تاریخ درج خبر : 1393/02/14
کد خبر : ۲۶۸۹۰۴
+ تغییر اندازه نوشته -

” بحرانِ سیاست در اینجا “

سایت استان: محسن خرامین

دانشجویان دکتر کریم مجتهدی استاد فلسفه ی دانشگاه تهران نقل می کنند :استاد ابتدای هر ترم از دانشجویان جدید خود می پرسد :به من بگویید از بد حادثه اینجا به پناه آمده اید یا آمده اید که در فلسفه سکنی بگزینید .

واقعیت نظام آموزشی  آن است که ماها  معمولا از بد حادثه به علوم انسانی پناه می بریم و گاه اولویت آخر و اجباری مان رشته های علوم انسانی است

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم            /        از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

نظام آموزشی در ایران متاثر از شرایط بازار کار،اجبار والدین و جامعه می باشد و به ندرت اتفاق می افتد که دانش آموز ایرانی با رغبت و آگاهی قبلی مسیر و رشته مورد علاقه اش را انتخاب نماید .ضعف در سیستم آموزشی که بخشی از ساختار بوروکراتیک و دیوان سالار کشور محسوب می شود و مبتنی بر مدرک گرایی است نتیجه ای جز نخبه  کشی و هدر رفت استعدادها و از اعتبار انداختن رشته ها نخواهد داشت .

در این بلبشوی آموزشی  حکایت علوم انسانی و با درجه ی بالایی علم سیاست بسیار نگران کننده تر می باشد .

در نگاه اول رشته ی علم سیاست ،رشته ای بدون آینده و دارای خطرات و ظلمات به حساب می آید و حتی به صورت اشتباه نام آنرا استعمال می کنیم و «علوم سیاسی»به کار می بریم در حالی که طبق مصوبه ی استادان علم سیاست در بخش فرهنگی سازمان ملل یونسکو توصیه شده است که علم سیاست به صیغه ی جمع به کار برده نشود چون مجموعه دانش هایی که این علم را به وجو آورده اند به علم واحدی تبدیل شده اند.

در سالیان گذشته تلاش های زیادی صورت گرفت تا این علم را از موجودیت و اعتبار بیندازند و آنرا اخته نمایند و به یک شیر بی یال دم و اشکم تبدیلش کنند . در تعاریف و محتوای آن دست برده شد و بسیاری از اساتید مجرب و سرشناس علم سیاست را از دانشگاه ها اخراج و یا مجبور به بازنشستگی نمودند که در راس آنان می توان از دکتر بشیریه ،دکتر سمتی و دکتر شاهنده   نام برد .

«همه چیز سیاسی است» یک گزاره ی حکومتی است و صدا و سیما مدام با باد در غبغب انداختن سعی دارد سیاسی بودن همه مردم را به رخ همه ی جهانیان بکشاند و از آن به عنوان گزینه ی روز میز خود یاد می کند .

اما کماکان در فضای آکادمیک و غیر آکادمیک بستر ورود به سیاست و کارهای سیاسی مهیا نیست . احزاب اجازه فعالیت ندارند و مترادف با «جنودالشیطان» دانسته می شوند .

ناکارآمدی سیستم آموزشی و «هراس» زایی(terror) نسبت به سیاست موجب می شود که بسیاری به صورت اتفاقی و یا اشتباهی به سمت رشته هایی چون کشاورزی ،بهداشت ،ریاضی و ….بروند و بعد از دریافت مدرک و چند صباحی کار و فعالیت تازه فیل شان هوای هندوستان  کند و متوجه   شوند که علاقه آنان علم سیاست است و در تحصیلات تکمیلی که باید فرصت پژوهش و تحقیق باشد به سراغ علم سیاست می روند که معمولا آنرا به چشم مدرک صرف و ژست نگاه می کنند که خروجی این مدل از تحصیل چیزی جز رساله های copy/past نمی باشد .

البته ایراد چندانی بر تغییر رشته وارد نیست و بسیاری از چهره های مطرح حوزه اندیشه چنین اتفاقی را تجربه کرده اند . و هر گاه کسی متوجه شود که رشته مورد علاقه اش رشته دیگری است و یا در حوزه ی دیگر توانایی بیشتری دارد مجاز است این تغییر را انجام دهد اما زمانی این اتفاق ارزشمند است که با عمق و تلاش فراوان همراه باشد .

به بحث برگردیم ،دکتر سید جواد طباطبایی که خود نیز از اخراجی های علم سیاست نظام دانشگاهی هستند می گوید:فهم عمومی ایرانیان از سیاست از سطح نازل روزنامه نگاری که به طور کلی گزارش اتفاقات سیاسی است فراتر نمی رود  که البته خیلی ها از روزنامه و نام آن نیز بیزارند و از همین مورد نیز محروم. و این در حالی است که موعد گپ و محفل خصوصی و حتی عمومی همه مدعی هستیم و لبریز از آگاهی کاذب و ادعا .

معضلی که البته در همه ی حوزه ها و بخش ها به چشم می آید . در عرصه ی دیپلماسی با فقدان دیپلمات و بحران مواجه هستیم اما صداو سیما پر از رهگذران اصناف مختلف است که راجع به توافق نامه ی ژنو نظر می دهند و بحران اوکراین را کارشناسی می کنند و یکی هم در یاسوج پیدا می شود که دنبال اوباما«سر تیله ماری» است تا اگر او را دید با  چماق و یا تفنگ بزندش. حالا شما فرض کنید که اگر مجموعه ی مشاورین و مترجمین اوباما جمع شوند احتمالا نخواهند توانست برای او روشن کنند که «سر تیله ماری» یعنی چه؟

اینجا همه چیز سیاسی است و بسیاری ها کارشناس خودساخته .همان گونه که در دنیای فوتبال اگر بیشتر ایرانی ها دوشنبه شب ها به جای عادل فردوسی پور برنامه نود را مجری گری نمایند خوب می توانند ا زعهده ی این کار برآیند و خوب از فوتبال و حواشی آن سر در می آورند در حالی که در واقعیت صاحب  یکی از بی نظم ترین،بی برنامه ترین و ناشفاف ترین فوتبال ها در دنیا می باشیم .

سال 1384 نیز وقتی ریچارد رورتی فیلسوف پراگماتیست آمریکایی به دعوت مرکز گفتگوی تمدن ها به تهران آمد و در برنامه ی سخنرانی خود با انبوه مخاطب مواجه گردید با حیرت به موضوع نگاه کرد و گفت:در جلسات فلسفی ما در غرب 40 تا 50 نفر می آیند ،اما اینجا صدها نفر آمده است و این خیلی عجیب است . قطعا در ذهن او این سوال موج می زد که چرا با وجود چنین جمع علاقه مند و پیگیری ایرانی ها فیلسوف و اندیشمند جهانی ندارند .

نکته جالب توجه و البته تراژیک این حکایت غم انگیز انجاست که علی رغم فقدان اندیشمند در حوزه های مختلف فلسفه، سیاست،حقوق  و اقتصاد فارغ التحصیل این رشته ها  از شمار خارج می باشند  که باز همین جمع در سایه بی توجهی و عدم برنامه ریزی به کنج خانه ها پناه برده اند و در حال مطالعه ی مجلات sms   و یا تماشای سریال های ماهواره ای هستند و فارغ التحصیلان دیگر رشته ها که آنها هم باید جای دیگری می بودند اینجا مشغول به خدمت می باشند .

هیچ اماری از مجموع سیاسیون و فعالین  این عرصه در استان کهگیلویه و بویراحمد موجود نیست که بداینم چه تعداد از آنان حقوق ،سیاست ،اقتصاد ،جامعه شناسی ،ارتباطات و…خوانده اند و شاید هم اگر باشد تعدادشان به انگشت تان دو دست نرسد . اینجا نه تنها فارغ التحصیل علم سیاست کم پیدا می شود که رجل سیاسی نیز کیمیا است .

به اصطلاح سیاسیون اینجا نتیجه ی دوستی های محفلی و قومی است و همه رزومه ی سیاسی  اکثر حضرات چیزی جز عکس ها ی تصادفی با شخصیت های حکومتی نیست .

چند وقت پیش تصاویر دیدار یکی از نمایندگان سابق استان با آقای هاشمی رفسنجانی منتشر شد که در تصاویر افرادی دیده می شد که حتی آداب پوشش سیاسی را نمی دانستند و تنها به درد حضور در مراسمات فاتحه خوانی می خوردند .

اینجا همه چیز عجیب و محیر العقول می باشد ؛مدام گروه و تشکیلات سیاسی با عناوین ساختگی اعلام موجودیت می کنند ،همه در همه چیز اظهار نظر می کنیم ،خود می گوییم و خود می خندیم  و خود برای خود کامنت می گذاریم .

فضای فیس بوک پر از از تعارفات و رفتارهای بچه گانه و خاله زنکی می باشد و در این دولت «همه صحاب»همه خود را اعتدالی می خوانند و قس علیهذا….

کار سیاسی همچون جرم سیاسی هنوز تعریف روشن و مشخصی پیدا نکرده است و پرداختن به آن و آسیب شناسی آن در این جستار نمی گنجد اما با این اوصاف این وجیزه حق مطلب را به درستی ادا نکرده است اگر به یک موضوع دیگر اشاره نکند و آنهم ظهور و بروز جوانان و چهره های مستعد و خوش آتیه در سطح استان می باشد که با مطالعه عمیق و تلاش  مضاعف در حال رشد و بالندگی هستند و حضور و حرکت آنان در این مسیر علی رغم سرزنش های خار مغیلان می تواند به رشد و توسعه سیاسی ،اجتماعی  و اقتصادی استان و کشور کمک نماید.

 

خبرهای مرتبط

در صورتی که نظر ارسالی شما طولانی شود، با تأخیر بررسی و تأیید می‌شود.

نکته: نظر شما در انتظار بررسی است و پس از تایید مدیریت در سایت نمایش داده میشود..

  • لهراس کر عیدی می‌گه:

    محسن جان سیاسی کاران جای سیاستمدارن را گرفته و به نان و نوایی رسیدندبر ماست که بر ماست ما مردمی هستیم که نسخه های مختلف برای مدیریت جهان پیچانده ایم اما در عمل…….؟؟؟

  • علی می‌گه:

    احسنت تو این سایت کم مطلب با مطالعه خوندم

200x208
200x208