تاریخ درج خبر : 1393/02/03
کد خبر : ۲۶۱۱۴۳
+ تغییر اندازه نوشته -

عزل و انتقال اجباری منتقدان سرپرست نهاد کتابخانه های عمومی استان

سرپرست موقت نهاد کتابخانه های عمومی استان کهگیلویه و بویراحمد ۵ نفر از کارمندان این مجموعه را که از منتقدان مدیریت ایشان بودند را اجبارا به شهرها و روستاهای دورافتاده منتقل کرد.
یکی از کارمندان این نهاد در گفتگو با سایت استان گفت: محمود شفیعی که مدیریت هفت ساله ایشان در دولت احمدی نژاد همواره با انتقاد کارکنان مواجه بود دوباره در دولت روحانی حکم سرپرستی این نهاد را به عهده گرفت.IMG_0649
سجاد جمشیدیان افزود: شفیعی با شروع مدیریت خود آقای وحید غفاری را از مسوولیت اداری مالی خلع و بجای ایشان آقای محمدشریف نیکنام را در این پست قرار داد و غفاری را به کارشناس مالی تقلیل داد.
وی افزود: سرپرست کتابخانه ها محمدرحیم طاهرنژاد را از پست معاونت و مهدی دلبند را از روابط عمومی اداره کل عزل و به کتابدار کتابخانه امام علی(ع) تقلیل داد.
جمشیدیان اظهار داشت: عزل و انتقالهای اجباری دو روز گذشته نیز دوباره  با عزل هادی نیکبخت ریاست اداره کتابخانه های شهرستان بویراحمد و انتقال اجباری ایشان به کتابخانه روستایی دشتروم شروع شد.
جمشیدیان اظهار داشت: کارمندانی که اجبارا عزل یا به شهرها و روستاها منتقل شدند از منتقدان محمود شفیعی بودند که به دلیل سابقه بد مدیریتی ایشان در دولت احمدی نژاد و پایین بودن مدرک علمی ایشان بر نیروهای تحصیل کرده با مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد مدیریت می کند اعتراض کارمندان را در پی داشت.
گفتنی است سجاد جمشیدیان کارشناس ارشد رشته تاریخ نیز که تا کنون در کتابخانه مرکزی یاسوج مشغول به کار بود اجبارا به کتابخانه سی سخت منتقل شد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • خنجر می‌گه:

    تا اینجا هرکه هرچه دوست داشت نوشت و خواندو دواند
    حالا به قضاوت بگذاریم و انکار نکنیم که دودستگی در میان کارمندان و کتابداران بویراحمدی فضای کتابخانه ها را در این سال فرهنگی خدشه دار و روح تمامی کتابداران را جریحه دار کرده است 0
    حالا به قضاوت :
    1- کدوم دسته چه در پست مدیریت و چه در پست کتابدار و عادی کارخودشونو برای رضای خدا انجام داده و میدهند ؟
    2- هردو گروه جواب پس داده اند کدوم گروه برای کتابداران و مراجعین دل سوزانده اند و کدوم گروه فقط برای خود دل به آب و آتیش زده اند ؟
    3- کدوم گروه از لحاظ فنی و مسیولیت پذیری بهترند و در بین کتابداران مقبول تر؟
    4- کدوم گروه در این ایام زهر ماری فقط هتاکی و فحاشی کرده اند و کدوم گروه صبور تر و با شعور تر ؟
    5-هر دو گروه در سالهای گذشته در راس امور بوده اند و جابجایی به حق یا نا به حق انجام داده اند کدوم گروه واکنش منطقی تر ی انجام داده اند ؟
    6- کدوم گروه سابقه طولانی تری دارند و سابقه درخشان تری ؟
    7- هر دو گروه مشی سیاسی و حزب ثابتی نداشته و ندارند و به خاطر پست آن ور و این ور زده اند اما کدوم گروه خدا را ـکتابداران را، مرجعین را ، خود و شخصیت خود را در نظر گرفته اند ؟
    8- خدا را شاهد بگیریم اینها که فقط دم از سیاست و دیانت وخدمت و آگاهی می زنند از لحاظ دانش فنی و کتابداری به پای کتابداران شهرستانهای دیگر می رسندکه فقط خوشونو در نظر میگیرند اگه جواب مغرضانه است آزمون بگیرند بیایید دو روز باقی دنیا خودمونو در این سالها که گذشت نگاه کنیم در یک گوشه تنها بنشینیم و فکر کنیم کی هستیم چه کردیم دنبال چی هستیم آیا خودمون از خودمون راضی هستیم ؟ هر کس تو خلوت خودش اینها را در نظر بگیره بعد بگه میخوام مدیر یا هر پست دیگری بگیرم اگه نداشت ،نتونست ، نگه ـ نیاد وظیفشو انجام بده – بابا دزدی این نیست از دیوار مردم بالا بریم نان حروم این نیست دست تو جیب کسی ببریم همینکه درست کارمونو انجام نمیدیم دزدیم و با این دزدیمون نان حروم میخوریم به خورد زن و بچه هامون میدیم …….
    پس فکر کنید …آیا شخصیت آنچنانی داریم که به ریاست و معاونت و….اداره مون شخصیت بدیم یا دنبال این هستیم یا خدای ناکرده شخصیت نداریم و با ریاستمون میخواهیم شخصیت درست کنیم
    آیا نام داریم و آنچنان خوب عمل کرده ایم که ریاست و معاونت به ما بنازد یا می خواهیم ما از ریاست و معاونت نام درست کنیم و به آن بنازیم آیا …آیا …….. مرد باشیم و انسان بودن خودمونو به حراج نگذاریم شاید این جمعه بمیریم شاید ، شاید هم جمعه بیاید و ما مرده باشیم شاید …….شاید هم ما مرده باشیم و خود ندانیم شاید ….

  • جمعی از کتابداران می‌گه:

    مدیر فقط دارابی دارابی تاچشم حسود کوربشه باشخصیت متدین وباسواد هست ای کسی که در فضای مجازی آبروریزی میکنی مگر تازه از راه رسیدی پست میخواهی مطمئن باش خبری نیست شفیعی تورا هم شناخته که چه طورآدمی هستی

  • هرکی می‌گه:

    مسئول محترم سایت میشه بفرمایید چرا نظر کتابداران بی طرف رو نزدین؟ شما که باید بی طرف باشید . ولی و جهنم بی طرفیت. ختم دونی کی ام

  • خنده بازار می‌گه:

    ای جان مهندس.از کی تا حالا ….ها مهندس میشن؟بابا این بنده خدا خودش داره میره بیاد یکی دیگه رو عوض کنه.عزیز جان به همون پستی که بهت دادن قانع باش.به زن مردم تهمت نزن.اوفتاد؟

  • منننن می‌گه:

    برو بابا

  • جمعی از کتابداران می‌گه:

    سلام .کسی که این مطلب رو نوشته احتمالا خیلی به فکر مسولیت کتابخانه بوده خواسته با تخریب ایشون خودشو بذارن مسول کتابخانه .خانم دارابی خیلی وقت هست داره کاره کتابداری انجام میده شما قبلا کور بودین ایشونو نمیدیدین حالا برا مسولیت چشمتون باز شده .این حرف توهین در فضای مجازی به کتابداران می باشد .لطفا معذرت خواهی کنید و آقای شفیعی خودشون بهتر افراد را می شناسن .اگه مرد بودی میرفتی پیش مسول مربوطه حرفتو میزدی نه در فضای مجازی آبروی افراد را خدشه دار میکردی .حرمت آبروی مومن از کعبه بالاتر است .

  • ناشناس می‌گه:

    بهترین گزینه برای ریاست همین خانم بسیار اخلاق خوب و پرتلاش و پیگیر هستند و ما کتابداران گچسارانی خدمات ارزشی او را فراموش نکردیم

  • جمعی از کتابدارای کتابخانه مرکزی می‌گه:

    آقای … که مطالبی بر ضد مسئول کتابخانه مرکزی می نویسی، شما فقط دنبال این هستی که مسئول کتابخانه مرکزی بشوی مطمئن باش با این حرفها نمیتونی مسئول کتابخانه مرکزی بشوی. کسی پستی به شما نمیده بهتره سرت تو لاک خودت باشه

  • مراجعه کننده وکتابدار می‌گه:

    مهندس شفیعی
    رییس اداره کتابخانه های استان
    اگر به فکر آبروی خودت هستی هر چه زودتر مسئول کتابخانه مرکزی را عوض کن .قسم می خورم که بیشتر کتابدارن که با آنها آشنا هستم رفتار واخلاق این خانم را قبول ندارند می گویند که شفیعی حامی اوست وگرنه کسی اورا قبول ندارد. حتی می گویند در گچساران هم کسی اورا قبول نداشت. شفیعی به آبروی چندین ساله ات فکر کن

  • جمعی از کتابداران می‌گه:

    متاسفانه این نوع نگاه به خانمها و اصولا زن،تنها متعلق به این استان و متعلق به کسانی هم است که نه اسلام را می شناسند و نه ایران را.
    وگرنه هم در ایران و هم دین مبین اسلام زن جایگه و مقام ممتازی را دارد.و از قداست بالای برخوردار است.چرا ما نمی توانیم مدیریت یه زن را تحمل کنیم.چرا عقل ما در چشم ماست.چرا ما این همه ظاهر بینیم.چرا باید زود قضاوت کنیم….چرا…

  • جمعی از کتابداران مرکزی یاسوج می‌گه:

    جوابیه کسی که خودش را به اسم کتابدار معرفی کرده است و متاسفانه بویی از فرهنگ صحیح وبه روز و اسلامی واقعی نبرده اید.
    ما کتابداران از اخلاق و منش و گفتار و عملکرد مسئول کتابخانه راضی هستیم و مطمئنا مراجعین هم راضی هستند .

    شما که این کامنت را گذاشته اید معلوم است که نه از انسانیت چیزی می دانید و نه اخلاق بلکه توجه شما به یک سری مسائل ظاهری است شما از آن گروه آدمهای سطحی نگر هستید و وسعت دیدتان به اندازه مردمک چشماهایتان بیشتر نیست .

    ما کتابداران از شما می خواهیم خودتان و نوع نگاهتان و طرز فکرتان را اصلاح کنید.و خود را به عنوان کتابدار معرفی نکنید.

  • کتابدار می‌گه:

    تو رابه خدا وضعیت کتابخانه مرکزی را بیبینید که چه کسی انرا اداره می کند .پوشش ظاهری این مسئول را ببینید که با چه تیپی با ارباب رجوع برخورد می کند.به خدا افتضاح است ،لطفابه این مدیر اطلاع رسانی کنید که در اسرع وقت این خانم

  • غلام می‌گه:

    ایشان یعنی جمشیدیان فیزیک خوندند چه ربطی به کتابداری دارد

  • برادر می‌گه:

    غمناک نباید بود ازطعن حسود ای دل///شاید که چو وابینی خیر تو دراین باشد.
    اری اینچنین بوده و هست.چند بار بهت گفتم سجاد عزیز این جماعت همکار ازکوفیان هم پیمان شکن تر هستند.حتی قدرت برداشتن ماسک هایشان را ندارند و با اسم مستعار مطلب مینویسند.خودتو خراب این جماعت نکن چون تو رو در رو با این ها حرف میزنی و انها از پشت نقاب.کاری که حتی زنان هم از این کار متنفرند.برادر همیشگیت سید

    • جمعی از کتابداران خانم می‌گه:

      با این حرفت به شعور نیمی از جامعه انسانی توهین کردید یعنی چه که حتی زنان هم متنفرند.
      سید تو خودت اگه مردی خودتو معرفی کن.چرا با اسم مستعار حرف میزنی

  • سجاد جمشیدیان می‌گه:

    سلام دوستان عزیز و همکاران خدوم و بی ادعای کتابخانه های استان.
    کامنت ها و نظرات همگی شمارا به دقت مطالعه کردم..از دوستانی که با اینجانب دراین راه همراهی نمودند به من و دوستانم دلگرمی بخشیدند کمال تقدیر و تشکر را دارم اما دست دوستانی هم که با انتقاداتشان ما را مورد لطف و مرحمت خود قرار داده اند را نیز به گرمی میفشارم.و اگر ان شا الله در روزهای آینده خدمت این دوستان برای ادای احترام برسم به تک تک سوالات و انتقادات آنها بطور حضوری در محضرشان پاسخ خواهمداد.عزیزان از یادنبریم ما همه باهم دوست و همکاریم و ترور شخصیت با علم بر دانستن بسیاری از مسائل کار شایسته ای نیست.باز هم دست همه همکاران خدومم که بی ادعاترین زحمتکشان عرصه سازندگی ایران اسلامیند را به گرمی میفشارم و برایشان در آینده آرزوی توفیق مینمایم.با تشکر سجاد جمشیدیان

    • همکار می‌گه:

      اقای جمشیدیان مگه شما چکاره اید.یعنی چه پستی دارید که می خواهید حضورا به سوالات ما جواب بدید؟نکنه توهم زدی خودتو مدیر یا رییس احساس کرد؟شما تنها یک کتابدار کتابخانه های عمومی شهرستان دنا هستیدلطفا به خلق الله خدمت کنید.کسی از شما جواب نخواسته

  • رحیمی می‌گه:

    اقای سرپرست شما همیشه باعت دو دستگی کارمندان این کتابخانه بودی.باز با برگشتنت این دو دستگی را به نفرت و کینه تبدیل کردی.تورا به اعتقاداتت دیگر دست از سر ما بردار برو.برو.که این اداره را سرمان به تاریک خانه تبدیل نمودی.بهترین همکاران و ادم های پرتوان را از هم جدا و دشمن هم کردی.خدا جای حق نشسته است.برو دیگر

  • سوال می‌گه:

    اقای سرپرست شما همیشه باعت دو دستگی کارمندان این کتابخانه بودی.باز با برگشتنت این دو دستگی را به نفرت و کینه تبدیل کردی.تورا به اعتقاداتت دیگر دست از سر ما بردار برو.برو.که این اداره را سرمان به تاریک خانه تبدیل نمودی.بهترین همکاران و ادم های پرتوان را از هم جدا و دشمن هم کردی.خدا جای حق نشسته است.برو دیگر

  • مهندس می‌گه:

    برادر در مورد آقا غفاری و طاهر نژاد باید بعرض برسانم که مدیریت قبلی با فشار اطرفیان حکمشونو زد.ولی اگه یادت باشه خودشم امضائ خودشو نذاشت خشک بشه زد زیر همچی>یعنی امضای خودشو هم قبول نداشت.اگه یادت باشه جلسه تودیع و معارفه رو هم به هم زد.حالا خداوکیلی کی حکم این دو عزیز را لغو کرد؟
    قضاوت با مردم

  • رحیم شاهمرادی می‌گه:

    تا جای که من نگاه این کامنت ها کردم این نکته رو خوب فهمیدم تمامی کامنت های اخری توسط یک شخص نوشته شده است چون زمان تمام این کامنت ها یکی است و توی مدت 10 دقیقه با یک ادبیات نوشته شده اند.حتی علامات سوال و تعجب هم یکی است.شما که ادعا میکنید کامنت ها رو یک نفر مینویسد چرا خود شما هم این کار را میکنید و البته ادم دروغگو ادعایش هم بی اساس است

  • یک شهروند می‌گه:

    خدمت به خلق الله شهروروستانداردفیلم بازی نکن شفیعی بنازمت بااین ترکیب

  • ناشناس می‌گه:

    اداره کل کتابخانه های استان مربوط به ….. و حضرات ……. هاس و منطقه ….. هیچ …بی صبرانه منتظر عزل ….. هستیم

  • محسن می‌گه:

    آقا جمشیدیان عزیز
    شما که دم از انتقاد می زنید ؟
    آیا درب اداره کل کتابخانه هارا بستن؟فحش دادن؟تهمت زدن؟افترا زدن؟ صدا بلند کردن؟ در قاموس شما انتقاد است؟
    کدام یک از این کارها را در جمهوری اسلامی به نام انتقاد می زنند؟
    شما چرا یادت رفته همین چند روز پیش کسی نمی تونست به جنابعالی و آقای نیکبخت چپ نگاه کنه؟تا حکم انتقال به دیگر کتابخانه ها توی دستشه؟
    یک بام و دو هوا که نمی شه جانم؟

    • سوال می‌گه:

      مثلا چه کسی انتقال داده شد؟لطفا اطلاع رسانی نمایید.بجز م.س که کاری بجز خبر رسانی نداشت چه کسی انتقال داده شد؟

  • طاهر می‌گه:

    تمامی اشعار و کامنت ها ی بالا که تنها توسط خود آقای جمشیدیان گذاشته شده است.و هرکس ایشان را تنها چند دقیقه دیده باشید با روحیات و طرز فکر ایشان آگاهی کامل دارد.
    خواستم عرض کنم که شما تا حالا چندتا مقاله خودت نوشتی که ادعا مقاله نویسی دارید؟
    (درخت تو گر بار دانش بگیرید به زیر آوری چرخ نیلوفری را)
    مگه ملاک مدیریت نوشتن مقاله است؟اگه اینطور جناب آقای حسینی مدیرت قبلی چن مقاله نوشته بود؟

  • دوست بی طرف می‌گه:

    مدیریت محترم سایت استان کهگیلویه و بویر احمد
    با سلام
    در این مدتی که احبار کتابخانه ها رو از سایت شما گرفتم متاسفانه شاهد نوعی یک جانبه گرایی و سیاسی کاری در سایت شما بود ه ام.
    1- چرا تنها باید نظریانت مخالفین را که تنها توسط یه نفر نوشته می شود را بمی گذارید و دیگر نظریات را حذف می کنید
    2-چرا تا زمانی که مدیریت حسینی بر اداره کتابخانه ها بود هر روز یک خبر از کتابخانه ها می گذاشتیید و الان با این همه اتفاقات تنها نظریات مخالفین را که به هیچ مرام و مسلکی معتقد نیستند را می گذارید

  • همکار گچسارانی می‌گه:

    بخدا ما کم کاری کردیم.از شما اونطور که لازم بود حمایت نکردیم تا این بلاها سرشما اومد.ولی از امروز ما همه با شما هستیم مثل کوه.چون شما واژه مرد رو زنده کردید.افرین بر شما.درود خدا بر شما

  • همکار کتابدار می‌گه:

    با سلام خدمت جناب اقای جمشیدیان.شما که اینهمه دم از عدالت و انصاف و سواد مزنید؟؟؟؟؟
    چرا با سهمیه شهرستان دنا در ازمون کتابخانه ها شرکت کردید و نیروی بیکار آن شهرستان را از یک حق طبیعی محرم کردید؟؟؟ و چرا با وجود اینکه تعهد محضری داید که 5 سال در آن شهرستان باشید، یک روز هم در ان شهرستان خدمت نکردید؟؟؟؟
    نه اینکه با پارتی بازی بعداز یک ماه غیبت انتقالی گرفتید|؟؟؟؟؟ و در این مدتی که هم در شهرستان بویر احمد بودید شرافتا و وجدانا بگید چند روز به عنوان نیروی کتابدار خدمت کردید؟ جز اینکه میگفتید به من برمی خورد کتابدار باشم؟؟؟//
    در حالی که آلت دست جناب نیکبخت بودید و غلام خانه زاد ایشان.؟؟؟؟
    حالا که یک مدیریت قوی شما را به جای که تعهد خدمتی دادید بر گردانده/ دارید از انتقال منتقدان می نویسید ؟
    شما نام خود را گذاشتید منتقد در حالیکه هر روز دارید مدیریت را تهدید به دعوا و زور می کنی

  • کتابدار می‌گه:

    خدا وکیلی . ……همون بهتره که بره اسانس وروسرسی بفروشه. معاونت به قد وقوارش نمیخوره. این مخالفین سرپرست دو سال تموم تو دوره مدیرکل قبلی خوردن وخوابیدن.بزار برن تو روستاها کمی هم کنگر وبیلهر بچینن .خود تو هم خیال میکنی خیلی … به خدا دلم واست میسوزه .البته چون تو پسر خوبی هستی .امیدوارم هرچه زودتر بیایی تو یاسوج خدمت کنی.

  • بی طرف می‌گه:

    آقای ……….. شما که نبودید و نمی دانید چه چیزی مدیر قبلی کتابخانه ها را به این اداره برگرداند.
    دوستان زحمتکش کتابدار و گرد وغبار خورده کتابها به اخلاق تند شفیعی اعتراض کردند و گفتند نگاه فرهنگی ندارد و فلان است و فلان است .فریاد زدند و برای مسئولین استانی و کشوری نامه نگاری کردند .
    دوستان مسئولین زحمت نکش از خدا بی خبر سیاسیون پر ادعا هم لطف کرند ………… که یک تهیه کننده دون پایه و ضعیف بود و از هر کارشناسی از کارشناسان اداره و یا هر کتابداری از کتابداران از نظر علم و آگاهی و مدیریت و حتی انسانیت کمتر بود را به مدیر کلی این اداره فرهنگی فرستادند و گفتند نگاهش فرهنگی است اما دریغ از نگاه و دریغ از فرهنگ.
    و کتابداران هر روز گفتند یاد دیروز و در اوچ ناباوری دیروز برگشت .و ………….. جمع شد .
    اما اینکه مدیر بعدی بهتر از شفیعی باشد یا نه فقط و فقط خدا می داند البته من هم معتقدم آقای شفیعی نباید اینگونه قلع و قمع می کرد و باید به گونه ای با مخالفین می ساخت و نظر این جوانان تحصیلکرده را هم می پرسید و گوش خود را به دهان چاپلوسان و چرب زبانان اداره نمی سپرد که این عاقبت به خیری نخواهد داشت.نه برای خودش و نه برای اطرافیانش و نه برای ما کتابداران و بی طرفان .
    یا علی

  • ستار می‌گه:

    آقای جمشیدیان عزیز : ﻗﺪﺭﯼ ﺻﺒﻮﺭ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﺭﺩ ﻭﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﺁﺭﯼ ﺑﻬﺎﺭ ﭘشت ﺯﻣﯿﻦ ﻻﻧﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ
    ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩت ﮐﻪ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ

  • شهروند می‌گه:

    ﻓﺮﺩﺭﯾﮏ ﮐﺒﯿﺮ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ ۱۷۴۰ ﺗﺎ ۱۷۸۶ ﺑﺮ ﮐﺸﻮﺭ
    ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺑﻮﺩ, ﺍﻭ
    ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﺍﺳﺐ ﺑﺎ ﻫﻤﺮﺍﻫﺎﻧﺶ ﺍﺯ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ
    ﻫﺎﯼ ﺑﺮﻟﯿﻦ ﻣﯽ ﮔﺬﺷﺖ .
    ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻥ ﺍﻋﻼﻣﯿﻪ ﺗﻨﺪ ﻭ ﺗﯿﺰﯼ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻭ ﺑﺮ
    ﺩﯾﻮﺍﺭ ﭼﺴﺒﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﻓﺮﺩﺭﯾﮏ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ :
    ﺑﯽ ﺍﻧﺼﺎﻓﻬﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﻋﻼﻣﯿﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﭼﺴﺒﺎﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻣﺎ ﮐﻪ
    ﺳﻮﺍﺭ ﺍﺳﺐ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺮﺍﯼ
    ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺶ ﺑﻪ ﺯﺣﻤﺖ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ . ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﯿﺪ ﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﺮ
    ﺑﭽﺴﺒﺎﻧﯿﺪ ﺗﺎ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺷﻮﺩ .
    ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻫﻤﺮﺍﻫﺎﻥ ﺑﺎ ﺣﯿﺮﺕ ﮔﻔﺖ :
    ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﻋﻼﻣﯿﻪ ﺑﺮ ﺿﺪ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺷﻤﺎﺳﺖ .
    ﻓﺮﺩﺭﯾﮏ ﮔﻔﺖ :
    ﺍﮔﺮ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﺎ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻇﻠﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﯽ
    ﺛﺒﺎﺕ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﻋﻼﻣﯿﻪ ﺳﺎﻗﻂ ﺷﻮﺩ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﮐﻪ
    ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺑﺮﻭﺩ، ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﺎ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻭ
    ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﯿﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻣﺴﻠﻢ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺛﺒﺎﺕ ﻭ
    ﺍﺳﺘﺤﮑﺎﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺍﻋﻼﻣﯿﻪ ﺍﺯ ﭘﺎ ﻧﯿﻔﺘﺪ…. اگه با این کار و پراکنده کردن افراد نخبه از اطراف خودشون به جای استفاده از توان این افراد در مدیریت کار آمدتر به نتیجه مطلوب میرسند این گوی و این میدان !!!!

  • همکار می‌گه:

    سلام
    آقای ……… شما دیگر چرا.شما که نیروی مورد حمایت سیستم احمدی نژاد بودید و در دولت احمدی نژاد شما را در آزمون قبولاندند حالا منتقد شدید.
    همه از لابی های شما و آقای ریس خبر دارند.شما بودید که همکارانتان را به انتقالی خودتان فروختید.

  • مخالف سرپرست می‌گه:

    چیزی به ذهنم نرسید بجز این شعر
    ﻫﻢ ﻣﺮﮒ ﺑﺮ ﺟﻬﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﻫﻢ ﺭﻭﻧﻖ ﺯﻣﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﻭﯾﻦ ﺑﻮﻡ ﻣﺤﻨﺖ ﺍﺯ ﭘﯽ ﺁﻥ ﺗﺎ ﮐﻨﺪ ﺧﺮﺍﺏ ﺑﺮ ﺩﻭﻟﺖ ﺁﺷﯿﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﺑﺎﺩ ﺧﺰﺍﻥ ﻧﮑﺒﺖ ﺍﯾﺎﻡ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺑﺮ ﺑﺎﻍ ﻭ ﺑﻮﺳﺘﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﺁﺏ ﺍﺟﻞ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ ﮔﻠﻮﮔﯿﺮ ﺧﺎﺹ ﻭ ﻋﺎﻡ ﺑﺮ ﺣﻠﻖ ﻭ ﺑﺮ ﺩﻫﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﺍﯼ ﺗﯿﻐﺘﺎﻥ ﭼﻮ ﻧﯿﺰﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺘﻢ ﺩﺭﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﯿﺰﯼ ﺳﻨﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﭼﻮﻥ ﺩﺍﺩ ﻋﺎﺩﻻﻥ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺑﻘﺎ ﻧﮑﺮﺩ ﺑﯿﺪﺍﺩ ﻇﺎﻟﻤﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﺩﺭ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﭼﻮ ﻏﺮﺵ ﺷﯿﺮﺍﻥ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺍﯾﻦ ﻋﻮﻋﻮ ﺳﮕﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﺁﻥ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺍﺳﺐ ﺩﺍﺷﺖ ﻏﺒﺎﺭﺵ ﻓﺮﻭ ﻧﺸﺴﺖ ﮔﺮﺩ ﺳﻢ ﺧﺮﺍﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﺑﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﺑﺴﯽ ﺷﻤﻌﻬﺎ ﺑﮑﺸﺖ ﻫﻢ ﺑﺮ ﭼﺮﺍﻏﺪﺍﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﺯﯾﻦ ﮐﺎﺭﻭﺍﻧﺴﺮﺍﯼ ﺑﺴﯽ ﮐﺎﺭﻭﺍﻥ ﮔﺬﺷﺖ ﻧﺎﭼﺎﺭ ﮐﺎﺭﻭﺍﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﺍﯼ ﻣﻔﺘﺨﺮ ﺑﻪ ﻃﺎﻟﻊ ﻣﺴﻌﻮﺩ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺍﺧﺘﺮﺍﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺑﺖ ﺍﺯ ﮐﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺎﮐﺴﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪ ﻧﻮﺑﺖ ﺯ ﻧﺎﮐﺴﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﮔﺮ ﮐﺴﺎﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﺑﺮ ﺗﯿﺮ ﺟﻮﺭﺗﺎﻥ ﺯ ﺗﺤﻤﻞ ﺳﭙﺮ ﮐﻨﯿﻢ ﺗﺎ ﺳﺨﺘﯽ ﮐﻤﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﺩﺭ ﺑﺎﻍ ﺩﻭﻟﺖ ﺩﮔﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ ﻣﺪﺗﯽ ﺍﯾﻦ ﮔﻞ، ﺯ ﮔﻠﺴﺘﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﺁﺑﯽﺳﺖ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺩﺭﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﻣﺎﻝ ﻭ ﺟﺎﻩ ﺍﯾﻦ ﺁﺏ ﻧﺎﺭﻭﺍﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﺍﯼ ﺗﻮ ﺭﻣﻪ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﮔﺮﮒ ﻃﺒﻊ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﮔﯽ ﺷﺒﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﭘﯿﻞ ﻓﻨﺎ ﮐﻪ ﺷﺎﻩ ﺑﻘﺎ ﻣﺎﺕ ﺣﮑﻢ ﺍﻭﺳﺖ ﻫﻢ ﺑﺮ ﭘﯿﺎﺩﮔﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ
    ﺍﯼ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ! ﺑﻪ ﻧﯿﮑﯽ ﺧﻮﻫﻢ ﺩﻋﺎﯼ ﺳﯿﻒ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻧﯿﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ

  • اصلاح طلب می‌گه:

    به عنوان یک اصلاح طلب از اقدامات مخالفین این مدیر اصوگرا حمایت میکنم.اقایان اصلاح طلب وقت ساکت نشستن نیست.نگذارید دوستانمان قلع قمع شوند.آینده از آن ماست

    • ناشناس می‌گه:

      این اصولگرانیست حتی وصولگرا هم نیست این فقط درحمایت ازچنارستانیهاآمده که بایدنام چنارستان رادرکتاب گینتس چاپ کنیدباباای ول شماچنارستانیهاهم غیرتی شدیدکجاش ندیدی

  • دانشجو می‌گه:

    تبعید هنر مردان بزرگ است.افرین بر شما مردان بزرگ که گردن کج نمیکنید.

  • بی طرف می‌گه:

    این اقا پا داس هم نیومده با ماشین کمباین اومده.این کیه دیگه.

  • ماشالله ساداتی می‌گه:

    آخ جون
    نه ماشالله استاندار که گفته بود نمیزارمش این جناب مدیر بمونه

    پس چی شد؟؟؟؟؟
    جونم سی ککام که یه بار سیاست نشون داد اونم رو یه مجموعه کوچک که بدرد نمی خوره، اما بازم هیچی توش درنیومد……………

  • حق می‌گه:

    افرین بر شجاعتت.عالم و آدم میدونن که سجادجمشیدیان بعد از اینکه پای چپش با مشکل لخته خونی مواجه شد 2هفته توی بیمارستان بستری شد و با داشتن 1سال مرخصی 2روز بعد سرکارش حاضرشد وبعلت وخامت وضع بدنیش به یاسوج انتقال داده شد.اقا یا خانم کتابدار کمی انصاف داشته باش.ما همه همکاریم.

  • خير خواه می‌گه:

    حضرت علی می فرماید یک انسان دو چیز دارد اگر ازدست دهد دیگر بر نمی گردد 1 آبرو 2- سلامتی شما به خاطر اطلاعات غلط دوستان وفامیلهای که در نهاد کتابخانه های عمومی استان داشتی به خاطر منافع خودشان با ابروی شما بازی کردند آبرویت رفت تا سلامتی از دست نرفته برو

    • هادی می‌گه:

      والا ما هم بارها به ایشان توصیه کردیمخودتونو سپر کسی نشوید؟ چرا جنابعالی به قول خودت مقاله نویسی چرا باید به عنوان نیوی پیش قراول ازت استفاده کنن؟

  • کتابدار می‌گه:

    آقای جمشیدیان! شما چرا اینقدر بی سوادید! سرپرست نهاد کتابخانه های عمومی استان اشتباست! سرپرست اداره کل کتابخانه های عمومی استان درست می باشد. شما نیروی سی سخت بودید با پارتی اومده بودید یاسوج. انتقال شما به سی سخت حق و به جا بود.

    • یه کم کتاب بخون می‌گه:

      جان دلم کتابدار عزیز
      “نهاد” درباره تمامی مجموعه های اداری صادق می باشد چه وزارتخانه، چه سازمان، چه اداره کل و ….

      • حسن می‌گه:

        شما که توصیه به کتابخونی میکنید چرا واژه نهاد را تعریف تحت الفظی می کنید؟
        بی زحمت همین واژه را را در اصطلاح هم معنی بفرمایید/

        • سجاد می‌گه:

          اگه اینجور چرا به نهاد کتابخانه های عمومی کشور، وزارتخانه یا سازمان نمیگن؟؟

  • کتابدار می‌گه:

    از یک مدیر ….. پیشتر ازاین انتظار نمیره.ای خدا اخه کی میاد کارمند دارای چندین مقاله پژوهشیشو دارای کتاب رو تبعید میکنه.
    این برخورد زشت با مدیر یک شهرستان رو درکجای ایران دیدین؟
    مگو امسال سال فرهنگ نبود؟پس این حرکات مخالف فرهنگ یعنی چه؟چرا کسی نیست پاسخ بده؟
    چرا همه خوابیدن؟یعنی کارای این اقای سرپرست رو کسی از مسئولین نمیبینه؟

    • کتابدار می‌گه:

      نه هیشکه نمیبینه فقط خودت میبینی؟چی شده دم از فرهنگ می زنی برادر جمشیدیان؟
      این از اختیارات یک مدیره که نیروهاشو خودش انتخاب کنه. و در تمامی دنیا هم به این کار غیر فرهنگی نمی گن>

  • سید می‌گه:

    کاش 10 تا آدم …… مانند شما توی این نهاد بود.دست مریزاد رو سفیدمون کردی

    • حسن می‌گه:

      راست می گه آقا سید؟ اگه 10 مثل اقای جمشیدیان داشتیم الان کل استان پر بود از هو جنجال و سرو صدا؟

200x208
200x208