تاریخ درج خبر : 1393/01/31
کد خبر : ۲۵۷۷۸۹
+ تغییر اندازه نوشته -

“پل بریم سیاسی، عقیدتی‎”

سایت استان: علیرضا کفایی

پل پریم (پرین) مربوط به دوران‌های تاریخی پیش از اسلام و متعلق به دوره ساسانی است . این پل به صورت طاق های کمانی به هم پیوسته شکل گرفته که محل عبور تجارت و مبادله فرهنگ مردمان دور و نزدیک منطقه بوده است.

آنچه که در نظر است در این مقال و به مجال به آن پرداخته شود بازگویی تاریخ و تمدن ، موقعیت و یا مشخصات این اثر باستانی نیست بلکه مدخلی است به اشاره به تغییرات  عقیدتی و بالطبع سیاسی برخی افراد ملون الفکر متملق که از مکان و موقع پل بریم مدد گرفته شده است .

ساسانیان آخرین سلسله از پادشاهان ایرانی پیش از اسلام بودند و 416 سال حکومت کردند که با پادشاهی اردشیر اول ( اردشیر بابکان ) آغاز و به یزدگرد سوم ختم شد .

در زمان خسرو پرویز یکی از پادشاهان ساسانی ، پیامبر اسلام (ص) نامه ایی به وی نوشت و او را دعوت به اسلام نمود . خسرو نپذیرفت و راه عناد در پیش گرفت ولی سرانجام همانطور که پیامبر پیش بینی کرده بود بدست پسرش شیرویه کشته شد . بـا مـرگ خسـروپرویز بی نظمی و هرج و مرج عجیبی بر سرتاسر خاک ایران مستولی شد، کـار آشـوب و بـی سـامانی بـه جائی رسید که از مرگ خسروپرویز تا جلوس یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی که اندکی بـیش از پنج سال بود قریب به 12 نفر یکی پس از دیگری به تخت سلطنت نشستند .

 دولت ساسانی با تمام قدرت و حشمتی که داشت نتوانسته بود رضایت مردم را جلب کند، چـه اینکه قدرت و گستاخی را تنها راه حل مشکلات خود میدید، اینچنین بود کـه هرگـاه از گوشـه و کنار نالۀ مظلومی به مخالفت برمی خاست تیغ شمشیر خشونت آن را در نطفه خفه میکرد، ولی این واپس زدگی چنان به نیروی بزرگی مسلح شد که از درون، پایه های حکومتی را پوساند .

ناخشنودی مردم از حکومت در پایان کار این خاندان، از یک طرف و فشار سخت طبقۀ حاکم و دستگاه وابسته بر مردم از طرف دیگر نیرویی را به وجـود آورد کـه تـوان تحمـل را از دولـت ستانده بود .دیگر از دلایلی که دولت ساسانیان در مرداب تاریخ فرورفت شکست ایران از روم در زمان خسروپرویز، تضعیف روحیۀ نظامی دولـت،شـیوه اشـرافیگری و ظلمـی کـه در حـق مـردم میرفت، بود . تبعیت نکردن سرداران و ناحیۀ حکومتی را تیول خود قراردادن و از جهتـی نابسـامانی اوضـاع اقتصادی و افزایش مالیاتها به خاطر هزینه های سنگین جنگ بر وخامت اوضاع مـی افـزود . ایـن نکته را باید همیشه مدنظر داشت که هر حکومتی برای بقا و حیات نیاز به حمایـت مـردم دارد امـا این فاکتور همیشه از چشم دولتمردان ساسانی به دور ماند و هرچه بر عمر این حکومت گذشـت از اعتماد مردم کاسته شد تا اینکه سرانجام پادشاهیِ عظیمی که چندین قرن قدمت داشت و یکـی از دو قطب قدرت دنیای آن روز به حساب میرفت به سادگی دربرابر هجوم اعراب بـدوی ازهـم پاشید و اگرچه تشکیلات آن پابرجا ماند ولی مدتها طول کشید تـا عنصـر ایرانـی بتوانـد مجـدداً تحت لوای یک کشور، سربلند کند .

علل اسلام آوردن ایرانیان

هرگاه فرهنگی موردهجوم فرهنگی دیگری قرار میگیرد، پیروان و علاقـه منـدان بـه فرهنـگ جدیدتر به نحو افراط و زیانباری آثار فرهنگ کهن را مورد بی اعتنایی قرار میدهند . ایرانیـان کـه از فرهنگ جدید اسلامی سخت به وجد آمده بودند علاقه ایی نسبت به فرهنگ کهن نشان ندادند، بلکه در فراموش کردن آن عمد به کار بردند . چرا که روح آریائی در جستجوی آزادی فکر و اندیشه، و جسم او در طلب عدالت اجتماعی و مساوات بود یعنی دقیقاً همان چیزی که دولت ساسانی بـا آن به شدت بیگانه بود . ایرانیان عدالت و مساوات و درآمدن از یوغ بردگی را در دین اسلام دیده و آن را پذیرفتند و با جان و دل از آن حمایت نمودند . آئین اسلام به امتیازات دیرینۀ نجبا و موبدان که طی قرنهـا مـردم ایـران را در نـوعی بنـدگی محنت بار نگه داشته بود خاتمه میداد، دیوارهای عظیم طبقاتی را که بـین مـردم فقیـر و موبـدان و امرا و سلاطین فاصلۀ عبورناپذیری به وجود آورده بود، فرو ریخت . و همین فروریختگی بود که ایرانیان سالیان متمادی در آرزوی آن به سر میبردند و در انتظار دمیـدن خورشـید عـدالت بودنـد . وضـع آشفتۀ مذهبی در غرب ایران دیرینگی و بی روح گردیدن آئین زرتشـتی از دوره قبـاد بـه بعـد نشر مبادی اسلام در ایران سـادگی و بـی پیرایگـی ایـن دیـن بـه خصـوص اصـل عـدالت و مساوات از دلایلدیگری است که ایرانیان رنج دیده را سیل آسا به سوی اسـلام گسـیل داشـت . آواز پرطنین اسلامِ ضد ظلم و شهرت، و عدالت و برابری اسلام، و برادری بین مسلمانان به برکت قرآن گوش هر ایرانی را نوازش میداد

برخورد تعلیم و تربیت بنده پروری ساسانیان بـا تربیـت آزادمنشانۀ اسلام، برخورد دو جهانبینی متضاد را نشان میداد و همین جاذبۀ آموزشـیِ آزاد نشـانی اسلامی بود که بیش از همه چیز، قلب ایرانی را تسخیر کرد .

این مقدمه را در ذهن بداریم و گریزی بزنیم به اصل مطلب ، پل بریم همانطور که گفته آمد یادگاری بجا مانده از دوره ساسانی است . عبور از این پل به نحوی اعلام می کند که وارد حوزه استحفاظی راههای استان فارس میشویم . آنچه که بیشتر به آن می پردازیم و در ابتدا به آن اشارتی رفت تغییرات عقیدتی ، سیاسی عده ایی است که وقتی از این پل میگذرند به همان نحو هم از عقیده خود می گذرند. قبل از پل بر مرام و مسلکی هستند و بعد از آن بر عقیده ایی دیگر .

در طول این سالها و خصوصاً از 76 به بعد اگر در اندیشه و افکار ، کردار و رفتار برخی ، کمترین بررسی را داشته باشیم به آسانی به این دقیقه پی خواهیم برد .

بودند افرادی که در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 ، در شیراز با ستاد آقای ناطق نوری همکاری داشتند و در آنجا محافظه کار و اصولگرا خود را معرفی میکردند و در گچساران خود را به اصلاح طلبان و ستاد آقای خاتمی  می چسباندند ، البته در خفا و در میان دوستان خود می گفتند  آنان ( اصلاح طلبان ) را فریب میدهیم و مسخره می کنیم . این رفتار زشت و غیراخلاقی و فرصت طلبانه هیچ توجیهی نمی تواند داشته باشد الا اینکه در حال انجام ماموریت هستند و از خود اختیاری ندارند و کار به دستور می کنند و یا اینکه به امید قبسی دین خود را به متاع ناچیز دنیا میفروشند که در هر حال از دایره دین و دینداری خارجند و دین را ابزار قرار داده اند .

این تلون فکری و رنگ عوض کردن مورد نکوهش شدید قرآن کریم است و آنرا یکی از نشانه های منافق بودن میداند . میفرماید : و هنگامی که افراد باایمان را ملاقات می‌کنند، و می‌گویند: «ما ایمان آورده‌ایم!» (ولی) هنگامی که با شیطانهای خود خلوت می‌کنند، می‌گویند: «ما با شمائیم! ما فقط (آنها را) مسخره می‌کنیم! ( سوره بقره آیه 14 )

این منافقین که نان را به نرخ روز میخورند و مرتب رنگ عوض می کنند در کار خود آنچنان حرفه ایی شده اند که به راحتی مردم را فریب می دهند و پس از آنکه به مقصود خود رسیدند و احیاناً قدرتی را کسب کردند و از طرفی در میان یک جناح اختلاف افکندند ، از سوی اربابانشان ، امتیازات و پاداشهایی میگیرند ولی بدلیل خبث طینت و دوری از دین بتدریج از مردم دور میشوند و فقط به نزدیکان و بستگان خود می اندیشند . اما در اسلام عزیز این روش بشدت محکوم و نهی شده است .

«علی(علیه‌السلام) را در دو وضع طبقاتی اجتماعی مختلف می‌بینیم، در آن حدّ نزدیک به صفر، و در آن نقطه‌ی اوج که از آن بالاتر نیست،یعنی یک روز علی را می‌بینیم به صورت یک کارگر، به صورت یک سرباز ساده فقیر، به صورت یک کسی که صبح حرکت می‌کند از خانه خودش و می‌رود برای مثلاً قنات جاری کردن، درخت کشت کردن، زراعت کردن و مزد گرفتن بصورت یک کارگر. همین علی بعدها که اسلام توسعه پیدا می‌کند(و اموال زیادی در اختیار مسلمین قرار می‌گیرد) سیره و سبکش تغییر نمی‌کند. منطق علی عدالت است و صداقت و تعمیق و توسعه فرهنگ اسلامی و قرآنی.(سیره نبوی، مرتضی مطهری)

دورویی و رنگ عوض کردن یکی از فرزندان دروغ است. آنچه که در چند سال گذشته، بیشترین لطمه را به ما وارد کرد و بیشتر از همه دوره ها، از آن شنیدیم و خواندیم و دیدیم، دروغ بود. بنابراین امروز، ما شاهد رشد و بالندگی این فرزند نامشروع یعنی تلون فکری و نفاق هستیم. باید گفت این روزها از این فرزند، بیشتر خواهید شنید و خواهید دید!

کسانی که تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری، گوش بفرمان افراد خاصی بودند ، اکنون که شرایط عوض شده و ساختار قدرت سیاسی نیز تغییر کرده، همگی اعتدال گرا شده اند و حامی آنها، به گونه ای که انگار از مادر، اعتدال گرا به دنیا آمده اند!

نکته جالبتر اینکه، آنچنان این بیماری رنگ عوض کردن، در جامعه  جا افتاده که دورنگ ها از بیان آشکار آن نیز واهمه ایی و البته خجالتی به خود راه نمی دهند و به راحتی آنرا حاصل شرایط سیاسی ـ اجتماعی جامعه می دانند و برایش مثالهای گوناگون می آورند.

به راحتی یک لیوان آب خوردن، تفکرات گذشته خود را زیرپا می گذارند . آنها که امروز تمام قد به انتقاد و مخالفت با دولت تدبیر و امید می پردازند، شرفشان را درود باید فرستاد که رنگشان را با اینکه می توانستند، عوض نکرده اند.

دورویان منافق و فرصت طلب ، وقیحانه امروز در آیینه اعتدال می نگرند و گذشته خود را در پشت چهره معتدلگرای امروزشان مخفی می دارند . در میان اصلاح طلبان که قرار می گیرند ، مواضع صد در صد اصلاح طلبی دارند و در بین اربابان شیطانی خود میگویند : ” ما با شمائیم! ما فقط (آنها را) مسخره می‌کنیم! “

القصه ، غرض از این تطویل آن بود تا گفته آید پل بریم گذرگاهی است برای عبور از مکانی به مکان دیگر نه عبور از عقیده ایی به عقیده ایی دیگر و لا اقل از تاریخ عبرت گیرند که چگونه قدرتهای بزرگ سقوط کردند و پاسخ طغیان و شرک و نفاق و دورویی خود را دریافت کردند که : قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ مِن قَبْلُ کَانَ أَکْثَرُهُم مُّشْرِکِینَ .

بگو: “در زمین سیر کنید و بنگرید عاقبت کسانى که قبل از شما بودند ( و طغیان کردند )چگونه بود؟ بیشتر آنها مشرک بودند!  ( سوره روم آیه 42 )

***********************************************

در شرح تاریخی از مورخان و اندیشمندان زیر به اختصار و اقتباس مطالبی را عاریت گرفتم .

عبدالحسین زرین کوب، تاریخ ایران بعد از اسلام

سیدجعفر شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام

رسول جعفریان، از پیدایش اسلام تا ایران اسلامی

مرتضی مطهری، خدمات متقابل اسلام و ایران – سیره نبوی

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • ناشناس می‌گه:

    دستت دردنکنه کفایی عزیز.اقای تاجگردون در76 ازمسولین ستاد ناطق درشیراز.بعدامدجزحزب مشارکت خاتمی وبعدهادور و بر مشایی واحمد ینزاد ورضایی وحالا سینه چاک روحانی.بعدا نیزبنا به منافع صرف تصمیم میگیرد ویا تصمیمش میگیرند.نفاق نفاق نفاق دو رویی نون به نرخ روز خوردن وتکرار تاریخ.

  • اسلام رسايي نسب می‌گه:

    ضمن تشکر از شما
    در مورد علل اسلام آوردن ایرانیان به استناد برخی از همین منابع ذکر شده با شما موافق نیستم!
    اما در مورد فرصت طلبی و کاسبی سیاسی متاسفانه بخش قابل توجهی از منصب داران و کرسی نشینان به همین شیوه کثیف عمل می کنند و همیشه در بازی می مانند و بقیه را بازی می دهند

200x208
200x208