و رتوریک (چگونگی ورود به مطلب و خروج از آن رفتن از صیغه ی حاضر به غایب و بر عکس  ، نحو جمله ها ، نوع جمله ها ، مقدار  استفاده از فعل در بیت و…) روی سعدی مانور داد. در نقد ادبی از نگاه فرمالیستی و ادبیت متن ، سعدی حرف بسیار برای گفتن دارد . اگر ادبیات «چگونه گفتن» است نه «چه گفتن» در این راستا سعدی را مقامی بس بلند است . (اگر چه برای سعدی چه گفتن خیلی مهم بوده است ).

1ـ  سهل ممتنع: 

درباره ی سهل ممتنع بیشتر این بیت سعدی را مثال می آورند : باد آمد و بوی عنبر آورد بادام / شکوفه بر سر آورد . این بیت سهل است اما ممتنع نیست. دکتر شریعتی در کتاب هنر نقل می کند که پدرش برای سهل ممتنع این بیت سعدی را مثال می زد : میان ماه من تا ماه گردون / تفاوت از زمین تا آسمان است . که شاعر علاوه بر رعایت همخوانی حروف و پرهیز از تنافر و رعایت روانی و موسیقی زبان و دستور مندی جمله و نزدیکی به زبان محاوره سه آرایه ی مراعات نظیر و لف و نشر و تضاد را استادانه جاسازی کرده است به ویژه که لطیفه ای نغز و رندانه را به شیوه ای دلنشین به مخاطب هنر خویش عرضه داشته است .

2ـ آشنایی زدایی : 

برخی آشنایی زدایی را به مقداری دیگرگونه گویی ها درحوزه ی فعل ها و مفردات و نماد ها محدود می کنند . در حالی که دایره ی شمول آشنایی زدایی ها وسیع تر از این است . شعر و نثر در قرن هفتم آمیخته به تکلف و اغراق و صنعت گرایی هاست . در حالی که سعدی اصل را بر ساده کردن و ساده گفتن نهاده است . و این نوعی زدودن غبار عادت هاست . هر نوع تغییری در حوزه ی وظایف هنرسازه ها (معانی و بیان و بدیع و وزن و قافیه و گونه های نحوی و …) ایجاد شود عملا آشنایی زدایی حاصل خواهد شد . در عالم هنر هیچ حرف تازه ای وجود ندارد در عین حال اگر چیزی واقعاً هنر باشد حتما تازه است  وغریب و نا آشنا . آنچه عامل اصلی آشنایی زدایی هاست همانا کاربرد شگرد هاست . ساده گویی و سهل ممتنع آوردن کلام می تواند نیرومند ترین هنرسازه تلقی شود و بسیاری از شاهکار های سعدی فقط با این هنرسازه قابل توجیه است (مد نظر کسانی که بوستان را نظم می دانند نه شعر). ساده حرف زدنی که وجه جمال شناسیک داشته باشد بهره وری از دشوار ترین هنرسازه است . شاید بتوان این هنرسازه ی سعدی را (سهل ممتنع ) شعبده بازی در پنهان کردن هنرسازه ها نام نهاد .

 3ـ خط منحنی در شعر سعدی :

 سعدی از آن شاعران و گویندگانی ست که قوت زبان آنان در کیفیت ترکیب جمله است نه در توسل به استعاره و تشبیه و سایر صنایع بدیعی. او به موزونی و روانی سخن مخصوصاً به موسیقی کلمات توجه کامل دارد . در زبان او انحنا و نرمی وجود دارد . این مساله فراگیر تر از این ست که کسی بگوید چون عرصه ی سخنوری و شاعری سعدی ادبیات غنایی ست ناگزیر زبان او هم نرم و روان و منحنی گونه است . شاعرانی داریم که در حوزه ی ادبیات غنایی هستند اما زبان شعری آنها دارای انعطاف و ملایمت و انحنا نیست . گویا میان خط منحنی و زیبایی تناسبی هست . قوس ابرو اگر حدود قطعی و آشکار نداشته و خرده خرده تمام شود بسی زیباتر و دل انگیز تر از هنگامی ست که مواد رنگین به آن حدود قطعی و آشکار بدهد . وجود این خط منحنی در کاربرد های دیگر نیز ایجاد زیبایی می کند ؛ انحنا در خلق و رفتار ، در سیاست و مملکت داری ، در خط نستعلیق ، در صدای سازها با انگشتان چالاک استادان نوازنده ، در حرکات موج گونه و هموار رقص ، در معماری مسجد شیخ لطف الله و… شاعرانی مانند ناصر خسرو و خاقانی و شاعرانی که زبان اصلی آنها فارسی نبوده مثل بیدل دهلوی ، از این حیث یعنی روانی و انحنای موسیقی کلام ، نقطه ی مقابل سعدی اند. خاقانی گوید : گر زخم زنی سنانت بوسم / ورخشم آری رضات جویم . اگر سعدی می بود شاید می گفت : ور خشم کنی …

4ـ شگرد تضاد و طباق و متناقض نما در شعر سعدی : 

سعدی استاد صنعت طباق است یعنی بهره جستن از واژه ها و مفاهیم متضاد آن هم به شکلی طبیعی و مقبول . وقتی شاعر ی می گوید : من عهد تو سخت سست می دانستم /  بشکستن آن درست می دانستم / این دشمنی ای دوست که با من به جفا  /  آخر کردی ، نخست می دانستم. اگر چه زیباست ولی بوی تصنع از آن شنیده می شود . اما سعدی نامحسوس این شگرد ها را به کار می برد : خیال روی کسی در سر است هر کس را /  مرا خیال کسی کز خیال بیرون ست . آن چه عیب ست که در صورت زیبای تو هست /  وان چه سحر است که در غمزه ی فتان تو نیست . گر منزلتی هست کسی را مگر آنست / کاندر نظر هیچکسش منزلتی نیست . گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم  /  چه کنم چون که غم از دل برود چون تو بیایی .

هنر های زبانی و گونه های نحوی سعدی ، بسیار هستند و کاش فرصت می بود از کاربرد حروف اضافه در کلام سعدی و واژه گزینی های متناسب او وتفاوت سجع سازی های او با دیگر سجع پردازان از جنبه ی محتوا و فکر و … سخن بگوییم و نمونه هایی را به دست بدهیم. اما فی الحال به همین مقدار بسنده می کنیم . روز سعدی را گرامی می داریم .

****

منابع :

رستاخیز کلمات ،دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی ،نشر سخن ، چاپ سوم ، صص111-96

ماه  نامه اقلیم نقد ، اسفند 1392 ،صص32-17

درقلمرو سعدی ،علی دشتی ، نشرامیرکبیر،چاپ ششم ،صص51-47

دوماهنامه شوکران ،شماره بیست و یکم ،آذر 1384، صص 6-5

ذکر جمیل سعدی ، جلد دوم، چاپ پنجم ، صص 134 و 143- 142

سکانس کلمات ، حسن حسینی ، چاپ اول ، نشر نی ص65

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • سیده زهرا شرعی زاده می‌گه:

    از سعدی تا سعیدی

    تفاوت بینِ سعدی تا سعیدی
    نمی بینم به غیر از «یا» سعیدی!

    به سعدی خیره ام از فرق تا پا
    ندارد از سعیدی کم به جز«یا»

    چرا در خود نمی کاری خودت را
    به پایِ خود نمی باری خودت را؟

    چه کمتر داری از این سعد اکبر؟
    که سعدی از سعیدی هست کمتر.

  • سیده زهرا شرعی زاده می‌گه:

    نوشته های اقای سعیدی پیرامون “هنر برای هنر” و “تناقض در اندیشه ها” بسیار مفید واقع شد. متشکرم.

  • ناشناس می‌گه:

    الهام سپیده دم
    بعد از4سال چقدر خوشحال شدم عکس و متن ادبیتان را دیدم.!برگشتم به حس و حال کلاس هایتان استاد……..

  • رحمان سعیدی می‌گه:

    از توجه و اظهار لطف همه دوستان سپاسگزارم .
    در پاسخ “سعید” : البته که نکاتی چند از مولفان دیگر مورد استفاده قرار داده شد و همان گونه که می بینید با نوشتن منابع تحقیق کوشیدم تا حق معنوی مولفان یاد شده را پاس بدارم.

  • سعید می‌گه:

    پاسخ به (از دوستان ادبی شما)
    این متن از آقای سعیدی نیست ؛برگرفته از چند کتاب است که ایشان اسخراج کردند به نظرم می توانست بهتر هم باشد /

  • محمد زرین می‌گه:

    اسم رحمان سعیدی که بر پیشانی نوشتار ادبی خصوصا حوزه کلاسیک باشد مطلب نخوانده هم مورد تایید است.مانند made in japan بر پشت هر کالای صوتی و تصویری.
    این را نوشته ها و سخنرانی هایش می گوید.پس من اول احسنت می گویم.تا بعدا که سر فرصت بهتر مطلب را بخوانم.

  • از دوستان ادبی شما می‌گه:

    نگاه تازه .جملات پرمحتوا.ودریک کلام تفحص عالمانه ودقیق شما بیانگر نگاه عالمانه و به روز شماست که به قول دکتر ندوشن “سخنتان چون سعدی به سخن همه شبیه و به هیچ کس شبیه نیست “. اقای سعیدی راستی چرا با این همه پختگی شعر و نثرتان و کثرت اثار ادبی دست به تالیف نمی شوید ؟
    به امید روزی که سعدی های گمنام استان پر اوازه شوند وقلم به دست صاحبان اهل قلم بیفتد

  • سلام دوست عزیز وارجمندم
    در مورد هنر راستین فرمایش شما از نظرگاهی درست است .اما به نظر بنده ، هنر را نمی توان به هنر راستین وهنر دروغین ویا گونه های دیگر تقسیم بندی کرد ، هنر یا هنر است یا هنر نیست .هنر فرخی سیستانی اگر با محتوای هنر فرخی یزدی متفاوت است اما هنر است وشاید از نظر یک اندیشمند انقلابی فرخی سیستانی ارزش واهمیت کمتری داشته باشد وفرخی یزدی قدر ومنزلت بیشتری بیابد ویا فردوسی بزرگ که بیشتر از تخم وترکه شاهان گفته با برتولت برشت وکافکا وشریعتی ودیگران در جریان تحولات سیاسی واجتماعی یکی موثرتر ودیگری کم اثر ویا بی اثر بوده اند.اما چیزی که هنر را ارزشمند می کند ویا ارزش هنر را نمایان می کند سنجش توصیفات وزیبایی ها وتخیل ها وماندگاری در ذهن بشر است نه عکس العمل عده ای در تاریخی خاص .یعنی ممکن است تاثیر سخنرانی یک اندیشمند در یک تحول اجتماعی خیلی بیش از تاثیر شاهنامه در آن روز ویا در ده سال گذشته باشد اما چیزی که شاهنامه را هنر وسخن رانی را که تاثیری به سزا داشته غیر هنری می نماید ماندگاری ،تخیل ها وتشبیهات وعمق معنایی که در آن برای نوع بشر وجود دارد وصحت ودرستی معنای آن در گذر زمانهاست .به عقیده بنده اگر فردوسی اعتقادی به سخنان خود نداشته باشد ویا به اندیشه های خود عمل ننماید نمی تواند معیار درستی ونادرستی اندیشه هایش را با رفتار خودش سنجید .چنانچه امروز در مورد مسایل پزشکی ودینی حرفهای زیادی هست .به عنوان مثال اگر پزشکی سیگار بکشد وبه ما بگوید که سیگار کشیدن برای شما ضرر دارد نمی توان صرف اینکه خودش سیگاری است حرفش را نقد کرد اگر دین دار متمولی به ما می گوید دنیا ارزشی ندارد نمی توانیم بگوییم اگر دنیا ارزشی ندارد، چرا خودت این همه ثروت اندوخته ای . بلکه باید سخنش را در ترازوی دیگری سنجید هر چند ممکن استدر زمینه زهد ودوری از دنیا سخن یک زاهد تاثیر گذار تر از حرف یک ثروتمند باشد .
    در مورد تناقضات در زندگی سعدی ، به نظر من نباید ما انتظار داشته باشیم از روز اول زندگی سعدی مانند یک قطار روی ریل دلخواه ما حرکت کند . بلکه سعدی انسان است ومانند هر انسان دیگری ممکن است تحت تاثیر محیط اجتماعی ویا دانش متغییر خویش هر روز اندیشه ای نو در دل خود بپروراند ویا تمایل جدیدی بیابد وچون هنرمند است آن تمایل را اغراق گونه ویا خیال پردازانه بیان می کند وگاهی ممکن است دیدار دوست را با عالم برابر بداند وگاهی ممکن است خوبرویان را جفا پیشه بداند ویا گاهی دلخسته بسراید : رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما واز دلبر اظهار خستگی کند وگاهی از خدا بخواهد بار دگر در قیامت ببیندش وبار گناه دلبر را به دوش بکشد و…………..آدمی نمی تواند پیراهن یک اندیشه را بپوشدوتاپایان عمر همچنان بر آن اندیشه پای بفشارد که صد البته این نشان ناپختگی وجمود فکری است والبته ،گاهی آن پیراهن را باید دور انداخت وپیراهنی نو بتن کرد وشعری نو سرایید وبگوید فسانه گشت وکهن شد حدیث اسکندر ویا گلبانگ نویی در جهان اندازد سعدی هم بشر است وباغ اندیشه اش هر روز شکوفه های متنوعی می رویاند ومی شکوفاند واین نشان سیالیت وتازه گی شعر سعدی است والبته رنگ های متنوعی دارد تا آدمهای متنوعی اورا دوست داشته باشند .
    اشعار سعدی ملموس وزمینی ولطیف ودلپذیرند وعشق انسانی را به خوبی بیان می کنند وآدمی را از دنیای خشن وبی روح امروزی به دنیای پررمز وراز خیال می برند وبرای شنونده امروزی که از خویش ودنیا خسته است چه سرزمینی دل انگیز تر از سرزمین خیال
    حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بود
    یا از دهان آنکه شنید از دهان دوست
    …….
    مزن ای عدو به تیرم که بدین قدر نمیرم
    خبرش بگو که جانم بدهم به زندگانی
    …….
    مده ای رفیق پندم که به کار در نبندم
    تو میان ما ندانی که چه می رود نهانی .

    …………..

    چه جرم رفت که با ما سخن نمی گویی
    جنایت از طرف ماست ، یا تو بدخویی؟
    …………..
    کبر یک سو نه اگر شاهد درویشانی
    دیو خوش طبع ، به از حور گره پیشانی
    ………….
    بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
    دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
    ……
    حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
    آری به اتفاق جهان می توان گرفت
    لاابالی چه کند دفتر دانایی را ……………..

    لطفا اگر غلط املایی دارد اصلاح بفرمایید ویا به دیده اغماض بنگرید وهمچنین محتوایی را ……………

  • امید نوروزی اصل می‌گه:

    درود جناب سعیدی

  • طاهر اکوانیان می‌گه:

    نکته رحمان سعیدی درباره تناقض و زندگی متناقض جالب بود

200x208
200x208