تاریخ درج خبر : 1393/01/31
کد خبر : ۲۵۷۸۷۷
+ تغییر اندازه نوشته -

“به مناسبت روز مادر”

مردی جلوی یک گل فروشی متوقف شد تا مقداری گل به منظور ارسال برای مادرش که ۲۰۰مایل دورتر زندگی می کرد،سفارش دهد.

همچنانکه از ماشین پیاده می شد . دختر جوانی را دید که در کنار جدول در حال گریه کردن بود.

از او پرسید، چه اتفاقی افتاده است.دختر پاسخ داد که می خواستم برای مادرم گل قرمز بخرم،ولی پول کافی ندارم.

مرد تبسمی کرد وگفت،؛با من بیا داخل.برای شما خواهم خرید.؛

گل را برای دختر خرید و گل های مادرش را هم سفارش داد.

هنگام ترک گل فروشی ،به دختر تعارف کرد که او را به مقصد برساند، دختر گفت ، لطف می کنید! شما می توانید مرا نزد مادرم ببرید.

دختر مرد را به قبرستانی هدایت کرد، جایی که او گل را بر روی قبر تازه حفاری شده ای گذاشت.

مرد به گل فروشی بر گشت ،سفارش ارسال گل را کنسل کرد، تاج گلی خرید و به سمت خانه مادرش۲۰۰مایل دورتر حرکت کرد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208