تاریخ درج خبر : 1393/02/09
کد خبر : ۲۶۶۱۴۶
+ تغییر اندازه نوشته -

شکاف نسل ها

سایت استان: مجید خرمی

 شکاف نسل‌ها ،مفهومی است که اختلاف فاحش روانی، اجتماعی، فرهنگی و تفاوت معنادار در بینش ، آگاهی، باورها، تصورات، انتظارات، جهت گیری‌های ارزشی و الگوهای رفتاری میان نسل های یک جامعه را در یک زمان مورد توجه قرار می‌دهد. * والدین فرزند را برای زندگی در آینده تربیت نمی‌کنند. معیارهای تعلیم ، تربیت ، سبک برخورد و رفتار اکثریت تربیت دهندگان تحت تاثیر آموزش های سنتی و الگوهای رایج قدیمی است. آنان تلاش می‌کنند با الگو قرار دادن خویش برای فرزندان ، جامعه موجود را استمرار دهند. این تربیت منطبق بر معیارها و باورهایی است که در سن و سال خودشان رایج و قابل قبول است، اگرچه برای فرزند نامفهوم وناخوشایندباشد. تصویر ناعادلانه و مخربی که گاهی بزرگ‌ترها از نسل جوان می‌سازند و آنها را به بی‌اعتنایی نسبت به آموزه‌های دینی، ریشه‌های تاریخی و شوون اصیل رفتاری متهم می‌کنند، نتیجه همین ناتوانی در انتقال مفاهیم، دریافت بازخورد و اختلافات ناشی از رابطه ناقص است * شرایط اقتصادی عامل دیگری است که، افراد هر نسلی را به مقایسه با نسل‌های دیگر وامی‌دارد . مناسبات عقیدتی و رفتاری آنان را تا حد خودرایی و خویشتن‌مداری توجیه می‌کند. استقلال اعضای یک نسل و برآورده کردن انتظارات نیز در گرو توانایی اقتصادی است و تحقق نیافتن آنها به نارضایتی و فاصله میان نسل‌ها می‌انجامد. یک مثال در این باره مشکلات ناشی از بالا رفتن سن ازدواج است. پسر جوانی که تا 30 سالگی در خانه پدرش می‌ماند، با مقایسه شرایط خود و پدر به این نتیجه می‌رسد که وی الگوی مناسبی برای زندگی‌اش نیست چون ساختارساختار متفاوتی دارد . این الگوزدایی رابطه دختران و مادران را نیز شامل می‌شود و به انزوای ذهنی یک نسل با اسلاف خویش دامن می‌زند. بی‌پاسخ ماندن نیاز یک نسل به استقلال‌طلبی و نداشتن توانایی مالی برای ترک خانواده اولیه و تشکیل خانواده‌ای جدید با معیارها و آرمان‌های نوین، هویت حقیقی و آرمانی وی را مخدوش می‌کند و با ادامه این روند، شکاف میان نسل‌ها عمیق‌تر و مخرب‌تر می‌شود. * مقاومت منفی در برابر تغییر ارزش‌ها از دلایل دیگر است .دختران امروزی برخلاف مادرانشان مهارت‌هایی نظیر آشپزی، دوخت و دوز و صنایع دستی را ارزش تلقی نمی‌کنند ، نوع و نگرش مادران را در طرز لباس پوشیدن ،برخورد با جنس مخالف و صدها مورد دیگر ایدئولوژی و رفتاری برخود لازم نمیدانند. اصرار مادران بر یادگیری این مهارت‌ها اغلب محل مناقشه و تقابل می‌شود. حتی اصرارها و انکارها در این باره به جدل درباره حقوق زن در خانواده و اجتماع می‌انجامد و موجب تضادهای بیشتر می‌شود.در حالی که اعتقاد آنها بر این است که؛ دختران نسل‌های جدید با مردانی از نسل خودشان ازدواج می‌کنند و به هر ترتیب با تفاهم متقابل ، با مشکلات ومسائل برخوردمی کنند. علاوه بر این، یادگیری چنین مهارت‌هایی، بنا به اقتضای زندگی الزامی می‌شود و مانند آداب کودک‌داری هر زمانی که لازم باشد فرا گرفته می‌شود. با پذیرش مثبت درباره تغییر ارزش‌ها، هر چند بر نادرست یا کاذب‌بودن آنها اصرار باشد، حداقل پیوندهای عمیق خانوادگی گسسته نمی‌شود، موضعگیری‌های غیرمنطقی بر مشکلات نمی‌افزاید، جای ارزش‌های قدیمی خالی نمی‌ماند و ارزش‌های نوین در میان نسل‌های جدید پذیرفته و درونی می‌شوند که در هر صورت مقاومت در برابر آنها بر مشکلات شکاف‌ نسل‌ها می‌افزاید. * دیگر آنکه ؛جهان مدرن با تبلیغات پیوند خورده است. انتفاع اقتصادی از راه‌های مختلفی نظیر ترویج مد و تبلیغ مصرف‌گرایی، زیاده‌خواهی و راحت‌طلبی بر مناسبات اجتماعی تاثیر می‌گذارد و توقعات جدید و بی‌سابقه می‌آفریند.نسل نوپا نیز به فراخور سن و روحیه کمال‌گرایی خود ،به مطالبه این توقعات جدید می‌پردازد و برآورده‌نشدن انتظارات ،سبب نارضایتی آنها می‌شود. ناگفته پیداست ،نارضایتی بتدریج به افزایش فاصله‌ها و حتی خصومت منجر می‌شود و میان نسل‌ها تضادهای نامعقول رفتاری به وجود می‌آورد. اسکار وایلد، نویسنده ایرلندی در این باره سخن نغزی دارد که ذکرش خالی از لطف نیست. به زعم وی: «وقتی همه با من هم عقیده می‌شوند تازه احساس می‌کنم که اشتباه کرده‌ام» * عدم پذیرش تفاوت دیدگاه‌ها درجامعه می تواند نوع تازه ای از ناهنجار یها را شکل دهد . هنگامی که فرد – یا نسلی – تنها دیدگاه ویژه‌ خود و هم گروه های سنی اش را تاییدو پذیرش کند، یا از شنیدن نظر مخالف سر باز زند، زمینه‌های جدایی میان افراد فراهم می‌آید.عدم پذیرش رفتارهای دگرگونه نسل جوان، که تا حدودی در بین گروه همسالان رایج و پذیرش شده است، نیز شکل تازه و فضای جدیدی ایجاد می کند که حتی میتواند به بروز ناهنجاری،و پذیرش بزهکاری خاصی در بین جوانان هم سن منجر گردد. * اعمال محدودیت‌های نابجا، از شایعترین عوامل ایجاد فاصله است.والدین اغلب فرزندانشان را در معرض خطر و تمایل به آن فرض می‌کنند. آنها اراده و اختیار نسل‌های جوان را برای پرهیز و امتناع قبول ندارند و همواره می‌کوشند با نظارت دقیق ، جوانان را از آسیب‌ها مصون نگه‌دارند.اعمال محدودیت درباره دوست‌یابی، نحوه لباس پوشیدن، معاشرت ، حتی صحبت و اظهار‌نظر کردن ،تفاوت‌های فکری و نحوه رابطه میان نسل‌ها را به‌صورت منفی تقویت کرده و راه‌ زندگی آنان را از یکدیگر جدا می‌کند. تجربه‌ سال‌های اخیر نیز گواهی می‌دهد محدودیت‌ و محرومیت، آنجا که نابجا یا بیش از اندازه باشد، نتیجه کاملا معکوسی در پی دارد ومنجر به مخفی‌کاری و تضعیف رابطه صادقانه خانواده می شود. شکاف نسل‌ها جامعه را از تکاپو و اشتیاق نسل‌های جوان و تازه نفس محروم می‌سازد و عرصه را بر خلاقیت و نوآوری تنگ می‌کند. جامعه را از تبدیل شدن به یک پیکر واحد باز می‌دارد، انسجام سازنده آن را برهم می‌زند. تجارب پرسابقه و مهارت‌های ارزشمند رفتاری و عملکردی نسل‌های زنجیروار را عقیم می‌گذارد و راه‌های پیشرفت را مسدود می سازد. جو اعتماد را از بین برده و منافع فرد را بر مصالح جمعی مقدم جلوه می‌دهد. شکاف نسل‌ها در میان اعضای خانواده اختلاف و پرخاشگری به‌وجود می‌آورد و بحران‌های بیرونی را به محیط امن و آرام خانواده می‌کشاند، برحجم عصیان اجتماعی می‌افزاید و موضع‌گیری افراد و گروه‌های سنی علیه یکدیگر را در عرصه‌های مختلف موجب می‌شود، پیوند‌های عاطفی را که لازمه حیات اجتماعی انسان است بتدریج ضعیف می‌کند و بیگانگی افراد یک خانواده، فامیل،‌ محله و شهر را با یکدیگر رقم می‌زند. شکاف نسل‌ها بحرانی است که بحران می‌آفریند.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

200x208
200x208