تاریخ درج خبر : 1393/02/12
کد خبر : ۲۶۷۵۱۹
+ تغییر اندازه نوشته -

پند و اندرزهای معلم سال اول ابتدائی ام

سایت استان: غریب واحدی پور

(به بهانه روز معلم )

معلم سال اول ابتدائی ام که دیسیپلین خاص او هنوز از خاطرم محو نشده ، بواسطه نرم افزار خوش بینی و مثبت اندیشی برگرفته از شیر مادر وتقویت شده با تربیت خانوادگی که محرک سخت افزار وجوداوست هنوز با گذر بیش از سه دهه و نیم و گمانم سال ها پس از بازنشستگی به حول و قوه حق پر انرژی،با پرستیژوخوش سیما مانده است، با هیبت و هیمنه قدیم هم ابراز وجود می کند …

از قضا زبان شیرین ،صراحت لهجه و ادبیات جذاب او در ترکیب با سایر خصوصیاتش صدا و سیمایش را نیزشنیدنی و دیدنی کرده است .
روزی در مجلس ختمی نشسته بودم که با همراهان وارد شد،پس از نشستن و طبق سنت معمول قرائت حمد و سوره فی البداهه لب به سخن گشود که حس معلمی و شاگردی دوباره در وجودم زنده شدو از فرمایشات اونیز بسیار لذت بردم .
از اینرو تصمیم گرفتم ،چکیده این سخنان عبرت آموز را ضمن تقدیم به معلم سال های دورم جناب آقای عبدالله صفاری با مخاطبانی که برخی از آنان دوستان و هم کلاسی هایم بوده و نوروز امسال رؤیت سیمایشان توتیای چشم هایم، محبت بی شائبه و غرورآفرینشان اکسیر حیاتم گردید و ابراز لطف بی کرانشان به هرمناسبت ودر هر شرایطی هم شرمنده ام می کند،بشرح ذیل به اشتراک بگذارم.
-سال ها چون برق و باد می گذرد،گویا همین دیروز دانش آموز بودیم ودرس می خواندیم.یک مرتبه هم سن و سال های ما یا پیر شده و از صورت افتاده اند ویا در قبرستان آرمیده اند.
خدا شاهد است پایم که به قبرستان می رسد سخنان همه دوستان دوران جوانی ام در ذهنم می پیچد.
سال1351 در لردگان معلم بودم ،اخیرا” سفری به آنجا داشتم ،داستان اصحاب کهف برایم عینا” تداعی شد.از همکاران آن هنگام که کسی را در گیتی نیافتم ،بچه های آنها و دانش آموزانی را هم که سعادت دیدارشان نصیبم شد،اغلب از خودم پیرتر شده بودند.
اکنون این سخن یکی از اصحاب کهف را در ک می کنم ،که می فرمود،”عمر طولانی این عیب را دارد که انسان در سوگ فقدان بسیاری از عزیزانش می نشیند.”
علاوه برآن با گوشت ، پوست و استخوان درک می کنم که چگونه نوح نبی پس از آنکه قریب به یک هزاره عمر می کند،هنگام قبض روح از ملک الموت می خواهد که تا رسیدن به زیر سایه درختی به او فرصت دهد.
پس از اجابت خواسته اش اظهار می کند ،که” این همه عمر به اندازه زمان طی مسافت تا رسیدن به زیر این درخت بود.”
با این وجود انسان غافل است،هر دوره ای از عمر به گونه ای در دام دنیای فریبنده گرفتار می شودو از عاقبت امر غافل می شود.
به همین علت دل خوشی اکنون عده ای ازما ساختن ساختمان های بلندو آهن و مصالح روی هم گذاشتن است.
بنابراین،داستان ما در طی دوران عمر به کرم ابریشم می ماند که به پیله تنیدن پیرامون خود تا آنجا ادامه می دهد که راه خروجش مسدود شده و در پیله های خود جان می دهد.
صدالبته دنیا به ذات خود عیبی ندارد ودر تمامی قرون و اعصار عرصه ظهور بزرگان جامعه بشری بوده است.اما اشکال در روش مواجه با اندوخته های دنیوی است.
گروهی با قدرت و دارائی خود در دنیا به تعبیری حکومت و در مقابل گروه دیگری خدمت می کنند.
آنچه که به فساد ،تباهی و عاقبت تلخ منتهی می شود،خودکامگی و تصاحب مال و منال دنیا بدون از توجه به معیارهای انسانی ،اسلامی و کرامت انسان ها است.نه بکار گیری قدرت برای خدمت به خلق الله و رقم زدن عاقبتی خوش که بدون شک هدف غائی خلقت انسان است.
باآن امید که فرجام زندگی ما با انتخاب سبک مطلوب به عاقبت نیک منتهی گردد.

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • كشاورز/بندرلنگه می‌گه:

    بیانات شما مهندس عزیز ما را یاد کلاس اول ابتدایی انداخت معلم خوبم جناب آقای بهگام بود یادش بخیر .آرزوی سلامتی برای ایشان وتمامی معلمان زحمتکش وشما مهندس عزیز

  • مارال می‌گه:

    عالی بود… سپاس

  • میرمصطفی عبدالهی می‌گه:

    در دایره ای کامدن و رفتن ماست/آنرا نه بدایت نه نهایت پیداست

    کس می نزند دمی در این معنی راست/کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست
    بسیار عالی

200x208
200x208