تاریخ درج خبر : 1393/02/05
کد خبر : ۲۶۱۶۷۲
+ تغییر اندازه نوشته -

من کاریکاتور می کشم، پس هستم! / از عدد هشت متنفرم!

سایت استان: وبسایت یوززدیس گفتگویی خواندنی را با احسان گنجی کارتونیست مطرح هم استانی انجام داده است که در پی می آید:

کی هستی و داری چی کار می کنی؟

احسان گنجی هستم ، کارتونیست (کاریکاتوریست) روزنامه‌های شرق و اعتماد و ابتکار و مجله خط‌خطی و یک روزنامه توقیف شده(!) . تا حالا در چند فستیوال بین المللی کارتون هم شرکت کردم و تعدادی هم جایزه داخلی و بین المللی به دست آوردم. خوشبختانه شغل اصلیم هنری نیست اما باید بگم متأسفانه یک کارمند اداری هستم. نقش یه ماشین حساب رو توی یک اداره بازی می کنم. همکارام اغلب فرق کارتون رو با کارتن نمی دونن و برخی دیگه هنوز به کاریکاتور میگه کالیکاتور ! همین کار منو راحت تر کرده چون می تونم آسته برم و آسته بیام . وقتی آزادی و زمان با هم آشتی باشند کارهای هنریم رو انجام میدم و برخی تعهدات مطبوعاتیم رو در دقیقه نود به دست روزنامه می رسونم با همین وجود از پرکارترین کارتونیستهای کشور هستم، هرچند می دونم وقتی کار آدم خوب نباشه پرکار بودن امتیاز نیست . قبل از کارتون ، ادبیات داستانی کار می کردم که در این زمینه هم چند جایزه کشوری دریافت کردم ، از جمله جایزه اول داستان نویسی دانش آموزی کشور در سال ۷۷ که اونو از خاتمی دریافت کردم ، خاتمی اون موقع خیلی خوش تیپ تر بود و برای دیدن من حسابی هم به خودش رسیده بود در حالیکه من حتی لباسامو اتو هم نزده بودم. عکس من و اون عکس یک روزنامه ها شد ، آخه اون موقعها با خاتمی عکس گرفتن کار بدی محسوب نمی شد! فعلاً ترجیح میدم منو به عنوان کارتونیست بشناسند چون کاریکاتور یه هنر جهانی و غیروابسته به جغرافیا و زبان هست و ضریب نفوذش بیشتره ، اهل تمجید و مدح نیست و نمیذاره فاصله هنرمندها و حکومتها از یه حدی کمتر بشه. من کاریکاتور می کشم چون به نظرم خیلی لذت بخشه که بتونی کاری کنی تا مردم به چیزی بخندن که موجب اندوهشون میشه. این کار آسونی نیست ، اگرچه آسون به نظر می رسه. اگه بخوام اهمیت این کارو در زندگیم نشون بدم باید مثل دکارت بگم : من کاریکاتور می کشم ، پس هستم! با این کار احساس زنده بودن می کنم و میتونم یه دنیای تازه باهاش خلق کنم و این خیلی ارضاکننده ست. حدود ۱۵ ماهه که یه پیج توی فیس بوک برای جدیدترین کارتونهام راه اندازی کردم که واکنش مثبت مخاطبها باعث شده کمتر احساس خستگی کنم.

از چه سخت افزارهایی واسه کار و زندگی استفاده می کنی؟‌

برای کارهای هنری سخت افزارهای زیادی در اختیار ندارم ، دلیل اصلیش هم همون چیزیه که بهش میگن کمبود امکانات اما شنیدم که میگن محدودیت خلاقیت میاره (البته من خودم خیال می کنم که گاهی عکسش هم صادقه و خلاقیت هم محدودیت میاره! اما این حرف به بحث فعلی ما مربوط نمیشه) در حال حاضر این سخت افزارها محدود به کاغذ ، روان نویس ، مداد ، اسکنر و یه لپ تاپه که همیشه در مساحت دو متر مربع از خونه پخش و پلا هستند. این دو متر مربع همه سهم من از آزادیه و تنها جایی از خونه ست که حق دارم توش ریخت و پاش کنم. متأسفانه بی استعدادترین آدم دنیا در پیدا کردن وسایل هستم و گاهی توی همین دو متر مربع برای پیدا کردن مدادم مثل احمقها دور خودم می پیچم و دست آخر خانمم با تکرار این تهدید که دیگه بهم کمک نمی کنه ، بهم کمک می کنه. با این وجود همین دومتر مربع برای من بهترین دو متر مربع جهان هست. گاهی توی همین دومتر مربع اینقدر وقت میگذرونم تا مثل مرد تنها در جزیره، ریشم به اندازه ای برسه که شرمنده ژیلتم بشم .اخیراً خانمم با پهن کردن یه تشک توی همین دومتر مربع ، اونو تبدیل به نرم ترین سخت افزاری کرده که دارم و باعث شده گاهی مثل گربه ها توش چرت بزنم. توی اداره هم غیر از کامپیوتر ، یه ماشین حساب نوری دارم که عدد ۸ش خوب کار نمی کنه و مدام باید بزنی روش تا عمل کنه. همین مسئله باعث شده که کلاً از عدد ۸ متنفر بشم !

از چه نرم افزارهایی استفاده میکنی؟

چند نرم افزار تخصصی مربوط به کارهای اداری دارم و همین طور مجموعه آفیس که سر و ته همه کارهای اداری رو با اونها هم میارم. نرم افزارهای هنریم از این هم کمتر هستند ، فقط با فتوشاپ کار می کنم چون بعد از اجرای خطی کارها روی کاغذ، اونها رو اسکن می کنم ، می برم توی فتوشاپ و اونجا پرداختشون می کنم. تکنیک پیچیده ای توی کارم نیست اما به جاش سعی می کنم ایده هام دست نیافتنی و سوژه هام مخصوص خودم باشه. به تجربه در کار اعتقاد دارم و اجازه میدم تکنیکم در گذر زمان صیقل بخوره و شخصیت بهتری پیدا کنه، به همین خاطر هیچ نرم افزار و سخت افزاری رو تحریم نمی کنم، از آدمیزاد دوپا هیچ چیزی بعید نیست ، ممکنه نسل بعدی با تکنیکهای امروز ما حال نکنن. تاحالا با قلم نوری و آی پد و اینجور چیزا هم کار نکردم و نمی دونم کارشون چه جوری میشه ولی جلوی همکاران کارتونیست طوری ادا درمیارم که نفهمن ازین چیزا تجربه ای ندارم ، همه ش میگم : نه بابا ، من کار روی کاغذو بیشتر دوس دارم ، کاغذ یه چیز دیگه ست!

Ehsan-Ganji- sarkoob motarezin

چه کتابی رو دوست داری و آخرین کتابی که خوندی چی بود ؟

من کتابخوان خوبی نیستم اما کتابها رو دوست دارم، از طرفی خیلی از کتابهای من متن ندارن و همه ش تصویره (مثل کتابهای کاریکاتور و کاتالوگ نمایشگاههای کاریکاتور) و نمی دونم ورق زدن چنین کتابهایی رو جزو مطالعه آدم به حساب میارن یا نه اما مهم نیست چون اگر هم به حساب هم بیارن سرانه مطالعه تغییر محسوسی نمی کنه. در کل نظریه های جامعه شناسی و کتابهای حوزه اندیشه و فلسفه رو دوس دارم (به شرطی که زیاد پیچیده نباشن) و رمانهای زیادی مثل صد سال تنهایی ، کوری ، کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد ، صید قزل آلا در آمریکا و … اما اگر مجبورم کنن که حتماً یه کتابو اسم ببرم باید با عصبانیت بگم: لعنتی! “عقاید یک دلقک”
آخرین کتابی که خوندم “وجدان بیدار” بود، همین کتاب باعث شد تا “اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری” رو هم بخونم که برخلاف انتظارم چندان ازش خوشم نیومد . البته دوست دارم در آینده کتابی از کارتونهام درباره آزادی منتشر کنم به شرطی که آزادی فضای نشر بیشتر از آزادی دومتر مربعی خودم باشه و خواننده ها هم مثل خودم تنبل نباشن!

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208